آوازک

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

 

در قرآن کریم آمده است: «و قلنا یا آدم اسکن انت و زوجک الجنة»[1]

جنّت به معنای باغ پر درخت، گردشگاه، فردوس و بهشت است[2] و «جنات عدن»[3] که در قرآن آمده؛ یعنی باغ های که محل اقامت دائمی است و چون باغ معمولاً پوشیده از درخت است، به آن جنّت گفته می شود.

و در باره بهشت گفته شده است: بهترین جهان، جایی خوش آب و هوا و فراخ نعمت و آراسته که نیکوکاران پس از مرگ در آن مخلّد(جاودانه) باشند.[4]

در این که منظور از بهشتی که حضرت آدم ع در آن سکونت داشت و بر اثر وسوسه شیطان از آن جا رانده شد، کدام بهشت است، میان مفسّران اختلاف است:

عده ای معتقدند، این بهشت از نوع زمینی و باغی از همین باغ های دنیا بوده است. برخی از دلایل آنان در این مسأله از این قرار است:

1. اگر بهشت آدم ع، بهشت اُخروی بود، پس آن بهشت باید، جنّت خُلد باشد و اگر آدم ع در جنت خلد ساکن بود، وسوسه شیطان بر وی عارض نمی شد؛ زیرا که آن جا، جای شیطان و وسوسه های او نیست.

2. کسی که داخل آن بهشت شود، دیگر از آن خارج نمی شود؛ چراکه خداوند می فرماید: «و ما هم منها به مخرجین؛[5] و هیچ گاه از آن اخراج نمی گردند».

3. ابلیس زمانی که از سجده بر حضرت آدم ع سرپیچی کرد، مورد لعن و غضب خداوند واقع شد، و بدیهی است که با غضب خداوند توان و قدرت رسیدن به جنت خلد را نداشت.

4. بدون شک خدای متعال حضرت آدم ع را در زمین خلق کرده و در این قضیه هیچ جا ذکری از انتقالش به آسمان نیامده است.[6] تا در نتیجه بهشت آدم، بهشت برین باشد.

در بعضی از روایاتی که از اهل بیت عصمت و طهارت(ع) به ما رسیده به این موضوع تصریح شده است و می­تواند مؤید این معنا باشد، مانند روایتی که در آن از امام صادق ع راجع به بهشت حضرت آدم ع سؤال شد، آن حضرت ع در پاسخ فرمودند:

«جنة من جنان الدنیا، یطلع فیها الشمس و القمر و لو کان من جنان الآخرة ما خرج منها ابداً؛ باغی از باغ های دنیا بود که خورشید و ماه بر آن می تابید و اگر بهشت جاودان بود، هرگز آدم ع از آن بیرون رانده نمی شد.»[7]

برخی دیگر از مفسران برآنند که بهشت حضرت آدم ع همان بهشت اخروی بوده است. دلیل این گروه آن است که الف و لام در لفظ «الجنة» افاده عموم ندارد؛ به جهت این که سکونت در بهشت های متعدد (جمیع جنان) محال است، پس به ناچار باید الف و لام در الجنة را انصراف داد به بهشت معهود سابق و بهشتی که معهود و معلوم در میان مسلمانان است، همان بهشت ثواب است.[8]

ظاهر کلام امام علی ع در نهج البلاغه، مؤید همین معناست: حضرت ع می فرمایند: «فاغتره عدوه نفاسة علیه بدار المقام و مرافقة الابرار؛ اما سرانجام ابلیس که بر آدم ع به سبب زندگی در سرای جاودان (دار مقام، خانه اقامتگاه) و همدمی با نیکان رشک می برد به دام فریبش افکند».[9]

خانه اقامتگاه همان «دار خلد» یا سرای جاودان است و آن جایی است که مؤمن همیشه در آن می ماند و آن بهشت برین است. جایی است که نیکان و خوبان در آن هستند.

هم چنین امام علی ع در ادامه باز می فرماید: «و وعده المرد الی جنته؛ و خدا به آدم ع وعده داد که او را دوباره به جنت برگرداند.»؛[10] ظاهر این کلام حضرت ع آن است که خداوند متعال حضرت آدم ع را به جایی که در ابتدا بوده برگرداند، و جایی که حضرت آدم ع بعداً خواهد رفت بهشت قیامت خواهد بود.

دیدگاه دیگر در این مسأله آن است که بهشت حضرت آدم ع در آسمان هفتم بوده و دلیل آن قول خدای تعالی است که می فرماید: «اهبطوا منها؛[11] گفتیم همگی از آن فرود آیید» پس اهباط نخستین از آسمان هفتم به آسمان اول بود و اهباط دوم از آسمان به زمین.[12]

نظریه دیگر، در این موضوع که به نظر می رسد مناسب تر باشد، نظریه چهارم است که تقربیاً خواسته است بین آیات و روایات مختلف در این باب جمع کند. و آن این است که:

اوّلا: الف و لام در لفظ «الجنة» برای عهد خارجی است، نه الف و لام جنس یا استغراق.

ثانیا: مقصود از بهشت حضرت آدم ع، نه بهشت برین و نه باغی از باغ های زمین است. بلکه بهشتی است مابین دنیا و آخرت؛ یعنی بهشت برزخی که از سوئی بعضی از احکام بهشت آخرت، نظیر نشاط دایمی، نبود رنجِ گرسنگی و تشنگی و سرما و گرما را دارد، و از سوئی دیگر بعضی از احکام باغ های دنیا را داراست و از ویژگی های بهشت خلد برخوردار نیست، نظیر مصونیت از شیطان و وسوسه های وی؛ زیرا شیطان گرچه در جنت خلد و جنت لقاء راه ندارد، اما در جنت های مثالی و برزخی راه می یابد و وسوسه می کند.[13]

البته طبق این نظریه، هم روایت منقول از امام صادق ع قابل توجیه است و هم دلایل گروهی که معتقدند بهشت حضرت آدم ع از باغ های زمینی بوده قابل جواب است، زیرا:

الف: دنیا مرادف زمین نیست و موجود آسمانی که در زمین نیست، هرچند به زمین هبوط کند، مصداق موجود دنیایی است، از این رو شامل موجود آسمانی هم می شود، پس آنچه در روایت آمده «جنة آدم من جنان الدنیا» دنیای در برابر آخرت (قیامت کبری) است و شامل برزخ هم می شود.

ب: طلوع خورشید و ماه که با پدید آمدن شب و روز همراه است، در غیر قیامت کبرا امکان دارد؛ یعنی موجودی که اخروی به معنای قیامت کبرا نیست و برزخی است، می تواند دارای شب و روز باشد.

ج: خروج از بهشت معهود آدم ع، دلالت دارد بر اینکه آن بهشت، جنت خلد که در قیامت کبراست نبوده، ولی دلالت ندارد بر این که در دنیای مادی بوده است، پس خروج از برزخ، غیر معقول و منافی با قرآن نیست.

د: موجود برزخی به برزخ نزولی و برزخ صعودی قابل تقسیم است. اگر جنت آدم ع بهشت برزخی باشد منحصراً برزخ بعد از مرگ که بین دنیا و آخرت (قیامت کبرا) است اراده نمی شود.[14]

هـ: زندگی در باغی از باغ های دنیا مقامی به حساب نمی آید تا هبوط و سقوط از آن تصور شود.

و: اوصافی که برای این بهشت ذکر شد، نظیر عاری بودن از رنج های درونی (گرسنگی و تشنگی) و رنج های بیرونی (سرما و گرما) با باغ های دنیایی هماهنگی ندارد.[15]

در جواب کسانی که قایل هستند به این که بهشت حضرت آدم ع بهشت اخروی بوده، باید گفت:

اولاً: بهشت قیامت از سنخ عالم ماده نیست، بلکه از عالم مثال و بالاتر از آن است و حضرت آدم ع خلقتش از خاک بود و از عالم ماده. بنابراین اگر حضرت آدم ع با بدن مادی در بهشت اخروی سکونت داشته باشد، تناسبی با بدن مادی ندارد. بهشت قیامت فوق عالم ماده است و انسان در اثر تکامل و منتقل شدن از عالم طبیعت وارد آن عالم و بهشت می شود.[16]

ثانیاً: آن جا بهشت جاودان است و کسی که وارد آن شود دیگر خارج نخواهد شد.

ثالثاً: بهشت اخروی جایی است که عصیان در آن جا راه ندارد و به تعبیر قرآن جای لغو نیست. «لالغو فیها ولا تأثیم؛[17] نه بیهودگی در آن است و نه گناه».

این دیدگاه با کلام مولا علی ع نیز منافاتی نخواهد داشت؛ زیرا چه بسا که وعده برگشت خدا به آدم ع به جایگاهش، می تواند همان بهشت برزخی باشد که انسان در سیر نزولی آن را طی کرده و در سیر صعودی قبل از جنت لقاء و بهشت اخروی از آن عبور خواهد کرد.

 


[1] - بقره آیه 35

[2] - جبران مسعود، فرهنگ البرائد، ج 1، واژه جنت- بهشتی ، محمد ، فرهنگ صبا، واژه جنت.

[3] - بینه، آیه 8

[4] - معین، محمد، فرهنگ معین، ج 1، واژه بهشت

[5] - حجر، 48

[6] - تفسیر فخر رازی، ج 3، ص 3.

[7] - تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 62.

[8] - تفسیر فخر رازی، ج 3، ص 3.

[9] - نهج البلاغه، خ 1.

[10] - همان

[11] - بقره، 36.

[12] - تفسیر فخر رازی، ج 3، ص 4.

[13] - جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج 3، ص 331 – 332.

[14] - جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج 3، ص 356 – 357، برای دریافت این نکته که آدم با بدن طبیعی چگونه وارد برزخ شده است ، رجوع شود به: همان ص332-333.

[15] - برای اطلاع بیشتر در این موضوع به تفاسیر المیزان، ج 1، ص 212 (ترجمه فارسی)؛ تفسیر القرآن الکریم، ملاصدرا، ج 3، ص 80 – 84؛ تفسیر تسنیم، ج 3، ص 329 – 357 مراجعه شود.

[16] - البته تبیین جسمانی بودن معاد که ظاهر متون دینی ماست ، موجب گردید که دانشمندان اسلامی آراء گوناگونی ارائه کنند مثلا ملاصدراء جسم آن عالم را متناسب با آن عالم می داند و ... تفصیل این مساله را در جای خود ببینید.

[17] - طور، 23.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی