آوازک

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

أبان از سلیم نقل می کند که گفت: از سلمان و ابوذر و مقداد سخنی شنیدم و درباره آن از علی بن ابیطالب ع سؤال کردم. حضرت ع فرمودند: راست گفته اند.

آنها چنین گفته بودند: روزی حضرت علی ع به محضر رسول خدا ص وارد شد در حالی که عایشه پشت سر پیامبراکرم ص نشسته بود و خانه پر از اصحاب رسول خدا ص بود. پنج نفر اصحاب صحیفه و پنج نفر اعضای شورا هم در میان آنان بودند. حضرت علی ع جایی برای نشستن پیدا نکرد.

رسول خدا ص به او اشاره فرمود که بیا اینجا بنشین - یعنی پشت سر آن حضرت ص - و این در حالی بود که عایشه نیز پشت سر آن حضرت ص نشسته بود و عبایی بر سر انداخته بود. حضرت علی ع رفت و بین رسول خدا ص و عایشه نشست.

در این هنگام عایشه خشمگین شده و گفت: آیا برای نشستن جای دیگری غیر از دامن من نیافتی.

رسول خدا ص [از شنیدن این سخن] عصبانی شده و فرمودند: ای حمیرا! مرا درباره برادرم على ع اذیت نکن. زیرا او امیرالمؤمنین و آقای مسلمانان و پیشرو پیشانی سفیدان در روز قیامت است.

خداوند او را بر صراط مسلط می سازد (در روایتی آمده: و خداوند در روز قیامت او را بر روی پل صراط می­ نشاند) و او آتش را قسمت می کند. پس دوستانش را وارد بهشت می کند و دشمنانش را داخل آتش می سازد.[1]

 


[1] - کتاب الفبای شیعه اسرار آل محمد(ص)، سلیم بن قیس هلالی، نشر آرام دل،  ترجمه محمد اسکندری، حدیث بیست و چهارم، ص 212

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی