آوازک

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

گرچه شخصیت بعضی از افراد در تاریخ به طور دقیق قابل شناسائی نیست و در مورد آنها اختلاف نظر وجود دارد، ولی از نقل تاریخیِ زیر به دست می آید که حسن بصری شیعه و محبّ اهل بیت(ع) بوده است و به ناچار به خاطر موقعیت خاصّی که زندگی می کرد راه تقیه را در پیش گرفته بود:

سلیم می گوید: ابوذر و سلمان و مقداد حدیثی برایم نقل کردند که بعداً آن را از حضرت علی(ع) شنیدم. آنها گفتند: مردی بر علی بن ابی طالب(ع) فخر نمود، در این هنگام رسول خدا(ص) به علی(ع) فرمود: ای برادرم، تو بر عرب فخر نما، چرا که تو از جهت پسر عمو و پدر و برادر و خودت و نسب و همسر و فرزندانت و عمویت از همه آنان گرامی تر هستی و در مبارزه با نفس و مالت از همه عظیم تر و در صبر و شکیبایی کامل تر و در علم از همه آنان داناتری.

تو کتاب خدا را بهتر از همه آنان قرائت می کنی و به سنت های الهی آگاه تر از همه هستی و در دل شجاع تر و در بخشش کریم تر و نسبت به دنیا زاهد تر و در سعی و تلاش کوشا ترین آنهایی، تو در اخلاق از همه نیکوتر و در صداقت از همه راستگوتر و نزد خدا و من از همه محبوب تر هستی.

بعد از من سی سال در دنیا باقی خواهی ماند و خدا را عبادت کرده و بر ظلم قریش صبر می کنی، سپس در صورتی که یارانی بیابی در راه خدا جهاد می کنی و برای تأویل قرآن با ناکثین و قاسطین و مارقین این امت می جنگی، همانگونه که در کنار من برای نزول قرآن جنگیدی، تو با شهادت از دنیا می روی آن هم در حالی که محاسنت با خون سرت خضاب گشته، قاتلت در دشمنی با خدا و دوری از او مانند پی کننده ناقه صالح و قاتل یحیی بن زکریا و فرعون ذوالاوتاد (صاحب میخ ها)[1] می باشد.

أبان بن أبی عیاش می گوید: این حدیث را از قول ابوذر برای حسن بصری نقل کردم، او گفت: سلیم و ابوذر راست گفته اند،[2] چرا که علی بن ابیطالب(ع) دارای سبقت در دین و علم و حکمت و فقه و رأی و نظر صحیح و فضل و گشاده دستی و نیز دارای سبقت در قبیله و خانواده و شجاعت و دلیری در جنگ و بخشش و احسان و علم به قضاوت و قرابت و نزدیکی به پیامبراکرم(ص) و امتحان دادن در اسلام است. همانا على(ع) در تمام کارهایش عالی است. خدا علی(ع) را رحمت کند و بر او درود بفرستد.

حسن پس از این سخنان چنان گریست که محاسنش خیس شد، من به او گفتم: ای ابا سعید، آیا غیر از پیامبر(ص) بر هرکسِ دیگر هم که یاد کنی درود و صلوات می فرستی؟

او گفت: هرگاه مسلمانان را یاد کردی بر آنان رحمت فرست و بر محمد و آل محمد صلوات بفرست و بدان که علی(ع) افضل آل محمد(ص) است.

گفتم: ای ابا سعید، آیا او از حمزه و جعفر و فاطمه(س) و حسن(ع) و حسین(ع) هم بهتر است؟

او گفت: آری به خدا قسم، أو از همه آنان بهتر است و کیست که شک کند در اینکه او افضل آنان است؟

گفتم: به چه دلیل؟

گفت: زیرا هیچ وقت نام شرک و کفر و بت پرستی و شرب خمر بر او جاری نشده است و او به دلیل سبقت در اسلام و آشنایی به کتاب خدا و سنت پیامبرش از همه آنان افضل است. رسول خدا(ص) به فاطمه(س) فرمود: تو را به ازدواج بهترین فرد امتم در آوردم، و اگر در میان امت کسی بهتر از علی(ع) بود او را انتخاب می کردم.

همانا رسول خدا(ص) بین اصحاب خود برادری ایجاد کرد و در آن میان، خود با علی(ع) برادری برقرار نمود، پس رسول خدا(ص) هم به جهت خودش از همه برتر است و هم از جهت برادر افضل آنان است و نیز رسول خدا(ص) حضرت علی(ع) را در روز غدیر خم بر ولایت منصوب کرد و ولایت بر مردم را همانگونه که در مورد خودش واجب بود، در مورد على(ع) نیز واجب نمود و به او فرمود:

«تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسی(ع) هستی، این سخن را به هیچ یک از اهل بیتش و نه هیچ یک از امتش جز على(ع) نفرمود. و على(ع) سوابق بسیاری دارد که هیچکدام از مردم مانند آن را ندارند.

أبان می گوید به حسن بصری گفتم: بعد از حضرت علی(ع) چه کسی افضل این امت است؟ او گفت: همسر و فرزندانش. گفتم: بعد از آنها چه کسی؟

گفت: سپس جعفر و حمزه بهترین مردم هستند، و اصحاب کساء، کسانی هستند که آیه تطهیر در مورد آنان نازل شده است. رسول خدا(ص) خود را در میان حضرت علی(ع) و فاطمه(س) و حسن(ع) و حسین(ع) در زیر عبا قرار داده و فرمود:

«اینان مورد اطمینان من و عترت من در میان خاندان و اهل بیتم می باشند و خداوند رجس و پلیدی را از آنان دور ساخته و ایشان را به نیکی پاک و طاهر نموده است»، امّ سلمه عرض کرد: مرا هم با خود داخل عبا ساز. پیامبر اکرم(ص) به او فرمود: ای ام سلمه تو در خیری و عاقبت به خیر خواهی شد، ولی این آیه فقط در شأن من و این چهار نفر نازل شده است.

أبان می گوید: به حسن بصری گفتم: الله اکبر ای اباسعید، این چه سخنانی است که شنیده ام به على(ع) نسبت می دهی در مقابل این ها که الآن گفتی و من از تو شنیدم. او گفت: ای برادرم، بدینوسیله خون خود را در مقابل جباران ظالم که خدا لعنتشان کند حفظ می کنم.

ای برادرم، اگر این سخنان نباشد چوب ها بالای سرم بلند می کنند، ولی من آنچه شنیده ای را می گویم و خبرش به آنان می رسد و دست از سرم بر می دارند و من از بغض علی(ع) کسی غیر از علی بن ابیطالب(ع) را قصد می کنم، ولی آنها گمان می کنند که من دوستشان هستم، خداوند عزوجل می فرماید:

«إدفع بالتی هی أحسن السیئة؛[3] با روشی نیکوتر بدی را دفع کن.»؛ یعنی تقیه کن.[4]

 


[1] - از آنجا که فرعون دشمنانش را با میخ به زمین و یا درختی میکوبید او را صاحب میخها میگفتند.

[2] - این روایت با کمی تفاوت در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۴ ص ۳۶۹ نیز آمده است.

[3] - سوره مؤمنون، آیه شریفه 96

[4] - کتاب الفبای شیعه  اسرار آل محمد(ص)، سلیم بن قیس هلالی، نشر آرام دل، چاپ چهارم 1390، فیپا:1-51-8930-964-978، حدیث چهارم، صص 94 الی 97 / متن عربی کتاب اسرار آل محمد، نشر الهادی، محمد باقر انصاری زنجانی، صص 166 الی 168

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی