آوازک

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

بدعت خلیفه دوّم در تغییر دادن اذان

ashk | سه شنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۷، ۰۹:۵۵ ب.ظ | ۰ نظر

شهید مطهری(ره) می­ فرماید:[1]

دین اسلام، دین اعتدال و میانه­ روی است. خود قرآن امّت اسلام را در سوره بقره آیه 143 به نام «امّت وسط» نامیده است. در مورد موضوع انطباق با مقتضیات زمان، یک فکر افراطی وجود دارد و یک فکر تفریطی و یک فکر معتدل. من اسم آن تندروی ها را «جهالت» و اسم این کندروی ها را «جمود» گذاشته ام.

یکی از اشخاصی که به قول امرزوی­ ها در مسائل اسلامی روشنفکری به خرج داد و کار این روشنفکری او به حدّ افراط رسیده بود، خلیفه دوم است. مثلاً در جاهائی پیامبراکرم ص دستوری داده بود و او(عمر) می­ گفت: این موضوع فقط برای زمان پیامبراکرم ص است، ولی زمان ما تغییر کرده است و ما این را عوض می­ کنیم. البته ممکن است یک نفر شیعه با احساسات ضدّ خلیفه ­ای که دارد این را به حساب تعمّد و ضربه زدن­ های عمدی بگذارد و بگوید فقط مقصودش مخالفت با پیامبراکرم ص بوده است. ولی اگر نخواهیم این جور بگوئیم، طوری بگوئیم که برای طرفداران خلیفه هم قابل قبول باشد، باید بگوئیم که اینها خطاها و اشتباهاتی است که از او سر زده است.

مثلاً در اذان که فصول آن را که خود پیامبراکرم ص تعیین فرموده است، تغییر ایجاد کرد و «الصّلوة خیرٌ من النّوم» را بجای «حیّ علی خیرالعمل» قرار داد.

زمان خلافت عمر، زمانی است که دنیای اسلام عجیب نیازمند به جهاد است و مسلمین در مقابل خود دو جبهه بسیار بزرگ دارند. یکی ایران و دیگری روم که مقتدرترین کشورهای روی زمین هستند. در آن عصر احتیاج مسلمانها به سرباز و سربازی خیلی زیاد بود و می بایست روحیه سربازها قوی باشد و اعتقاد داشته باشند و جهاد را اصلی لازم و واجب بدانند.

از همین رو فکری در دماغ خلیفه پیدا شد، گفت: «حیّ علی خیرالعمل» به روحیه سربازی ضربه می زند. وقتی که فریاد برآورید که روی به نماز بیاورید، چون نماز بهترین اعمال است، دیگر سرباز فکر می کند که نماز از جهاد بهتر است، همیشه در فکر نماز خواندن است و از جهاد اعراض می کند. لذا گفت این عبارت را بردارید و به جای آن بگوئید: «الصّلوة خیر من النّوم» که یعنی نماز از خوابیدن بهتر است، تا اعتقاد سربازها نسبت به عظمت و اهمیت جهاد در راه خدا سست نشود. حساب مقتضیات زمان را کرد.

آیا این حساب درست است؟ نه، اشتباه بود. چرا؟ یک کسی باید از خلیفه می­ پرسید که این سربازهای تو با این عدّه قلیل و تجهیزات کم چطور است که با کشورهای درجه اول دنیا می جنگند و پیروز می­ شوند؟ آیا این مربوط به عنصر عرب است که عنصر عرب از عنصر غیرعرب امتیازی دارد؟

اگر عنصر عرب است، عرب که تازه به وجود نیامده است، چندین هزار سال پیش هم بود. چرا تا آن موقع همیشه تو سری می­خورد؟ پس یک عامل جدید به وجود آمده است و آن ایمان به خداست. این شجاعت، این قدرت، این نیرو را ایمان به این مردم داده است و ایمان را همین نماز تقویت و آبیاری می کند.

اگر پیامبراکرم ص فرمودند: «الصّلوة عمود الدّین» برای این بود که به آثار نماز آگاه بود. می ­دانست نماز بزرگترین عامل مؤثر در روحیه افراد است.

 


[1] - کتاب اسلام و نیازهای زمان، شهید مطهری(ره)، جلد اول، چاپ نوزدهم، صص 48 الی 50

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی