آوازک

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

وصیت ابوذر به حضرت علی (ع) در زمان عثمان

ashk | چهارشنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۷، ۰۴:۲۰ ب.ظ | ۰ نظر

سلیم بن قیس می گوید: زمانی که عثمان ابوذر را به ربذه تبعید نمود، من به ملاقاتش رفتم. او به حضرت علی ع درباره خانواده و اموالش وصیت نمود.

مردی به او گفت: ای کاش به امیرالمؤمنین عثمان وصیت می کردی.

ابوذر جواب داد: من به امیرالمؤمنینِ حقیقی وصیت کردم، یعنی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب ع، چرا که در زمان رسول خدا ص و به فرمان آن حضرت ص به عنوان امیرالمؤمنین بر حضرت على ع سلام کرده بودیم.

رسول خدا ص به ما فرمودند: به برادرم و وزیرم و جانشینم و خلیفه ام در میان امتم و ولیِّ تمام مؤمنان بعد از من به عنوان امیرالمؤمنین سلام دهید، زیرا او قِوام زمین است و زمین به سبب او آرامش می یابد، اگر او را از دست بدهید زمین و اهلش را زشت خواهید یافت و من گوساله و سامریِّ این امّت را دیدم که به نزد رسول خدا ص رفتند و گفتند: آیا این حقّی از جانب خدا و رسول او است؟

رسول خدا ص خشمگین شده و فرمودند: این حقّی از جانب خدا و رسول اوست و خداوند به من چنین فرمان داده است.

آن دو نفر پس از اینکه به حضرت على ع به عنوان امیرالمؤمنین سلام دادند و نیز پس از سلام ما، در حالی که از خانه حضرت على ع خارج می شدند، رو به دوستان و اصحاب خود، معاذ و سالم و ابی عبیدة کردند و گفتند: این مرد را چه شده است که دائماً مقام پسر عمویش را بالا می برد؟

یکی از آنها گفت: کار پسر عمویش را محکم و نیکو می کند. سپس همگی گفتند: تا وقتی حضرت علی ع زنده است، در نزد او خیری برای ما نیست.

سلیم می گوید به ابوذر گفتم: ای ابوذر آیا این سلام دادن قبل از حجة الوداع بوده و یا بعد از آن؟ او گفت: سلام اول قبل از حجة الوداع بود و سلام دوم بعد از حجة الوداع.

من گفتم: عهد و پیمان این پنج نفر (اصحاب صحیفه) چه زمانی بود؟ گفت: در حجة الوداع.

گفتم: خدا امورت را اصلاح کند، درباره آن دوازده نفر اصحاب عقبه که صورت هایشان را پوشانیده بودند تا شتر رسول خدا ص را رَم بدهند خبر بده و بگو چه زمانی بوده است؟ ابوذر گفت: در غدیر خم هنگام بازگشت رسول خدا ص از حجة الوداع. گفتم: خدا [ امور] تو را اصلاح کند آیا آنها را می شناسی؟ گفت: آری به خدا قسم همه را می شناسم.

گفتم: از کجا می شناسی با اینکه رسول خدا ص در این مورد به صورت سرّی با حذیفه سخن گفته بود؟

ابوذر گفت: در آن هنگام عمار بن یاسر شتر رسول خدا ص را از جلو می برد و حذیفه از عقب می راند، رسول خدا ص به حذیفه دستور داد که این مطلب را پنهان کند ولی به عمار چنین دستوری نداد.

گفتم: آنها را برایم نام ببر. ابوذر گفت: پنج نفر اصحاب صحیفه، پنج نفر هم اصحاب شورا به علاوه عمرو بن عاص و معاویه.[1]

سلیم می گوید: پرسیدم، خدا امورت را اصلاح کند، چگونه عمار و حذیفه با اینکه بعد از رسول خدا ص آنها را دیدند در مورد کار آنان مردّد شدند؟ (در روایتی دیگر آمده: چگونه عمار و حذیفه بعد از رسول خدا ص در مورد کار آنان کوتاه آمدند.)

ابوذر گفت: البته آن دو بعد از آن اظهار پشیمانی و توبه نمودند و دلیل کوتاه آمدن آنان این بود که گوساله این امت (ابوبکر) منزلتی را ادّعا کرد و سامریِّ این امت (عمر) نیز به همراه سه رفیق خود بر آن گواهی دادند و گفتند که آن را از رسول خدا ص شنیده اند.

عمار و حذیفه نیز گفتند: شاید این مطلبی است که بعد از امر اول واقع شده، برای همین در کار مشکوک آنها تردید کردند، ولی بعد از آن توبه کرده و حق را شناختند و تسلیم آن شدند.

سلیم بن قیس می گوید: بعد از مرگ ابوذر در زمان خلافت عثمان با عمار ملاقات کردم و آنچه ابوذر گفته بود به او گفتم.

او نیز در جواب گفت: برادرم راست گفته است، او نیکوکارتر و راستگوتر از آن است که چیزی را که از عمار نشنیده نقل نماید. من گفتم: خداوند امورت را اصلاح کند، چگونه ابوذر را تصدیق می کنی؟

گفت: شهادت می دهم که از رسول خدا ص شنیدم که می فرمود: آسمان سایه نیانداخته و زمین حمل نکرده گوینده­ای را که راستگوتر و نیکوکارتر از ابوذر باشد.

گفتم: ای پیامبر خدا ص حتى اهل بیتت؟ فرمود: منظورم بقیه مردم غیر از اهل بیتم بود.

سپس حذیفه را که از کوفه به مدائن رفته بود ملاقات کردم و آنچه ابوذر گفته بود به او نیز گفتم و او گفت: سبحان الله، ابوذر راستگوتر و نیکوکارتر از آن است که چیزی را که از رسول خدا ص نشنیده نقل نماید.[2]

 


[1] - دوازده نفر اصحاب عقبه عبارت بودند از: ابوبکر، عمر، عثمان، ابوعبیده جراح معاذ بن جبل، سالم مولی ابی حذیفه، عبدالرحمان بن عوف، سعد بن أبی وقّاص، طلحه، زبیر، معاویه و عمرو عاص.

[2] - کتاب الفبای شیعه اسرار آل محمد(ص)، سلیم بن قیس هلالی، نشر آرام دل،  ترجمه محمد اسکندری، حدیث بیستم، صص 195 الی 197

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی