آوازک

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

انقسام اُمّت به هفتاد و سه فرقه

ashk | پنجشنبه, ۱۱ مرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۰۲ ب.ظ | ۰ نظر

 

انقسام اُمّت به هفتاد و سه فرقه

أبان می گوید: سلیم گفت از علی بن ابی طالب(ع) شنیدم که می فرمود: امتِ اسلام به هفتاد و سه فرقه تقسیم می شوند که هفتاد و دو فرقه آنان اهل آتشند و فقط یک فرقه اهل بهشتند، سیزده فرقه از این هفتاد و سه فرقه ادّعای محبت ما اهل بیتD را دارند که فقط یک فرقه از آنان اهل بهشتند و دوازده فرقه دیگر اهل آتش اند.

صفات شیعه و ائمه شیعه

و اما فرقه نجات یافته، هدایت شدگانی با ایمان و مسلمان و موفق و هدایت کننده هستند که به من ایمان دارند و تسلیم و مطیع اوامر من هستند، آنان از دشمنی من بیزار و دوست دارِ من و دشمنِ دشمنانم بوده و کسانی هستند که از طریق کتاب خدا و سنت پیامبرش بر حقانیت من و امامت و وجوب اطاعت از من معرفت یافته اند، برای همین مرتدّ نمی شوند و به سبب نورانیتی که خداوند جهت شناخت حق ما اهل بیت(ع) در دل آنان قرار داده شک نمی کنند و خداوند فضیلتشان را به آنان معرفی و بر آنان الهام نموده و ناصیه آنان را گرفته و در شیعیان ما داخل نموده است، به گونه ای که دل هایشان مطمئن شده و به یقینی رسیده اند که هیچ شکی با آن مخلوط نمی شود.

من و جانشینانم بعد از من تا روز قیامت هدایت کننده و هدایت شده ایم، ما کسانی هستیم که خداوند در آیات بسیاری از کتاب خود نام ما را با نام خودش و پیامبرش قرینِ هم قرار داده و ما را پاک و طاهر ساخته و از لغزش و خطا حفظ نموده است و ما را شاهد بر خلق خود و حجتش در زمین و خزانه علمش و معادن حکمتش و مفسّرانِ وحی اش قرار داده است، خداوند ما را با قرآن و قرآن را با ما چنان همراه نموده که نه ما از قرآن جدا می شویم و نه قرآن از ما جدا می شود، تا همان طور که رسول خدا(ص) فرموده در حوض بر آن حضرت(ص) وارد شویم.

و اما آن یک فرقه از میان هفتاد و سه فرقه، همان فرقه ای است که از آتش جهنم و تمام فتنه ها و گمراهی ها و شبهات نجات می یابند، آنان به حق، اهل بهشتند و هفتاد هزار[1] نفرند که بدون حساب وارد بهشت می شوند.

اوصاف فرقه های منحرف

و اما تمام آن هفتاد و دو فرقه منحرف، آنان دیندارانی دور از حق هستند که دین ابلیس را یاری می کنند، همان دینی که از ابلیس و دوستان او گرفته اند، آنان دشمنان خدا و رسول خدا(ص) و مؤمنان هستند و بدون حساب وارد آتش می شوند، از خدا و رسول خدا(ص) بیزارند و به خدا شرک ورزیده و نسبت به او کافر شده اند و از روی جهالت غیر خدا را پرستش می کنند و گمان می کنند که کار درستی انجام می دهند و روز قیامت می گویند: به خدا قسم ما مشرک نبودیم، برای خدا قسم می خورند همانگونه که برای شما قسم می خورند و گمان می کنند که کار درستی انجام می دهند ولی همه آنان دروغ می گویند.

مستضعفان دینی

سلیم می گوید: عرض شد: یا امیرالمؤمنین(ع) چه می فرمایید در مورد کسی که توقف کرده و امامت شما را نپذیرفته و دشمن شما هم نیست و به شما پشت نمی کند، ولایت شما را قبول ندارد، ولی از دشمن شما هم بیزاری نمی جوید و می گوید: «نمی دانم» هم راست می گوید؟

امیر المؤمنین(ع) فرمود: اینها از آن هفتاد و سه فرقه نیستند، زیرا منظور رسول خدا(ص) از آن هفتاد و سه فرقه کسانی است که از فرمان حق سرپیچی می کنند و با نصب عَلَمِ مخالفت با ولایت و مشهور ساختن خود مردم را به دین و مکتب خویش فرا می خوانند، پس فقط یک فرقه از آنان متدین به دین خداوند رحمان هستند و هفتاد و دو فرقه دیگر به دین شیطان در آمده اند و با قبول سخنان شیطان او را ولیِّ خود کرده و از کسانی که مخالفشان باشند بیزاری می جویند.

اما کسی که به یگانگی خدا اعتقاد دارد و به رسول خدا(ص) ایمان آورده است و چیزی نمی داند و به اندازه دشمنان ما گمراه نشده است و عَلَمِ مخالفت به دست نگرفته و از جانب خود چیزی را حلال و یا حرام نکرده است و به چیزهایی که میان گروه های مختلف از این جهت که خداوند عزوجل به آن ها امر فرموده اختلافی نیست ایمان دارد و چیزهایی را که گروه های مختلف امت اسلام اختلاف دارند در این که آیا خداوند به آن امر فرموده و یا از آن نهی کرده نپذیرفته است و چیزی هم از جانب خود وضع نکرده، نه حلالی وضع کرده و نه حرامی و چیزی هم نمی داند و علم مسائلی را که برایش مشکل است به خدا می سپارد چنین کسی نجات می یابد.

اینان گروهی هستند میان مؤمنان و مشرکان که قسمت اعظم مردم و اکثریت آنان هستند، این ها اصحاب حساب و میزان و اعراف هستند، یعنی همان «جهنّمیّون» که انبیاء و فرشتگان و مؤمنان آنها را شفاعت کرده و از آتش خارج می کنند و در بهشت «جهنّمیّون» نامیده می شوند.

و اما مؤمنان نجات یافته اند و بدون حساب وارد بهشت می شوند، زیرا حساب اختصاص به اهل این صفات دارد که بین مؤمنان و مشرکان قرار گرفته اند و نیز برای کسانی است که خداوند دل هایشان را به خاطر اسلام مأنوس نموده ولی گناهکارند و اما کسانی که اعمال نیک را با اعمال بد مخلوط کرده اند و همچنین مستضعفانی که قدرت چاره اندیشی ندارند و به راهی هدایت نمی شوند، نه قدرت بر کفر و شرک دارند و نه دشمنی را مناسب می دانند و به راهی هدایت نمی شوند، مگر اینکه مؤمنانی عارف شوند، پس آنان اصحاب اعرافند و خداوند هر طور که بخواهد با آنان رفتار می کند، هرگاه یکی از آنان را وارد آتش کند به خاطر گناه او خواهد بود و اگر او را ببخشد به خاطر رحمت خودش است.

عرض کردم: آیا مؤمنِ عارفِ دعوت کننده به حق وارد آتش می شود؟ فرمود: نه. عرض کردم: آیا کسی که امامش را نمی شناسد وارد بهشت می شود؟ فرمود: نه، مگر اینکه خدا بخواهد.

عرض کردم: آیا کافر و یا مشرک وارد بهشت می شود؟ فرمود: وارد آتش نمی شود مگر اینکه خدا بخواهد.

عرض کردم: آیا کسی که خدا را در حالی که به امام خود ایمان دارد و او را خوب می شناسد و مطیع او می باشد ملاقات کند از اهل بهشت است؟

حضرت فرمودند: بله، هرگاه کسی در حالی که مؤمن است خدا را ملاقات کند از کسانی است که خداوند عزوجل در موردشان می فرماید:

«الذین آمنوا و عملوا الصالحات؛ کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام می دهند.»[2]

«الذین آمنوا و کانوا یتّقون؛ کسانی که ایمان آورده و با تقوا باشند.»[3]

«الذین آمنوا و لم یلبسوا إیمانهم بظلم؛ کسانی که ایمان آورده و ایمانشان را با هیچ ظلمی نمی پوشانند.»[4]

عرض کردم: اگر کسی از ایشان با گناهان کبیره خدا را ملاقات کند چه؟

حضرت فرمود: کار او با خداست، اگر عذابش کند به خاطر گناه اوست و اگر ببخشد به واسطه رحمت خودش است. عرض کردم: آیا او را در حالی که مؤمن است وارد آتش می کند؟

فرمود: بله، به خاطر گناهش؛ زیرا او از کسانی که خداوند آنها را ولیِّ مؤمنان معرفی فرموده، نمی باشد و منظور خداوند از کسانی که آنها را ولیِّ مؤمنان نامیده و به عنوان کسانی که خوفی بر آنان نیست و کسانی که محزون نمی شوند نام می برد، مؤمنانی هستند که تقوای الهی را رعایت کرده و اعمال صالح و نیکو انجام می دهند و ایمانشان را با هیچ ظلمی نمی پوشانند.

فرق ایمان و اسلام

عرض کردم: یا امیرالمؤمنین(ع) ایمان چیست و اسلام چیست؟

حضرت(ع) فرمود: اما ایمان، همان اقرار به معرفت است و اما اسلام آن چیزی است که به آن اقرار کرده و تسلیم اوصیاء و مطیع آنان شده ای. (در روایت دیگری آمده: و اسلام آن لحظه ای است که اقرار به آن نمایی). عرض کردم: آیا ایمان، اقرار بعد از معرفت است؟

فرمود: هر کسی که خداوند، خود و پیامبر و امامش را به او معرفی کند و او اقرار به اطاعت آنان کند مؤمن است.

عرض کردم: آیا معرفت از جانب خداست و اقرار از جانب بنده؟

فرمود: «معرفت از جانب خدا، دعوت و اتمام حجت است و اقرار از جانب خداوند، قبول بنده است که همانا خداوند بر هرکس که بخواهد منت می گذارد. و معرفت، کار خداوند در قلب است و اقرار، کار قلب از جانب خدا و حفظ و رحمت اوست. پس هرکس که خداوند متعال او را عارف قرار نداده است حجتی بر او نیست و او وظیفه دارد در مورد چیزهایی که نمی داند توقف کرده و چیزی نگوید، خداوند نیز او را به خاطر جهلش عذاب نمی کند بلکه به خاطر اعمالی که از روی طاعت انجام داده خداوند به او خیر می دهد و به دلیل کارهایی که از روی معصیت انجام داده عذابش می کند.

البته این در حالی است که قدرت اطاعت و عصیان داشته باشد و برعکس قدرت شناخت و معرفت نداشته باشد و جاهل بماند و این محال است مگر به قضا و قدر الهی و علم و کتاب او که بدون اجبار هم باشد زیرا اگر مجبور باشند، معذور خواهند بود. بنابراین پاداشی هم ندارند.

هرکس جاهل باشد می تواند چیزهایی را که برای او مشکل است به ما بسپارد و کسی که خدا را به جهت نعمت هایش شکر کند و در معاصی از خداوند طلب بخشش نماید و اطاعت کنندگان را دوست داشته باشد و آنان را به خاطر اطاعتشان ستایش کند و از گناهکاران متنفر بوده و آنان را مذمت نماید همین او را کفایت می کند اگر علم آن را به ما واگذارد.[5]

 

[1] - هفتاد هزار کنایه از تعداد زیاد آنان است نه اینکه محدود به همین مقدار باشند، و یا می توان گفت که هفتاد هزار آنها به خاطر اعمال و امتیازات خاصی که دارند بدون حساب وارد بهشت می شوند و بقیه به نسبت اعمالشان، با حساب و کتابِ آسان یا سخت وارد می شوند.

[2] - سوره مبارکه بقره، آیه شریفه 25

[3] - سوره مبارکه یونس، آیه شریفه 63

[4] - سوره مبارکه انعام، آیه شریفه 82

[5] - کتاب الفبای شیعه  اسرار آل محمد(ص)، سلیم بن قیس هلالی، نشر آرام دل، چاپ چهارم 1390، فیپا:1-51-8930-964-978، حدیث هشتم، صص 98 الی 103 / متن عربی کتاب اسرار آل محمد، نشر الهادی، محمد باقر انصاری زنجانی، صص 169 الی 174

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی