آوازک

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

أبان از سلیم نقل می کند که گفت: حدیثی را علی بن ابیطالب ع و سلمان و ابوذر و مقداد برایم نقل کردند که ابوجحاف، داود بن أبی عوف عوفی نیز آن را از أبی سعید خدری نقل نمود و گفت: رسول خدا ص به منزل دخترش فاطمه س وارد شد در حالی که حضرت فاطمه س زیر دیگی آتش روشن کرده بود و برای خانواده اش غذا می­پخت و حضرت علی ع در گوشه ای از خانه خوابیده بود و امام حسن ع و امام حسین ع نیز در کنار او در خواب بودند.

رسول خدا ص در کنار دخترش نشسته بود[1] و با او سخن می گفت، در حالی که فاطمه س خودش آتش زیر دیگ را روشن نگه می داشت و خدمتکاری نداشت. در این هنگام امام حسن ع از خواب بیدار شد و رو به رسول خدا ص کرده و گفت: پدر جان به من آب بده.[2]

پیامبراکرم ص او را در آغوش گرفت و سپس برخاست و به سوی شتر شیردهی که داشت رفت و شیر آن را با دستان خود دوشید، آنگاه آن شیر پرچرب را در ظرفی که دوشیده بود آورد تا امام حسن ع از آن بنوشد، در این هنگام امام حسین ع نیز از خواب بیدار شد و گفت: پدر جان به من آب بده.

رسول خدا ص فرمود: ای پسرم برادرت که بزرگتر از تو است قبل از تو از من آب خواسته است.

امام حسین ع عرض کرد: قبل از او به من آب بده. رسول خدا ص شروع به آرام کردن[3] و نوازش کردن او نمود و از او خواست که اجازه بدهد تا برادرش [زودتر] بنوشد، ولی امام حسین ع قبول نمی کرد و در این حال حضرت فاطمه س عرض کرد: پدر جان گویی حسن ع را بیشتر از حسین ع دوست داری؟

رسول خدا ص فرمود: نه او محبوبتر از حسین ع نیست، آن دو در نزد من فرقی با هم ندارند، ولی اول حسن ع از من آب خواست. همانا من و تو و این دو (فرزندت) و آن کس که خوابیده است (علی ع) در بهشت در یک منزل سا کنیم و در یک رتبه قرار داریم.

راوی می گوید: در این مدت حضرت على ع خواب بود و چیزی از این ماجرا نمی دانست.[4]

 


[1] - در روایتی آمده: رسول خدا(ص) در کنار فاطمه(س) نشسته و مشغول صحبت با او شد.

[2] - در روایت دیگری آمده: ای جدّم به من آب بده.

[3] - در نسخه دیگری آمده: شروع به بوسیدن و نوازش کردن او نمود.

[4] - کتاب الفبای شیعه اسرار آل محمد(ص)، سلیم بن قیس هلالی، نشر آرام دل،  ترجمه محمد اسکندری، حدیث بیست و یکم، ص 198

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی