آوازک

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

خوش اومدی دوست عزیز ( پست ثابت )

ashk | دوشنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۱۱ ب.ظ | ۱۳۱ نظر

 

 







 
  • ashk

آیا ابلیس از ملائکه بود یا جنّیان؟

ashk | شنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۸، ۰۴:۴۷ ب.ظ | ۰ نظر

در موضوع این‌که ابلیس، از فرشتگان بود یا از اجنّه، دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد:

  • ابلیس از فرشتگان است: این قول به مفسّران صدر اسلام و متقدّم؛ مانند: ابن‌عباس، ابن‌مسعود، قتاده و مسیّب نسبت داده شده است.[1]
  • ابلیس، از جنّیان است: اکثر عالمان و متفکران مسلمان، ابلیس را از جنس جنّ می‌دانند؛ چنان که شیخ مفید8 و شیخ طبرسی8 آن را مذهب امامیه دانسته‌اند.[2] فخر رازی و زمخشری آن را مختار اکثر اهل‌سنّت ذکر می‌کنند.[3]

قبل از بیان پاسخ، لازم است مفردات کلیدی این پاسخ، یعنی «شیطان»، «ابلیس»، «فرشته» و «جنّ» را به طور خلاصه بررسى کنیم.

  • ashk

در این باره نقل‌های مختلفی وجود دارد؛ از جمله:

  • ashk

واضح است که هیچ کتابی به جز قرآن که وحی‌الهی و مصون از خطا است را نمی‌توان به طور کامل معتبر شمرد و بدون تحقیق آن را پذیرفت مخصوصاً کتابی که در علوم نقلی و تاریخی است نه عقلی و استنباطی. اعتبار یک کتاب به مطالب داخل آن است و اعتبار مطالب نیز باید هر کدام جداگانه بررسی شود. اگر تمام مطالب، بعد از بررسی، معتبر شمرده شدند، می‌توان گفت که آن کتاب، یک کتاب صددرصد معتبر است، و اگر مطالبی غیرمعتبر در آن کتاب یافت شد، به همان درصد و اندازه، از اعتبار کتاب کم می‌شود.

تاریخ طبری نیز از این قاعده مستثنا نیست و نمی‌توان به صورت کلّی گفت که کتابی معتبر یا غیرمتعبر است، بلکه باید همان مطلب مورد نظرمان را که در کتاب آمده بررسی کنیم تا پی به اعتبار و عدم اعتبارش ببریم. به طور کلّی می‌توان گفت که تاریخ طبری کتابی است که هم مطالب معتبر در آن یافت می‌شود و هم مطالب غیرمعتبر که شناخت آنها نیازمند تحقیق و پژوهش است. خود طبری هم به این مطلب اذعان دارد. او در ابتدای کتابش می‌نویسد:

«خواننده کتاب بداند، آنچه در کتابم آورده‌ام، تکیه بر گفته راویان بوده است نه حجّت و استنباط عقلی جز در موارد اندکی. اگر به مطالبی برخوردید که تعجب شما را برانگیخت و برای شما قابل قبول نبود، بدانید که این مطالب از من نیست و فقط آنها را از قول ناقلان برای شما نقل کرده‌ام.»[1]

بنابراین خود طبری نیز به این امر اذعان دارد که این کتاب، فقط یک جمع‌آوری از اقوال افراد است و اعتبار و عدم اعتبار آن نیازمند تحقیق و پژوهش است.



[1] - تاریخ طبری (تاریخ الرسل و الملوک)، محمدبن جریر طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، شابک دوره: 6-199-331-964، چاپ ششم 1383، انتشارات اساطیر، جلد اول، ص6

  • ashk

فرقه بیانیه(بنانیه) چه فرقه‌ای است؟

ashk | پنجشنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۸، ۱۱:۵۶ ق.ظ | ۰ نظر

فرقه بیانیه، فرقه‌ای از غالیان شیعه و طرفداران «بیان بن سمعان»‌ هستند. بیان بن سمعان از نژاد عرب بود. برخی منابع از او با عنوان «تمیمی» یاد کرده‌اند، اما شواهد محکمی وجود دارد که او ارتباطی با این قبیله نداشته است. به قول برخی، قول صحیح آن است که او از قبیله «بنونهد»، یکی از قبایل جنوب عربستان (یمن) بوده است.

  • ashk

حقیقت این است که اندیشه شیعه، ریشه در سخنان رسول‌اکرم(ص) دارد و تأکید این مکتب بر پیروی اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) از سرچشمه وحی سیراب می‌گردد. نیازی نیست در اینجا احادیث معروف و متواتری چون ثقلین و سفینه را بازخوانی کنیم، چرا که نقل آن‌ها، نُقل مجالس و زینت‌بخش کتاب‌های روائی شیعه و سنّی است، و هیچ محققِّ مُنصفی را یارای انکارشان نیست.

نکته درخور توجه این است که نه تنها فکر و اندیشه شیعه، بلکه خود این واژه پیشینه‌ای دیرینه دارد. به نقل نوبختی، مورّخ و متکلّم قرن سوّم هجری، در زمان پیامبرگرامی‌اسلام(ص) چهار نفر از اصحاب برجسته ایشان (مقداد، سلمان، ابوذر و عمار) شیعه حضرت علی(ع) خوانده می‌شدند.[1]

همچنین سیوطی[2] (911-849 هـ. ق) اندیشمند بزرگ اهل‌سنّت، در تفسیر آیه شریفه هفتم سوره مبارکه بیّنه[3] به نقل از جابربن عبدالله[4] چنین می‌نگارد:

  • ashk

اولین فرقه شیعی در چه زمانی پدید آمد؟

ashk | دوشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۸، ۰۳:۱۱ ب.ظ | ۰ نظر

تا زمان امام حسین(ع)، مذهب شیعه در اتّحاد به سر می‌برد. ظهور فرقه‌های شیعی در میان صفوف شیعه، از زمان انتقال امامت به امام زین‌العابدین(ع) آغاز شد.[1] که باعث اختلاف و تفرقه‌ای در میان شیعیان شد و کسانی که انحراف فکری و اعتقادی داشتند، امامت آن امام(ع) را انکار کردند. ظاهراً اولین این فرقه‌ها، فرقه «کیسانیه» بوده است که به امامت «محمدبن حنفیه»[2] معتقد شدند.[3]

البته باید توجه کرد که کیسانیه، اولین فرقه شیعی در بحث تعیین مصداق امام بودند. ولی در بحث کیفیّت و ویژگی‌های امامت، شاید بتوان گفت که «غُلاة» اولین فرقه شیعی بودند که برای امام علی;، مقامی فوق بشری و خدائی قائل بودند و یا تصور می‌کردند که خداوند در او حلول کرده است. گفته می‌شود که اینها(غُلات) همان فرقه «سبائیه» هستند که به دست «عبدالله بن سبا» پدید آمد.



[1] - شیعه در برابر معتزله و اشاعره(الشیعة بین الأشاعرة و المعتزلة)، هاشم معروف‌الحسنی، ترجمه سیدمحمدصادق عارف، نشر بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، چاپ اول 1371، ص 76 و 77

[2] - محمد بن حَنَفیه(۱۶-۸۱ق)، فرزند حضرت علی; و خوله حنفیه (دختر جعفر بن قیس) و از طبقه اول تابعین است. گاه از او با نام «محمد بن علی» یاد می‌شود و او را «محمدِ اکبر» هم گفته‌اند.

[3] - رازی، گرایش‌ها و مذاهب اسلامی، ص۱۳۴ و بغدادی، الفرق بین الفرق، ص ۲۷

  • ashk

اولین فرقه اسلامی، «خوارج» بودند که در ماجرای جنگ صفّین و اختلاف بر سر حکمیّت به وجود آمد. پیش از ظهور خوارج، مسلمانان تنها به دو دسته بودند:

  • اهل‌سنّت: که جانشینی حضرت علی(ع) را بعد از پیامبراکرم(ص) نپذیرفتند و به اَبوبکر بن ابی قُحافه(خلیفه اول) و عمربن خطّاب(خلیفه دوم) و عثمان بن عفّان(خلیفه سوم) روی آوردند.
  • شیعیان: که بعد از پیامبراکرم(ص)، جانشینی و امامت حضرت علی(ع) را پذیرفتند و به آن حضرت(ع) تمسک جستند.[1]


[1] - شیعه در برابر معتزله و اشاعره(الشیعة بین الأشاعرة و المعتزلة)، هاشم معروف‌الحسنی، ترجمه سیدمحمدصادق عارف، نشر بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، چاپ اول 1371، ص 75 و 76

  • ashk

خوارج با اینکه یکی از فرقه‌های اسلامی است، در بسیاری از احکام و اندیشه‌ها با اهل‌سنّت هم‌رأی است ولی با مذهب شیعه تقریباً هیچ توافقی ندارد. علّت و منشأ آن این است که همه فرقه‌های خوارج بر تکفیر حضرت علی(ع) و پیروان آن حضرت(ع) هم‌عقیده و متّفقند، در حالی درباره صحابه پیشین و خلافت خلفاء با اهل‌سنّت هم‌رأی می‌باشند. از همین‌رو افکار و احکام خوارج به اهل‌سنّت گرایش پیدا کرده است، در حالی که تقریباً هیچ توافقی میان خوارج و مذهب شیعه وجود ندارد.[1]



[1] - شیعه در برابر معتزله و اشاعره(الشیعة بین الأشاعرة و المعتزلة)، هاشم معروف‌الحسنی، ترجمه سیدمحمدصادق عارف، نشر بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، چاپ اول 1371، ص 75

  • ashk

بعضی از مهم‌ترین علل عبارتند از:[1]

  • افراط‌گرائی: از جمله موضوع تکفیر که با کمترین بهانه‌ای برچسب کفر و ارتداد به یکدیگر می‌چسباندند و حکم اعدام و قتل صادر می‌کردند. می‌توان گفت موضوع تکفیر، اصلی‌ترین موضوعی بود که تقریباً تمام اقدامات و جنبش‌های خوارج بر آن تمرکز داشته است.
  • عدم وجود رهبر و فرمانروا: خوارج با همه توانائی و بردباری در برابر سختی‌ها از رهبری که کاملاً مطیع آن باشند، بی‌بهره بودند و در برابر فرماندهانی که جنبش‌ها و جنگ‌های آنها را رهبری می‌کردند، به اطاعت تن در نمی‌دادند. از این رو در بسیاری از موارد به ساده‌ترین علّتی اختلاف و جنگ در میان آنها در می‌گرفت.
  • خروج از اصول اسلام: بسیاری از تندروی‌هائی که در احکام و عقائد خود داشتند، کاملاً با ظواهر و نصوص آیات و روایات در تضاد بود و با اصول اسلام منافات داشت. به عنوان مثال یکی از رهبران آنها به نام «یزید بن انیسه» ادّعا کرد که خداوند در آینده، پیامبری از میان عجم بر می‌انگیزد و کتابی به همراه اوست که شریعت محمدبن عبداللهa را منسوخ می‌کند.
    همچنین، «میمون عجردی» که یکی از فرماندهان آنها بود، ازدواج با دختران اولاد و دختران برادرزادگان و خواهرزادگان را حلال شمرد. دسته‌ای دیگر از آنها مدّعی شدند که سوره یوسف; از قرآن نیست.

اینها عواملی بود که مسلمانان را وادار به پرهیز و احتیاط در مقابل آنها، و خوارج را باعث تضعیف در مقابل دشمنانشان می‌کرد.



[1] - شیعه در برابر معتزله و اشاعره(الشیعة بین الأشاعرة و المعتزلة)، هاشم معروف‌الحسنی، ترجمه سیدمحمدصادق عارف، نشر بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، چاپ اول 1371، ص 70 و 71

  • ashk

اَزارقه[1] از آنجا که بسیار در امر دین سخت‌گیر و افراطی بودند و به هر بهانه‌ای برچسب کفر و شرک و قتل بر افراد می‌چسباندند و به هیچ‌وجه عقل و ذهن منعطفی نداشتند، لذا این امر باعث می‌شد که همیشه از همین افکار و اعمال، ضربه بخورند. مخالفان ازارقه و خوارج نیز چون از این امر آگاهی داشتند، همیشه سعی می‌‌کردند که برای تضعیف و ایجاد تفرقه بین آنها، از همین امر بهره‌برداری کنند.

یکی از افرادی که از ظاهربینی و انجماد عقل ازارقه برای مقابله با آنها بهره برد، «مهلب بن ابی صُفره»[2] بود. در جلد اول شرح نهج‌البلاغه ابن ابی‌الحدید آمده است:[3]

  • ashk

خوارج، عثمان را تکفیر می‌کردند و با آن بسیار مخالف بودند. آنها علّت کفر عثمان را این می‌دانستند که وی از خویشاوندانش بی‌جهت حمایت کرده و با این که بدرفتاری و بی‌اعتنائیِ آنها را نسبت به اسلام و مبادی آن می‌دانسته، آنان را بر مؤمنان، حاکم و فرمانروا قرار می‌داده است.

با همه اختلاف موجود میان خوارج، آنها بر تکفیر حضرت علی(ع)، عثمان، طلحه، زبیر و عایشه اتّفاق‌نظر داشتند و بالعکس، خلافت ابوبکر و عمربن خطاب را خلافتی مشروع و پسندیده می‌دانستند.[1]



[1] - شیعه در برابر معتزله و اشاعره(الشیعة بین الأشاعرة و المعتزلة)، هاشم معروف‌الحسنی، ترجمه سیدمحمدصادق عارف، نشر بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، چاپ اول 1371، ص55

  • ashk

خوارج به سبب دو امر حضرت علی(علیه السلام) را تکفیر می‌کردند:[1]

  • نخست اینکه او در دین خدا در ماجرای جنگ صفّین، داور و حَکَم قرار داد و حکمیّت را پذیرفت.
  • دوّم اینکه در متن قراردادنامه صفّین، که میان حضرت(ع) و معاویه منقعد شد، حضرت(ع) راضی شد که لقب «امیرالمؤمنین» را از ابتدای نامش، در متن قرارداد، حذف کنند.


[1] - شیعه در برابر معتزله و اشاعره(الشیعة بین الأشاعرة و المعتزلة)، هاشم معروف‌الحسنی، ترجمه سیدمحمدصادق عارف، نشر بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، چاپ اول 1371، ص 55؛

  • ashk

«ذوالثّفنات» به چه معناست و لقب چه کسانی است؟

ashk | دوشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۸، ۱۱:۲۶ ق.ظ | ۰ نظر

«ذُوالثَّفِنٰات» به معنای «صاحب پینه‌ها» است. این لقب، در طول تاریخ بر بعضی از افراد گذاشته شده است؛ از جمله:

امام زین‌العابدین(علیه السلام): امام سجاد(ع) را که بر اثر سجده زیاد، در پیشانی[1] یا دیگر مواضع سجده‌اش اثری می‌ماند، «ذوالثّفنات» می‌نامیدند.[2] چرا که مواضع سجودش مانند زانوی شتر، پینه می‌بست.[3] «ثَفِنه»، به‌معنای پینه زانو و سینه شتر است.[4]

بر پایه روایتی که در بحارالانوار نقل شده، پینه‌های مواضع سجده امام سجاد; به دلیل کثرت نماز وی بوده است.[5] به گفته یعقوبی، تاریخ‌نگار قرن سوّم قمری، امام سجاد(ع) هر شبانه‌روز ۱۰۰۰ رکعت نماز می‌خواند.[6]

  • ashk

برجسته‌ترین چهره‌های خوارج چه کسانی بودند؟

ashk | دوشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۸، ۱۰:۵۱ ق.ظ | ۰ نظر

برجسته‌ترین چهره‌های خوارج عبارت بودند از:

  • حرقوص بن زهیر تمیمی[1]
  • شریح بن أوفی العبسی
  • فروة بن نوفل أشجعی
  • عبدالله بن شجرة سلمی
  • حمزة بن سنان أسدی
  • عبدالله بن وهب راسبی[2]

همان‌گونه که از اسامی این افراد برمی‌آید، از مشاهیر عراق، کسی در میان آنها نبود. برعکس، آنها نوعاً از قبایل بدوی؛ همانند قبیله «بکر بن وائل» و «بنی‌تمیم» بودند.[3]



[1] - حرقوص بن زهیر سعدی تمیمی معروف به ذوالثَدیّه(صاحب پستان)، صحابی پیامبر اسلامa و از فرماندهان جنگ‌های دوره خلفای نخستین بود. او در صفین جز یاران حضرت علی بن ابی‌طالب; بود اما بعدها به خوارج پیوست. وی سرانجام به سال ۳۸ هجری قمری در جنگ نهروان کشته شد.

[2] - به علت سجده‌های زیادش، ملقب به «ذوالثَّفِنات (صاحب پینه‌ها)» شده بود. (ابن حجر، الاصابه، ج۵، ص۷۸)

[3] - بلاذری، انساب الأشراف، ج۲، ص۳۵۰

  • ashk

در بعضی از نقل‌ها آمده است که در جنگ نهروان همگی کشته شدند به جز 9 نفر از آنان که توانستند فرار کنند. دو نفر از آنها به سیستان، دو نفر به یمن و بقیه میان عمّان و انبار و جزیره پخش شدند و در این مناطق به ترویج عقیده خود پرداختند. اینان در روزگار امویان جنب و جوش خود را از سر گرفتند و حملات گسترده و موضع‌گیری‌های کوبنده‌ای که حکّام اموی را نگران، و عمده فکر و توجه آنها را به آنان مشغول می‌داشت، انجام دادند.

برخی از نویسندگان تأئید می‌کنند که حضرت علی; گروه خوارج را در جنگ نهروان و غیر آن ریشه‌کن نکرد. دسته‌ای از آنها که در نبرد نهروان شرکت نداشتند در کوفه و بیرون آن پخش شدند تا عقیده خویش را ترویج و مردم را بر ضدّ حکومت حضرت علی;، به ویژه پس از شکست سختی که در نهروان بر آنها وارد شد، تشویق کنند.

آنان در صدد برآمدند قیام خود را از سرگیرند، از این رو به زیارت کشتگان خود در نهروان رفتند، و برای گرفتن انتقام آنها هم‌پیمان شدند، و تحرّکات و جنبش‌های آنها در مناطق مختلف یعنی انبار، مدائن و اطراف کوفه ادامه یافت.

  • ashk

مفاد توافق‌نامه حکمیّت در جنگ صفّین چه بود؟

ashk | يكشنبه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۸، ۰۶:۲۱ ب.ظ | ۱ نظر

طبری در تاریخ خود، به نقل از عبدالرّحمن‌بن‌جُندَب می‌نویسد: آنگاه که خواستند فیصله‌نامه‌ای میان امیرمومنان علی علیه‌السلام و معاویه نگاشته شود، امیرمؤمنان علیه‌السلام به کاتب فرمودند: «بنویس: این، توافق‌نامه‌اى است میان امیرمؤمنان علىّ بن ابى‌طالب و معاویه بن ابى‌سفیان».

اما عمرو بن عاص به کاتب گفت: نام او و پدرش را بنویس و لقب «امیرالمؤمنین» را برایش ننویس، که او امیر ایشان است نه ما!...[1]

امیرمؤمنان علیه‌السلام فرمودند: «الله اکبر! سنّت برابرِ سنّت و مانند به مانند! من در روز صلح حدیبیّه، کاتب پیامبرخدا صلی‌الله‌علیه‌وآله بودم که پیامبرخدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به من فرمودند: «بنویس: هذا ما تَصالَحَ عَلَیهِ مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله صلی‌الله‌علیه‌وآله وَ سَهلُ بنِ عَمرو؛ این، توافق‌نامه محمّد پیامبرخدا صلی‌الله‌علیه‌وآله با سهیل بن عمر است».

  • ashk

قبل از شروع جنگ نهروان که میان لشکریان حضرت علی علیه‌السلام و خوارج در گرفت، زمانی که حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام درباره علل قیام آنها و تجاوزاتشان سؤال کردند، آنها اعتراضات مختلفی کردند که حضرت امیر علیه‌السلام به تمامی آنها پاسخ قانع‌کننده‌ای دادند، تا جائی‌که بسیاری از لشکر خوارج توبه کردند و به حضرت امیر علیه‌السلام ملحق شدند.

یکی از اعتراضات خوارج این بود که گفتند: چرا در صلح‌نامه میان خود و معاویه، لقب «امیرالمؤمنین» را از خودت حذف کردی؟

  • ashk

عبداللَّه بن خبّاب از یاران امیرالمؤمنین(ع) و از کارگزاران حضرت(ع) بر نهروان بود که خوارج، او و همسر و فرزندش را که در رحم مادر بود را به شهادت رساندند.[1]

  • ashk

عبدالله بن خبّاب بن ارت چگونه درگذشت؟

ashk | شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۸، ۰۵:۲۳ ب.ظ | ۰ نظر

در این باره اقوال مختلفی بیان شده است؛ از جمله:

1. بعد از جنگ صفین و جدا شدن از سپاه حضرت علی;، خوارج تصمیم گرفتند «نهروان» را پایگاه خود قرار دهند. در جریان حرکت خود به سوی نهروان با عبدالله بن خباب بن ارت و همسرش برخورد کردند. به او گفتند: یکی از احادیثی را که از پیامبرخداa شنیده­ای برای ما بازگو کن.

پاسخ داد: پدرم برایم نقل کرد که پیامبرخداa فرموده است: «پس از من فتنه‌ای وقوع خواهد یافت که در آن نشسته، بهتر از ایستاده، و ایستاده بهتر از رونده و رونده بهتر از دونده است و هر کس را ممکن باشد که در این فتنه کشته شود، برای او بهتر است تا کشنده باشد.»

سپس به او گفتند: درباره ابوبکر و عمر چه می‌گوئی؟ وی آن دو را ستایش کرد، همچنان که عثمان را در شش سال اوّل خلافتش ستود.

و چون درباره حکمیّت از او پرسیدند، پاسخ داد: همانا علی; به کتاب خدا از شما داناتر، و در محافظت بر دینش سخت‌تر و بینش او بیشتر است.

  • ashk

چرا به فرقه خوارج، «حروریّه» نیز می گویند؟

ashk | شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۸، ۰۴:۳۵ ب.ظ | ۰ نظر

بعد از ماجرای حکمیّت در جنگ صفّین و پیروزی سپاه معاویه با نیرنگ و فریب، بسیاری از یاران امیرالمؤمنین(ع) به نشانه اعتراض و مخالفت در قبول حکمیّت، از آن حضرت(ع) جدا شدند و فرقه خوارج را تشکیل دادند. از آنجا که بعد از جنگ صفّین و جدا شدن از آن حضرت(ع)، برای مدّتی به روستائی نزدیک کوفه به نام «حروراء» پناه بردند، به آنها «حروریّه» نیز می­گویند.

  • ashk

متأسفانه باید گفت بعد از رحلت هر یک از انبیای الهی، بسیاری از پیروان آنان از مسیر  اصلی که توسط پیامبرانشان تعیین شده بود، منحرف شدند. پیامبراکرمa که با علم نبوّت، آینده امّت خود را به روشنی می‌دیده است، در روایات متعدّدی (احادیث افتراق امّت) از این امر خبر داده است.

احادیث «افتراق امّت» را محدثان سنّى[1] و محدّثان شیعه با سندهاى مختلف نقل کرده‏اند.[2] این حدیث در منابع شیعی از جمله، خصال شیخ صدوق8، تفسیر عیّاشی و احتجاج طبرسی آمده است.[3] گفتنی است که این احادیث دارای تواتر معنوی می‌باشند، یعنی گرچه از نظر کلامات متن، تفاوت‌هایی با هم دارند، اما معنای همه آنها یک چیز(افتراق امّت) است.

بر طبق این روایت افتراق، پیامبراسلام(ص) پیش‌بینى کرده است که امّتش بعد از او به هفتاد و سه فرقه تقسیم خواهند شد.

صحیح‌ترین سند حدیث افتراق امّت، حدیثی است که مرحوم کلینی8 در کتاب کافی از امام محمد باقر(ع) نقل کرده است. سند و متن این حدیث به عنوان نمونه بررسی می‌شود.

  • ashk

درباره وضع شیعیان در دوران حکومت سلجوقیان یک منبع ارزشمند به زبان فارسی با عنوان «النقض» در دست است که نویسنده شیعی «عبدالجلیل قزوینی رازی» در زمانی بین سال 555 قمری(1160 میلادی) و 565 قمری(1170 میلادی) آن را تألیف کرده است.[1]

نام اصلی کتاب، «بعض مثالب­ النواصب فی نقض بعض فضائح ­الروافض» است، اما به «‌نقض‌» شهرت دارد. قزوینی، این کتاب را در ردّ کتابی به نام «بعض فضائح الروافض» نوشته است. نویسنده کتابِ «بعض فضائح ­الروافض» سنّی­ مذهب و ساکن ری بوده است.[2]



[1] - تشیّع، هاینس هالم، ترجمه محمدتقی اکبری، نشر ادیان 1384، شابک: 0-0-96868-964، ص117

[2] - قزوینی رازی، النقض

  • ashk

واژه مازندران

مازندران و طبرستان هر دو نام استان مازندران هستند و اختلافی میان آن نیست. ابن ­اسفندیار واژه «مازندران» را مرکّب از دو واژه «موز» و «اندورن» می­داند، که از حدّ «گیلان» تا «لار» و «قصران» و «جاجرم» کشیده شده است.

وی می ­افزاید: مازندران به حدّ مغرب و به معنای ناحیه درون کوه «موز» است و کوه موز کوهی است که از حدّ گیلان تا لار و قصران و جاجرم و طبرستان امتداد دارد. سیدظهیرالدّین مرعشی و ملاشیخ علی گیلانی نیز همین معنا را از مازندران کرده ­اند.

  • ashk

 

داستان برگزیدگی قوم بنی­ اسرائیل از سوی خداوند، به صورت ­های مختلف در کتاب مقدس عنوان شده و به دلیل این برگزیدگی، سرزمینی نیز که حدود و ثغور آن متفاوت تفسیر شده، به آنان وعده داده شده است. آغاز این گزینش به پسران حضرت نوح باز می گردد. براساس قصه­ های کتاب مقدّس، نوح پس از نجات از طوفان، به باغداری و کشاورزی پرداخت و یک روز بعد از کار کردن، شراب نوشید و در خیمه خود عریان شد.

«حام»، یکی از سه پسر نوح و پدر کنعان، چون این وضع را دید دو برادر دیگر خود «سام» و «یافث» را خبر کرد که آنها نیز عریانی پدر را ببینند، اما آن دو به عقب رفته و برهنگی پدر را می­ پوشانند. نوح هنگامی که از مستی به هوش می­آید و از نحوه رفتار پسرانش آگاه می­شود، می­ گوید: «کنعان ملعون باد و برادران خود را بندۀ بندگان باشد و متبارک باد یهوه خدای سام و کنعان بنده او باشد و خدا یافث را وسعت دهد و در خیمه­ های سام ساکن شود و کنعان بنده او باشد.»[1]

  • ashk

سیمای انسان در کتاب مقدّس چگونه است؟

ashk | شنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۸، ۰۶:۰۳ ب.ظ | ۰ نظر

طبق نصّ کتاب مقدّس، خداوند متعال حضرت آدم; را از خاک بسرشت و روح خود را در او دمید تا به صورت نَفْس زنده درآمد. او آدم را به صورت خود آفرید. پس از آفرینش انسان، در مشرق عدن باغی غرس کرد و انسان را در آن سکنی داد.

در این باغ، خداوند انواع درختان زیبا و خوشخوراک را رویانید تا آدم و همسرش از آن بخورند، اما درخت حیات و معرفت را در وسط باغ قرار داد و به آدم امر کرد که از آنها نخورد، زیرا اگر از آن بخورد خواد مُرد.

  • ashk

سیمای خداوند در کتاب مقدّس چگونه است؟

ashk | شنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۸، ۱۱:۰۴ ق.ظ | ۰ نظر

نام اعظم خدای یهودیان، «یهوه» است که نباید بدون جهت نامش را برزبان راند. او خالق آسمانها و زمین و مافیهاست که در شش روز کار آفرینش را به پایان رساند و در روز هفتم به استراحت پرداخت.

یهوه، خدائی است غیور که هیچ گناهی مانند پرستش خدایان دیگر، خشم او را برنمی ­انگیزد. وقتی خشمگین می­شود چهره­ ای بی­رحم دارد و تا چندین نسل فرد گنهکار را مجازات می­کند. اما در عین حال بخشنده و مهربان است و هنگامی که بر سر مهر می­ آید تا چندین نسل فرد مورد رحمت را برکت می­دهد.

  • ashk

کتاب مقدّس تورات از چند بخش تشکیل شده است؟

ashk | شنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۸، ۱۰:۲۳ ق.ظ | ۰ نظر

تورات مکتوب که کتاب مقدس یهودیان است به طور کلی به سه بخش تقسیم می­شود:[1]

1. کتاب اَسفار پنجگانه: شامل 5 فصل است که عبارتند از سِفْر پیدایش (برشیت[2] בראשית)، سفر خروج (شموت[3] שמות)، سفر لاویان (وئیقرا[4] ויקרא)، سفر اعداد (بمیدبار[5] במדבר) و سفر تثنیه (دواریم[6] דברים) می­باشد.

در ترجمه یونانی و به پیرو آن ترجمه لاتینی، این اَسفار را بر اساس محتوای اصلیِ هر یک چنین نامیده اند: گنسیس (پیدایش )، اکسودوس (خروج )، لویتیکوس (لاویان )، نومری (اعداد) و دویترونومیوم (ناموس یا قانون دوم ).

  • ashk

اصطلاح نوگرائی به چه معناست؟

ashk | دوشنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۸، ۱۰:۰۵ ق.ظ | ۰ نظر

«نوگرائی» در برابر «سنّت­ گرائی» به کار گرفته شده است. این اصطلاحات بعدها در درون «جنبش احیای دینی» مطرح شدند و بیان­ کننده دو جریان عمده در درون جنبش است. هنگامی که جنبش یا نهضت احیای دینی با بُعد رسالت بیداریِ مسلمانها آغاز می ­شود و سپس به مرحله احیا یا بازسازی اندیشه دینی می­رسد، تدریجاً دو جریان پیدا می­شود.

نوگرائی به طور خلاصه کوششی است برای تطبیق اندیشه­ های دینی با شرائط روز و یافتن پاسخ­ ها و راهکارهای مناسب و جدید برای سؤالات و مشکلات امروز جوامع اسلامی بر طبق اصول و ارزش­های دینی. برخلاف جریان سنت­گرائی که فقط گذشته ­نگر است و فکر می­کند با همان فرمول­ های قدیمی می ­تواند به سؤالات امروزی نیز جواب بدهد.[1]

 


[1] - روشنفکری دینی و چالش های جدید، ابراهیم یزدی، چاپ اول 1386، انتشارات کویر، شابک: 2-37-8161-964، صص 19 و 20

  • ashk

حمد خدای سبحان در آغاز پنج سوره قرآن آمده است:

1. سوره مبارکه حمد: «الحمد لله ربّ العالمین»

2. سوره مبارکه انعام: «الحمدلله الذی خلق السموات و الأرض و ....»

3. سوره مبارکه کهف: «الحمدلله الذی أنزل علی عبده الکتاب...»

4. سوره مبارکه سبأ: «الحمدلله الذی له ما فی السموات و ما فی الارض....»

5. سوره مبارکه فاطر: «الحمدلله فاطر السموات و الارض...»

  • ashk

داروی مرکب سه، داروی شاخص بیماری­های کلیوی، مثانه و مجاری ادراری است. این دارو برای افرادی که شکمشان به هر علت ورم می­کند یا آب در آن جمع می­شود یا نفخ می­کنند یا چربی در شکمشان به وجود می­ آید و معده درد دارند مفید است. همچنین برای غلبه بلغم مفید است و سنگ مثانه را پاک می­کند.

افرادی هستند که معده درد دارند و با داروی مرکب دو، داروی جامع و داروی هضم­کننده مشکلشان حل نشده است، آنها می­توانند با مرکب سه مشکلشان را برطرف کنند. مواد زائدی در مثانه جمع می­شود که مرکب سه آنها را خارج می­کند.

مرکب سه برای کل بیماری­های مثانه؛ مانند افتادگی، زخامت دیواره، شل شدن عضله، پروستات، تنگی و از کار افتادگی عضلات که باعث می­شود شخص نتواند ادرار کند مفید است. همچنین برای کسانی که رفلکس ادرار دارند یعنی ادرار از مثانه به کلیه برمی­گردد نیز مؤثر است. رفلکس ادرار سبب عفونت کلیه می­شود و آنها را خراب می­کند.

  • ashk

جریان روشنفکری اروپا در واکنش به وضعیت سیاسی-اجتماعی-فرهنگیِ حاکم بر اروپا که نتیجه حاکمیت مطلق کلیسای ضدّ علم و ضدّ عقلانیت بود، سه راهکار اساسی را برای تغییر و تحوّل جامعه در پیش گرفت که عبارت بودند از:

  1. علم گرائی (سیانتیسم، ساینتیسم)
  2. ملی گرائی (ناسیونالیسم)
  3. جدائی دین از سیاست (سکولاریسم)

  • ashk

روشنفکر واژه ­ای معادل intellectual و clairvoyant در ادبیات سیاسی-فرهنگی اروپا می­ باشد که در دوران مشروطه به گفتمان سیاسی-فرهنگی ایران وارد شده است.

روشنفکر کسی است که روشن­بین باشد، ممکن است تحصیل کرده باشد یا نباشد. بنابراین هر تحصیل­کرده­ای روشنفکر نیست. روشنفکری یک جریان سیاسی-فرهنگی-اجتماعی است که دو ویژگی عام دارد:

  • ashk

این دارو درمانی شاخص برای بیماری­های معده است. مرکب دو درمان بیماری­های تپش قلب، به شماره افتادن نفس و آسم و تنگی نفس، درد معده و تقویت آن، درد پهلو، افزایش آب صورت و طراوت و شادابی آن، زردی صورت، برطرف­کننده أخلاط(بلغم) و .... می­باشد.

در روایت آمده است:

  • ashk

 

این دارو درمانی شاخص برای بیماری­های کبدی و خارش بدن است. مرکب یک؛ کبد، هپاتیت، سیروز کبدی، چربی کبد و کلّ بیماری­های آن حتی کبد از کارافتاده را درمان می­کند.

مرکب یک درمان بیماری­ های غلبه سودا، غلبه صفرا، غلبه بلغم، معده­درد، استفراغ و تهوع، تب، برسام، ترک دست و پا، پروستات و سنگ مثانه، اسهال خونی، شکم درد، کبد و سیروز و بیماری­های کبدی، گرمی­سر، یرقان(زردی)، تب شدید و ... می­باشد.

در روایت آمده است:

  • ashk

خمس یکی از واجبات مهم مالی در اسلام است که از فروع دین و از عبادات شمرده می شود، از این رو باید با قصد قربت انجام گیرد.

اموال و سرمایه­هایی که به آنها خمس تعلّق می­گیرد، اگر یکبار خمس آنها پرداخت شود، دیگر متعلّق خمس نمی­شود، حتی اگر سالیان دراز آن اموال باقی بماند. اما اگر مال از چیزهایی باشد که رشد و نموّ داشته باشد و یا قیمت آن اضافه شود، اصل آن دیگر خمس ندارد، اما نسبت به مازاد و قیمت اضافه شده باید خمس پرداخت شود.[1]

 


[1] - نک: توضیح المسائل مراجع، ج 2، ص 101، س 1026؛ توضیح المسائل، آیت الله مکارم ، مسئله ی، 1502.

  • ashk

 

طبق نقل کتابهای تاریخی و مقاتل، کاروان اسراء کربلا در روز یازدهم محرّم از کربلا حرکت کرده و در روز دوازدهم به کوفه وارد شدند و در روز نوزدهم محرم از کوفه به سوی شام حرکت کردند و در روز اول صفر به شام وارد شدند.[1]

 

[1] - محمد باقر ملبوبی، الوقایع و الحوادث، ج 4، ص 114.

  • ashk

آیا خوردن خرچنگ حرام است؟

ashk | سه شنبه, ۱ مرداد ۱۳۹۸، ۰۵:۵۲ ب.ظ | ۰ نظر

 

در تعابیر فقهاء، معیاری برای حلیّت گوشت آبزیان بیان شده است. آنها فرموده‌اند: آنچه از روایات بدست می‌آید این است که گوشت حیوانات دریایی خورده نمی‌شود؛ یعنی خوردن آن حرام است،[1] مگر آن نوع از ماهی که پولک (فلس) داشته باشد[2] و خرچنگ از چنین ویژگی برخوردار نیست.

علاوه بر این‌که؛ برای حرمت گوشت خرچنگ، دلیل خاصّی هم در روایات وجود دارد. امام موسی بن جعفر; می‌فرمایند: «خوردن جرّی (نوعی ماهی) و لاک‌پشت و خرچنگ حرام است».[3]

بنابراین خوردن خرچنگ از نظر اسلام حرام است.[4]

 

[1] - به عبارت دیگر اصل اولی در حرمت و حلیت گوشت‌های حیوانات دریایی بر حرمت است.

[2]- امام خمینی، توضیح المسائل (المحشى)، ج ‏2، ص 595، (فاضل): مسأله 2753؛ مرعشی، منهاج المؤمنین، ج ‏2، ص 188: «لا یؤکل من حیوان البحر الا سمک له فلس و...»؛ خوئی، منهاج الصالحین، ج ‏2، ص 344؛ الفقه على المذاهب الأربعة و مذهب أهل البیت، ج ‏2، ص 20، مبحث ما یمنع أکله و ما یباح أو ما یحل، و ما لا یحل...، ص 13.

[3] - وسائل‏ الشیعة، ج 24، ص 147.

[4] - نک: بهجت، جامع المسائل، ج 4، ص 385؛ تبریزی، صراط النجاة،ج 5، ص 407.

  • ashk

فرق صفات رحمان و رحیم در خداوند متعال

ashk | سه شنبه, ۱ مرداد ۱۳۹۸، ۰۴:۲۷ ب.ظ | ۰ نظر

 

رحمان بر «کثرت» رحمت دلالت می­ کند و رحیم بر «ثبات و دوام» آن. پس رحمان خدائی است که رحمت فراگیرش همه چیز و همه کس را شامل می­­شود (مؤمن، کافر، دنیا و آخرت)، و چنین رحمتی در برابر غضب نیست، بلکه غضب نیز از مصادیق آن است.

اما رحیم خدائی است که رحمتی ویژه برای مؤمنان دارد و این رحمت در برابر غضب اوست.[1]

 

[1] - تفسیر تسنیم، علامه جوادی آملی، ج1، ص 277

  • ashk

مرحوم صدرالمتألّهین می­گوید:

«سوره مبارکه حمد با مقدمه ­ای که در نماز بدان افزوده می­شود بر روی هم هشت بخش را تشکیل می­دهد که با درهای هشتگانه بهشت مرتبط است و نمازگزاری که سوره حمد را با آداب ویژه آن در نماز قرائت کند، از همه درهای هشتگانه بهشت بدان راه یافته است. درهای مزبور عبارت است از:

  • ashk

مرحوم شیخ بهائی مراتب چهارگانه حمد را بدین شرح از این سوره استفاده کرده است:[1]

الف) حمد محبّانه و عاشقانه: که حمد ذات و ناظر به شایستگی ذات حق برای تحمید است. برای چنین حمدی تعبیر «الحمدلله» کافی است.

ب) حمد شاکرانه: در این مرتبه، حامدْ خدای سبحان را در برابر ربوبیّت مطلق و احسانش حمد و شکر می­کند و تعبیر «ربّ العالمین» ناظر به آن است.

ج) حمد تاجرانه: که تحمیدی از سر رجاء، طمع و شوق ثواب است و «الرحمن الرحیم» بدان اشارت دارد.

د) حمد بردگانه: که حمد خداوند متعال بر اثر خوف از عذاب اوست و با آیه کریمه «مالک یوم الدین» ادا می­شود.[2]

 


[1] - مفتاح الفلاح، ص 762

[2] - تفسیر تسنیم، ج1، ص271

  • ashk

سوره مبارکه حمد به اتفاق مسلمانان[1] هفت آیه دارد و بر اساس روایات اهل­بیت عصمت و طهارت(ع) آیه کریمه «بسم الله الرحمن الرحیم» اولین آیه آن است. از جمله این روایت:

«وَ قِیلَ لِأَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ(ع) یَا أَمِیرَ اَلْمُؤْمِنِینَ أَخْبِرْنَا عَنْ «بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ»؛ أَ هِیَ مِنْ فَاتِحَةِ اَلْکِتَابِ؟ فَقَالَ: نَعَمْ، کَانَ رَسُولُ اَللَّهِ] یَقْرَأُهَا وَ یَعُدُّهَا آیَةً مِنْهُ وَ یَقُولُ فَاتِحَةُ اَلْکِتَابِ هِیَ اَلسَّبْعُ اَلْمَثَانِی.»[2]

بنابراین، مشهور قائلند که آیه شریفه «بسم الله الرحمن الرحیم» هم جزئی از سوره مبارکه مبارکه حمد می­باشد و هم اولین آیه از این سوره محسوب می­شود.

  • ashk

مکّی یا مدنی بودن این سوره مورد اختلاف است. بیشتر مفسّران برآنند که در مکّه نازل شده است.[1] برخی نیز آن را مدنی می­دانند.[2] بعضی نیز قائلند که خدای سبحان برای بیان عظمت و تأکید بر اهمیت آن، دوبار (یک بار در مکه و بار دیگر در مدینه) آن را نازل کرده است.[3]

اختلاف درباره مکّی یا مدنی بودن سوره حمد، ثمره تفسیری ندارد؛ زیرا مشتمل بر آیه ­ای نیست که معنایش به اختلاف مکان نزول، مختلف و متفاوت شود.

دلائل مکّی بودن سوره مبارکه حمد:

  • ashk

«سُوَر حامِدات» به چه معناست؟

ashk | يكشنبه, ۲ تیر ۱۳۹۸، ۰۹:۳۳ ق.ظ | ۰ نظر

سوره ­هائی که با مادّه «حمد» آغاز می­ شوند را «سُوَر حامِدات» گویند که عبارتند از پنج سوره زیر:

  • سوره مبارکه حمد
  • سوره مبارکه انعام
  • سوره مبارکه کهف
  • سوره مبارکه سبأ
  • سوره مبارکه فاطر
  • ashk

نام گرفتن سوره به این دو نام به این جهت است که در میان «سُوَر حامدات»[1] اولین و کوتاه­ ترین سوره، حمد است.[2]

 

[1] - سوره هائی که با ماده «حمد» آغاز می شود را «سور حامدات» گویند که عبارتند از: سوره حمد، انعام، کهف، سبأ، فاطر

[2] - تفسیر تسنیم، ج1، ص 266

  • ashk

گرچه طلب و مسئلت عبد سالک از خدای سبحان به صورت صریح تنها در آیه کریمه «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ»[1] آمده است، اما باید دانست تحمید و تمجید عبد در آغاز سوره نیز تحمیدی بی­ طلب و تمجیدی بی­ طمع نیست، بلکه «ستایش سابق» زمینه «خواهش لاحق» است و گویا همه آیات این سوره مبارکه، در پی آموزش «ادب مسئلت» از خدای سبحان و طلب از ساحت آن بی­ نیاز مطلق است.[2]

 

[1] - سوره مبارکه حمد، آیه شریفه 6

[2] - تفسیر تسنیم، ج1، ص 265 و 266

  • ashk

نامگذاری سوره مبارکه حمد به این دو نام به دلیل اشتمال آن بر آیه کریمه «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ»[1] است؛ که بخش نخست آن مناجات عبد با خداست و بخش بعدی به معنای تفویض و واگذاری امور فقط به خداوندمتعال و تکیه کردن به اوست.[2]

 

[1] - سوره مبارکه حمد، آیه شریفه 5

[2] - روح المعانی، ج1، ص 67 – تفسیر تسنیم، علامه جوادی آملی، ج1، ص 265

  • ashk

برخی از تفاسیر اهل سنت راز تسمیه سوره مبارکه حمد بدین نامها را کفایت آن در صحّت نماز دانسته ­اند. زیرا هیچ سوره ­ای جز حمد مقوّم نماز نیست.

در همین ارتباط روایتی را عبادة بن صامت از پیامبراکرم(ص) نقل می­کند که: «أمّ القرآن عوض من غیرها و لیس غیرها منها عوضاً»[1]

 

[1] - تفسیر ابوالفتوح، ج1، ص 13 - روح المعانی، ج1، ص 67 – تفسیر تسنیم، علامه جوادی آملی، ج1، ص 264

  • ashk

برخی مفسّران سرّ نامگذاری سوره مبارکه حمد بدین نام را وابستگی قوامِ نماز به سوره حمد ذکر کرده­ اند:[1] «لاصلاة إلا بفاتحة الکتاب»[2]

 

[1] - مجمع البیان، ج1، ص 87

[2] - عوالی اللئالی العزیزیه فی الأحادیث الدینیه، ج 1، ص 196؛ ج2 ص 218 / فقه القرآن، ج 1، ص 102 / مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 4، ص 158

  • ashk

این نام را خدای سبحان در مقام اظهار امتنان بر پیامبراکرم(ص) بر این سوره نهاده است. آنجا که می­ فرماید: «وَلَقَدْ آتَیْنَاکَ سَبْعًا مِنَ الْمَثَانِی وَالْقُرْآنَ الْعَظِیمَ»[1] که مراد از «سبعاً من المثانی» در این آیه شریفه، بر اساس روایات وارده از پیامبراکرم(ص) و امامان معصوم(ع) همان سوره مبارکه حمد است.

کلمه «السّبع» در این ترکیب، ناظر به تعداد آیات این سوره است. و کلمه «المثانی» بنابر آیه شریفه «کِتَابًا مُتَشَابِهًا مَثَانِیَ»[2] از اوصاف قرآن می­ باشد، و به معنای انعطاف ­پذیری آیات قرآن نسبت به یکدیگر است، به این صورت که آیات قرآن گرایش و تمایل خاصّی نسبت به یکدیگر دارند و هر یک از آیاتِ آن با سایر آیاتش تفسیر می­شود.

همانطور که در کلام حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) نیز به این مطلب اشاره شده است: «... ینطق بعضه ببعض و یشهد بعضه علی بعض.»[3]

 

[1] - سوره مبارکه حجر، آیه شریفه 87

[2] - سوره مبارکه زمر، آیه شریفه 23

[3] - کتاب شریف نهج البلاغه، خطبه 133، بند8 - تفسیر تسنیم، علامه جوادی آملی، ج1، ص 262

  • ashk

زمخشری می­ گوید: بیشتر مفسران برآنند که سوره مبارکه حمد، نخستین سوره­ ای است که بر پیامبراکرم(ص)نازل شده است.[1]

طبرسی نیز حدیثی از حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) نقل می­کند که به این مطلب تصریح دارد: «فأوّل ما نزل علیه بمکة، فاتحة الکتاب.....»[2]

پژوهشگران علوم قرآنی نیز در بحث اولین و آخرین سوره نازل شده، سوره حمد را به عنوان یکی از اقوال دانسته ­اند.[3]

از آیه کریمه أَرَأَیْتَ الَّذِی یَنْهَى ﴿۹﴾ عَبْدًا إِذَا صَلَّى ﴿۱۰﴾ در سوره مبارکه علق نیز برمی­ آید که پیامبراکرم(ص) قبل از رسالت و نزول قرآن، نماز می­گزارده و آنچه در شب معراجِ آن حضرت(ص) تشریع شد، نمازهای پنجگانه با ویژگی­ها و هیئت خاص آن بود نه اصل نماز.[4]

و از طرفی در روایات فریقین آمده است که قِوام نماز به سوره حمد است و در اسلام نماز بدون سوره حمد، ناشناخته است. بنابراین قول به اینکه سوره مبارکه حمد اولین سوره ­ای است که به طور کامل بر پیامبراکرم(ص) نازل شده است، چندان بعید نیست.[5]

 

[1] - کشاف، ج4، ص 775

[2] - مجمع البیان، ج 9و10، ص 613، تفسیر سوره مبارکه انسان

[3] - برهان زرکشی، ج1، ص 207 / اتقان سیوطی، ج1، ص 32

[4] - تفسیر المیزان، ج20، ص 325

[5] - تفسیر تسنیم، علامه جوادی آملی، ج1، ص 261، پاورقی2

  • ashk

این سوره مبارکه به عقیده بسیاری از مفسّران و پژوهشگران علوم قرآنی اولین سوره­ای است که به طور کامل بر قلب مطهّر پیامبراکرم(ص) نازل شده است. و در تنظیم سوره­ های قرآن نیز سرآغاز کتاب الهی است. از همین رو به این نام خوانده می­شود.

این نام در روایات فراوانی آمده است از جمله: «لاصلاة إلّا بفاتحة الکتاب»[1]؛ «لاصلاة لمن لم یقرأ بفاتحة الکتاب»[2]؛ از این روایات برمی­ آید که سوره مبارکه حمد از عصر رسول اکرم(ص) با نام «فاتحة الکتاب» شناخته شده بود و مسلمانان با همین نام از آن یاد می­ کردند.[3]

 

[1] - عوالی اللئالی، ج1، ص 196

[2] - وسائل الشیعة، ج6، ص37 / صحیح بخاری، ج1، ص192

[3] - تفسیر تسنیم، علامه جوادی آملی، ج1، ص261 و 262

  • ashk

نامگذاری سوره حمد به این دو نام، که در روایات فراوانی به نقل از فریقین آمده است، از این روست که مشتمل بر عصاره معارف قرآن کریم است.

معارف قرآنی دارای سه بخش مبدأشناسی، معادشناسی و رسالت شناسی است و کلام منسوب به حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) نیز که فرمودند: «رحم الله امرأً علم من أین و فی أین و إلی أین»[1] ناظر به شناخت همین اصول سه گانه است.

سوره مبارکه حمد نیز مشتمل بر معرفت­ های سه گانه یاد شده است. زیرا بخش آغازین آن مربوط به مبدأ و ربوبیت مطلق خداوند متعال بر عوالم هستی و همچنین صفات جمالی او مانند رحمت مطلق و رحمت خاص است؛

و بخش میانی آن ناظر به معاد و ظهور مالکیت مطلقه خدای سبحان در قیامت است؛

و بخش پایانی آن که سخن از حصر عبادت و استعانت در خدای سبحان و طلب هدایت به صراط مستقیم دارد، مربوط به هدایت و ضلالت در سیر از مبدأ تا معاد است و مدار و محور آن مسأله وحی و رسالت است. بنابراین اصول معارف قرآنی در این سوره ترسیم شده است.[2]

 

[1] - الوافی , ج 1 , ص 116

[2] - تفسیر تسنیم، علامه جوادی آملی، ج1، ص 260

  • ashk

سوره مبارکه حمد دارای چه نامهائی است؟

ashk | شنبه, ۱ تیر ۱۳۹۸، ۰۴:۴۵ ب.ظ | ۰ نظر

نام های این سوره عبارتند از:[1]

أمُّ القرآن، أمُّ الکتاب، فاتِحَةُ الکتاب، حَمْد، السّبْعُ المَثانی، فاتِحَةُ القُرآن، القُرآنُ العَظیم، الوافِیة، الکافِیة، الشّافِیة، الشفاء، الصَّلاة، الدُّعاء، الأساس، الشُّکر، الکنْز، النّور، السُّؤال، تَعْلیمُ المَسْألة، المُناجاة، التَفْویض، الحَمْدُ الاُولی، الحَمْدُ القُصری.

 

[1] - تفسیر تسنیم، علامه جوادی آملی، ج1، ص 259

  • ashk

با رجوع به شواهد قرآنی و اخبار نبوی و سخنان عترت طاهرین می­ توان گفت که برترین سوره در قرآن کریم، سوره مبارکه حمد (فاتحة الکتاب، أمّ الکتاب) می­باشد.

 

سوره مبارکه حمد در مقال الهی به گونه­ ای تکریم­ آمیز، همتای قرآن عظیم قرار گرفته است: «وَلَقَدْ آتَیْنَاکَ سَبْعاً مِنَ الْمَثَانِی وَالْقُرْآنَ الْعَظِیمَ»[1]

  • ashk

کتب اربعه شیعه

ashk | پنجشنبه, ۲۹ فروردين ۱۳۹۸، ۱۱:۳۴ ق.ظ | ۲ نظر

این کتابها عبارتند از:

1) الکافی فی اصول الدین، محمد بن یعقوب کلینی رازی بغدادی (329 هـ/941 م).

2) من لایحضره الفقیه، محمد بن بابویه رازی قمی مشهور به «شیخ صدوق» (386 هـ/978م)

3) تهذیب الاحکام، محمد بن حسن طوسی مشهور به «شیخ الطائفه» (395هـ/1067م)

4) الاستبصار، محمد بن حسن طوسی مشهور به «شیخ الطائفه» (395هـ/1067م)

  • ashk

مذاهب و مکاتب اهل سنت

ashk | پنجشنبه, ۲۹ فروردين ۱۳۹۸، ۱۱:۲۵ ق.ظ | ۰ نظر

اهم این مذاهب عبارتند از:[1]

1) مکتب حنفی: مکتب ابوحنیفه، نعمان بن ثابت (150-80 هـ ) که به «مذهب حنفی» مشهور است. او در کوفه به دنیا آمده و نزد تابعین و همچنین نزد امام صادق; دانش آموخت و سپس منصب تدریس و افتاء را در کوفه عهده­دار شد.

منصور عباسی از او برای پذیرش پست قضاوت دعوت نموده ولی او نپذیرفته و سرانجام به فرمان خلیفه تا زمان مرگ در زندان محبوس بود. او در فقه و فرائض، به اجتهاد پرداخته و به قیاس و رأی خویش عمل می­کرد. کتابهای «فقه اکبر» و «مسند ابی حنیفه» از آثار اوست.

2) مکتب مالکی: مکتب مالک بن انس (93-179 هـ) که مؤسس مدرسه فقهی مدینه و مؤلف کتابی فقهی به نام «موطأ» بود.

3) مکتب حنبلی: مکتب احمد بن حنبل (164-241 هـ) از محدثان و فقها که در بغداد متولد شده و یکی از امامان چهارگانه اهل سنت به شمار می­رود. او در عصر معتصم عباسی به مخالفت با معتزله برخاست و لذا به زندان افکنده شد تا آنکه متوکل عباسی او را آزاد ساخت. او به دیدگاههای سلفی و سخت­گیرانه و مخالف با اهل رأی مشهور بوده و کتاب «المسند» شامل سی هزار حدیث از آثار اوست.

4) مکتب شافعی: مکتب شافعی (150-204 هـ) که پایه­گذار علم اصول به شمار می­رود. او در محضر مالک بن انس در مدینه به تحصیل پرداخت و سپس به بغداد مسافرت کرد و در آنجا به فرمان هارون محبوس گشته و پس از مدتی آزاد شد و سرانجام در مصر وفات کرد. کتابهای «الام» در فروع و «الرساله» در اصول از آثار اوست.

این مذاهب چهارگانه در نیمه آغازین دوره عباسی ظهور پیدا کرد.

 

[1] - حسن صدر، تأسیس الشیعه، بغداد، ص 288 و 289 و همچنین محمدکاظم مکی، المدخل الی حضارة العصر العباسی، بیروت، ص 364؛ تراژدی کربلا، ابراهیم حیدری، ص39، شابک: ایکس-045-465-964، نشر 1381 موسسه دارالکتاب الاسلامی، ترجمه علی معموری و محمدجواد معموری

  • ashk

به تاریخ میلادی و شمسی، واقعه عاشورا در چه زمانی رخ داد؟

ashk | چهارشنبه, ۲۸ فروردين ۱۳۹۸، ۰۳:۰۹ ب.ظ | ۰ نظر

امیرحسن‌زاده کارشناس ارشد مرکز تقویم موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران می­گوید:

انطباق دقیق رویدادهای تقویم هجری قمری و شمسی کار سختی است؛ اما با استفاده از نرم‌افزارهای رؤیت هلال مشخص می‌شود که عاشورای 61 هجری قمری در روز سه‌شنبه 20 مهر یا چهارشنبه 21 مهر اتفاق افتاده است.

تقویم رسمی کشور بر اساس هجری خورشیدی است. همان‌طور که از نام آن بر می‌آید، مبدء آن هجرت پیامبر اسلام] از مکّه به مدینه است و طول سال آن، مدت زمان بین دو عبور متوالی مرکز خورشید از نقطه اعتدال بهاری است که به طور متوسط 365.242198 شبانه‌روز یا 365 شبانه‌روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 45 ثانیه حساب شده است.

برخلاف تصور عموم، تقویمی که امروز از آن استفاده می‌کنیم، از سال 1304 هجری خورشیدی به عنوان تقویم رسمی کشور مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ اما تقویم هجری قمری برای ثبت بسیاری از وقایع تاریخی مورد استفاده مورّخان بوده است. ضمن آن‌که بسیاری از مناسبت‌ها و اعیاد تقویم بر پایه هجری قمری است. بنابراین مسئله انطباق تاریخ های تقویم هجری قمری و شمسی همواره مورد توجه منجّمین و مورّخین بوده است. یکی از این موارد، انطباق واقعه عاشورا (10 محرم 61 هجری قمری) با تقویم هجری شمسی است. برای وارد شدن به این بحث، ابتدا نگاهی دقیق‌تر به تقویم هجری قمری می‌اندازیم.

  • ashk

داروهای ترکیبی به چه معناست؟

ashk | چهارشنبه, ۲۸ فروردين ۱۳۹۸، ۱۲:۰۷ ب.ظ | ۰ نظر

داروهائی که ترکیب آنها بیش از دو سه مورد است و با روش خاصّی ساخته می­شوند و دارای اثرات درمانی زیاد و فوق العاده­ای هستند را «داروهای ترکیبی» می­نامند.

  • ashk

اوزان ذکر شده در روایات شریفه، معادل چه مقداری هستند؟

ashk | چهارشنبه, ۲۸ فروردين ۱۳۹۸، ۱۱:۴۱ ق.ظ | ۰ نظر

یک درهم معادل است با: 3/25 گرم

یک مثقال معادل است با: 4/608 گرم یا 24 نخود یا 72 جو

یک رطل عراقی معادل است با: 91 مثقال

یک رطل مدنی معادل است با: 1/5 برابر یک رطل عراقی

یک صاع معادل است با: 614/2 مثقال

هر فندق معادل است با: یک قاشق چایخوری

هر گردو معادل است با: یک قاشق غذاخوری

  • ashk

در کتاب اصول تشیع، فهرست مختصری از مواردی بیان شده است که نشانگر بهتر شدن موقعیت شیعه بعد از ظهور صفویه نسبت به قبل از آن است که عبارتند از:

1- شیعه پیش از صفویه در اقلیت بوده و پس از صفویه اکثریت شد.

2- شیعه پیش از صفویه محکوم بود، بعد از صفویه حاکم گردید.

3- شیعه پیش از صفویه نمی­ توانست آزاد به کربلا برود ولی بعد از آن می­توانست.

  • ashk

 

پاسخ:[1]

بر طبق فتوای مراجع معظّم تقلید، قبله­ نماهاى معمولى در صورتى که سالم باشد، از وسائل خوب براى شناخت قبله است و گمانِ حاصل از آن کمتر از راه ­هاى دیگر نیست، بلکه غالباً دقیق‏تر است.[2]

حضرت آیت الله خامنه ­ای نیز در رابطه با تشخیص قبله توسط قبله­ نما فرموده ­اند: «اعتماد بر شاخص یا قبله ­نما در صورتى که موجب اطمینان براى مکلّف شود، صحیح است و باید طبق آن عمل گردد.»[3]

حال که قطب­ نما قابل اعتماد است و موجب گمان می شود، اگر انسان از روی یقین یا گمان به جهتی نماز بخواند و بعد بفهمد که خطا کرده و قبله در جهت دیگری بوده است، از دو صورت بیرون نیست:

  • ashk

در کتاب اصول تشیع آمده است:[1]

برخلاف مفوّضه و معتزله که به طور کلی خداوند متعال را از دخالت داشتن در جریانات زندگی بشر معزول و هیچکاره می ­دانند، و برخلاف اشاعره که تمام اختیارات را از بشر سلب و به خداوند متعال نسبت می­ دهند؛ امامیه و مذهب تشیع قائل است که اختیار قسمتی از مقدّمات عمل، در دست ما است و قسمت بیشتر آن در دست خداوند متعال است. و خلاصه نه جبر است و نه تفویض بلکه امری است میان این دو.

  • ashk

تقیه به چه معناست؟

ashk | يكشنبه, ۷ بهمن ۱۳۹۷، ۱۰:۴۵ ق.ظ | ۰ نظر

در کتاب اصول تشیع آمده است:

«روح تقیه عبارت است از مراعات قانون اهم و مهم که علمای اصول بیان فرموده ­اند. یعنی حکم مهم اسلام را فدای حکم مهمتر قرار دادن، البته در موردی که رعایت و عمل کردن هر دو با هم از عهده و توانائی مکلّف بیرون باشد.»[1]

 


[1] - اصول تشیع، انصار زنجانی، ص 125

  • ashk

شفاعت به چه معناست؟

ashk | شنبه, ۶ بهمن ۱۳۹۷، ۰۱:۳۳ ب.ظ | ۱ نظر

در کتاب اصول تشیع آمده است:[1]

«مسلمانان درباره شفاعت دو قول داشتند: یکی اینکه حضرت رسول اکرم ص و ائمه اطهار ع یا سائر اولیای خداوند متعال از درگاه الهی مأذون هستند که در صورت وجود شرائط مخصوصی دعا کنند و درباره بعضی از بندگان گنهکار، طلب آمرزش کنند، و خداوند عالمیان دعای آنها را مورد پذیرش خود قرار داده و گناهان آن بنده را بیامرزد.

معنی دیگر شفاعت این است که شفاعت کننده درباره بنده­ ای که اعمال صالحه دارد و مستحق مقداری از ثواب هست، دعا کند تا بیش از مقدار استحقاقش او را ثواب دهد، اما راجع به گناهِ گنهکاران شفاعت اثری ندارد.

  • ashk

در کتاب اصول تشیع آمده است:

«سرِّ اینکه در عالم آخرت تکلیف برداشته می­ شود همین است که تکلیف، قید است و آخرت، عالم آزادی و بی­ قیدی است.»[1]

 


[1] - اصول تشیع، انصاری زنجانی، ص 82

  • ashk

در اصطلاح شیعه عصر غیبت به چه معناست؟

ashk | شنبه, ۶ بهمن ۱۳۹۷، ۰۱:۳۰ ب.ظ | ۰ نظر

در کتاب اصول تشیع آمده است:[1]

«در اصطلاح شیعه غیبت، اسم زمانی است که شیعیان نه دسترسی به پیغمبر دارند نه به امام ع و نه نائب­های خاص آن حضرت، بلکه امور شیعه در آن زمان به نائب­های عام واگذار شده است. و غرض از نائب­های عام این است که امام زمان(عج) یک صفاتی را به طور کلّی بیان فرموده و دستور داده است که هر کس دارای این صفات بود از او تقلید کنید.

  • ashk

بعضی از مدارک تاریخی که نشان می­دهد شهربانو دختر یزدگرد سوم است بدین قرار است:[1]

1- مرحوم شیخ مفید می­فرماید: «و کان للحسین ستة اولاد، علی بن الحسین الاکبر، کنیته ابومحمد و امّه شاه زنان بنت کسری یزدجرد...؛[2] یعنی برای حضرت حسین شش عدد اولاد بود، اولی علی بن حسین اولاد بزرگ آن حضرت کنیه­اش ابومحمد و مادرش شاه زنان دختر یزدجرد پادشاه ایران بود.

 

  • ashk

اوّلاً حدیث ثقلین با عبارت «کتاب­الله و سنّتی» دارای سند درستی نیست و در سندش افراد ضعیفی هستند و همچنین در کتاب غیرمعتبری مانند تاریخ طبری نقل شده است، لذا نمی­توانیم آن را به پیغمبراکرم ص نسبت بدهیم.

ثانیاً به خاطر عبارت «لَنْ تَضِلّوا اَبَداً» که در متن حدیث آمده است، اشکالاتی به عبارت «کتاب­الله و سنّتی» وارد است. اشکال اول اینکه جز عترت رسول اکرم ص در طول عمر مبارکشان، مردم از سنت و سیره رسول اکرم ص به اندازه مایحتاج و کافی بهره نبردند و حتی بسیاری از افراد اصلاً آن حضرت ص را ندیدند از جمله آیندگان و .... لذا خود این بیان هم که فرموده: «من سنت خود را در میان شما گذاشتم.» نعوذبالله دروغ می­شود.

اگر هم دروغ نباشد باعث انحراف و برخلاف عبارت «لن تضلّوا ابدا» است، زیرا مردم یا از آن بی اطلاع بودند یا به قدر نیاز و کافی از آن بهره­مند نبودند، لذا منحرف می­شدند، و تنها عترت آن حضرت ص بودند که همیشه در کنار آن حضرت ص حضور داشتند و آن حضرت ص علوم و اسرار را به آنها می آموخت.

اشکال دیگر اینکه، از طرفی در سنت، اختلاف و آراء و قرائت­ها و تفسیرهای مختلفی است و از طرف دیگر، سنتْ صامت است و زبان گویا نیست تا نظر درست را از نادرست بیان کند. لذا حتماً در اینجا به اشخاصی نیاز است که ناطق و مفسّر و معصوم و بیان­کننده سنّتِ نبوی باشند تا افراد به ضلالت و گمراهی نروند، که این سنّت گویا و قرآن ناطق، همان عترت رسول اکرم ص هستند.

لذا به نظر می­رسد عبارت «کتاب­الله و عترتی» صحیح است.[1]

 


[1] - اصول تشیع، انصاری زنجانی، صص 60 الی 64

  • ashk

معنا و مفهوم سنّت چیست؟

ashk | چهارشنبه, ۳ بهمن ۱۳۹۷، ۱۱:۵۹ ق.ظ | ۰ نظر

در کتاب اصول تشیع آمده است:

سنت عبارت است از گفتار و کردار و امضای معصوم نسبت به عمل کسی؛ مثلاً گاهی رسول اکرم ص می­فرمایند: «نماز صبح دو رکعت است.»؛ گاهی خود آن حضرت ص نماز صبح را دو رکعت می­خوانند؛ و گاهی نیز شخصی در حضور آن حضرت ص نماز صبح را دو رکعت می­خواند و حضرت ص هم ملتفت می­شود به عمل او و چیزی نمی­گوید.[1]

 


[1] - اصول تشیع، انصاری زنجانی، ص 59

  • ashk

رابطه عصمت و قدرت بر گناه داشتن

ashk | سه شنبه, ۲ بهمن ۱۳۹۷، ۰۴:۱۸ ب.ظ | ۰ نظر

سوال:

آیا امامان و پیامبران معصوم، قدرت بر گناه دارند یا ندارند؟ زیرا اگر قدرت بر گناه داشته باشند نمی­شود به آنها در راه رسیدن به کمال اعتماد کرد، از آنجا که احتمال دارد مرتکب گناه شوند و ما بی­خبر باشیم، و اگر قدرت بر گناه نداشته باشند که اصلاً عصمت و اعمال نیک آنها ارزشی ندارد.

در کتاب اصول تشیع آمده است:[1]

  • ashk

در کتاب اصول تشیع آمده است:[1]

ناتوان دانستن خداوند متعال تفکری اشتباه است که بسیاری از دانشمندان از جمله دانشمند بزرگ معتزله آقای نظام نیز به همین مطلب ملتزم شده اند.[2]

ذات فعل، مقدور خداوند متعال است، نهایت اینکه با فرض اینکه خداوند اراده نمی­کند صدورش محال است.

به عبارت واضح­ تر:

صدور قبیح از خداوند متعال محال است نه غیرمقدور، و این دو با هم فرق دارند. زیرا ممکن است همان قدرت و اراده خدا (یا ذات او) انجام عمل قبیح را محال کرده باشد، یعنی چون اراده و قدرت او تعلق گرفته است به اینکه آن عمل قبیح صادر نشود، لذا محال شده است، نه اینکه چون انجام آن عمل قبیح محال بود خداوند اراده نکرده است لذا ناتوان است. پس در عین اینکه تحت اراده و اختیار و قدرت الهی بوده، محال است.

 


[1] - اصول تشیع، انصاری زنجانی، ص 39 و 40

[2] - شرح تجرید ص 174؛ اوائل المقالات ص 23

  • ashk

امام و امامت به چه معنا است؟

ashk | سه شنبه, ۲ بهمن ۱۳۹۷، ۰۴:۱۵ ب.ظ | ۰ نظر

در کتاب اصول تشیع آمده است:[1]

معنای امامت به طور فشرده عبارت است از «شریک قرآن» یا «همتای قرآن». چنانچه بزرگترین دلیل امامت که حدیث ثقلین باشد به این نکته اشاره می­کند. یعنی امام از نظر علمی همانند قرآن است، همانطوریکه درباره قرآن آیه شریفه می­فرماید: «وَلَا رَطْبٍ وَلَا یَابِسٍ إِلَّا فِی کِتَابٍ مُبِینٍ؛[2] هیچ تر و خشکی نیست مگر اینکه در کتابِ بیان کننده وجود دارد»؛ درباره امام[3] هم می­فرماید: «وَکُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ؛[4] و هر چیزی را در (قلب و جان) پیشوا و امامِ بیان کننده، برشمردیم.»

  • ashk

معنای ولیّ و مولا چیست؟

ashk | سه شنبه, ۲ بهمن ۱۳۹۷، ۰۴:۱۴ ب.ظ | ۰ نظر

در کتاب اصول تشیع آمده است:[1]

معنای حقیقی ولی و مولا غیر از اولی به تصرف بودن چیزی نیست. و بر فرض اینکه چند معنی داشته باشد، در حدیث غدیر، قرائن قطعیه معنای أولی به تصرّف را تعیین می­کند. آن معنائی که شیعه برای ولایت قائل است همان است که آیه شریفه برای رسول اکرم ص قائل شده است؛ آنجا که می فرماید: « النبیّ أولی بالمؤمنین من أنفسهم؛ پیغمبراکرم ص به مؤمنان از خودشان أولی به تصرّف است.» و همین معنی در لغت برای کلمه مولی و ولیّ ثابت است.

مثلاً مالکِ عبد را مولی می­گویند به خاطر اینکه از خود عبد بیشتر حقِّ تصرّف در او را دارد، سرپرستِ طفل یا دیوانه را ولیّ می­گویند چون در مال طفل یا مجنون از خود آنها بیشتر حقّ تصرّف دارد.

 


[1] - اصول تشیع، انصاری زنجانی، صص 29 الی 31

  • ashk

نبوت و امامت به چه معناست و فرق آن دو چیست؟

ashk | دوشنبه, ۱ بهمن ۱۳۹۷، ۰۱:۵۷ ب.ظ | ۰ نظر

در کتاب اصول تشیع آمده است:[1]

نبوّت یعنی مأموریت مستقل از طرف خداوند متعال برای ابلاغ احکام و ارشاد خاص و عام، چه این مأموریت در خواب به او الهام شود چه در بیداری، چه به واسطه ملکی باشد و چه بلاواسطه از حق تعالی الهام بگیرد.

خلاصه کسیکه منصب پاسداری و راهنمائی را خداوند متعال مستقلاً به او مرحمت فرماید ولو نسبت به محیط کوچکی، او نبیّ است. لذا نباید با امامت اشتباه شود، زیرا امامت به معنای نیابت و معاونتِ پیغمبر است نه مأموریت بالاصالة و مستقل.

  • ashk

بوسیدن مهر و ضریح و طواف = شرک و کفر

ashk | دوشنبه, ۱ بهمن ۱۳۹۷، ۰۹:۲۱ ق.ظ | ۰ نظر

سوال:

آیا بوسیدن مهر و ضریح و .... و یا گذاشتن مهر در نماز یا طواف دور ضریح و اموری از این قبیل.... همانطور که وهابیت معتقد هستند، شرک محسوب می­شود؟

 

پاسخ:

در نگاه شیعه، اموری از این قبیل کفر و شرک محسوب نمی­شود، زیرا اشتباهی که در نظر شبهه کننده وجود دارد خلط بین مسجد و مسجود، معبد و معبود است. مُهر، مسجد (محل سجده) است نه مسجود تا بگوئیم پس این مسجود(مهر)، در کنار مسجود دیگر یعنی خداوند متعال قرار گرفت، پس شرک و کفر است. اگر این چنین بود هر اهل نمازی از جمله اهل تسنن مشرک بودند، زیرا سر گذاشتن بر قالی و ... نیز شرک محسوب می­شد.

نکته دیگر اینکه بوسیدن و طواف و اموری از این قبیل نیز شرک محسوب نمی­شود، زیرا حرم و ضریح، معبد(محل عبادت و راز نیاز) است نه معبود، تا دو معبود در کنار یکدیگر قرار گرفته­اند پس شرک است.

بنابراین در تمام این امور، آن کسی که عبادت می­شود و معبود و مسجود است خداوند متعال است.

  • ashk

توحید چند گونه است و هر کدام به چه معنا هستند؟

ashk | دوشنبه, ۱ بهمن ۱۳۹۷، ۰۹:۱۶ ق.ظ | ۰ نظر

 

در کتاب اصول تشیع آمده است[1] که توحید دارای چهار قسم است که بدین قرارند:

توحید ذات: یعنی خداوند متعال موجودی است که هستی، عین ذات اوست، یعنی سرچشمه هستی و هستی­بخشِ تمام موجودات عالم است، و اینگونه هستی، یعنی از خودْ موجود بودن و بی­نیاز بودن از غیر خود، مخصوص ذات عظیم الشّأن خداوند متعال است. و غیر از آن وجود یگانه، آنچه تصور شود از جواهر و اعراض و ... واجب الوجود نیستند بلکه ممکن الوجود هستند و غیرمستقل.

 

  • ashk

گاهی بحث درباره اصول اعتقادی شیعه ممکن است در کتابی، به طور صددرصد مثبت انجام شود؛ مانند شرح باب حادی عشر و شرح تجرید و امثال آن ....

و گاهی ممکن است فقط جنبه منفی و رد جواب داشته باشد؛ مانند رد و جواب­هائی که علمای مذهب شیعه بر مذاهب باطله و اهل بدعت نوشته­اند. مانند نقد المحصل مرحوم محقق طوسی و کتاب مسائل صاغانیه مرحوم شیخ مفید در ردّ ابوحنیفه و کتاب شافی مرحوم سیدمرتضی در ردّ قاضی عبدالجبار معتزلی و سائر کتابهای ردّی که علمای هر زمان در ردّ بدعت­گذاران زمان خود یا غیر زمان خود نوشته­اند.

قسم سوم اینکه ممکن است کتابی هم جنبه مثبت و هم منفی داشته باشد، به این صورت که ابتدا مسائل اعتقادی مطرح می­شود و سپس آراء مخالفین و معاندین نقد و بررسی می­شود. مانند اکثر کتب عقائد شیعه.[1]

 


[1] - اصول تشیع، انصاری زنجانی، ص 3

  • ashk

سوال:

جوایزی که بانک به اوراق خریداری شده توسط مشتری می‌پردازد چه حکمی دارد؟ در کشور پاکستان، بانک اوراقی را می‌فروشد که هر چند ماه به چند تا از دارندگان آنها جایزه­ای می‌دهد که اسم انگلیسی‌اش Priza Bond می‌باشد. وقتی کسی اینها را می‌خرد٬ اصل مالش محفوظ است و هر وقت بخواهد می‌تواند اوراق را به بانک پس دهد و اصل مالش را بگیرد. اما اگر اوراق را نزد خود نگه‌دارد، امکان دریافت جایزه به قید قرعه موجود است. می‌خواستم بپرسم حکم این جوایز چیست؟

پاسخ:

اگر مبنای این معامله، «قرض به شرط شرکت در قرعه کشی» باشد، حرام است. در غیر این صورت اشکالی ندارد.

پاسخ دفاتر مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[1]

حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی (مد ظله العالی):

فرض سؤال حلال نیست.

  • ashk

پاسخ:

1. اگر کسی عمداً یا از روی کم‌کاری و یاد نگرفتن مسئله، کلمات نماز را اشتباه بخواند نمازش باطل است؛[1] پس واجب است در پی یادگیری تلفظ صحیح کلمات و قرائت نماز بر آید.

2. اگر نمازگزار تصوّر کند، کلمات نماز را صحیح می‌خواند، ولی بعداً متوجه ‌شود که در تلفظ بعضی کلمات، حروف یا اِعراب اشتباه داشته است، نمازش صحیح است و لازم نیست دوباره آن ‌را تکرار یا قضا نماید.[2] با این حال، برخی مراجع، نماز چنین شخصی را دارای اشکال دانسته و معتقدند باید نمازهایش را دوباره و به طور صحیح بخواند.[3]

همچنین طبق نظر همه مراجع تقلید، رعایت نکردن تجوید در قرائت و کلمات نماز، موجب بطلان نماز نمی‌شود.

 


[1] -  امام خمینی، توضیح المسائل (محشّی)، گردآورنده: بنی‌هاشمی خمینی، سید محمدحسین، ج 1، ص 552 ، م 1000، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ هشتم، 1424ق.

[2] - ر. ک: همان، م 1001؛ آیات عظام شبیری زنجانی، مکارم شیرازی و فاضل لنکرانی: (نمازش صحیح است، ولی اعاده و قضای آن - بنابر احتیاط - مستحب است).

[3] -  آیات عظام اراکی، گلپایگانی، صافی و نوری همدانی؛ آیت الله نوری: (بنابر احتیاط واجب).

  • ashk

«روزه وصال» چیست و چه حکمی دارد؟

ashk | شنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ۰۹:۳۲ ق.ظ | ۰ نظر

پاسخ:

یکی از انواع روزه‌های حرام «روزه وصال» است[1] که به دو صورت قابل تفسیر است:

1. در وقت نیّت روزه، قصد تأخیر افطار تا سحرِ روز بعد را داشته باشد؛ یعنی شام و سحر را یکی کند.[2] امام صادق(ع) فرمودند: «الْوِصَالُ‏ فِی‏ الصِّیَامِ‏ أَنْ‏ یَجْعَلَ‏ عَشَاءَهُ سَحُورَه‏؛ وصال در روزه یعنی غذایش را تنها در سحر بخورد.»[3]

2. در وقت نیّت، قصد روزه گرفتن دو روز پشت سر هم  راداشته باشد، بدون آن‌که در شب، روزه خود را افطار کند.[4]

  • ashk

پاسخ:

از جمله شرایط تکلیف، رسیدن به سنّ بلوغ است و فرد غیر بالغ، مکلف به رعایت واجبات و محرمات نیست، ولی عباداتش صحیح است و در برخی موارد، مانند مسئله ضمان و پایمال کردن حق دیگران، ولیِّ او مسئول خواهد بود.

ضمن این‌که برخی مراجع[1] افراد نابالغِ ممیز[2] را نسبت به احکامی که نیکی یا زشتی آن ‌را درک می‌کند، موظف دانسته‌اند.

همچنین، سرپرستان خانواده‌، مدیران حکومتی و نیز یکایک اعضای جامعه باید ترتیبی را اتخاذ کرده و روشی را پیش گیرند که افراد نابالغ، مرتکب گناهان کبیره‌ای؛ نظیر قمار، شرب خمر، زنا، لواط و ... نشوند.

پاسخ دفاتر مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[3]

  • ashk

نگاه کردن به مجسمه‌های عریان چه حکمی دارد؟

ashk | شنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ۰۹:۱۵ ق.ظ | ۰ نظر

پاسخ:

اگر مجسمه‌ انسانِ عریان به گونه‌ای باشد که معمولاً محرّک شهوت است، نگاه عمدی به آن‌ - بنابر احتیاط - جایز نیست.

پاسخ دفاتر مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[1]

حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی):

اگر مستلزم مفسده و ریبه باشد، جایز نیست.

  • ashk

نماز غفیله به دو رکعت نمازی گفته می‌شود که با آیات و قنوت خاص بعد از نماز مغرب خوانده می‌شود. این نماز به نام‌های «غفیله»، «دو رکعتِ غفلت» و «دو رکعتِ زمانِ غفلت» مشهور شده است.

علت این نام‌گذاری این است که نماز غفیله بین نماز مغرب و عشاء که به آن، زمان غفلت گفته می‌شود خوانده می‌شود. همان‌گونه که از امام باقر(ع) نقل شده که فرمودند:

  • ashk

 

پاسخ:

تلفن همراه، جزو حریم خصوصی افراد بوده و تصرّف در آن بدون رضایت مالکش، جایز نیست و بیشتر فقها معتقدند که هرگز نباید از ظنّ و گمان به عنوان مجوّزی برای تجسّس در حریم خصوصی همسر بهره‌برداری شود، بلکه لازم است مطلقاً از بدگمانی پرهیز شود. با این وجود برخی فقهاء[1] در صورتی که همسر گمان قوی داشته باشد که با این رویکرد، از گناه کبیره‌ و مهمی جلوگیری خواهد کرد، آن را مجاز دانسته‌اند.

پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[2]

  • ashk

پاسخ:

اگر خودکشی زن، دلیل سقط جنین باشد - چه زن زنده مانده و یا مرده باشد - باید دیه جنین از اموال زن به شوهرش پرداخت شود؛ پس اگر شوهر، مهریه زن را پرداخت نکرده باشد، می‌تواند مبلغ دیه را محاسبه کرده و از مهریه همسرش کم کند.


پاسخ دفاتر مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[1]

  • ashk

در زبان عربی صیغه مؤنث به زن اختصاص دارد و صیغه مذکر وقتی که کنار صیغه مؤنث قرار بگیرد به مرد اختصاص پیدا می کند وگرنه مفهومش اعم است. در خود قرآن این جور است، مثلاً می ­گوید: «قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ»[1] اینجا «الذین» صیغه مذکر است، ولی احدی نمی ­گوید:«مردانی که می­ دانند»، بلکه می­گوید:«کسانی که می­ دانند»

یا می­ فرماید:« أَمْ نَجْعَلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ کَالْمُفْسِدِینَ فِی الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِینَ کَالْفُجَّارِ»[2]، در هیچ مورد کسی نمی ­گوید که «الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» یعنی مردان مؤمن، بلکه یعنی اشخاص مؤمن.

فقهاء به طور کلی این جور تعبیرات را هرگز به مرد اختصاص نمی­ دهند، این تعبیرات را برای اعمّ از زن و مرد می­دانند. «مسلم» یعنی جنس مسلمان، مثلاً پیغمبراکرم(ص) فرمودند: «المُسْلِمُ مَنْ سَلِمَ الْمُسْلِمونَ مِنْ یَدِه وَ لِسانِه؛ مسلمان کسی است که مسلمانان دیگر از دست و زبان او در امان و به سلامت باشند.» دیگر کسی نمی ­گوید مرد مسلمان چنین است و این سخن شامل زن مسلمان نمی ­شود.

در روایت «طلبُ العلمِ فَریضةٌ علی کُلّ مُسلِم» نیز اینچنین است که «مسلم» به معنای مرد مسلمان نیست بلکه یعنی مطلق مسلمان.[3]

 


[1] - سوره مبارکه زمر آیه شریفه 9

[2] - سوره مبارکه ص، آیه شریفه 28

[3] - کتاب اسلام و نیازهای زمان، شهید مطهری(ره)، جلد دوم، ص 54، پاورقی 1

  • ashk

پاسخ:

قراردادهای بانکی، بر مبنای عقود اسلامی بوده و چنانچه به مفاد آن عمل شود، صحیح است؛ پس دریافت سود و استفاده از آن اشکالی ندارد. البته در فرض سؤال، با توجه به این‌که مالک اصلی سرمایه، پدرتان بوده است، سود آن نیز متعلق به او است و تنها در صورت رضایت وی شما می‌توانید از آن استفاده نمایید.

پاسخ دفاتر مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[1]

  • ashk

تولید و استفاده از محصولات تراریخته چه حکمی دارد؟

ashk | چهارشنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۵۶ ق.ظ | ۰ نظر

 

پاسخ:

اگر چنین محصولاتی ضرر قابل توجهی برای انسان نداشته باشد، تولید و استفاده از آنها اشکال شرعی ندارد.

پاسخ دفاتر مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[1]

حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):

فی نفسه اشکال ندارد.

  • ashk

 

پاسخ:

گرفتن غنیمت، شرایطی دارد؛ مانند متعلق بودن مال به دشمن، کافر بودن دشمن و قرار داشتن مال در معرکه جهاد. بنابر این، در فرض مذکور، برداشتن اموال به عنوان غنیمت، وجه شرعی ندارد؛ خصوصاً این‌که مشخص نیست که مالک واقعی آن کیست.

پاسخ دفاتر مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[1]

  • ashk

مضاربه و سود دریافتی

ashk | چهارشنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۳۲ ق.ظ | ۰ نظر

سوال:

اگر در مضاربه، عامل به جای کار و کسب سود، از اموال دیگران، به طرف‌های عقد سود پرداخت کند، حکم آن چیست؟ به عبارت دیگر شخصى با دیگرى عقد مضاربه بسته و سرمایه را به او داده و از او سود می‌گرفته است. بعداً معلوم شده که عامل با سرمایه کار نمى‌کرده و سود وى را پرداخت کرده و این سودها از مال مردم بوده است، در این صورت مالک چه وظیفه اى دارد؟

پاسخ:

اگر به مفاد عقد مضاربه عمل نشود، قرارداد صحیح نبوده و پرداخت سود وجاهت شرعی ندارد. اگر مالک سرمایه، بداند که سود دریافتی، عین مبالغی است که عامل جهت مضاربه از دیگران گرفته است باید آنها را به صاحبانش برگرداند و در صورت عدم شناخت یا دسترسی به آنها، باید آن مبالغ را صدقه دهد.

اگر مالک سرمایه، اطمینان ندارد که عامل، سود را از اموال دیگران پرداخت کرده است و از طرفی هم عامل - با علم به بطلان قرارداد - راضی به پرداخت سود باشد، حکم هدیه را داشته و دریافت و استفاده از سود مذکور اشکالی ندارد.

  • ashk

گناهان فرد نابالغ چه حکمی دارد؟

ashk | شنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۷، ۱۱:۵۲ ق.ظ | ۰ نظر

 

پاسخ:

انسان قبل از رسیدن به سن بلوغ، تکلیف شرعی ندارد و در صورت ارتکاب کارهایی که گناه محسوب می‌شود، عقابی برای او نخواهد بود. البته برخی مراجع[1] می‌گویند اگر فرد نابالغ، زشتی عملش را درک کند، در قبال انجام آن مسئول است. در هر صورت، لازم است والدین در تربیت دینی فرزندان خود نهایت اهتمام را داشته باشند.

پاسخ دفاتر مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[2]

  • ashk

پاسخ:

در فرض سؤال، چنین روزه‌ای صحیح نیست، جز در مورد پدری که روزه قضا داشته و پسر بزرگ‌ترش چنین نیت کند که اگر خودم روزۀ قضا داشتم، برای خودم و اگر نداشتم، به عنوان قضای پدرم باشد، که در این صورت - چون قضای روزه پدر بر پسر بزرگ‌ترش واجب است - روزه‌اش صحیح می‌باشد.

با این وجود، برخی مراجع[1] معتقدند با توجه به عدم آگاهی فرد از این مسئله، روزه‌‌های قبلی وی صحیح است.

پاسخ دفاتر مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[2]

  • ashk

 

بیانات در دیدار مدال‌آوران کاروان ورزشی ایران در بازی‌های پاراآسیایی اندونزی[1]

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم[2]

و الحمدلله ربّ ‌العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الطّیّبین الطّاهرین المعصومین سیّما بقیّةالله فی الارضین.

 خیلی خوش‌آمدید برادران عزیز، خواهران عزیز، جوانان افتخارآفرین به معنای واقعی کلمه. ورزش یک ارزش است؛ هم در سطح افراد یعنی یک فرد ورزشکار نسبت به یک فردی که ورزش نمیکند، یک ارزش افزوده دارد و هم در سطح ملّی، در سطح کشور. کشوری که در آن ورزش هست، ورزش عمومی هست و ورزش قهرمانی که الگوی ورزش عمومی است وجود دارد، این کشور یک ارزش افزوده‌ای نسبت به دیگران دارد؛ امروز این در دنیا جاافتاده است، این را همه میدانند، همه میفهمند؛ لذا می‌بینید چقدر برای ورزشهای قهرمانی و کمک به قهرمانهایشان خرج میکنند، تلاش میکنند، حتّی گاهی سیاستهایشان را هم پشت سر این قرار میدهند.

  • ashk

 

پیش از پرداختن به اصل سؤال، توجه به نکاتی سودمند است:

1-نقش بی بدیل و تعیین کننده زنان در جایگاه تربیت و رشد انسانیِ جامعه به عنوان مادر و یا همسر و همراه و شریک شیرینی ‏ها و تلخی ‏های زندگی، از مسائل انکار ناپذیر است تا جایی که قرآن مجید اطاعت از والدین را بعد از اطاعت خداوند قرار داده است بدون اینکه بین زن و مرد (پدر و مادر) فرقی بگذارد.

رسول خدا ص نیز نسبت به حضرت خدیجه س و حضرت فاطمه س احترام زیادی قائل بودند. این همان حقیقتی است که امام خمینی بنیان گذار جمهوری اسلامی بر آن تأکید می ­کند و می فرماید: «تاریخ اسلام گواه احترامات بی حدِّ رسول خدا ص به این مولود شریف [حضرت فاطمه س] است، تا نشان دهد که زن، بزرگیِ ویژه­ای در جامعه دارد که اگر برتر از مرد نباشد، کمتر نیست.»[1]

2- اندیشه یکسانی و یگانگیِ ماهویِ زن و مرد اندیشه‏ای قرآنی است که از آیات الهی به روشنی به دست می ‏آید. زن در نگاه قرآن، در بُعدِ روحی و جسمی از همان گوهری آفریده شده که مرد آفریده شده است و هر دو جنس در گوهر و ماهیت یکسانند.

  • ashk

اصطلاح:

در لغت نامه یا دفتر تلفن جستجو کردن

look up

 

برای بزرگنمائی، روی تصویر کلیک کنید.

 

  • ashk

آیا انجام غسل جمعه در شب جمعه، صحیح است؟

ashk | پنجشنبه, ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ۰۸:۰۸ ق.ظ | ۰ نظر

 

پاسخ:

غسل جمعه؛ از سنت ‌های مورد تأکید پیامبر خدا(ص) بوده و در احادیث معصومین(ع) بر انجام آن سفارش شده است.

در کتب فقهی نیز، غسل جمعه یکی از غسل‌ های مستحب شمرده شده است که وقت انجام آن، از اذان صبح روز جمعه تا ظهر آن است و بهتر است نزدیک ظهر به جا آورده شود. پس اگر تا ظهر انجام نشد، بهتر است بدون نیّت ادا یا قضا و به قصد ما فی الذّمه، تا غروب روز جمعه انجام شود. حتی اگر فرد، در روز جمعه غسل را انجام نداد، مستحبّ است از صبح شنبه تا غروب، قضاى آن‌ را به جا آورد.

شایان ذکر است، کسى که می ‌‌ترسد[1] در روز جمعه آب پیدا نکرده و موفق به انجام غسل جمعه نمی شود، می ‌تواند روز پنج ‌شنبه غسل را انجام دهد، بلکه اگر در شب جمعه غسل را رجاءً (و به امید رسیدن به ثواب) به جا آورد، صحیح است.[2]

بنابر این انجام غسل، در شب جمعه نیز به امید ثواب صحیح است.

 


[1] - آیت الله وحید: (کسی که می‌داند).

[2] - امام خمینى، سید روح اللّٰه، توضیح المسائل (محشّٰى - امام خمینى)، ج‌1، ص 359، م 644، دفتر انتشارات اسلامى، قم، هشتم، 1424 ه‍ ق؛ وحید خراسانى، حسین، توضیح المسائل، ص 130، م 650، مدرسه امام باقر (ع)، قم، نهم، 1428ق؛ سبحانى، جعفر، رساله توضیح المسائل، ص 201، م 551، مؤسسه امام صادق (ع)، قم، سوم، 1429ق.

  • ashk

 

پاسخ:

رعایت نکردن حجاب اسلامی، زیر پا گذاردن حق الله است و موجب بر عهده آمدن حق الناس نمی‌شود؛ پس هر چند ممکن است بی‌حجابی موجب انحراف دیگران شود، ولی وی وظیفه ندارد تا از آنان طلب رضایت و حلالیت کند، ولی واجب است استغفار نموده و از خدای مهربان طلب آمرزش کند.

پاسخ دفاتر مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[1]

  • ashk

پاسخ:

روایاتی وجود دارد که همکاری با حاکمان عادل را ضروری دانسته و از همکاری با حاکمان ظلم - جز در موارد استثنائی - نهی کرده است:

امام صادق(ع) در مورد اقسام ولایت می ‌فرمایند:

1. ولایت حاکمان عادل و کسانی که بر اساس سلسله مراتب از سوی او مسئولیتی را به عهده دارند؛

  • ashk

مفهوم و معنای جبر زمان چیست؟

ashk | سه شنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۷، ۱۱:۰۹ ب.ظ | ۰ نظر

شهید مطهری(ره) در کتاب اسلام و نیازهای زمان آورده ­اند:[1]

یکى از کلماتى که حتماً زیاد به گوش شما خورده است و در نوشته ‏ها و کتابها زیاد دیده ‏اید، کلمه «جبر زمان» است. مقصود از جبر زمان این است که عللى که در زمان پیدا مى‏شود، حوادثى که رخ مى ‏دهد روى اجبار است و باید رخ بدهد، تخلف ناپذیر است. آیا جبر زمان حرف درستى است یا نه؟ جبر زمان را دوگونه مى ‏شود تفسیر کرد. یک گونه آن درست است و گونه دیگر نادرست. اما آن که درست است:

مفهوم درست جبر زمان‏:

  • ashk

آیا حسن و قبح یک امر نسبی است؟

ashk | سه شنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۷، ۰۵:۲۸ ب.ظ | ۰ نظر

شهید مطهری(ره) در کتاب اسلام و نیازهای زمان آورده ­اند:[1]

«افَمَنْ زُیِّنَ لَهُ سوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَناً»[2]

آیا عواملى که سبب سعادت بشر مى‏ گردد، در هر زمان فرق مى‏ کند؛ یعنى این عوامل نو و کهنه مى‏ شود یا ممکن است یک سلسله عوامل ثابت وجود داشته باشد که در هر زمانى سبب سعادت بشر گردد؟ دلیل کسانى را که قائل به نسبیت اخلاق بودند این‏طور ذکر کردیم که اصولًا پایه اخلاق بر حسن و قبح عقلى گذاشته شده است؛ بر اینکه عقل بشر کارهایى را خوب و کارهایى را زشت مى‏ داند. کارهاى خوب را اخلاق حسنه مى ‏گویند و کارهاى زشت را اخلاق رذیله. آنوقت مى ‏گفتند فکر بشر درباره این حسن و قبح در زمانهاى مختلف عوض مى‏شود. پس قهراً پایه اخلاق، ثابت و عمومى نیست. یک چیز ممکن است در محیطى اخلاق خوب شمرده شود و همان چیز در جاى دیگر اخلاق بد شمرده شود.

  • ashk