آوازک

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

 

پاسخ:[1]

امام خمینی(م4):

اگر شناختن اعلم مشکل باشد به احتیاط واجب باید از کسی تقلید کند که گمان به اعلم بودن او دارد، بلکه اگر احتمال ضعیفی هم بدهد که کسی اعلم است و بداند دیگری از او اعلم نیست به احتیاط واجب باید از او تقلید نماید. و اگرچند نفر در نظر او اعلم از دیگران و با یکدیگر مساوی باشند باید از یکی ازآنان تقلید نماید.

 

خوئی(م4):

اگر اختلاف بین مجتهدین ولو اجمالًا معلوم و شناختن اعلم مشکل باشد، لازم است احتیاط کند، و درصورتی که احتیاط ممکن نباشد، باید از کسی تقلید کند که گمان به اعلم بودن او دارد. بلکه اگر احتمال ضعیفی هم بدهد که کسی اعلم است و بداند دیگری از او اعلم نیست، باید از او تقلید نماید.

 

تبریزی(م4):

اگر اختلاف بین مجتهدین ولو اجمالا معلوم و شناختن اعلم مشکل باشد؛ لازم است از کسی تقلید کند که او با دیگران مساوی یا اعلم از آنها باشد و در صورت احتمال اعلمیت در هر کدام کافی است از یکی از آنها تقلید کند و گمان به اعلمیت معتبر نیست.

 

دوزدوزانی(م4):

اگر شناختن اعلم مشکل باشد، بنابراحتیاط باید از کسی تقلید کند که گمان به اعلم بودن او دارد. همچنین است اگر احتمال بدهد که کسی اعلم است و بداند دیگری از او اعلم نیست. اگر چند نفر در نظر او اعلم از دیگران و با یکدیگر مساوی باشند، باید از یکی از آنان تقلید کند. البته در صورتی که تشخیص اعلم سخت و مشکل باشد -مثل زمان حاضر- تقلید از اعلم لازم نیست، گرچه احتیاط، مقدم داشتن فردی است که احتمال دارد اعلم باشد.

 

حسین بروجردی(م4):

اگر شناختن اعلم مشکل باشد، باید از کسی تقلید کند که گمان به اعلم ‏ ‏بودن او دارد، بلکه اگر احتمال ضعیفی هم بدهد که کسی اعلم است و بداند دیگری از ‏ ‏او اعلم نیست باید از او تقلید نماید و اگر چند نفر در نظر او اعلم از دیگران و با ‏ ‏یکدیگر مساوی باشند باید از یکی از آنان تقلید کند. ولی چنانچه یکی از آنان ‏ ‏پرهیزکارتر باشد ‏باید از او تقلید نماید.‏

 

مظاهری(م5):

در صورتی که شناخت اعلم مشکل باشد، یا آنکه اهل تشخیص در شناخت اعلم اختلاف داشته باشند اعلم بودن شرط نیست، و اگر چند نفر در نظر او اعلم از دیگران و با یکدیگر مساوی باشند، از هر کدام که بخواهد می تواند تقلید کند، بلکه می تواند در بعضی مسائل از کسی و در بعضی دیگر از دیگری تقلید نماید.

 

نوری همدانی(م4):

اگر شناختن اعلم مشکل باشد باید از کسی تقلید کند که گمان به اعلم بودن او دارد، بلکه اگر احتمال ضعیفی هم بدهد که کسی اعلم است و بداند دیگری از او اعلم نیست، بنابر احتیاط واجب باید از او تقلید نماید واگر چند نفر در نظر او اعلم از دیگران و با یکدیگر مساوی باشند باید از یکی از آنان تقلید کند.

 

دستغیب(م4):

اگر شناختن اعلم مشکل باشد به احتیاط مستحب از کسی تقلید کند که گمان به اعلم بودن او دارد، بلکه اگر احتمال ضعیفی هم بدهد که کسی اعلم است و بداند دیگری از او اعلم نیست، به احتیاط مستحب از او تقلید نماید، و اگر چند نفر در نظر او اعلم از دیگران و با یکدیگر مساوی باشند، از یکی از آنان تقلید کند.

 

علوی طباطبائی بروجردی(م4):

اگر شناختن اعلم مشکل باشد، باید از کسی تقلید کند که گمان به اعلم بودن او دارد، بلکه اگر احتمال ضعیفی هم بدهد که کسی اعلم است و بداند دیگری از او اعلم نیست، باید از او تقلید نماید، و اگر چند نفر در نظر او اعلم از دیگران و با یکدیگر مساوی باشند، باید از یکی از آنان تقلید کند.

 

صادق حسینی روحانی(م4):

اگر شناختن اعلم مشکل باشد، باید از کسی تقلید کند که گمان به اعلم بودن او دارد، بلکه اگر احتمال ضعیفی هم بدهد که کسی اعلم است و بداند دیگری از او اعلم نیست، باید از او تقلید نماید، واگر چند نفر در نظر او اعلم از دیگران و با یکدیگر مساوی باشند، باید از یکی از آنان تقلید کند، ولی چنانچه یکی از آنان پرهیزکارتر در فتوی باشد باید از او تقلید نماید.

 

محمد باقر موسوی شیرازی(م9):

اگر شناختن اعلم مشکل باشد باید بنا بر احتیاط واجب از کسی تقلید کند که گمان به اعلم بودن او دارد، بلکه اگر احتمال ضعیفی هم بدهد که کسی اعلم است و بداند دیگری از او اعلم نیست به احتیاط واجب باید از او تقلید نماید. و اگر چند نفر در نظر او اعلم از دیگران بوده و با یکدیگر مساوی باشند باید از یکی از ایشان تقلید کند و در صورت تشخیص اعلم، وجوباً باید به اعلم رجوع کند.

 

سیدمحمود هاشمی شاهرودی(م4):

اگر اختلاف بین مجتهدین در مسائل محلّ ابتلاء ولو اجمالاً معلوم و شناختن اعلم مشکل باشد، لازم است از کسی تقلید کند که او با دیگران مساوی یا اعلم از آنها باشد و در صورت احتمال اعلمیّت در هر کدام کافی است از یکی از آنها تقلید کند و گمان به اعلمیّت معتبر نیست و در صورتی که احتمال اعلمیت در یکی از آن دو برود، لازم است از وی تقلید کند، و پس از تقلید از مجتهدی طبق شرائط ذکر شده نمی تواند به مجتهد دیگری رجوع کند، مگر اینکه مجتهد دیگر اعلم باشد که لازم است در این صورت به فتوای مجتهد دیگر عدول کند.

 

سیدمحمد حسینی شاهرودی(م4):

اگر شناختن اعلم مشکل باشد، باید از کسى تقلید کند که گمان به اعلم بودن او دارد، بلکه اگر احتمال ضعیفى هم بدهد که کسى اعلم است و بداند دیگرى از او اعلم نیست، باید از او تقلید نماید. و اگر چند نفر در نظر او اعلم از دیگران و با یکدیگر مساوى باشند، باید از یکى از آنان تقلید کند. ولى چنانچه یکى از آنان پرهیزکارتر باشد بنابر احتیاط واجب باید از او تقلید نماید.

 

سیدمحمد شیرازی(م4):

اگر شناخت اعلم مشکل باشد، باید از کسی تقلید کند که گمان به اعلم بودن او دارد، بلکه اگر احتمال ضعیفی بدهد که کسی اعلم است و بداند دیگری از او اعلم نیست، باید از وی تقلید نماید و اگر چند نفر، در نظر او اعلم از دیگران و با یکدیگر مساوی باشند باید از یکی از آنان تقلید کند، ولی چنانچه یکی از آنان پرهیزکارتر باشد، بنا بر احتیاط واجب باید از او تقلید نماید.

 

شبیری زنجانی(م4):

اگر انسان اختلاف بین مجتهدین را در مسائل مورد ابتلاء احتمال دهد و یقین داشته باشد که یکی از مجتهدین از دیگران اعلم است ولی نتواند اعلم را تشخیص دهد، باید در صورت امکان احتیاط نماید و اگر احتیاط ممکن نیست، از کسی که به اعلم بودن وی گمان داشته باشد، تقلید کند و اگر گمان نداشته باشد، از هر کسی که احتمال اعلم بودن او را بدهد، میتواند تقلید کند.

و اگر یقین نداشته باشد که یکی از مجتهدین از دیگران اعلم است، باید از کسی تقلید کند که گمان به اعلم بودن او دارد و احتیاط کردن لازم نیست، بلکه اگر احتمالِ اعلم بودن یکی را بدهد و بداند دیگری از او اعلم نیست، باید از او تقلید نماید، اگر چه گمان داشته باشد که با هم مساویند و اگر هیچ یک از افراد در احتمال اعلم بودن بر دیگری ترجیح نداشته باشد، از یکی از آنها تقلید نماید.

 

صافی(م4):

اگر شناختن اعلم مشکل باشد می تواند از کسی تقلید کند که یقین به اعلم بودن دیگران از او نداشته باشد یا مخالفت فتوای او با فتوای اعلم معلوم نباشد واگر چند نفر در نظر او اعلم از دیگران و با یکدیگر مساوی باشند، باید از یکی از آنان تقلید کند. ولی چنانچه یکی پرهیزکارتر باشد بهتر آن است که از او تقلید کند.

 

محفوظی(م4):

اگر شناختن اعلم مشکل باشد و انسان گمان به اعلم بودن کسی دارد، در صورتی که گمانش به حدّ اطمینان برسد باید از او تقلید کند. بلکه اگر اطمینان برای او حاصل نشد بعید نیست ترجیحِ کسی که فقط به اعلم بودن او گمان دارد یا احتمال می دهد، ولی بهتر این است که در این صورت به قول کسی عمل کند که موافق احتیاط باشد. اما اگر احتمال ضعیفی هم بدهد که کسی اعلم است و بداند دیگری از او اعلم نیست، باید از او تقلید نماید و اگر چند نفر در نظر او اعلم از دیگران و با یکدیگر مساوی باشند باید از یکی از آنان تقلید کند.

 

موسوی اردبیلی(م10):

اگر شناختن اعلم مشکل باشد، باید از کسی تقلید کند که گمان به اعلم بودن او دارد، بلکه اگر احتمال هم بدهد که کسی اعلم است و بداند دیگری از او اعلم نیست، باید از او تقلید نماید. و اگر چند نفر در نظر او اعلم از دیگران و با یکدیگر مساوی باشند، باید از یکی از آنان تقلید کند و احتیاط مستحب آن است که از پرهیزکارترین و با تقواترین آنها تقلید کند.

 

فاضل لنکرانی(م6):

اگر شناختن اعلم مشکل باشد باید از کسی تقلید نماید که گمان به اعلم بودن او دارد، بلکه اگر احتمال ضعیفی بدهد که کسی اعلم است و احتمال اعلم بودن دیگری را ندهد باید از همان کس تقلید نماید و همینطور اگر علم داشته باشد که مثلاً دو نفر یا مساوی در علم هستند و یا یکی از آنها به طور معین، احتمالاً اعلم است و احتمال اعلمیّت دیگری را ندهد، باید از آن شخصِ معین تقلید نماید و اگر چند نفر در نظر او اعلم از دیگران و با یکدیگر مساوی باشند باید از یکی از آنان تقلید کند.

 

محقق کابلی(م24و 36):

هرگاه دو نفر مجتهد باشند، و علم و یا بیّنه قائم به اعلمیّت یکی از آنها نشود، اگر علم به اختلاف فتوا بین آنها نباشد، مکلف در تقلید یکی از آنها مخیّر است و ظنّ به اعلمیّت یکی اثر ندارد. و اگر علم به اختلاف فتوا باشد، باید به احوط القولین عمل نمود، و ظنّ به اعلمیت یکی مؤثر نیست، چه رسد به احتمال اعلمیت، و اگر احتیاط ممکن نباشد، باید از محتمل الأعلمیّة تقلید کرد.

هرگاه دو مجتهد در علم مساوی باشند، مقلد می تواند از هر کدام تقلید کند، ولی در مورد اختلاف فتوا، باید به احوط القولین عمل نماید و اعدلیت و اورعیت یکی، باعث ترجیح او نمی شود.

 

محمد ابراهیم جنّاتی(م8):

اعلم بودن مجتهد در تقلید از او شرط نیست، بلکه به معنای معروف آن، که عبارت است از استادتر در بیرون آوردن حکم خدا؛ بین دو مجتهد مطلق نه در مرحله ظاهر و اثبات قابل تصویر است نه در مرحله ثبوت و واقع، بلکه به معنای دیگر که عبارت است از اینکه او در مقام بازگشت دادن فروع تازه و مسائل جدید به اصول پایه کمتر اشتباه می کند و دیگری بیشتر-آنگونه که در حاشیه خطی بر عروة الوثقی بیان کرده ایم- اگرچه قابل تصویر است ولی تشخیص اینکه کدام یک از آن دو مجتهد در مقام تفریع کمتر اشتباه می کند تا آنکه اعلم باشد و کدام یک از آنها بیشتر تا آنکه غیراعلم باشد، بسیار مشکل است.

 

فیاض(م9و 10و 11):

چنانچه مجتهدین جامع الشرایط در فتوایی اختلاف نداشته باشند، تقلید در آن فتوا از هر کدام جایز است. اما چنانچه مقلد بداند میان آنان در فتوا اختلاف هست، باید از اعلم تقلید کند. و چنانچه در اعلمیت مساوی باشند، در صورت امکان به فتوایی که مطابق احتیاط است عمل کند، و اگر ممکن نباشد مخیر است که در آن فتوا از هر یک از آنها تقلید نماید.

هر مکلفی موظف است تحقیق و جستجو کند تا مجتهد اعلم را بشناسد و در این مدت باید به احتیاط عمل کند، اگر چه عمل به احتیاط موجب تکرار بشود.

اگر یقین کند یکی از دو مجتهد که اعلمیّتْ منحصر به آن دو است قبلاً اعلم بوده، و احتمال دهد دیگری بعداً اعلم یا مساوی شده است، در این صورت باید از اولی تقلید کند، و چنانچه یقین ندارد به اعلمیت یکی از آنها و یا در صورت تساوی در اعلمیت، باید در هر مسأله به فتوای کسی که فتوای او مطابق احتیاط است عمل نماید. بنابراین، اگر به گمان اینکه مجتهدی اعلم است از او تقلید کند و بعداً معلوم شود که دیگری اعلم بوده است، مقلد باید از اولی عدول کند. و چنانچه پس از گذشت مدتی از تقلیدِ اعلم معلوم شود که مجتهد اول دوباره به اعلمیت رسیده است، مقلد باید به او رجوع کند.

 

بهجت(م4و5و6):

اگر شناختن اعلم مشکل باشد و انسان گمان به اعلم بودن کسی دارد، در صورتی که گمانش به حد اطمینان برسد باید از او تقلید کند. بلکه اگر اطمینان برای او حاصل نشد، بعید نیست ترجیحِ کسی که فقط به اعلم بودن او گمان دارد یا احتمال می‌دهد، ولی بهتر این است که در این صورت به قول کسی عمل کند که موافق احتیاط باشد، امّا اگر احتمال ضعیفی هم بدهد که کسی اعلم است و بداند دیگری از او اعلم نیست، باید از او تقلید نماید. و اگر چند نفر در نظر او اعلم از دیگران و با یکدیگر مساوی باشند باید از یکی از آنان تقلید کند. در صورت مساوی بودن دو مجتهد، جایز است انسان در مسائلی که ارتباطی با هم ندارند، بعضی مسائل را از یکی و بعضی دیگر را از مجتهد دیگر تقلید نماید.

 

مرتضوی لنگرودی(م4):

اگر شناخت اعلم مشکل باشد؛ احتیاط واجب تقلید از کسی است که گمان به اعلمیت یا احتمال به اعلمیت او باشد در صورتی که علم به مخالفت فتوای او با فتوای غیراعلم باشد و فتوای غیراعلم مخالف با احتیاط باشد؛ والا تقلید از اعلم واجب نیست گرچه بهتر است.

 

محمد رحمتی(م4):

اگر اختلاف بین مجتهدین ولو اجمالاً معلوم و شناختن اعلم مشکل باشد، لازم است احتیاط کند، و در صورتی که احتیاط ممکن نباشد، باید از کسی تقلید کند که گمان به اعلم بودن او دارد. بلکه اگر احتمال ضعیفی هم بدهد که کسی اعلم است و بداند دیگری از او اعلم نیست، باید از او تقلید نماید.

 

محمد سعید حکیم(م 5و6و7و10):

در صورت اختلاف فتوا، اگر یکی از مجتهدین، اعلم شناخته شود و اعلمیّت او روشن و چشمگیر باشد، واجب است از او تقلید کند.

اگر در میان مجتهدین هیچکدام برتریِ روشن نداشته باشد، و نتواند به احوطِ اقوال عمل کند، لازم است از کسی که احتمال اعلمیّت داشته باشد تقلید کند.

اگر مجتهدین مساوی باشند، پرهیزکارترین آنها را برگزیند، اگر در آن جهت هم مسای باشند، از هر کدام تقلید کند کفایت می کند.

اگر انسان احتمال دهد که برخی از مجتهدین اعلم باشد، باید برای تشخیص آن تلاش کند.

 

محمد علوی گرگانی(م4):

اگر شناختن اعلم مشکل باشد اولی این است از کسی تقلید کند که گمان به اعلم بودن او دارد، بلکه اگر احتمال ضعیفی به اعلم بودن کسی بدهد و بداند دیگری از او اعلم نیست، بهتر آن است که از او تقلید نماید و اگر چند نفر در نظر او اعلم از دیگران و یا مساوی باشند، می تواند از یکی از آنان تقلید کند، ولی بنابر احتیاط مستحب باید از پرهیزکارترین آنها تقلید کند.

 

مکارم شیرازی(م6):

هرگاه شناختن اعلم بطور قطع ممکن نشود، احتیاط آن است از کسی تقلید کند، که گمان به اعلم بودن او دارد و در صورت شک میان چند مجتهد و عدم ترجیح آنها، از هرکدام بخواهد می تواند تقلید کند.

 

موحدی نجفی(م5):

اگر شناخت مجتهدِ اعلم دشوار باشد، باید از کسی که به اعلم بودن او گمان برده می شود یا اعلمیت او محتمل است تقلید نمود، و اگر همزمان چند مجتهد از دیگران اعلم و با یکدیگر مساوی باشند باید از یکی از آنان تقلید نمود.

 

وحید(م4):

اگر بین دو مجتهد یا بیشتر در فتاوای مورد ابتلاء، علم به اختلاف باشد اگرچه اجمالاً، در صورتی که بداند یا حجّت شرعیّه بر تساوی آنان در علم باشد باید به فتوای کسی که فتوای او مطابق با احتیاط است عمل کند، و چنانچه فتوای یکی از آنان مطابق با احتیاط نباشد، مثل اینکه یکی فتوا به قصر و دیگری فتوا به تمام بدهد، احتیاط کند به جمع بین آن دو.

و اگر احتیاط ممکن نباشد؛ مثل این که یکی فتوا به وجوب عملی و دیگری فتوا به حرمت عملی بدهد یا مشقّت داشته باشد، بنابر احتیاط باید به فتوای کسی که ورع او در فتوا دادن بیشتر است عمل کند، و اگر در این جهت هم متساویند مخیّر است.

و همچنین است در غیر این صورت، چه وجود اعلم، معلوم ولی معیّن نباشد و یا وجود اعلم محتمل باشد، اگر احتیاط ممکن بوده و مشقّت نداشته باشد.

و اگر احتیاط ممکن نباشد یا مشقّت داشته باشد، در صورتی که وجود اعلم معلوم ولی معیّن نباشد، چنانچه احتمال اعلمیّت در یک طرف بیشتر باشد باید به فتوای او عمل کند، و اگر مساوی باشد بنابر احتیاط باید به فتوای اورع در فتوا عمل نماید و اگر در این جهت هم متساویند مخیّر است.

و در صورتی که وجود اعلم محتمل باشد بنابر احتیاط باید به فتوای کسی که گمان دارد یا احتمال می دهد اعلم است یا احتمال اعلمیّت در او اقوی است عمل کند، وگرنه بنابر احتیاط باید به فتوای اورع در فتوا عمل نماید، و اگر در این جهت هم متساویند مخیّر است.

 

گلپایگانی(م4):

اگر شناختن اعلم مشکل باشد می تواند از کسى تقلید کند که یقین به أعلم بودن دیگران از او نداشته باشد یا مخالفت فتواى او با فتواى اعلم معلوم نباشد. و اگر چند نفر در نظر او اعلم از دیگران و با یکدیگر مساوى باشند، باید از یکى از آنان تقلید کند. ولى چنانچه یکى از آنان پرهیزکارتر باشد بهتر آن است که از او تقلید کند.

 

گرامی(م5):

اگر شناختن اعلم مشکل باشد احتیاطاً باید از کسى تقلید کند که ظن به أعلمیّت او دارد و اگر چند نفر در نظر او اعلم از دیگران و با یکدیگر مساوى باشند، باید از آنان تقلید کند. ولى چنانچه یکى از آنان پرهیزکارتر باشد احتیاط آن است که از او تقلید کند.

 

اراکی(م4):

اگر شناختن اعلم مشکل باشد باید از کسى تقلید کند که گمان به اعلم بودن او دارد، بلکه اگر احتمال ضعیفى هم بدهد که کسى اعلم است و بداند دیگرى از او اعلم نیست بنابر احتیاط واجب باید از او تقلید نماید و اگر چند نفر در نظر او اعلم از دیگران و با یکدیگر مساوى باشند از هر یک می تواند تقلید کند، هر چند اولى و احوط آن است که پرهیزکارتر را انتخاب کند.

 

نکته: این مسأله در رساله آیت الله العظمی سبحانی و سیستانی و جوادی آملی و رحیمی آزاد نیست.

 

نتیجه و توضیح:

قول مشهور:

با توجه به فتاوا و نظرات مراجع عظام، می توان گفت که قول مشهور بین آنها این است که در صورت عدم یقین به اعلمیت شخصی، میتوان به کسی که احتمال اعلمیت درباره او داده می شود رجوع کرد و اگر همه مساوی بودند میتوان به هر کدامشان رجوع کرد.

قول احتیاطی:

احتیاط در این است که اگر یقین در اعلمیت مجتهدی برای ما حاصل نشد، به احتیاط عمل کنیم، مثلا اگر مجتهدی غذائی را حرام و مجتهد دیگر حلال اعلام کرد، از آن غذا اجتناب کنیم. و اگر احتیاط ممکن نبود یا مشقت فراوان داشت، به مجتهدی که احتمال اعلمیت او را می دهیم رجوع کنیم و اگر همه در علم مساوی بودند، به پرهیزکارترین آنها رجوع کنیم.

 


[1] - توضیح المسائل مراجع محترم.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی