به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائی حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکی جهل دربیای تا روشنائی حقیقت خودشو بهت نشون بده

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائی حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکی جهل دربیای تا روشنائی حقیقت خودشو بهت نشون بده

«فاتحة الکتاب» به معنى آغازگر کتاب قرآن است، و از روایات مختلفى که از پیامبراکرم(ص) نقل شده به خوبى استفاده مى‏ شود که این سوره در زمان خود پیامبراکرم(ص) نیز به همین نام شناخته مى ‏شده است.

از اینجا دریچه‏ اى به سوى مساله مهمى از مسائل اسلامى گشوده مى‏ شود و آن اینکه بر خلاف آنچه در میان گروهى مشهور است که قرآن در عصر پیامبراکرم(ص) به صورت پراکنده بود، بعد در زمان ابوبکر یا عمر یا عثمان جمع ‏آورى شد، قرآن در زمان خود پیامبراکرم(ص) به همین صورتِ امروز جمع‏ آورى شده بود، و سرآغازش همین سوره حمد بوده است، و الا نه این سوره نخستین سوره‏ اى بوده‏ است که بر پیامبراکرم(ص) نازل شده، و نه دلیل دیگرى براى انتخاب نام فاتحة الکتاب براى این سوره وجود دارد.

مدارک متعدد دیگرى در دست است که این واقعیت را تایید مى‏ کند که قرآن به صورت مجموعه‏ اى که در دست ماست در عصر پیامبراکرم(ص) و به فرمان او جمع ‏آورى شده بود.

 

على بن ابراهیم از امام صادق(ع) نقل کرده که رسول خدا(ص) به حضرت على(ع) فرمود: «قرآن در قطعات حریر و کاغذ و امثال آن پراکنده است، آن را جمع‏ آورى کنید»؛ سپس اضافه مى‏ کند حضرت على(ع) از آن مجلس برخاست و آن را در پارچه زرد رنگى جمع‏ آورى نمود سپس بر آن مهر زد. (و انطلق على(ع) فجمعه فى ثوب اصفر ثم ختم علیه‏)[1]

گواه دیگر اینکه خوارزمى دانشمند معروفِ اهل تسنن در کتاب مناقب از على بن ریاح نقل مى ‏کند که حضرت على بن ابى طالب(ع) و ابى بن کعب، قرآن را در زمان رسول خدا(ص) جمع‏ آورى کردند.

سومین شاهد جمله ‏اى است که حاکم، نویسنده معروفِ اهل سنت در کتاب مستدرک از زید بن ثابت آورده است:

زید مى‏ گوید: ما در خدمت پیامبراکرم(ص) قرآن را از قطعات پراکنده جمع‏ آورى مى‏ کردیم و هر کدام را طبق راهنمایى پیامبراکرم(ص) در محل مناسب خود قرار مى ‏دادیم، ولى با اینحال این نوشته‏ ها متفرق بود، پیامبراکرم(ص) به حضرت على(ع) دستور داد که آن را یک جا جمع کند، و ما را از ضایع ساختن آن بر حذر مى ‏داشت.

 

سید مرتضى دانشمند بزرگ شیعه مى‏ گوید: قرآن در زمان رسول اللَّه‏(ص) به همین صورتِ کنونى جمع ‏آورى شده بود.[2]

طبرانى و ابن عساکر از شعبى چنین نقل مى ‏کنند که شش نفر از انصار، قرآن را در عصر پیامبراکرم(ص) جمع‏ آورى کردند[3] و قتاده نقل مى‏ کند که از انس پرسیدم چه کسى قرآن را در عصر پیامبراکرم(ص) جمع ‏آورى کرد، گفت چهار نفر که همه از انصار بودند: ابى بن کعب، معاذ، زید بن ثابت، و ابو زید[4] و بعضى روایات دیگر که نقل همه آنها به طول مى‏ انجامد.

به هر حال علاوه بر این احادیث که در منابع شیعه و اهل تسنن وارد شده، انتخاب نام فاتحة الکتاب براى سوره حمد- همانگونه که گفتیم- شاهد زنده‏اى براى اثبات این موضوع است.

در اینجا این سؤال پیش مى‏ آید که چگونه مى‏ توان این گفته را باور کرد با اینکه در میان گروهى از دانشمندان معروف است که قرآن پس از پیامبراکرم(ص) به وسیله حضرت علی(ع) یا اشخاص دیگری جمع‏ آورى شده است.

در پاسخ این سؤال باید گفت: اما قرآنى که حضرت على(ع) جمع‏ آورى کرد، تنها خود قرآن نبود، بلکه مجموعه ‏اى بود از قرآن و تفسیر و شأن نزول آیات و مانند آن.

 

و اما در مورد عثمان قرائنى در دست است که نشان مى ‏دهد عثمان براى جلوگیرى از اختلاف قرائت‏ها اقدام به نوشتن قرآن واحدى با قرائت و نقطه‏ گذارى نمود، چرا که تا آن زمان نقطه‏ گذارى معمول نبود.

و اما اصرار جمعى بر اینکه قرآن به هیچ وجه در زمان پیامبراکرم(ص) جمع آورى نشده و این افتخار نصیب عثمان یا خلیفه اول و دوم گشت، شاید بیشتر به خاطر فضیلت سازى بوده باشد، و لذا هر دسته‏ اى این فضیلت را به کسى نسبت مى‏ دهد و روایت در مورد او نقل مى‏ کند.

اصولا چگونه مى‏ توان باور کرد پیامبراکرم(ص) چنین کار مهمى را نادیده گرفته باشد در حالى که او به کارهاى بسیار کوچک هم توجه داشت، مگر نه این است که قرآن قانون اساسى اسلام، کتاب بزرگ تعلیم و تربیت، زیربناى همه برنامه‏ هاى اسلامى و عقائد و اعتقادات است؟ آیا عدم جمع ‏آورى آن در عصر پیامبراکرم(ص) این خطر را نداشت که بخشى از قرآن ضایع گردد و یا اختلافاتى در میان مسلمانان بروز کند.

 

به علاوه حدیث مشهور ثقلین که شیعه و سنى آن را نقل کرده ‏اند که پیامبراکرم(ص) فرمود من از میان شما مى‏روم و دو چیز را به یادگار مى ‏گذارم «کتاب خدا» و «خاندانم» این خود نشان مى‏ دهد که قرآن به صورت یک کتاب جمع آورى شده بود.

و اگر مى ‏بینیم روایاتى که دلالت بر جمع ‏آورى قرآن توسط گروهى از صحابه زیر نظر پیامبراکرم(ص) دارد، از نظر تعداد نفرات مختلف است مشکلى ایجاد نمى‏ کند، ممکن است هر روایت عده ‏اى از آنها را معرفى کند.[5]

 


[1] - تاریخ القرآن ابو عبد اللَّه زنجانى صفحه 44.

[2] - مجمع البیان جلد اول صفحه 15.

[3] - منتخب کنز العمال ج 2 صفحه 52.

[4] - صحیح بخارى ج 6 صفحه 102.

[5] - تفسیر نمونه، صص 8 الی 10

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی