به سوی حقیقت

درره منزل لیلی که خطرهاست درآن/شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

به سوی حقیقت

درره منزل لیلی که خطرهاست درآن/شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

زیارت عاشورا

نقدوبررسی قانون جذب

ashk | جمعه, ۹ فروردين ۱۳۹۲، ۰۷:۱۴ ب.ظ | ۱ نظر

 

باسمه تعالی

" نقد و بررسی قانون جذب"

 

مقدمه:

یکی از مهمترین اصول ومبانی نقد هرچیزی این است که درابتدا به بررسی کامل آن بپردازیم وهنگامی که بطورکامل درباره آن علم پیداکردیم وآن راازتمام زوایا بررسی کردیم سپس به نقد آن بپردازیم.
به همین علت ماسعی میکنیم الان که در مقام نقد قانون جذب هستیم درابتدا توضیحی درمورد خود این قانون بدهیم وبعد از درک مطلب به نقد وبررسی آن بطورمنصفانه بپردازیم وسعی کنیم هم به نقاط ضعف وهم به نقاط قوت اشاره کنیم.

دنیای امروز در گرداب خرافات گرفتار شده و بخش بزرگی از فضای فرهنگ جهانی را اوهامی بی اساس فراگرفته است؛ به طوری که کتاب ها، نشریات و سینما در سطح گسترده ای در خدمت نشر خرافات و ترویج توهماتی است که مردم را سرگرم نموده و از اندیشه های درست و کوشش و پشت کار دور می کند.

یکی از خرافاتی که در سال های اخیر مطرح شده و به علت تکرار فراوان و جهان گیر شدنش، بزرگ ترین خرافه روزگار ما به شمار می آید، فرضیه ای است که با نام راز از آن یاد می شود. فرضیه راز به نوعی به قانون جذب اشاره دارد و می گوید با تصور هر چیز و تقویت احساس مثبت نسبت به آن می توانید آن را جذب کنید و اگر وجود نداشته باشد، می توانید آن را خلق کنید.

قانون جذب سال هاست که از سوی سخنرانان و نویسندگان متعدد در جهان ترویج می شود، گویندگانی که می کوشند قانون جذب را مطابق فرهنگ مخاطبان شان بیان کنند و احساس آنها را برانگیزند. اما معمولاً این گفته مورد نقد و بررسی قرار نمی گیرد. گروهی آن را می پذیرند و سرگرم می شوند و گروه دیگر بی تفاوت از کنار آن می گذرند، در حالی که ترویج این خرافات بر زندگی تمام مردم تأثیر می گذارد و از پیامدهای نامطلوب آن به سادگی نمی توان جلوگیری کرد.

با توجه به گسترش این فرضیه و تبلیغات گسترده ای که روی آن صورت می گیرد، لازم است که از دیدگاه های گوناگون فلسفی، فیزیکی، روانشناختی و الاهیاتی مورد بررسی قرار گیرد.

 مسأله اصلی در پژوهش حاضر این است که آیا آموزه هایی در اسلام وجود دارد که قانون جذب را در رابطه با پدیده های جهان خارج از ما، تأیید یا رد کند؟

در این مقاله پس از تبیین این ایده به تحلیل و نقد آن می پردازیم. از آن رو که هر خرافه ای به جای یک حقیقت می نشیند، در نقد این خرافه صورت های گوناگون قانون جذب را بیان کرده و موارد درست و نادرست آن را نشان می دهیم.

هویت قانون جذب:

قانون جذب می گوید: هر چیز را در ذهنت مجسم کنی وبه آن فکرکنی، آن را در دست هایت خواهی داشت .1(رازص22) افکار و اندیشه ها قدرتی دارند که می توانند اشیاء و پدیده های جهان واقعی را بسازند و جذب کنند. تو همه چیز را به طرف خودت جذب می کنی،مردم، شغل، شرایط زندگی، وضع سلامتی، ثروت، قرض، شادی، ماشینی که سوار می شوی و اجتماعی که در آن زندگی می کنی. مثل آهن ربا همه اینها را به طرف خودت جذب می کنی. به هر چه فکر کنی همان اتفاق می افتد. کل زندگی تو تجلی افکاری است که در ذهنت جریان دارند. 2راز.ص32

با توجه به این قدرت فکر شاید به نظر بیاید که مهار این قدرت کار سختی است یا رها گذاشتن ذهن تا به هرچه می خواهد بیندیشد، بسیار خطرناک است اما کنترل و استفاده مفید از نیروی فکر کار دشواری نیست. احساسات هدیه ای شگفت انگیز هستند که به ما امکان می دهند بفهمیم، داریم به چه فکر می کنیم... احساسات تو به دو دسته تقسیم می شوند: احساسات خوب و احساسات بد.
 تو تفاوت میان این دو دسته را می دانی چون یکی باعث می شود خوشحال باشی و دیگری تو را ناراحت می کند.3(رازص42) وقتی احساس خوبی داری، داری آینده ای را می سازی که در جهت رسیدن به آرزوهای توست. وقتی احساس خوبی نداری، داری آینده ای را می سازی که در جهت آرزوهایت نیست. 4(رازص43) احساسات خوش آیند و ناخوش آیند معیار استفاده درست یا نادرست از نیروی فکر است.

آرزوها در سه گام به دست می آیند، نخست خواستن: به دنیا فرمان بده. 5(راز،ص57) دوم باور:باورداشته باش که به خواسته ات رسیده ای  سوم: تجسم: احساس کن که به خواسته ات رسیده ای6 (راز، ص62) احساس به فکر نیرو می بخشد.

 دنیا حسی است و تنها با تصور نمی توانی خواسته ات را به دست آوری. پس از همین حالا احساس خوبی داشته باش. 7(راز، ص64) بنابراین دو جور احساس در جذب موءثر است یکی احساسی که درستی و نادرستی افکار را نشان می دهد و دیگر احساسی که به افکارت نیرو می بخشد. کسی که می خواهد به آرزوهایش برسد به هر دو نیاز دارد.

1 - رازص22    2 - راز ص32     3 - رازص42    4- رازص43    5- راز،ص57    6 - راز، ص62 راز، 7-رازص64

یعنی باید با توجه به احساسات خوب و بد تصمیم بگیرد و از احساسات خوب پیروی کند، دیگر اینکه با انجام کارهایی که احساس خوبی ایجاد می کنند، نیروی خود را تقویت کند.

تحقق آرزوها به نیرویی که به آنها می دهی بستگی دارد، پس هرگاه به اندازه کافی به افکار خود انرژی بدهی تحقق خواهد یافت. یکی از نظریه پردازان راز می گوید: من هیچ قانونی را نمی شناسم که بگوید این کار سی دقیقه، سه روز یا سی روز وقت می برد. بیشتر بستگی به این دارد که تو چقدر با هستی هماهنگ شوی.1 (راز، ص73) چگونه بیندیشی و چه احساسی داشته باشی.

قانون جذب به جملات کاری ندارد به تصورات کار دارد. مهم نیست که بگویی این را می خواهم یا نمی خواهم، وقتی به این می اندیشی در زندگی ات جذب می شود. اگرچه به صورت منفی بگویی. پس تنها آنچه را که می خواهی تصور کن.

 مادر ترزا انسان فوق العاده ای بود. او می گفت هرگز در تظاهرات ضد جنگ شرکت نمی کنم اگر برای صلح تظاهراتی داشتید، من را هم خبر کنید2.راز، ص151

این تعریف خلاصه ای بود از قانون جذب که به عنوان راز بزرگ در آستانه قرن بیست ویکم کشف شده و در جهان انتشار یافته است.

ابعاد مثبت قانون جذب:

 اول در امور روحی وروانی: قانون جذب در رابطه با خود فرد دو صورت درست پیدا می کند ، مثلاً کسی که به شادی فکر کند، شادمان می شود و کسی که به ناراحتی ها بیندیشد، اندوهگین می شود. کسی که فکر کند می تواند خوب سخنرانی کند، موفق خواهد شد و کسی که برعکس فکر کند، نتیجه برعکس خواهد گرفت.

ادعای قانون جذب اتفاقاتی که در اختیار فرد است، قابل قبول است و با کمی اصلاح از سوی منابع دین تأیید می شود. اصلاح این است که تفکر در مورد خود شادی یا اندوه یا آرامش و یا اضطراب بیشترین فایده را ندارد، بلکه سامان دهی افکار بر اساس عوامل این حالات، موجب پدید آمدن آنها می شود.

1-  راز، ص73            2 - راز، ص151              3 - بحار ج111ص78

مثلاً امام حسن می فرماید: آنچه را از دنیا خواسته ای و به آن نرسیده ای، چنان قرار بده که گویا هرگز به ذهنت خطور نکرده است.3 (بحار ج111ص78).
 و اساساً امام صادق علیه السلام فرمودند: رغبت به دنیا غم و اندوه به دنبال می آورد و دل بریدگی از آن

 آسودگی تن و روان را درپی دارد. 1(میزان الحکمه ح3767) .
و نیز امام علی علیه السلام فرمودند: یقین چه خوب اندوه را می راند.2 (بحار ج116ص77).  زیرا سرچشمه بی پایان سرور و شادمانی خداوند است.
 و به فرموده امام کاظم: کسی که خود را به اندوه می زند، اهل اندوه می شود.3 (میزان الحکمه ح3781).

دومین مورد درستی قانون جذب در مقدورات جسمی است، به لاغری فکر کردن و خود را با اندام مناسب تصور کردن بسیار موءثر است، صد البته که تنها عامل نیست. بسیاری از بیماری ها به تصور و خیالات ما مربوط هستند، کسی که فکر کند سر درد دارد، به زودی سیستم عصبی او تجربه درد را برایش ایجاد خواهد کرد. و کسی که خود را تن درست و نیرومند می بیند، درست دیده است.
 از این رو امام صادق علیه السلام فرمودند: هیچ بدنی با نیت و اراده قوی، ناتوان نمی شود.4 (میزان الحکمه ح20949) و از سوی دیگر بر شکایت نکردن از دردها و ناله و شیون سر ندادن تأکید شده است. خداوند فرمود: کسی که سه روز بیماری را تحمل کند و به کسی شکایت و شیون نکند، گوشتی بهتر از گوشتش و خونی بهتر از خونش جایگزین می شود.5 (میزان الحمه ح 18786) در مقابل بی تابی کردن در بیماری ها یا سایر مشکلات در واقع رنج انسان را بیشتر می کند. 6(غررالحکم ح1562غ1198).
در این روایات سامان دهی به افکار و احساسات برای درمان و بهبودی هدف گرفته شده اما بر ارزش های اخلاقی نیز تأکید شده است صبر، تسلیم خداوند بودن و ایمان به او بیش از افکار مثبت و احساسات خوب مورد توجه بوده و اساساً افکار و احساسات بر اساس ارزش های انسانی و اخلاقی طراحی شده است و چه بسا احساساتی که از این ارزش ها برنیامده باشد، تأثیر کمتری بگذارد.

سوم مورد درستی قانون جذب، در تصور و احساس دیگران نسبت به خودمان و تا حدودی فراتر از آن نیز می توانیم از قانون جذب استفاده کنیم، کسی که خود را محبوب و دوست داشتنی می داند، البته در صورتی که کبر و غرور نداشته باشد، دوست داشتنی خواهد شد، کسی که خود را زشت یا زیبا تصور می کند، همانگونه به نظر می رسد. لذا فردی که شاد است، ممکن است دیگران را شاداب کند و یا برعکس.

1-میزان الحکمه ح3767   2 - بحار ج116ص77    3 - میزان الحکمه ح3781   4-همان ح20949

چهارمین مورد درستی قانون جذب: صورت کارآمدی قانون جذب تأثیر بر احساس و برخی از رفتارهای حیوانات است. تصور آرامش و احساس امنیت برای حیواناتی که نزدیک ما هستند،
موجب می شود که در کنار ما احساس امنیت کنند.دراینجافرقی میان  تمساح و یک گنجشک نیست.

 همچنین اضطراب شما آنها را نیز نگران و آشفته می کند. از این رو در روایات بسیاری به ما توصیه شده است که با حیوانات آرام و مهربان باشیم، بی جهت آنها را آزار ندهیم و شکار نکنیم.1 (میزان الحکمه باب حقوق الحیوان 23 حدیث).

پنجمین مورد از دیگر درستی های قانون جذب تأثیر بسیاری از افکار منفی است، براستی اگر کسی فکر کند که نمی تواند کسب و کار خوبی داشته باشد، با شکست اقتصادی روبرو خواهد شد، کسی که فکر کند، بیمار است، بیمار خواهد شد، کسی که گمان کند، دوستان و نزدیکانش او را رها خواهند کرد، طوری رفتار می کند، که به همین نتیجه می رسد. این امور در ادبیات دینی با عنوان وسوسه شناخته می شوند.

تمام این موارد درست به اموری محدود می شود که فکر از طریق سیستم اعصاب، احساسات، رفتارها و گفتار ما را تحت تأثیر قرار می دهد و نتیجه طبیعی آن را محقق می کند. همچنین نیروی فکر می تواند با نمودهای احساسی و رفتاری و گفتاری فرد، روی احساس، رفتار و گفتار سایر افراد نیز تأثیر بگذارد.
کافی است که ما از طریق رفتار یا گفتار و یا حالت های خود بتوانیم اندیشه و احساس خود را منتقل کنیم. یک انسان شاد می تواند دیگران را نیز شاد کند. یک انسان با اعتماد به نفس، طوری سخن می گوید و رفتار می کند، که به دیگران نیرو می دهد. یک شخص قدرتمند طوری نگاه می کند که دیگران قدرت او را احساس می کنند.

انسان می تواند با رفتار و کلمات و احساسش حتی شعور و احساس حیوانات را تحت تأثیر قرار دهد. مثلاً آنها را آرام یا مضطرب کند و یا حرکاتی را به آنها بیاموزد. یعنی افکارش از طریق، احساسات و رفتارها منتقل می شود.

اما در تمام این موارد کارآیی قانون جذب محدود به مقدورات بشری است، مثلاً کسی با قامت صد و هشتاد سانت نمی تواند با تجسم اینکه قدش دومتر است، بیست سانت بر قامت خود بیفزاید؛ یا برای سگ خانگی خود بال هایی مثل پرستو ایجاد کند و یا بیماری هاری را درمان کند، که بنابه تقدیر الاهی به آنها مبتلا شده و نه با مسائل فکری خود.

1-   میزان الحکمه باب حقوق الحیوان با حدیث23

استفن هاوکینگ از بزرگ ترین فیزیکدانان روزگار ماست که بسیار خلاق، شاد و پر انرژی است، اما نتوانسته است از روی ویلچر بلند شود یا دستان خود را به راحتی حرکت دهد و یا بدون دستگاه سخن بگوید.
خرافات معمولاً همین گونه شکل می گیرد یعنی واقعیت هایی وجود دارد، اما باور خرافی از حدود واقعیت فراتر می رود و دروغ هایی را با حقیقت می آمیزد. هیچ خرافه ای که از آغاز تا انجام و در تمام لایه ها دروغ باشد وجود ندارد. تمام خرافات با یک واقعیت در ارتباط هستند اما آن را تحریف می کنند و به طور نادرستی درمی آورند. این مواردی که گفته شد مصادیقی هستند که قانون جذب تاحدودی درباره آنها صادق است اما چیزی که امروزه به عنوان قانون جذب مطرح می شود، بیشترین تأکید خود را روی مصادیق دیگری می گذارد که درست نیست و همین موارد درست را نیز از حدود واقعی فراتر برده و به طور غیر واقعی بیان می کند.

                               ابعادمنفی قانون جذب:

اثبات ناپذیری قانون جذب:

پذیرش قانون جذب در قلمرو جهان بیرون از وجودمان و غیر از موارد پیش گفته، کمی دشوار است و در این جاست که پای قانون جذب می لغزد و در اوهام و خرفات فرومی رود.

 پس باید بپرسیم که آیا براستی انسان هرچه را می اندیشد و احساس می کند، می تواند خلق یا جذب کند؟ آیا کائنات و جهان هستی گوش به فرمان ما ایستاده است؟ صد البته که انسان به تدریج، با افزایش تجربه و کسب دانش و رشد علمی از یک سو و تلاش و پشتکار از سوی دیگر می تواند از امکانات جهان هستی استفاده کند و حتی به پدیده هایی که اکنون در تصور کسی نمی گنجد، دست یابد. اما این سخن تازه ای نیست و بشر همواره با کسب تجربه و خردورزی و دانش اندوزی پیشرفت کرده است. قانون جذب چیز دیگری می گوید. ادعا این است که به هرچیز با احساس مثبت بیندیشید و آن را باور و تجسم کنید، دست خواهید یافت.

برای پذیرش تأثیر گذاری قانون جذب در جهان، لازم است اثبات شود که قدرت تجسم و احساس انسان بر سایر نیروهای جهان غلبه می کند.
اما آیا تاکنون در آزمایشگاهی این موضوع اثبات شده است؟ بدون شک فکر و احساس انسان قدرتمند است و می تواند نیروهای الکتریکی را که در سلول های عصبی منتقل می شوند، کنترل کند. حتی می توان نیروی الکترومغناطیسی که به صورت هاله ای توری دور بدن را فراگرفته1 (بصائر الدرجات ج12 ص463 و بحارالانوار ج40ص 61)، با نیروی فکر و احساس بکار گرفت.
1 - بصائر الدرجات ج12 ص463 و بحارالانوار ج40 ص 61
 اما هیچ کدام از این امور که از نظر علمی هم اثبات شده به ابعاد گسترده ادعای راز قانون جذب نمی رسد.

تاکنون کدام آزمایش حساب شده علمی قانون جذب را اثبات کرده؟ و نشان داده که انسان می تواند با تصور یک خانه و باور به این که مال اوست و تجسم زندگی کردن در آن، به خواسته خود برسد؟

همانطور که در فیلم راز نمایش داده شده، در کتاب راز هم مردی معرفی می شود که تصویر خانه دلخواه خود را روی تخته آرزوهایش نصب کرده و هر روز به آن می نگریسته و خود را در آن تجسم می کرده است. اما بعد از سال ها وقتی که فرزندش پس از اسباب کشی یک جعبه قدیمی را باز می کند و عکس های آرزوی پدر را می بیند و می پرسد اینها چیست؟
 پدرش متوجه می شود که اکنون در همان خانه آرزوها زندگی می کند! به نظر شما کسی که مدت ها عکس خانه آرزوهای خود را در برابر چشم قرار داده و به آن نگریسته و با احساسات مثبت آن را تجسم کرده، وقتی در واقعیت آن خانه را می بیند، آرزو و تصورات ش را به یاد نمی آورد؟ و باید فرزندش عکس های چند سال پیش را به او نشان دهد تا متوجه شود خانه ای که در آن زندگی می کند همان خانه ای است که مدت ها در فکر خود آنجا زندگی کرده است؟ این در حالی است که حافظه انسان وقتی با احساسات همراه می شود بسیار قدرت مند عمل می کند و خاطرات کوچک و ناچیز با کوچکترین اشاره و نشانه ای به یاد می آید. بنابراین مثال هایی که در فیلم و کتاب راز مطرح شده نیاز به تحقیق بیشتری دارد، تا درستی شان اثبات شود.

یکی از اصول مهمی که دین اسلام بر آن تأکید می کند، اندیشه و خردورزی است. اسلام به ما می آموزد که به هر چیز هوشمندانه بیندیشیم و اگر درست بود بپذیریم و زندگی خود را بر اوهام قرار ندهیم. قرآن کریم کسانی را که به افکار سست و ظن و گمان عمل می کنند، مورد سرزنش قرار می دهد.(انعام/116)
اثبات ناپذیری و غیر عقلانی بودن ادعاهای قانون جذب پذیرش آن را با آموزه های قرآن ناسازگار می نماید، مگر زمانی که شواهد علمی و آزمون های حساب شده ای روی آن صورت گیرد.

در این جا لازم به یاد آوری است که آنچه در نظریات فیزیک کوآنتوم مطرح شده، هیچ کدام قانون جذب را در ابعاد مورد ادعا اثبات نکرده و تنها به تأثیر ذهن و ابزارهای آزمایشگاهی بر وضعیت ذرات بنیادین و حالت دوگانه ماده و انرژی مربوط می شود. (نک، فیزیک و فلسفه. و نیز تائوی فیزیک(

باطل بودن قانون جذب:
 

انسان در دو قلمرو به شناخت و آگاهی دست می یابد، در حوزه امور مادی و در امور معنوی. اگر در امور مادی دچار بدفهمی شود، به آن خطا می گویند و در روند تجربه ها و با سعی و تلاش می تواند آگاهی و شناخت خود را از امور مادی اصلاح کند و توسعه دهد. اما بدفهمی در امور معنوی را خرافات می نامند، چه اینکه در باورها و اندیشه های معنوی باشد و چه اینکه در اعمال و آیین ها.
 تفاوت خطا در شناخت های مادی با خرافات در امور معنوی این است که خرافات معمولاً ابطال پذیر نیست و انسان نمی تواند با خرافات به آگاهی دست یابد، زیرا ایده ها و پدیده های معنوی به سادگی آزموده نمی شوند و نتایج آنها صریح و سریع به دست نمی آید.
 بنابراین کسی که در دام خرافات می افتد و آن را می پذیرد، به بن بستی خود خواسته و خود ساخته می رسد. از همین جا معلوم می شود که خرافات براستی راهزن حقیقت است و پذیرش یک خرافه مانع از درک درست حقیقت می شود.

در خصوص فرضیه راز که می گوید هر کس با اندیشه و احساس مثبت می تواند به آرزوهای خود دست یابد، از آن رو که زمانی برای تحقق رویاها مشخص نشده، هیچ گاه نمی توان این فرضیه را ابطال کرد، زیرا تا آخرین لحظه عمر، یک نفر باید منتظر باشد شاید روز بعد، روز رسیدن به آرزویش باشد. بنابراین هنگامی می توان این فرضیه را ابطال کرد که یک نفر با اندیشه و احساس مثبت نسبت به آرزویش، ناکام بمیرد.
 به این ترتیب برای هیچ کس در این دنیا امکان سعی و خطا و تجربه کردن قانون جذب وجود ندارد، زیرا با سعی اول تا پایان عمر باید برود و با مرگش خطای آن کشف می شود. بنابراین قانون جذب در طول زندگی خطاپذیر نیست.
البته شاید بتوان گفت که حتی با مرگ یک انسان آرزومند ناکام نیز قانون جذب ابطال نمی شود، چون شاید علت ناکامی او نادرستی قانون جذب نبوده بلکه او به اندازه کافی قدرت تجسم و یا احساس مثبت به خرج نداده است. زیرا در قانون جذب شاخص و معیاری برای حد نصاب احساسات مثبت و تجسم خلاق وجود ندارد.

از این رو با پذیرش این قانون امکان تجربه آن از دست می رود و کسی که بخواهد بدون تکیه بر عقل یا وحی و تنها از راه تجربه  درستی آن را دریابد، در بن بست علم و آگاهی گرفتار می شود. و صد البته عقل و وحی قانون جذب را به صورتی که امروزه معرفی می شود تأیید نمی کند.

پیشینه قانون جذب در فنون جادوگری:
 

قانون جذب سابقه هزاران ساله در سحر و جادو دارد. و به نام قانون تشابه شناخته می شود. این قانون می گوید: شبیه، شبیه خود را می آفریند. (تاریخ جادوگری.ص68)  در قانون تشابه افکار و باورها و قدرت تجسم نقش اصلی را دارند. در طول تاریخ افرادی که حاضر می شدند به تمرینات جادوگری بپردازند به این قدرت فکری می رسیدند که با تمرکز روی برخی از امور و نیز استفاده از ابزار و وسایل خاص، صورتی خیالی از فکر مورد نظر را برای خود و دیگران خلق کنند. چنانکه قرآن کریم در داستان رویارویی ساحران با حضرت موسی می فرماید: یخَیلُ إِلَیهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أنها تسعی، از سحرشان برای او تخیل ایجاد کردند که آن ریسمان ها می جنبد.1(طه/66)

سحر و جادو راه ارتباط و استفاده از نیروهای شیطانی است که از زمان حضرت سلیمان و ارتباط گروهی از مردم با جن های در تسخیر آن پیامبر آغاز شد. وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّیاطینُ عَلی مُلْک سُلَیمانَ وَ ما کفَرَ سُلَیمانُ وَ لکنَّ الشَّیاطینَ کفَرُوا یعَلِّمُونَ النّاسَ السِّحْر،َ از آنچه شیاطین در حکومت سلیمان خواندند، پیروی کردند. سلیمان کافر نشد اما شیاطین کفر ورزیدند و به مردم سحر آموختند.2(بقره/102)
همانطور که دین راه ارتباط با خداوند و استفاده از نیروی الاهی را در زندگی می آموزد، سحر و جادو راه ارتباط با شیاطین و استفاده از نیروی آنهاست.

قانون جذب مورد بحث بخشی از قانون مشابهت در سحر و جادو است. با این تفاوت که ادعاهای آن بسیار فراتر از واقعیت های جادوگری است. زیرا ساحران مجرب و نیرومند هم توانایی آن را ندارند که هر چه را می خواهند، با تمرکز فکر و دادن انرژی مثبت خلق یا جذب کنند. و عجیب این است که قانون جذب همه مردم را به این کار تشویق می کند. یعنی ادعا می کند هر کس بدون تمرینات جادویی و تنها با دانستن راز آنها می تواند کاری بزرگتر از آنها انجام دهد.

کامیابی منهای اخلاق:
موضوع دیگری که عقل به ما توجه می دهد، درباره کائنات است.  در قانون جذب کائنات یعنی همه موجودات خدمت گذار بی جیره و مواجب انسان هستند و دست به سینه ایستاده اند تا هر کس هر چه را تصور و تجسم کرد به او بدهند.

عقل این پرسش را مطرح می کند: کائناتی که تا این حد هوشمند، توانا و بخشنده است، به طوری که ما را آفریده و خواسته های ما را برآورده می کند، براستی چیست و ما در برابر او چه جایگاهی داریم؟ آیا کائنات غول چراغ جادوست و ما باید به او فرمان بدهیم، یا اینکه مثل پادشاهی بخشنده و مهربان است و ما باید متواضعانه از او بخواهیم؟

دیگر این که این اقیانوس بی کران دانایی و توانایی و دارایی و بخشندگی، برای چه انسان را آفریده و خواسته های او را اجابت می کند؟
آیا به علت اینکه انسان را موجودی آرزومند آفریده در دام برآوردن آرزوهایش گرفتار شده و ناچار است تا آخر پابه پای انسان بیاید؟ این فرض با نیروی بزرگ کائنات سازگار نیست.

آیا عاشق انسان و اسیر آرزوهایش شده است؟ پس چرا عمر انسان را طولانی یا بی پایان نمی کند، تا بیشتر با او باشد؟ به هر حال مشکل اخلاقی در این است که انسان باید ولی نعمت خود را درست بشناسد و به طوری که سزاوار است با او ارتباط برقرار کند.

حالا به هر دلیل فرض کنیم که کائنات خود را موظف به برآوردن آرزوهای انسان کرده است، چرا به سادگی این کار را انجام نمی دهد؟ آیا می خواهد انسان را آزار دهد؟ تجسم و احساس و افکار چیست؟ انسان یک کلام خواسته خود را می گوید او هم به موقع پاسخ می دهد.

در تمام این موارد چیزی که اهمیت ندارد ارزش های انسانی و اخلاقی شخص آرزو کننده است. کائنات به این نگاه نمی کنند که شما انسان مهربانی هستید یا نه، خوددارید یا نه، راست گویید یا نه، مهم این است که آرزوی تان را باور و تجسم کنید. حتی اگر آرزو دارید که اسلحه ای بسازید و با آن مردم بی گناهی را بکشید.

از دیدگاه اسلام تمام جهان در دست خداوند است و او بی دریغ به انسان می بخشد، معیار بخشش او درست زندگی کردن است، ارزش های اخلاقی اسباب موفقیت، ثروت، محبوبیت و سایر خواسته های بشری است (نک: اخلاق موفقیت و اخلاق دارایی) و هر کدام از اینها اگر موجب دوری شخص از ارزش های انسانی شود، از دست یابی به آنها در دنیا محروم خواهد شد و در زندگی ابدی بهره ای بهتر خواهد یافت. بنابراین رشد و شکوفایی انسانی هدف خداوند از بخشیدن بهره های زندگی است و این با هدف غول چراغ جادوی کائنات که تنها به قدرت تجسم پاداش می دهد و به ارزش های انسانی کاری ندارد بسیار متفاوت است.

شعور خلاق انسان:
قانون جذب روی یکی از ویژگی های منحصر به نوع انسان دست گذاشته، اما به درستی آن را نشناخته و با توهمات پوچی آمیخته است. حقیقت این است که انسان موجود عظیم و شگفت انگیزی است و نیروی خلاق و نامحدود آفرینش پس از پدید آوردن او خود را تحسین کرد (موءمنون/14) و به آفرینش انسان بالید و به فرشتگان دستور داد تا بر این آفریده تازه سجده کنند.

 علت برتری انسان موضوعی است که در نگاه اول مبهم به نظر می آید و آن آگاهی از نام هاست. علم اسماء سبب سجده فرشتگان بر آدم بود؛ زیرا خداوند پس از اینکه فرمود عَلَّمَ آدَمَ اْلأَسْماءَ کُلَّه به آدم تمام نام ها را آموخت. 1(بقره/32)، می فرماید: قُلْنا لِلْمَلائِکَه اسْجُدُوا ِلآدَمَ به فرشتگان گفتیم که بر آدم سجده کنند.2 (بقره/34) این ترتیب در بیان علیت را می فهماند.

بنابراین انسان نام ها و اسمایی را می داند که فرشتگان توان و ظرفیت فهم آن را نداشتند. زیرا در آیات مورد بحث خداوند در مورد انسان واژه علم را به کار برده، ولی درباره فرشتگان واژه عرضه را استفاده کرده، می فرماید: ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَی الْمَلائِکَه فَقالَ أَنْبِئُونی بِأَسْماءِ هوءُلاءِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ سپس آن نام ها را به فرشتگان عرضه کرد و برای شان به نمایش گذاشت، پس گفت اگر راست می گویید از این اسماء به من خبر دهید و چیزی بگویید.3 (بقره/32) این بیان به روشنی نشان می دهد که فرشتگان توان فراگیری و فهم نام ها را نداشتند. و همین معیار برتری انسان و سبب سجود فرشتگان بر او بوده است.

لازم به توجه است که در این ماجرا شخص حضرت آدم به تنهایی موضوعیت ندارد، استعداد و قابلیت های نوعی مورد نظر بوده و هرچه گفته شده درباره تمام انسان هاست. نخست به علت اینکه در میان فرزندان آدم کسانی بوده اند که از او برتری داشته اند و دیگر اینکه در ادامه که به دشمنی شیطان با انسان می رسد، موضوع کاملاً فراگیر است و تمام انسان ها درگیر این دشمنی هستند. و سوم اینکه اگر پی ببریم این نام ها چیست، می بینیم که حتی افراد عادی و غیر پیامبران نیز از این نام ها آگاه اند و به سادگی می توانند این دانش پنهان را از درون خویش بیابند.

نام هایی که خداوند به انسان تعلیم داده چیست؟ و چه ارزشی دارد که فرشتگان را به سجده وامی دارد؟ در روایات آمده، که آنها نام تمام اشیاء و موجودات بوده است.4 (تفسیرالعیاشی. ج1ص33غ32) اما آیا صرف نام این اشیا، چیزی است که ملائکه آن را نفهمند؟ فرشتگانی که از سوی خداوند مدبر امور عالم اند 5(نازعات/5) آیا از ادراک و دانستن نام آنها ناتوان هستند؟

برای اینکه بدانیم نام ها چه بوده، لازم است که برخی از آیات قرآن را کنار هم بگذاریم تا راز واقعی فاش شود. نخستین آیه این است: فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی فَقَعُوا لَهُ ساجِدینَ ،هنگامی که او را متعادل کردیم و از روح خود در او دمیدیم، برای او به سجده افتادند.6( حجر/29،ص/72) این آیه شریفه سجده

1- بقره/32      2 - بقره/34    3 - بقره/32    4 – تفسیرالعیاشی  ج1ص33غ32
5- نازعات/5      6- حجر/29،ص/72

فرشتگان را نتیجه دمیدن روح الهی در انسان بیان می کند که علیت را می فهماند و آیات سوره بقره علم اسماء را علت این سجود معرفی می کرد.

نتیجه این می شود که تعلیم نام ها به انسان با دمیدن روح در پیکر او انجام شده است. بنابراین علم به نام های اشیا همراه با نوعی آگاهی و شناخت از منشأ و سرچشمه پیدایش آنها بوده و این علم و تعلیم خداوند از جنس گفت و شنود و لفظ و واژه نیست، بلکه این علم با روح منتقل شده و از جنس آفرینش، ایجاد و زندگی است.

هنگامی که خداوند از روح خویش در انسان دمید، علم به تمام آفریدگان و ربط آنها با منبع بی پایان قدرت، خلاقیت و زندگی را به آدم منتقل کرد. این موضوع زمانی بهتر روشن می شود که به آیه آفرینش انسان باز گردیم، یعنی آیه ای که پروردگار توانا خود را به خاطر آفرینش آدم تحسین می کند، خداوند در آنجا خود را با نام احسن الخالقین یاد کرده و خلاقیت و آفرینندگی را جمع می بندد. تو گویی با وجود انسان دیگر خداوند تنها خالق جهان نیست. از مجموعه این آیات روشن می شود که علم و آگاهی انسان از اشیا، نوعی آگاهی خلاق است و می تواند با اندیشه و ادراک خود نمونه و جلوه ای از خلاقیت خداوند را به نمایش بگذارد.

با صرف نظر از معنای خلق و تفاوت آن با مفاهیم نزدیک مثل جعل، انشاء، ابداع و غیره؛ تا اینجا نتیجه تحقیق این است که با دمیدن روح الهی در انسان آگاهی آفریننده و دانش خلاق به او هدیه شد و در صورتی که به چیزی بیندیشد و بخواهد، به اذن خداوند می تواند بیافریند. اما در کنار این حقیقت که انسان از اندیشه ای آفرینشگر برخوردار است، غفلت از دو موضوع توهمات زیادی را در فهم و تبیین قانون جذب ایجاد کرده است. نخست اینکه این قدرت از کجاست؟ و دیگر این که این قدرت برای چه در اختیار بشر قرار گرفته است؟ و چگونه عمل می کند؟

باید توجه کنیم که این آگاهی و توانایی در پیوند با روح خداوند و جریانی از نیروی بیکران آفریننده است. این هوشیاری و توجه راه دست یابی به این نیرو را به ما نشان خواهد داد. اگر ما از منشأ و منبع یک نیرو غافل باشیم، نمی توانیم آگاهانه و از تمام ظرفیت آن استفاده کنیم و راه های دست یابی به آن را نخواهیم یافت. بلکه فقط نمودهایی از آن را دیده و شاید با تقلید بتوانیم تکرار آن نمودها را امکان پذیر کنیم. به همین علت قانون جذب بدون توجه به نیروی خلاق خداوند یکتا ناکارآمد و بیهوده است.

اینکه قانون جذب صحت دارد باید گفت شکی نیست که خداوند به اشرف مخلوقاتش توانایی های زیادی داده است که شاید هم اکنون خیلی از آن ها را نمی شناسیم( و غریزی از آن استفاده می کنیم) اما نکته ی مورد نظر ما انحرافات و بدفهمی هایی ست که وارد اصول قانون جاذبه شده است.

بعضی دیگرازاثرات منفی عقیده به قانون جذب رامیتوان اینگونه نام برد:

1- غرق شدن در آرزو های مادی. هر که آرزویش گسترده شود، عملش محدود و کوتاه می شود. 1(الإرشاد، ج1، ص304  بحار ج241ص77)

2-کسی که آرزوهایش دور و دراز شود، عملش بد و ناشایست می گردد. 2(نهج البلاغه حکمت36، خصال ص15 از امام صادق و تحف العقول از امام کاظم این جمله را نقل کرده اند.)

3- فاصله افتادن بین دنیای تصوری و دنیای واقعی نتیجه ای جز افسردگی و درد و رنج درونی ندارد. در کتاب ده قانون انسان بودن از دکتر شری کارتر اسکات،" قانون 6  آنجا از اینجا بهتر نیست" را بخوانید.

4- آرزوها، چشم انسان را کور می کند. (نهج البلاغه، حکمت275) فکر می کنم اینو همه شنیدید!

5- لوئیز هی و افراد دیگری که قانون جذب را آموزش می دهند می گویند حتی به اخبار هم گوش ندهید. 3(شفای زندگی، ص 166) شاید نیت این افراد شفای زندگی شما باشد اما گروه دیگری از این موضوع سود می برند. اگر دقت کرده باشید، اجتماع و گروهی از افراد که می دانند جنایت می کنند! به خبرنگاران اجازه حضور و تهیه ی گزارش نمی دهند. خب اگر مردم به شکل خودکار تمایلی به شنیدن خبر نداشته باشند که چه عالی می شود!!

6- جایگاه خدا نزد افراد متعهد به قانون جذب کجاست؟

امروزه نویسندگان، سخنرانان و هنرمندان( سازندگان فیلم راز) تلاش می کنند تا راز را برای مردم قابل باور کنند. اینکه به هرچیز فکر کنی آن را جذب یا خلق می کنی و اینکه با غرق شدن در آرزوهای شیرین مادی می توانی به همه ی آن ها برسی. البته شهامت خواستن و آرزو کردن به مردم دادن کار خوبیست و از قدیم همه می گویند خواستن توانستن است اما قضیه سر دیگری دارد. آن ها ادعا می کنند که اگر بر چیزهای ناخوشایند مثل ظلم و ستم و ذلت یا بدی ها تمرکز کنید به سرتان خواهد آمد پس به هیچ کدام توجهی نکنید!

1- الإرشاد، ج1، ص304  بحار ج241ص77      2- نهج البلاغه حکمت 36
3- شفای زندگی، ص 166


توجه نکنید که همین الان در این لحظه چه تعداد مردم بی گناه تحت سلطه یک عده غاصب در عذابند. توجه نکنید که دارایی ملت ها به تاراج می رود( شاید حتی دارایی های خودتان است که بر باد می رود!) توجه نکنید چه کسی جنگ راه می اندازد مهم این است شما در ذهنتان صلح و آرامش است!
وقتی اعتقادی در بین مردم طرفدار پیدا می کند باید انتظار رسیدن سودجویان و سواستفاده کنندگان را کشید. روزی جذب فقط این بود که اگر بر خوشی تمرکز کنید و ذهنتان را از افکار مثبت پر کنید طبیعتا سالم و سرخوش خواهید بود و رویداد های خوب برایتان رخ خواهد داد،
 اما الان راز به ابرازی تبدیل شده است تا بتوانند به کمک آن مردم را سلطه پذیر کنند با دست کاری های زیرکانه و تبلیغات وسیعی که انجام می دهند قصد بهره برداری های شخصی دارند، بنا به این گفته دیگر رنج و دردی که امام حسین (ع) تحمل کرد را به خاطر نیاورید! شما فقط و فقط بر روی خوب ها تمرکز کنید کاری نداشته باشید!

کنترل افکار عمومی در جهت منافع خودشان ارزش این همه تبلیغ را دارد! همین طور که می بینیم این موضوع علاوه بر اجتماع بر زندگی فرد به فرد مردم نیز تاثیر منفی می گذارد هدف این است انسان را به سمتی سوق دهند که به رنج ها بی تفاوتی کند اما به هر حال: لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی کَبَدٍ ،که ما انسان را در رنج آفریدیم و زندگى او پر از رنجهاست!

به جای بی تفاوتی باید مقابله کرد باید از رنج ها و درد ها آموخت و آبدیده شد تا اینکه بتوانیم دنیایی خوب بسازیم دنیای  زیبایی که فقط در توهم و فکر باشد هیچ ارزش ندارد و نیز به خاطر داشته باشیم هیچ کس بی رنج و زحمت به خواسته اش نمی رسد.

وَ أَنْ لَیْسَ لِلإِنْسانِ إِلاّ ما سَعی

انسان حاصلی جز سعی و تلاش ندارد.(سوره ی نجم آیه ی 39)

در قانون جذب رسم بر این است که می گویند اگر شما به حادثه یا پیشامدی فکر کنید و جزئیات آن را در ذهنتان مجسم کنید به طور خودکار آن اتفاق را به زندگی خود وارد می کنید. اما مسئله اینجاست که در بیشتر موارد ما وقت زیادی صرف تجسم حادثه نمی کنیم و بیشتر به نظر می آید که ما وقوع آن حادثه را پیش بینی کرده ایم!

 راننده آیت الله بهاءالدینی می گوید: یک روز برای رفتن به خارج شهر حرکت کردیم. وقتی آقا در ماشین نشست، برخلاف همیشه که خوش وبش می کرد، ساکت و آرام بود. کمی که جلو رفتیم به من پولی دادند تا در صندوق صدقات بیندازم. به  راهمان ادامه دادیم تا از یک سه راهی بزرگ گذشتیم. در آنجا بود که آقا نفس عمیقی کشیدند و مثل همیشه شدند. از ایشان پرسیدم که چرا در ابتدا حالت دیگری داشتید. ایشان فرمودند که وقتی داخل ماشین نشستم دیدم که سر این سه راه با یک ماشین سنگین تصادف خطرناکی می کنیم. و چون استغفار دفع بلامی کند شروع به استغفار کردم، بعد یادم آمد که صدقه هم خوب است. و بالاخره این کارها موثر شد و خطر برطرف گردید.

به نظر می رسد این روشن بینی ها را تقریباً همه در اندازه ها و صورت های گوناگون در خواب یا بیداری تجربه کرده ایم و بنابراین همه چیز به جذب مربوط نمی شود!

رازبه دونکته اشاره دارد :

تجسم و تفکر و صرف انرژی بر روی یک موضوع می تواند به طور طبیعی ما را به سمت آن حادثه ( که بدون شک خودمان هم در آن شریک هستیم ) سوق بدهد.

دوم روشن بینی و نیروی واقعیت است که قلب ها و ذهن های شفاف را بازمی کند می تواند وقوع حوادث رابه ما اطلاع دهد.

یکی از مبانی و پشتوانه هایی که برای این تئوری ذکر کرده اند  توسل به علوم جدید مثل فیزیک کوانتوم میباشد.

فیزیک کوانتوم می گوید همه عالم از اندیشه خلق شده . ما واقعیت ها را خلق میکنیم ما ماشین تولید واقعیت ها هستیم . بنابرین قابل توجیه است چیزی را که میبینیم توهمی بیش نیست .بنابراین هیچ راهی برای بیرون آمدن از این توهم و دیدن  آنچه واقعا در بیرون از ذهن ما وجود دارد نیست.

دستاوردهای به دست آمده از این قانون جذب:

تحول بخشی به زندگی:

مهمترین ویژگی که افشاگران راز برای این قانون ذکر کرده اند تحول بخشی به زندگی شان می باشد ، اگر برد  قانون جذب آن قدر باشد که بتواند زندگی را تحول بخشد پس چرا کسانی که از این قانون آگاه بوده اند فقط در یک بعد زندگی از آن استفاده کرده اند در حالی که با آگهی از این راز می توانستند هم ثروتمند باشند هم دارای آرامش باشند وتمامی موفقیت ها را برای خود کسب کنند. که در اینجا یکی از اساسی ترین ابهام های وارده براین قانون می باشد.

قانون راز اگر تحولی هم ایجاد کرده باشد گرفتن معنای زندگی و درک واقعی از زندگی فقط تلقین احساس زندگی می باشد . یعنی یک سبک زندگی مجازی است که حقیقت آن وجد ذهنی وتخیلی انسانی می باشد.

درمان بیماری ها:

در این کتاب با تأکید بر اینکه بر بدیها فکر نکن بیان می کند که اگر به بیماری فکر کنی بنا به گفته قانون جذب این بیماری به سوی تو جذب خواهد شد.
در یک جواب نقضی می توان این چنین گفت: اولا باید تمامی پرستاران و پزشکان که هر روز با بیماران سر و کار دارند ، آن گاه آن ها هم بیمار می شدند  ثانیا :علاوه بر تأیید علم پزشکی روایات بر این مسأله اشاره دارند که برخی بیماریها درمان بیماری های دیگر است .
امام علیّ علیه السلام در مان بیماری ها را نه تنها در آرزوها نمی داند بلکه بهترین دارو را ترک آرزوهای دراز بیان می کنند: أنفَعُ الدَّواءِ تَرکُ المُنى.

رسیدن به شادی ولذت :

قانون راز با وعده ارمغان شادی انسان ها را از فکر کردن به ناراحتی ها و غم ها بر حذر می دارد.

قانون راز با بیان اینکه در دنیا فقط دو احساس وجود دارد، احساس خوب و احساس بد و نباید احساس بد داشته باشی و همیشه باید احساس خوب احساس شادی داشته باشی .
در جواب باید گفت همانطور که شادی نعمت الهی می باشد غمها هم نعمتی از جانب خداوند می باشد و هر دو برای سیر انسان لازم می باشد و از لحاظ روانشناختی هم اثبات شده که انسان دائما نمی تواند شادی داشته باشد.همانطور که نشاط و شادی در موفقیت ها نقش دارند هموم و غم ها هم عامل حرکت می باشد( من کثر همومه علت همته ،هر کس همومش بیشتر باشد همتش عالی می گردد). متون دینی ، حرکت به سوی آخرت را در اندوه بر از دست دادن فرصت ها بر می شمارد و شادی بر فرصت سوزی را امری ناپسند بیان می کند.( عجبت لمن یضحک و الموت امامه )

یکی ویژگی های حزن و اندوه اصلاح نفس آدمی می باشد.( المومن یصبح حزینا و یمسی حزینا و لایصلحه الا ذالک)

دیگر از ویژگیهای اندوه پاکسازی درون می باشد خداوند متعال در پاسخ به سؤال حضرت داود در باره طهارت دل فرمود: قَالَ إِلَهِی أَمَرْتَنِی أَنْ أُطَهِّرَ وَجْهِی وَ بَدَنِی وَ رِجْلِی بِالْمَاءِ فَبِمَا ذَا أُطَهِّرُ لَکَ قَلْبِی قَالَ بِالْهُمُومِ وَ الْغُمُومِ.

در متون دینی در باب شادی و نشاط روایات متعددی وارد شده و عوامل ایجاد شادی رابر شمرده و غیر از اندیشه عوامل دیگری چون صدقه دادن ، نیکی کردن ، عطر زدن و... را بر می شمرد که می توان این عوامل را تحت مدیریت احساسات بحث کرد.

جذب ثروت :

تأکید بر ثروت وجذب ثروت در این کتاب و فیلم، جای بسی تأمل دارد . فرستاده شدن چک های غیر منتظره، میلیونر شدن ،و با تلقیناتی چون " خود را ببینید که در فراوانی زندگی می کنید"  به ثروت بیاندیشید انسان ها را با خود همراه می سازد . البته اگر بر خواستگاه این اندیشه دقت داشته باشیم لازمه اندیشه اومانیستی ماده گرایی و لذت طلبی می باشد. ومثل داستان لوبیای سحرآمیز اندیشه هایشان را با تخم طلا پر می کنند و در این راستا خدمتی بر شرکت های گلدکوئیستی نیز دارند چنانکه هر جا اسمی از این شرکت ها هست کتاب راز قبل از این شرکتها حضور داشته و خدمت شستشوی ذهنی را انجام می داد.

در مورد اینکه ما تا چه حد می‏توانیم به امور مادی دنیا و ثروت توجه کنیم و با چه هدفی به دنیا بنگریم نظر دین را با عبارت‏های ذیل بیان می‏کنیم در دعای امام سجاد(ع) در طلب معیشت آمده است:

اَللّهُمَّ اِنّی اَسْأَلُکَ خَیْرَ مَعیشَةً اَتَقَوّی بِها عَلَی جَمیعِ حَوائِجی وَ اَتَوَصَّلُ بِها فی الْحَیاةِ اِلی اخِرَتی مِنْ غَیْرِ اَنْ تُتْرِفَنی فیها فَاَطْغی اَوْ تُقَصِّرَ بِها عَلَی فَاَشْقی وَ اَوْسِعْ عَلَی مِنْ حَلالِ رِزْقِکَ وَ اَفِضْ عَلَی مِنْ سَیْبِ فَضْلِکَ...

اَعْطِنی مِنْ ذلِکَ یا اِلهی غِنی عَنْ شِرارِ خَلْقِکَ وَ اَعُوذُ بِکَ یا اِلهی مِنْ شَرِّ الدُّنْیا وَ شَرِّ ما فیها، لا تَجْعَلِ الدُّنْیا عَلَی سِجْنَا وَ لا فَرْقَتَها عَلَی حُزْنَاً.

خداوندا من از تو بهترین زندگی را درخواست می‏کنم که به وسیله آن بر رفع تمام نیازهایم توانا گردم و به وسیله آن بتوانم در دنیا به (سعادت) آخرتم برسم، بدون آن که چندان در رفا افکنی مرا، که طغیان کنم یا آن را بر من سخت‏گیری که شقی و (بدبخت) گردم و رزق حلالت را بر من وسیع گردان و از جریان فضل خویش بر من ببخش و از آن رزق حلال، بی نیازی از افراد بد را به من عطا فرما... و پنا می‏برم به تو ای پروردگار من از شر دنیا و شر آنچه در آن است، دنیا را برای من چون زندان مگردان و دوری و جدائی از آن را مایه اندوهم قرار مده.

ثروت دنیایی نه تنها موجب کمال انسان های الهی نیست بلکه خداوند متعال آن را ارزانی کفار میداند: وَ لَوْ لا أَنْ یَکُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ یَکْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَیْها یَظْهَرُونَ .

و در عوض این پرهیزکاری و زهد به انسان ،علم وهدایت خویش را می دهد.

ومَن زَهِدَ فِی الدُّنیا وقَصَّرَ فیها أمَلَهُ أعطاهُ اللّه ُ عِلما مِن غَیرِ تَعَلُّمٍ وهُدىً بغَیرِ هِدایَةٍ.

استفاده از آرزو و تخیل ثروت بنابه فرموده روایات نه تنها انسان را ثروتمند نمی کند بلکه موجب فقر و ورشکستگی خواهد بود.      الإمام علیّ علیه السلام :مَنِ استَعانَ بِالأَمانِیِّ أفلَسَ.

احساس بی نیازی واستقلال :

 یکی از سخنان قابل تأمل در قانون جذب این است که " مهم نیست تو خوب و یا بد باشی و مهم نیست چیزی بخواهی که در ذات خود خوب باشد یا خوب نباشد بلکه مهم خواست و طلب توست" در اینجا دیگر چیزی به نام نظام ارزش اخلاقی مطرح نیست و اصل بر اساس خواسته و تمایلات فردی می باشد.

قانون جذب می گوید" احساس بی نیازی کن" . انسان اگر احساس بی نیازی کند هیچ وقت در پی برآورده کردن نیاز های خویش حرکت نمی کند.  المرء بهمته لا بقنیته . شخصیت و ارزش یک فرد به همت او می باشد نه به آن چه که به دست می آورد.
 قرآن کریم در مورد آنان که خود را از خدا بی نیاز می دانند می فرماید: کَلاَّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغى‏ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى‏ ،انسان زمانی طغیان می کند که خودش را بی نیاز ببیند.
خداوند بی نیازی را نه در احساس بلکه در رضایت خودش قرار داده است .
امام هادى علیه السلام:الغِنى قِلَّةُ تَمنّیکَ ، وَالرِّضا بِما یَکفیکَ.

بى نیازى و توانگرى ، در این است که تمنّایت اندک باشد و به آنچه تو را بسنده کند، خرسند باشى.
پیروی از لذت ها از دیگر دستاوردهای قانون جذب می باشد که در جای جای کتاب به آن اشاره دارد.
لیزا نیکولزدر این باره می گوید: وقتی از چیزهایی که لذت می برید پیروی می کنید ،  در فضای شادی و نشاط دائم زندگی می کنید این گونه دریچه های تنعم و فراوانی عالم هستی را به روی خود باز می گردانید.

 بهشت موعود :

یکی از شاخصه های اندیشه اومانیستی نفی معاد می باشد و اگر بهشتی باشد در همین دنیا خواهد بود.«احساس خوشبختی از خود ساطع کنید و آن را به جهان هستی بدهید این گونه بهشت را روی زمین تجربه می کنید ». ویژگی بهشت این است که هرچه که اراده کنی در دستانت خواهی یافت.
 افشاگران راز با القای این "مسأله کافی است فرمان دهی به کائنات" این اعتقاد را در ضمیر اشخاص نهادینه می کنند . یکی از آثار زیان بار این اعتقاد ایجاد توقع بیجا و در نتیجه اگر به خواسته خویش نرسید سرخورده خواهد شد.
الإمام علیّ علیه السلام در این باره می فرمایند :مَن کَثُرَ مُناهُ قَلَّ رِضاهُ،هر کس آرزویش بیشتر باشد میزان رضایتمندی اش کمتر خواهد بود.

احساس آرامش:
 

یکی از ضروری ترین نیازهای فطری آدمی نیاز به آرامش می باشد .آرامشی که خدای متعال تأمین این نیاز را در انس با خویش قرار داده است . تمدن غرب به خاطر بریدن از خدا و کنار گذاشتن معنویت  دچار فقدان آرامش روحی گردیده و برای یافتن  پاسخ به این نیاز فطری دچار تلاطم  گردیده و با افزایش تلاش برای یافتن پاسخ در میان یافته‌های مادی خویش همانند تشنه‌ای بوده  که در میان شوره‌زار به دنبال آب می‌گردد ولی آن چه به دست می آید چیزی جز سراب نمی باشد.

قانو جذب با تلقین احساس خوب داشتن به شدت انسان را از احساس بد داشتن نهی می کند و حتی اجازه فکر کردن در این مورد را نمی دهد . آرامشی که دستاورد قانون جذب است پاک کردن صورت مسأله می باشد.
 یکی از عوامل سلب آرامش نگرانی از گذشته و اعمال گذشته می باشد . قانون جذب با بیان اینکه «احساس گناه نکنید منفی است.» به جای اینکه سبب اضطراب یعنی احساس گناه را درمان کند آن را نادیده می انگارد و نقش تخدیری خود را ایفا می کند .

یکی دیگر از عوامل اضطراب و سلب آرامش نگرانی از آینده ونتیجه انتخاب های وی می باشد : دانش راز به شما میگوید هر چه می کنید به خود شما مربوط است . هر آنچه برای خود انتخاب می کنید انتخاب درستی است) . در نگاه توحیدی خدا است که موجبات سعادت افراد و خیرهاست،  وَ عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون‏. )

قانون جذب با لذت پرستی می خواهد این نیاز فطری انسان را پاسخ دهد . جزف کمبل در این باره می گوید: از آنچه به شما لذت می بخشد از آن پیروی کنید تا عالم هستی درها را به روی شما بگشاید.

 انگیزه های استعمار ی و سلطه گری:
 

یکی از شاخصه های معنویت های نوین اومانیستی سلطه پذیری در برابر ظلم می باشد و با عناوینی چون صلح و مثبت اندیشی  ، آن را در اذهان عمومی جامعه نهادینه کرده اند. قانون جذب این رسالت را عهده دار شده و به خوبی آن را اجرا میکند .
در کتاب راز به نقل از کارل یونگ با بیان اینکه اگر در برابر هرچیز مقاومت کنید بیشتر دوام می آورد  به جنبش های ضد جنگ اشاره می کند و آن را موجب افزایش جنگ می داند.
"جک کانفیلد : جنبش ضد جنگ ، جنگ بیشتری تولید می کند جنبش ضد موادمخد ، مواد مخدر بیشتری تولید می کند علتش این است به آن چه که نمی خواهیم بیشتر توجه می کنیم" .

جک کانفیلد:مادر ترزا زنی بی کم و کاست بود او می گفت « من هرگز در راهپیمایی های ضد جنگ شرکت نمی کنم اگر برای صلح راهپیمایی داشتید مرا هم دعوت کنید او راز را درک می کرد.

هیل دوواکسین:بنابراین اگر شما ضد جنگ هستید به جای آن موافق صلح باشید. اگر ضد گرسنگی هستید، موافق آن باشید که مردم چیزهای بیشتری برای خوردن پیدا کنند . به دشمن فکر نکن خبرهای بد را نبین .

استکبار غرب برای اینکه بتواند سلطه بر جهان داشته باشد وبه راحتی بتواند به جنگ های ظالمانه خود ادامه دهد بهترین ترفند سلطه بر ذهن انسان هاست.  قانون راز با در دست گرفتن اذهان اشخاص آنها را در خواب خوش تخیلات و آرزوهایشان فرو می برد.

امام علی فرمود:  آرزو، سلطة شیاطین بر دل‌های غافلان است.

جایگاه خدا در قانون جذب:
 

یکی از ویژگی های اندیشه اومانیستی کنار گذاشتن خدا و اصالت بخشیدن به توانایی های فردی می باشد. درمکانیزم قانون جذب خدا هیچ جایگاهی ندارد . تنها چیزی که به آن احتیاج دارید خودتان هستید و توانایی هایتان برای اندیشیدن و به وجود آوردن.
 فیزیک کوانتوم می گوید: دنیا در اصل از اندیشه ساخته شده ، در قانون جذب تنها حقیقتی که بر آن تکیه می شود ذهن آدمی است .

در فیلم راز و کتاب راز به نقل از جناب جیمز ری با اشاره به داستان علاءالدین و چراغ جادو ، خدا در جایگاه غلام مطیعی قرار می گیرد که وظیفه اش برآورده کردن خواسته های انسان ها می باشد.

فروکاهش کردن مفهوم خدا در حد انرژی در جای جای کتاب مشهود می باشد. «آنچه در مورد انرژی می دانیم از این قرار است، نزد یک متخصص فیزیک کوانتوم بروید و از او بپرسید دنیا از چه چیز ساخته شده در جوابتان خواهد گفت از " انرژی" بسیار خوب انرژی را توصیف کنید، خوب انرژی چیزی نیست که بتوان آن را توصیف کرد و یا از بین برد همیشه بوده و همیشه خواهد بود ،حالا به یک عالم روحانی مراجعه کنید و از او بپرسید عالم هستی را چه کسی خلق کرده است در جوابتان خواهد گفت خداوند ،بسیار خوب خداوند را توصیف کنید خداوند همیشه بوده و خواهد بود هرگز خلق نمی شود و هرگز از بین نمی رود همیشه بوده و همیشه خواهد بود. همانطور که می بینید توصیف مشابهی است که از کلمات متفاوت برای بیان آن استفاده شده است.

منبع عرضه واقعی میدان نامرئی است می توانید اسمش را عالم هستی ذهن متعالی یا پروردگار بگذارید .

در قانون جذب حاجت و خواسته آدمی اصل می باشد نه منبع آن، بر خلاف ادعیه که اصل خواندن خدا است سپس حاجت خواهی .( یَا مُنْتَهَى رَغْبَتِی‏ . وَ مُنْتَهَى مُنَایَ وَ غَایَةُ رَجَائِی‏)

حامیان قانون جذب به ادعای اینکه خدا عقب نشسته و تنها قانون را آفریده، بقیه‌اش با توست، از قانون جذب به عنوان بزرگترین و مطمئن ترین قانون اسم می برند.

در نگاه توحیدی خدا منشأ آفرینش ، قدرت و تدبیر عالم است ولی قانون جذب با اعتقاد به اینکه منشأ قدرت را ذهن می داند نقش خلقت را هم به ذهن می دهد .(همه قدرت ها نشئت گرفته از درون است بنابرین تحت اختیار است .رابرت کولیر)
سؤالی که باید از مروّجان داخلی قانون جذب پرسید جایگاه دعا ، توسل در مقابل این قانون چه چیز می باشد.

آرزو وآمال :

یکی از ویژگی های انسان آرزوخواهی وی می باشد. به دلیل اینکه انسان ، ذاتا در جستجوى کمال مطلق می باشد . از این جهت آرزوهای او حد وحصری ندارد.
 امام علی علیه السلام می فرماید: الأَمَلُ لا غایَةَ لَهُ ، آرزوها  پایان ندارند.

اگر آرزوها به درستی مدیریت شوند می تواند ، عامل پیشرفت و حرکت آدمی باشد  . اگر آرزو از انسان گرفته شود ، جامعه بشر ، هیچ حرکتى به سوى تکامل نخواهد داشت از این رو ، پیامبر خدا ، آرزو را رحمتى مى داند که خداوند متعال به جامعه بشر ارزانى داشته است.
رسول اللّه صلى الله علیه و آله :إنَّمَا الأَمَلُ رَحمَةٌ مِنَ اللّه ِ لاُِمَّتی ، لَولاَ الأَمَلُ ما أرضَعَت اُمٌّ وَلَدا ، ولا غَرَسَ غارِسٌ شَجَر.    پیامبر خدا صلى الله علیه و آله  :آرزو، در حقیقت، رحمتى از جانب خداوند براى امّت من است. اگر آرزو نبود ، هیچ مادرى فرزندى را شیر نمى داد و هیچ باغبانى ، نهالى نمى کاشت.
قانون جذب به جای اینکه برای انسان برنامه ریزی زندگی یاد دهد و همت او را بارور کند نتیجه ای جز آمال پروری ندارد. قانون جذب مردم را در آرزوهای بی پایان  دنیایی فرومی‌برد و آرزوهای دنیایی را در عمیق‌ترین لایه‌های ذهنی و احساسی آنها درونی می‌سازد. این وضعیت نوعی احساس کاذب خوشی و کامیابی را ایجاد می‌کند که نتایج و پیامدهایی تباه کننده‌ای دارد.

آن چه که در آرزو مطرح است نامحدود بودن آرزوهاست و در این میان انسان با دستیابى بر آرزوهاى خود ، آرامش پیدا مى کند و اگر این آرزوها درست مدیریت نشود ، آرزومند ، سراب را آب مى پندارد و همه عمر ، در طلب سراب مى دود . مرگش فرا مى رسد ، امّا چیزى را مى خواهد که بدان، دست پیدا نمى کند و اگر به چیزى که خیال مى کرد در آرزوى آن است ، دست یافت ، مطلوب خود را در آن نمى بیند . لذا هیچ گاه در زندگى احساس راحتى و آرامش ندارد.
 به گفته امام على علیه السلام : مَن سَعى فی طَلَبِ السَّرابِ طالَ تَعَبُهُ وکَثُرَ عَطَشُهُ . امَن أمَّلَ الرِّىَّ مِنَ السَّرابِ خابَ أمَلُهُ وماتَ بِعَطَشِهِ ،هر که در طلب سراب بکوشد، زحمت او به درازا مى کشد و تشنگى اش افزون مى شود . هر که سیرابى از سراب را آرزو کند ، به آرزویش نمى رسد و از تشنگى مى میرد.
 

به منظو مدیریت  آرزو ها ، ابتدا باید دید که فطرت انسان در جستجوى چیست و آن گاه، آرزوهاى درست را از آرزوهاى نادرست جدا کرد . سپس با تمام توان براى رسیدن به آرزوهاى فطرى حقیقى و اجتناب از آرزوهاى کاذب کوشید.
خداوند متعال ، با دادن این خصوصیت فطرى به انسان ، در حقیقت ، آموزگارِ آرزومندان خویش است و گویا به انسان مى گوید : گم شده تو منم . مطلوب و مأمول حقیقى تو منم . تو مرا که کمال مطلق هستم ، مى خواهى و نمى دانى . همه آرزوها به من ختم مى شود و بدین جهت ، اهل معرفت به من عشق مى ورزند و نهایت آرزوهاى آنان ، بلکه بالاتر از آرزوى آنان منم . اگر با من پیوند برقرار کردى ، در دنیا و آخرت ، کامیاب خواهى شد.

 در قرآن کریم آمده است :
مَّن کَانَ یُرِیدُ ثَوَابَ الدُّنْیَا فَعِندَ اللَّهِ ثَوَابُ الدُّنْیَا ،و هر کس پاداش دنیا را بخواهد ، پاداش دنیا و آخرت ، نزد خداست هنگامى که انسان ، هدف نهایى زندگى و برترین آرزوها را تشخیص داد ، همه خواسته ها و آرمان هاى او در جهت رسیدن به این هدف قرار مى گیرد ؛ زیرا مى داند هر خواسته اى که در جهت این آرزوى بزرگ است ، درست و حق است و هر چه در جهت خلاف آن است ، نادرست و باطل است.

الإمام علیّ علیه السلام :مَن یَکُن اللّه ُ أمَلَهُ ، یُدرِک غایَةَ الأَمَلِ وَالرَّجاءِ ،کسى که خدا امید [و آرزوى] او باشدبه آن می رسد.

درست است که آرزو ، نعمت است و سرمایه زندگى ؛ امّا اگر این سرمایه درست مصرف نشود ، همانند همه نعمت هاى دیگر الهى ، به نقمتْ تبدیل مى شود و موجب بدبختى و تیره روزى انسان مى گردد .

قانون جذب با آمال پروری و ایجاد احساس کاذب در وجود انسان ها آنها را در آرزوهای طول و دراز فرو می برد که زیان های جبران ناپذیری در زندگی وی وارد می سازد.
 به همین جهت روایات ما به شدت از آرزوهای باطل و بیهوده و بی پایان نهی کرده اند  و پیامدهای آن را بیان کرده اند: یکی از آثار آرزوی دراز کوتاهی در عمل می باشد. الإمام علیّ علیه السلام :مَنِ اتَّسَعَ أمَلُهُ قَصُرَ عَمَلُهُ .   در فیلم راز می گوید :کار فیزیکی در مکانیزم قانون جذب لازم نیست انجام دهی و اصل خواسته توست با این بیان انسان را از کار و تلاش دور می سازد.

قانون خدا این است که به هر کس به اندازة خواسته و عملش نتیجه بدهد.

دومین پیامد آرزوهای طولانی فراموشی آخرت است.  الإمام علیّ علیه السلام  :إنَّما أخافُ عَلَیکُم اثنَتَینِ: اِتِّباعَ الهَوى وطولَ الأَمَلِ، أمَّا اتِّباعُ الهَوى فَإِنَّهُ یَصُدُّ عَنِ الحَقِّ وأمّا طولُ الأَمَلِ فَیُنسِی الآخِرَةَ، من بر شما از دو چیز مى ترسم: پیروى از هوس و آرزوىِ دراز؛ زیرا پیروىِ هوس ، از حق باز مى دارد و آرزوى دراز ، آخرت را از یاد مى بَرَد.

اگر براستی کسی با تمام اشتیاق چیزی از دنیا بخواهد و بکوشد، خداوند دست او را خالی باز نمی‌گرداند. اما نتیجه‌ای جز دنیای پوچ و فانی نخواهد یافت. «مَنْ کانَ یریدُ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَ زینَتَها نُوَفِّ إِلَیهِمْ أَعْمالَهُمْ فیها وَ هُمْ فیها لا یبْخَسُونَ "أُولئِک الَّذینَ لَیسَ لَهُمْ فِی اْلآخِرَةِ إِلاَّ النّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فیها وَ باطِلٌ ما کانُوا یعْمَلُونَ‌‍ ‌‍."

اما اهل ایمان و تقوا هیچ گاه نمی‌توانند دنیا را با تمام اشتیاق بخواهند مگر اینکه آن را راه خدا و روزنه‌ای بسوی محبوب خود بدانند و ببینند. به این ترتیب است که اهل ایمان دنیا را می‌خواهند با تمام شوق و عشقی که به خداوند دارند.

سومین اثر آرزوهای باطل و طولانی ازبین رفتن خرد آدمی می باشد.  الإمام علیّ علیه السلام : اِعلَموا عِبادَ اللّه  أنَّ الأَمَلَ یُذهِبُ العَقلَ ، ویُکَذِّبُ الوَعدَ ، ویَحُثُّ عَلَى الغَفلَةِ ، ویورِثُ الحَسرَةَ ، فَأکذِبُوا الأَمَلَ ؛ فَإِنَّهُ غُرورٌ وإنَّ صاحِبَهُ مَأزورٌ، بدانید ، اى بندگان خدا که آرزو ، خِرد را مى بَرد، وعده را دروغ جلوه مى دهد، به غفلت مى کشانَد و حسرت به بار مى آورد. پس، آرزو را باور نکنید؛ زیرا که آن ، فریبنده است و آرزومند گنهکار.
چهارمین پیامد آرزوهای طولانی از بین رفتن بینش می شود . الإمام علیّ علیه السلام :الأَمانِیُّ تُعمی أعیُنَ البَصائِرِ ،آرزوها، دیدگان بصیرت را کور مى کنند .
از پیامدهای دیگر آرزوهای طولانی که قانون جذب بر محور آن سخن می گوید فراموشی امر یقینی مرگ است.

امیرمؤمنان علیه السلام :الأَمَلُ یُنسِی الأَجَلَ آرزو، اَجَل را از یاد [انسان] مى بَرد.
از پیامدهای جبران ناپذیر دیگر آرزوهای طولانی سخت دلی و قساوت قلب می باشد. از نجواهاى خداوند عز و جل با موسى علیه السلام این بود : یا موسى لا تُطَوِّل فِی الدُّنیا أملَکَ فَیَقسُوَ قَلبُکَ ، وَالقاسِی القَلبِ مِنّی بَعیدٌ اى موسى! در دنیا ، آرزوىِ دراز در سر مپروران ، که دلت سخت مى شود و سخت دل ، از من دور است.
کوچک شمردن نعمت های الهی از دیگر آثار آرزو می باشد.  الإمام علیّ علیه السلام :تَجَنَّبُوا المُنى ؛ فَإِنَّها تَذهَبُ بِبَهجَةِ نِعَمِ اللّه ِ عِندَکُم ، وتُلزِمُ استِصغارَها لَدَیکُم وعَلى قِلَّةِ الشُّکرِ مِنکُم.

انسان با تخیل آرزوهای دراز به آرامش تخدیری دست پیدا می کند ولی اگر به این آرزوهایش نرسد چیزی جز تأسف حاصلش نخواهد شد . عنه علیه السلام :حاصِلُ المُنَى الأَسَفُ ، وثَمَرَتُهُ التَّلَفُ .امام على علیه السلام حاصل آرزوها ، افسوس است و میوه اش ، تباهى.
آثاری چون رنج بسیار ، تباهی عمر، هلاکت و نابودی  ، مرگ ناگهانی  از دیگر پیامدهایی است که برای آرزوی طولانی در روایات وارد شده است.

نتیجه این دستاوردها ونقد این قانون این شد که :

قانون جذب با ابهامات فراوانی مثل حدود ، قلمرو و برد این قانون ، عمومیت وشمولیت آن ، نداشتن پشتوانه قطعی علمی ، با تبلیغات وسیعی توانسته اهداف طراحان این نظریه را به خوبی پیاده کند. اهدافی چون لذت گرایی ، تخیل اندیشی ، سلطه پذیری ، فراموشی آخرت ، دنیا گرایی ، ایجاد سبک زندگی مجازی .
به همین جهت جای تعجب نیست که جنبش های نوپدید معنوی مثل کلیسای ساینتولوژی و اشخاصی چون وین دایر ، جی پی واسوانی ، کاترین پاندر و خیلی از این شخصیت ها از این نظریه حمایت کرده و آن را به عنوان اصل معنوی مطرح می کنند.

حال با مطرح کردن این نظریه در سطح کشور توسط حامیان این تئوری و نشر و توزیع بی سابقه این کتاب در سراسر کشور ، لازم است تا اندیشمندان و صاحب نظران هر یک از محورهای بحث را به چالش بکشند و اندیشه های دینی مطرح شده را نه به عنوان مؤیدتراشی بلکه به دور از جانبداری یک طرفه روشن کنند. مباحثی چون مدیریت تفکر واندیشه ، مدیریت آرزوها ، مدیریت احساسات ( غم ها ، شادی ها ، هیجانات ) در منابع اسلامی به کرّات بحث شده است به طوری که مجال یکّه تازی را  از این نظریه بگیرد  به شرط آن که صاحب نظران دینی با استخراج این مباحث از منابع آیات و روایات ، بینش توحیدی و نظام ارزشهای اخلاقی را پیاده کنند.

آنچه قانون جذب روی آن تکیه می­کند، آفرینندگی ذهن و قدرت خداگونه تفکر است. از تفکر که بگذریم، تئوری راز در مورد ظرفیت دیگر استعدادهای بشری ساکت و بلکه عادی بودن آن­ها را پذیرفته است؛ خصوصاً این فرضیه در مورد قوای مادی، مثل قدرت جسمی انسان، قدرت بینایی و شنوایی و بویایی و ... ادعایی ندارد.
در قانون جذب ادعا می شود که هر چه را شما تصور کنید، چه مثبت و چه منفی؛ همان دقیقا اتفاق می افتد.

قانون جذب هم از ناحیه علت و هم در ناحیه معلول دو ادعا دارد که هر دو مخدوش است. مروجین جذب نسبت علی و معلولی بین تصورات ذهنی و اتفاقات زندگی انسان ها برقرار می کنند؛ به این معنا که با چنین گفته ای، به دو ادعا تن می دهند.
اول این که هر چه که در ذهن بگذرد، در عالم خارج از وجود انسان تبدیل به یک پدیده می شود.
دوم این که هر چه از امور مثبت و منفی در زندگی تان اتفاق افتاده باشد، حتما درگذشته به آن تصویر پردازی ذهنی داده اید و قبلا درعالم ذهن آن را خلق کرده اید.
 به عبارت دیگر وقایع زندگی انسان همه معلول افکار انسان اند (در ناحیه علت) و تصاویر ذهنی هم حتما معلول خودش یعنی پدیده های خارجی را خلق می کند(در ناحیه معلول). قانون جذب در هر دو ناحیه اثبات نشده و غیر قابل دفاع است.
ادعای جذب در حوزه علت قابل قبول نیست، به این معنا که موارد فراوانی وجود دارد که افرادی به عمل تجسم و تمرکز به صورت کامل پرداخته اند، ولی جواب نگرفته اند و در ناحیه معلول هم مردود است، یعنی اتفاقات زیادی در زندگی انسان ها پیش می آید که قبلا انسان ها به چنین پدیده هایی فکر نکرده اند.

در ناحیه معلول این رسوایی و نارسایی، نمود بیشتری دارد؛ یعنی در زندگی انسان معلول های بی ارتباط با تجسم پیدا می شوند. دانش­آموزی را فرض کنید که جهت قبولی در امتحان تلاش می­کند و هیچ تجسمی و تصوری و تفکری از قبولی خود (به عنوان یک برنامه) ندارد و بعد از تلاش و جدیت موفق می­شود.
 چرا مدعیان قانون جذب، این گونه موارد را در قانون جذب به بررسی نمی­گذارند؟ در این موارد عمل تجسم وجود نداشته، ولی پدیده ای مثبت اتفاق افتاده ـ  که البته زاییده عوامل خاص خودش که همان تلاش و کوشش و برنامه ریزی دانش آموز است ـ بدون این که به تجسم نیازی احساس شده باشد.

آیا واقعا هر مشکلی که در زندگی انسان پیش بیاید حتما قبلا انسان به آن مشکل تصویرسازی ذهنی داده بود؟ آیا اگر کسی همسرش را در یک تصادف از دست دهد، از قبل حتما این اتفاق را بارها تجسم کرده بود؟ آیا مریضی ها هم در اثر تجسم حالت مرض، اتفاق افتاده است؟ اگر زلزله ای یا سیل اتفاق افتد و تعدادی جان خود را از دست دهند؛ آیا همگی قبلا مرگ خود را در حالت زلزله یا سیل تجسم کرده بودند؟ آیا بستگان آنها این گونه مرگ را در مورد زلزله زده ها تصویر کرده بودند؟

براستی چرا برای موارد عادی زندگی روزمره نیازی به تجسم نیست و بدون تمرکز ذهنی و بدون هیچ مشکلی انسان به انجام این امور اقدام می کند و عملی ذهنی به نام تصویر پردازی ذهنی اساسا کارایی ندارد و طرحش لزومی ندارد؟ مثلاً چرا برای نوشیدن آب، رفتن به محل کار، کار با اتومبیل، صحبت با دیگران و هزاران مورد دیگر که هر روز برای انسان­ تکرار می­شود و همه هم جزء مطلوبیت­های زندگی اوست؛ به تجسم و تصور نیازی نیست؟

این ابهام در مورد فیلم راز در مجامع علمی مطرح شده است که چرا این افراد همگی در یک مرکز فرهنگی مشغول به کارند و یک تیم هماهنگ به حساب می آیند اما در فیلم راز اسمی از مرکز فوق به میان نیامده است در حالی که تلاش کارگردان و تهیه کننده «راز» بر این است که اثبات کنند که این ایده در جای جای جهان و در تک تک رشته های علمی طرفدار دارد. مأموریت گروهی که در Evolutionary Leaders همکار محسوب می شوند همین ایده است.

قانون جذب امروزه به عنوان یک ابزار ذهنی محض مطرح می شود و ذهن تنها نقش را در این فرایند به عهده دارد. اما نباید فراموش کرد که در تبلیغات و کارگاه های جذب در کشور ما، نقش دیگر عوامل نه از روی غفلت که حساب شده مطرح نمی شود.
 علت هم یک چیز بیشتر نیست و آن این است که رهبران جذب در ایران به دیگران وعده رفاه و امکانات زندگی را میدهند؛ آن هم با دو قید « سرعت » و «سهولت».
 بنابراین اگر از مخاطبین خود بخواهند که تلاش و زحمت لازم است، دیگران خواهند گفت که اگر قرار باشد از همان راه های شناخته شده و توام با سختی و زحمت پولدار شویم؛ در آن صورت، جذب تحفه جدیدی نخواهد بود. به همین علت کارگاه های راز معمولا پر است از وعده های دروغین و قول هایی که هرگز در عالم خارج محقق نخواهد شد.

امروزه هر چند آن دسته از افرادی که شهرت و بازار خود را از قانون جذب دارند سعی می کنند که از جذب به عنوان یک قانون یاد کنند تا دیگران هم چنان بر اعتماد خود باقی بمانند؛ اما واقعیت این است که بسیارند افرادی که جذب را  امتحان کرده اند و نه فقط به جواب نرسیده اند بلکه مختصر دارائی خود را هم از دست داده اند (مانند بسیاری از مال باخته های شرکت های هرمی که پیش شرط ورودشان به شاخه، مطالعه کتاب راز یا تکنولوژی فکر بود). این افراد ناکارامدی این ایده را در میدان عمل تجربه نموده اند و دیگر حاضر نیستند بابت شرکت در سمینار های راز و تکنولوژی فکر هزینه کنند.

البته هستند افراد محدودی که با مدیریت و و تلاش و پشتکار و مشورت با دیگران به اهداف خود دست یافته اند و توجه به این عوامل ندارند و به خاطر تبلیغات گسترده مدعیان جذب حاضر نیستند قبول کنند که توفیق ایشان ارتباطی با قوه ذهن و تمرکز ندارد. در صورتی که همه می دانیم برنامه‏ریزى و مدیریت مقوله‏اى است که انسان در عرصه زندگى از آن براى رسیدن به اهداف خود استفاده مى‏کند، هر کس در طول زندگى خود با مسائل و مشکلاتى روبروست.
 مثلًا یک دانشجو با مسائلى از این قبیل مواجه است: چگونه درس بخوانم؟ چگونه زندگى زناشوئى را تشکیل دهم؟ در زندگى با چه کسانى معاشرت داشته باشم؟ چه مطالعات و تحقیقاتى داشته باشم تا به موفقیت تحصیلى برسم؟ اوقات فراغت را چگونه سپرى کنم؟
برنامه‏ریزى و مدیریت، اهداف را روشن‏تر و قابل دسترس‏تر مى‏سازد، به طورى که هیچ کس بر حسب تصادف به هدف خود نمى‏رسد بلکه با برنامه‏ریزى به سمت تحول و دگرگونى پیش مى‏رود، و انتخاب‏هایش را عاقلانه‏تر مى‏کند تا سرانجام به مقصد برسد. برنامه‏ریزى و مدیریت یک روند فعّال و پویا در جهت هدفیابى و کامروایى است. کسب روزى، تحصیل، کار و فعالیت اجتماعى، ازدواج و زناشویى، روابط اجتماعى، صله رحم، انجام وظایف اجتماعى و مسئولیت‏هاى فردى و گروهى و جملگى امورى هستند که هر کس موظف است درباره آن‏ها اطلاعات لازم را کسب نموده و با یک برنامه‏ریزى دقیق براى موفقیت در آنها به تلاش و مجاهده بپردازد.
 امام على علیه السلام فرمود :عمل خود را رفیقت قرار ده و آرزویت را دشمنت ... آرزوهایتان را دروغگو بدانید و عمرتان را براى پرداختن به بهترین کارهایتان، غنیمت بشمارید و چونان صاحبان تشخیص و خِرد [به عملْ ] مباردت کنید.

در فرضیه جذب آن چه " شاه کلید " محسوب می شود تمرکز و تجسم مطلوب است نه اقدام عملی و برنامه ریزی و مشورت. فکر گرایی و خیال پردازی جایگزین ارتباط منطقی با دنیای خارج می شود و عملیاتی کردن طرح ها و ایده ها جای خود را به " نگریستن آمال " می دهد.

آن چه که به عنوان یافته های فیزیک کوانتوم ادعا می شود، فقط در حد «پذیرش تأثیر متقابل میان پدیده ها » ست، نه رابطه علی ومعلولی. به عبارت دیگر حداکثر در حد "علت ناقصه" این رابطه وجود دارد نه "علت تامه" .
خوش بختانه مخالفت به موقع بسیاری از متخصصین فیزیک با ایده جذب باعث شد که بسیاری از افرادی که این ایده را برآمده از فیزیک کوانتوم می دانستند به این ایده به عنوان یک یافته تجربی نگاه نکنند. امروزه در محافل علمی کسی ادعا نمی کند که فرضیه جذب مورد تایید فیزیک کوانتوم است.
کار به جایی رسیده که بعضی از منادیان جذب در کشور صریحا گفته اند که از اول نباید جذب در فضای فیزیک مطرح می شد، چرا که این ایده براحتی در فیزیک قابل اثبات نیست و اساسا جذب یک ایده متافیزیکی است که فیزیک نمی تواند آن را به محک تجربه ببرد.

وی می گوید:  به نظر می رسد مدافعان قانون جذب اصلا نباید به سراغ قوانین علمی برای اثبات درستی کارکرد این قانون می رفتند.چون دانشمندان مقابل آنها قد علم می کنند و آنها هم چون قصد دارند با ابزارهای علمی و فیزیکی ، به توصیف یک پدیده متافیزیکی و غیر مادی بروند طبیعتا شکست می خورند و نمی توانند به خوبی از خود دفاع کنند. این همان خطایی بود که در فیلم راز یا Secret صورت گرفت و بلافاصله در جلسات پرسش و پاسخ بین تماشاچیان این فیلم و سازندگان این مجموعه روی علمی نبودن ادعاهای کوانتومی انتقاد مطرح شد.  

امروزه حتی در دائرة المعارف ها ـ حتی در ویکی پدیا که گاهی در آن از فرضیه ها قانون تعبیر می شود ـ  از قانون جذب به عنوان یک ایده علمی نام نمی برند.

این متن را ببینید: « قانون جذب یک قانون انتزاعی است و به طور خلاصه بیان می‌کند که هر آنچه در ذهن انسان تصور شود اعم از خوب یا بد، زشت یا زیبا و ... در دنیای واقعی نمود خواهد یافت. بنا به تعبیر یکی از افراد حاضر شده در این فیلم قانون جذب مختصراً در این جمله تعریف می‌شود: "افکار، تبدیل می‌شوند به، اجسام!"

از سوی دیگر در میان روان شناسان مشهور و بر جسته کسی یافت نمی شود که ایده جذب را به صورتی که در فیلم راز ادعا شده تایید نماید.
 البته روان شناسی تاثیر اندیشه بر روان و درون را تایید میکند و بعضی از مکاتب روان شناسی با همین نگاه شکل گرفته اند. باید توجه داشت اثر گذاری فکر بر احساسات و روان، مورد اذعان متون دینی هم هست، اما می دانیم که در تئوری جذب ادعای آفرینندگی ذهن و تاثیر تام ذهن در جذب خواسته ها، مطرح است بدون این که به عامل دیگری نیاز باشد.

پاره ای از حامیان جذب از آن جا که تمایل جدی به بومی سازی فرضیه جذب دارند، دستورات دینی را به گونه ای تازه تاویل می نمایند و به خیال خود به کشف جدیدی دست یافته اند. این گروه از جمله به آیاتی که در مورد ارزش تفکر وارد شده و احادیثی که ثواب فراوانی برای تفکر و تامل یادآور شده اند، استناد می کنند. بر آشنایان با قران و متون روایی پوشیده نیست که اولا تفکر هیچ وقت جای اعمال دیگر از جمله واجبات و حتی دیگر مستحبات را نمی­گیرد و به جای عمل نقش آفرینی نمی کند، بر خلاف رهنمود رهبران جذب که همه چیز را در تجسم و تصویر پردازی ذهنی خلاصه می کنند و از کارایی دیگر ابزارها سخنی نمی گویند.
دوم این که هرچند به تفکر نگاه استقلالی هم شده؛ یعنی خود تفکر در رشد روحی و عمق بخشیدن به باورها نقش ویژه دارد؛ اما ارزش عمده تفکر به این است که مقدمه دسته ای از اعمال و افعال جوارحی قرار می­گیرد و انسان را به عمل بیشتر وا میدارد. چنان که معصومین هیچ گاه به تفکر اکتفا نمی کردند و از عبادت های دیگر غفلت نمی نمودند. به گونه ای که در مورد علی (ع) روایت شده که وی شبانه روز 1000 رکعت نماز می­خواند.

سوم این که در معارف دینی، تفکر از این جهت مورد توجه قرار گرفته که ابزار پیوند انسان با خالق است، نه از این نظر که ابزار دعوت انسان به دنیا خواهی و فزون طلبی و وسیله غرق نمودن انسان در رفاه و ثروت و لذت است.
 تفکر به این دلیل که از نظر روحی و معنوی تعالی بخش است، مورد تاکید قرار گرفته، نه از این جهت که به «انسان محوری» ختم شود.
 بنا بر این تفکری در دین ارزشمند است که در خدمت خودسازی و تعالی روحی انسان به کار گرفته شود، نه تفکری که انسان را بیشتر و بیشتر در دنیا مداری و رفاه محوری غرق نماید.
چهارم این که متون دینی به تفکر و تامل و تعقل دستور داده اند، نه به تصویر پردازی ذهنی.
 پنجم این که بزرگان دین، متعلَّق تفکر یعنی موارد و موضوعات و مصادیق تفکر را معرفی کرده­اند و به تفکر افسار گسیخته و بی در و پیکر دستور نداده اند. در قرآن کریم، موضوع تفکر، آیات الهی است، یعنی به پدیده ها از این نظر که حکایت گر مبدا خویش و آیینه آفریدگارند و از این لحاظ که بیننده را به خالق پیوند می زنند، نگریسته شود.
 در قرآن به صورت مشخص، به دو مصداق روشن، دستورِ تفکر داده شده است: اول؛ آیات آفاقی، و دوم؛ آیات انفسی. ناظر به موارد آفاقی، آیه "یتفکرون فی خلق السموات"، و ناظر به آیات انفسی آیه "اولم یتفکروا فی انفسهم" را می توان برشمرد.

دسته دیگر به سراغ مفهوم دعا رفته و می گویند: دعا و نیایش لازم است، چون می­تواند به فکر تمرکز دهد. به گمان ایشان، دعا از این نظر به درد می خورد که به تصویر سازی ذهنی کمک می کند نه به این جهت که ارتباط با خالق است، نه این که چون روح بخش است، و نه این که چون در آن تعالی معنوی و تکامل نهفته است!
 می­گویند: دعا خوب است؛ چون باعث می­شود تو بتوانی مطلوب هایت را بیشتر تجسم کنی. زیارت هم بروید، اما نه این که چون زیارت خودش موضوعیت دارد؛ بلکه چون باعث می­شود فزون طلبی آدمی که باید اصل باشد، در مکان زیارتگاه تداعی شود.

بنا بر بیان بالا، دعا چون مقدمه تجسم و  تمرکز است اهمیت پیدا می­کند، نه چون خودش ابزاری مستقل در خدمت تعالی انسان است. زیارت هم چون به انسان قدرت تداعی بیشتری می دهد، مفید است، نه چون زیارت شونده دارای روحی بزرگ است که می تواند دیگران را در تعالی روحی دستگیری نماید.
 بنا بر این، اگر در میخانه هم این تداعی صورت گیرد، میخانه هم مثل زیارت گاه، تقدس و ارزش پیدا می کند و در نتیجه نیازی به زیارت و زیارت گاه نیست.

نباید فراموش کرد که ایده جذب از نگاه امانیستی(انسان محوری) تمدن غرب سرچشمه گرفته و با پذیرش این نگرش، نه فقط تربیت انسان الهی به عنوان هدف مطرح نیست، بلکه اساسا توجه به گرایش های متعالی هم چندان جایی برای طرح و بحث ندارد.
با محوریت دادن به خواست و تمنیات انسان، اهداف متعالی و معنوی فراموش می شود و به جای آن، زندگی این جهانی و تجربه لذت بیشتر، در صدر خواسته های انسان می نشنید و در نتیجه انسان بیش از همه به فراموشی عاقبت و آخرت سوق پیدا می کند.
 وین دایر که از مروجین جذب است، می گوید:
"انسان هر چه را می خواهد در اختیار دارد. فقط باید این نکته را بداند چه می خواهد و هدف و مقصودش چیست. برای رسیدن به مقصود باید دو ایده مشخص را به ذهن تان وارد کنید و آن دو ایده ثروت و موفقیت هستند... باید هر شب پیش از خواب رفتن، دو کلمه ثروت و موفقییت را آن قدر تکرار کنید تا خوابتان ببرد. چون هر چه را قبل از خوابیدن و در حالت خلسه پیش از خواب با خودتان نجوا کنید بر ضمیر ناخوداگاهتان نقش می بندد"

قانون جذب نه تنها انسان را به کسب فضایل اخلاقی دعوت نمی کند، بلکه یکی از خطرناک ترین امیال انسانی یعنی «آز و طمع» را فعال نموده و بر ساحت های متعالی روح انسان حکم فرما می کند.
 طبق متون دینی این میل اگر در وجود انسان فعال گردد یکی از ارزشمندترین قوای انسانی را که همان نیروی عقل است، از کار می اندازد و آن را زمین می زند.

علی (ع) می فرماید: " اکثر مّصارع العقول تحت بروق المطامع»؛ بیشترین زمین خوردن های عقل مربوط به جاهایی است که برق طمع جستن می کند".

فرضیه جذب از آن جا که بر آمده از تفکر اومانیستی است؛ بیش از آن که ناظر به ابزار زندگی باشد در فضای اهداف مطرح است. چرا که به هدفگذاری می پردازد و به زندگی سمت و سو می دهد؛ به عبارت دقیق تر این مفهوم به افق سازی و آرمان تراشی می پردازد، نه  عرضه ابزار و وسیله جدید.

یعنی پاره ای از امور را به صورت آرمان و مطلوب نشان می دهد و این مطلوب ها هم چیزی غیر از چرب وشیرین های زندگی این جهانی نیست.

هر چند که فیلم راز اشکالات اساسی از نقطه نظر هستی شناسی و حتی از حیث تجربه دارد اما از جمله محاسن تئوری جذب که در فیلم هم منعکس شده است، پذیرش «شعور مندی کائنات» است.
هستند افرادی که فهم و دیگران را به پشیزی نمی گیرند و بسیارند کسانی که اصولاً غیر انسان را صاحب شعور نمی دانند و جمادات را از جهت شعورمندی هم مرتبه «عدم» می انگارند، ولی در این تئوری به حق بر این «شعورمندی» صحه گذاشته شده و این حقیقت پذیرفته شده است.
اما باید اضافه کنیم که این موضوع از کشفیات قانون جذب نیست و در متون اسلامی ـ قرآن و روایات و متون فلسفی اسلامی ـ نه فقط «شعورمندی کائنات» بلکه 4 مرتبه بالاتر یعنی «عبادت و تسبیح و تهلیل» ، «علم و معرفت به مبدأ آفرینش» ، «رشد و تکامل» و «هدفمندی مجموع کائنات (هستی)» مورد اشاره قرار گرفته است. آیه شریفه «ان من شی الا یسبح بحمده» هیچ چیزی نیست مگر آن حمد و تسبیح خدا می گوید(که در مقام اطلاق و شمول است همه اشیاء را تسبح گوی خداوند سبحان می داند).
در جایی دیگر قرآن می فرماید «الم تر ان الله یسبح له من فی السموات و الطیر صافات کل قد علم صلاته و تسبیحه» (نور 41) که هم «تسبیح» را برای موجودات مسلم می شمارد و هم «علم و آگاهی و التفات به نماز و تسبیح» را برای تمامی موجودات اثبات میکند.
در آیات شریفه «والیه ترجعون» و «کل یجری لاجل مسمی» چنان که علامه طباطبایی فرموده اند: حکم جریان و سیر و رشد و تکامل، عمومی است که همه اجسام محکوم به آن هستند.

محقق : ashk

 

 

 

منابع:
قران کریم
بحارالانوار
کتاب راز (راندابرن)
کتاب راز قانون جذب (وین دایر)
نقدقانون جذب(حمزه شریف دوست)
تئوری راز وراز خرافه(حمید رضا مظاهری سیف)
تکنولوژی فکر(آزمندیان)
معنویت های نوظهور (حمزه شریف دوست)

 

نظرات  (۱)

  • دلتنگ خدا...
  • زندگی باور "دعاهای قشنگ" است....
    برایتان دعاهای قشنگ میکنم!آنها را "باور" کنید....
    پاسخ:
    موفق باشی دوست عزیز-بازم بهم سر بزن

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی

    [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] [11] [12] [13] [14] [15]