آوازک

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

باید توجه داشت که تهمتها و افتراها بر علیه شیعه بسیار زیاد است. به طوری که هر روز شاهد نوع جدیدی از آنها هستیم. این به معنای عدم توانایی تهمت زنندگان در مقابل فکر و منطق و برهان شیعی و عجز در مقابل مستندات قوی شیعه در اثبات عقائد خود از طریق قرآن و سنت و عقل می­باشد و به همین بخاطر دشمنان شیعه دست به افتراء و تهمت می زنند.

از جمله این تهمتها، متهم کردن شیعه به این است که شیعه قائل به این شده که جبرئیل (ع) از طرف خداوند مامور ابلاغ رسالت به علی بن ابیطالب(ع) شده ولی هنگام نزول چون حضرت علی(ع) را هنگامی که خواب بود در کنار پیامبر یافت، به مجرّد بیدار شدن پیامبر(ص) جبرئیل(ع) در امانت خیانت کرد و رسالت را به محمد(ص) تسلیم کرد!!

و لذا شیعه در آخر نمازشان سه مرتبه می گویند: «خان الامین» یعنی جبرئیل امین خیانت کرد!!

این شبهه حتی استحقاق جواب و ردّ ندارد ولیکن از باب پاسخ دادن به سئوال مورد نظر می­گوئیم:

1 ـ آیا خداوند هنگام فرستادن جبرئیل به سوی علی(ع) برحسب شبهه از خیانت او با خبر بود یا نه؟

اگر می دانست، پس چگونه خدای حکیم فرشته خائنی را امین خود می گیرد؟! آیا این نشانه نقص و عیب و بی­حکمتی نیست؟!  در حالی که پاک است خداوند بلند مرتبه از این نقص ـ و اگر نمی دانست؛ پس این چه خدائی است که به عاقبت رسالتش و آینده احکامش خبر ندارد؟! ـ پناه می بریم به خداوند از لغزش در کلام.

بر فرض که سئوال قبلی را نادیده بگیریم، چرا خداوند به این خیانت بعد از وقوعش رضایت داد، آیا قبول این خیانت بخاطر عجز از تصحیح آن است؟! این فرض عین نقص بر خداوند است چرا که خدای عاجز، صلاحیت خدا بودن را ندارد ـ به خدا پناه می بریم از قول باطل.

یا اینکه در چشم پوشی از این واقعه مصلحتی بوده است؟! باید گفت : اولاً: چه مصلحتی؟ ثانیاً: این به معنای تغییر در علم خداوند که مساوی با وصف خداوند به جهل است می­باشد حال آنکه از این نقص مبرّاست.

2 ـ چگونه است که جبرئیل خیانت می کند ولی خداوند او را «جبرئیل امین» می نامد؟![1]

اضافه بر اینکه در اصل این جمله تناقض وجود دارد: «خان الامین» که اگر خائن است نباید به او امین گفت و اگر امین است چرا او را خائن بنامیم.

3 ـ همانطور که از قرآن کریم فهمیده می شود خداوند نسبت به رسالت بسیار حسّاس (اگر این تعبیر صحیح باشد) است تا جایی که حتی پیامبرش را تهدید می کند و می فرماید: و اگر (محمد(ص) از دروغ به ما برخی سخنان را می بست محققاً ما او (به قهر و انتقام) از یمینش می گرفتیم و رگ وتینش را قطع می کردیم.»[2]

وقتی که خداوند در مورد «برخی از سخنان» چنین موضع گیری می کند، چگونه راضی می شود که کلّ رسالتش منحرف شود و به غیر رسولش برسد؟!

4 ـ شیعه معتقد به عصمت ملائکه(فرشتگان) از خطا است و یا حد اقل در مورد ملائکه مقرّبین این نظررا دارد به طوری که آیات زیادی بر این مطلب دلالت می کند:

خداوند می فرماید: «سرپیچی اوامر خداوند نمی کنند (یعنی ملائکه) و آنچه امر شده اند انجام می دهند»[3] اکثر مفسرین این آیه را دلیل عصمت ملائکه می دانند.[4]

همچنین خداوند می فرماید: «از پروردگارشان می ترسند و آنچه را امر شده اند انجام می دهند»[5]

همچنین خداوند می فرماید: «هرگز پیش از امرو کلام  خدا سخنی نمی گویند و کاری نخواهند کرد و هر چه کنند به فرمان او کنند».[6]

همچنین خداوند پیامبر را مورد خطاب قرار داده و می فرماید: «روح الامین با قرآن بر قلبت نازل شد تا از منذرین باشی».[7]

این آیه تصریح دارد که جبرئیل امین وحی است و این اعتقاد شیعه است بلکه بالاتر از آن اینکه دشمنی با جبرئیل را گناه بزرگی می داند که مخالفت با قرآن نیز می باشد. چرا که خداوند می فرماید: «بگو: هر که با جبرئیل دشمن باشد بدرستی که او بر قلب تو به اذن خداوند نازل شده است».[8]

در آیه دیگر می فرماید: «هر کس دشمن خدا و فرشتگان و رسولان و جبرئیل و میکائیل باشد بدرستی که خداوند هم دشمن کافران است»؛[9] آیا آیه ای صریح تر از این در حقانیّت جبرئیل(ع) می باشد؟ این از جهت آیات، امّا برای اطلاع از مفاد این آیات بهتر است که به تفاسیر شیعه مانند «المیزان» «نمونه الامثل» ، «من وحی القرآن»، «من هدی القرآن« و غیر اینها رجوع شود.

اما روایات در این باب زیاد است که بروایتی از نهج البلاغه علی(ع) که در وصف ملائکه بیان شده است اکتفاء می کنیم ، حضرت می فرماید: «گروهی از فرشتگان همواره در سجده اند و رکوع ندارند و گروهی در رکوع اند و یارای ایستادن ندارند و گروهی در صف هایی ایستاده اند که پراکنده نمی شوند و گروهی همواره تسبیح گویند و خسته نمی شوند و هیچ گاه خواب به چشمشان راه نمی یابد و عقل های آنان دچار اشتباه نمی گردد. بدن های آنان دچار سستی نشده و آنان دچار بی خبری برخاسته از فراموشی نمی شوند. برخی فرشتگان، امینان وحی الهی، و زبان گویای وحی برای پیامبران می باشند...»[10]

چطور می شود که علی(ع) آنها را امین وحی می داند ولی آنان خیانت به وحی می کنند ـ بر حسب اتهام مذکور ـ؟!

5 ـ قرآن کریم تصریح به اسم رسول دارد که وی جز محمد صلی الله علیه و آله نمی باشد. خداوند در آیات فراوانی از جمله این آیه می فرماید: « محمد(ص) پدر هیچ کدام از مردان شما نمی باشد ولیکن رسول و فرستاده خدا و خاتم پیامبران است».[11]

همچنین می فرماید: «محمد رسول خداوند و کسانی که همراه اویند بر کفّار شدید و سخت گیر و بر مومنین در میان خودشان مهربانند».[12]

آیا کسی که این آیات را بخواند هیچ شک می کند که صاحب رسالت و شخصی جز پیامبر اکرم(ص) باشد.

اما از روایات به برخی از آنچه از حضرت علی(ع) نقل شده است اکتفا می کنیم، حضرت می فرماید: «گواهی می دهیم که خدای جز خدای یگانه نیست که هیچ شریکی ندارد و گواهی می دهم که محمد(ص) عبد و فرستاده او و خاتم پیامبران است»[13] و همچنین می فرماید: «امین وحی اش و خاتم فرستادگانش»[14]

حضرت علی(ع) درمورد رابطه اش با پیامبر(ص) می فرماید: «شما جایگاه مرا در نزد رسول خدا(ص) می­دانید که قرابت نزدیک با او دارم و جایگاه خاصی در نزدش، مرا در دامن خود می نهاد در حالی که کودکی بودم و مرا به سینه اش می چسباند ... تا اینکه می فرماید: از آن زمانی که پیامبررا از شیر گرفتند . خداوندبزرگترین فرشته (جبرئیل) خود را مامور تربیت پیامبر(ص) کرد تاشب و روز او را به راه­های بزرگواری و راستی و اخلاق نیکو راهنمایی کند. و من همواره چونان فرزند که همراه مادر است (مانند شتر بچه ای که همراه مادرش است) همراه او بودم. پیامبر هر روز نشانه تازه ای از اخلاق نیکو را برایم آشکار می فرمود و به من فرمان اقتداء می داد.»[15]

و می فرماید: «گواهی می دهم که محمد(ص) بنده و فرستاده پروردگاراست که خداوند او را به دین مشهور فرستاد.»[16]

6 ـ هرکس به کتب عقائدی شیعه مراجعه کند عقاید شیعه را به این ترتیب می بیند:

توحید: اینکه خداوند واحد و بی شریک است.

نبوت: مخصوص محمد بن عبدا...(ص) است.

امامت: امام بعد از رسول(ص) علی بن ابیطالب(ع) است. و به امر خدا و رسولش، وصّی پیامبر است (به کتاب اصل الشیعه و اصولها، و سایر کتب مراجعه شود).

همچنین در کتب فقهی آمده است: شهادت به توحید قرین شهادت به نبوت محمد بن عبدا...(ص) است (به کتب فقهی، باب صلاه، باب تشهد رجوع شود).

7 ـ از صاحب این کذب و دروغ می خواهیم تا منبع شیعی که این مطلب را بیان کرده است معرفی کند! با اینکه کتب علماء شیعه در دسترس همگان می­باشد و از کسی مخفی نیست.

8 ـ مجدّدا می پرسیم اگر شیعه تا این حدّ دچار انحراف عقائدی باشد چرا بزرگِ علماء الازهر، و رهبر آنان، شیخ محمود شلتوت، و غیر او تعبد به مذهب شیعه را اجازه دادند.

و چگونه می توان تصور کرد با این انحراف علماء اهل سنت با علماء شیعه زیر یک سقف در «مجمع تقریب بین المذاهب» جمع شدند و اکنون نیز جمع می­شوند و در مورد شوون مسلمانان بحث می کنند.[17]

 


[1] - انبیاء 27.

[2] - سوره حاقه 46.

[3] - تحریم 6.

[4] - مجمع البیان ج 10 ص 63 و تفسیر منهج الصادقین، فتح ا... کاشانی، ج 9، ص 241.

[5] - نحل: 50.

[6] - انبیاء: 27.

[7] - شعراء: 193.

[8] - بقره: 97.

[9] - بقره 98.

[10] - نهج البلاغه، خطبه اول، تحقیق صبحی صالح.

[11] - احزاب 4.

[12] - فتح 29.

[13] - نهج البلاغه.

[14] - نهج البلاغه خطبه 173.

[15] - نهج البلاغه خطبه 192 (قاصعه)

[16] - نهج البلاغه، خطبه 2.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی