آوازک

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

 

پیش از پرداختن به اصل سؤال، توجه به نکاتی سودمند است:

1-نقش بی بدیل و تعیین کننده زنان در جایگاه تربیت و رشد انسانیِ جامعه به عنوان مادر و یا همسر و همراه و شریک شیرینی ‏ها و تلخی ‏های زندگی، از مسائل انکار ناپذیر است تا جایی که قرآن مجید اطاعت از والدین را بعد از اطاعت خداوند قرار داده است بدون اینکه بین زن و مرد (پدر و مادر) فرقی بگذارد.

رسول خدا ص نیز نسبت به حضرت خدیجه س و حضرت فاطمه س احترام زیادی قائل بودند. این همان حقیقتی است که امام خمینی بنیان گذار جمهوری اسلامی بر آن تأکید می ­کند و می فرماید: «تاریخ اسلام گواه احترامات بی حدِّ رسول خدا ص به این مولود شریف [حضرت فاطمه س] است، تا نشان دهد که زن، بزرگیِ ویژه­ای در جامعه دارد که اگر برتر از مرد نباشد، کمتر نیست.»[1]

2- اندیشه یکسانی و یگانگیِ ماهویِ زن و مرد اندیشه‏ای قرآنی است که از آیات الهی به روشنی به دست می ‏آید. زن در نگاه قرآن، در بُعدِ روحی و جسمی از همان گوهری آفریده شده که مرد آفریده شده است و هر دو جنس در گوهر و ماهیت یکسانند.

قرآن کریم می ­فرماید:

«یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا کَثِیرًا وَنِسَاءً ؛ ای مردم، از پروردگارتان که شما را از نفس واحدی آفرید و جفتش را نیز از او آفرید و از آن دو مردان و زنان بسیاری پراکنده کرد، پروا دارید.»[2]

«هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِیَسْکُنَ إِلَیْهَا؛ اوست آن کس که شما را از نفس واحدی آفرید و جفت وی را از آن پدید آورد تا بدان آرام گیرد.»[3]

در این آیات قرآن کریم، زن از نظر ارزش انسانی با مردان مساوی و یکسان شمرده شده است و از این جهت مرد هیچ گونه برتری بر زن ندارد.

حقیقت انسان را روح او تشکیل می دهد، نه بدن وی، انسانیت انسان را جان او تأمین می کند، نه جسم او و نه مجموع جسم و جان.[4] بنابراین؛ این دو(مرد و زن) را از چهره ذکوریت و انویث نشناسید، بلکه از چهره انسانیت بشناسید.

و همچنین زن در تفکر قرآنی، همپای مرد، تکامل ‏پذیر است و در پرتو شناخت و عمل می ‏تواند سیر تکاملی داشته باشد. قرآن کریم هرگاه از کمالات و ارزش ‏های والایی که انسان به آن ‏ها می‏رسد، سخن می‏گوید، زنان را همدوش مردان قرار می ‏دهد.[5]

قرآن نه تنها بر یکسانی میان زن و مرد در حقیقت انسانیت تأکید می کند، بلکه اساساً آن را یکی از نشانه ­ها و آیات الهی می­ داند و همین همسانی را مایه سکونت، انس و الفت می شمارد.[6]

بر اساس همین مبناست که امام خمینی بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران، به همسانی حقوق انسانی بین زن و مرد معتقد است. وی در این باره می گوید:

«از [نظر] حقوق انسانی، تفاوتی بین زن و مرد نیست؛ زیرا که هر دو انسان اند و زن حق دخالت در سرنوشت خویش را هم چون مرد دارد، بلکه در بعضی از موارد تفاوت ­هایی بین زن و مرد وجود دارد که به حیثیت انسانی آنها ارتباط ندارد.»[7]

3- در هیچ روایت یا خطبه ­ای از امام علی ع نیامده است که: مردان هم از نظر عقل و هم از جهت احساس از زنان برترند. آنچه را که منسوب به حضرت علی ع است این است که زنان از نظر احساسات و عواطف بر مردان برتری دارند.

اما این که امام علی ع در خطبه هشتاد نهج البلاغه، در مورد نقصان عقل زنان مطلبی فرموده است، از جهاتی قابل بررسی است:

الف) بر فرضِ صحّت انتساب این روایت به امام علی ع، باید گفت: این یک حکم کلی و عمومی درباره تمام زنان نیست. از تاریخ استفاده می شود که این خطبه به بعد از جنگ جمل مربوط است، و در این جنگ؛ عایشه یکی از افراد مؤثر بوده است و در واقع طلحه و زبیر از وجه اجتماعی وی به جهت این که همسر پیامبراکرم ص بود استفاده کردند و جنگ مهمی را علیه حکومتِ حضرت علی ع در بصره به راه انداختند.

امام علی ع پس از شکست دشمنان و پایان جنگ، خطبه مزبور را در مذمّت زنان ایراد فرمودند.[8] بنابراین با توجه به قرائن و شواهد؛ مسلّم است که نظر آن حضرت ع در این جا، حکایت حال عایشه و عایشه صفتان باشد، نه همه زنان جهان. زیرا بدون شک زنانی بوده و هستند که از نوابغ روزگار و بسیار عاقل­تر از مردان عصر و زمان خود بوده اند. چه کسی می­تواند عقل و درایت زنانی مانند حضرت خدیجه س، حضرت فاطمه س، حضرت زینب س، و دیگر زنان بزرگ تاریخ را در پیشرفت اسلام و مبارزه آنان را در کنار مردان در جهت رشد و اعتلای کلمه توحید، انکار کند یا کمتر از مردان بداند. بنا براین چطور می­توان گفت که مراد حضرت علی ع از چنین گفتاری مذمت و ملامت همه زنان (صنف زنان) بوده است؟

به علاوه حضرت علی ع در برخی موارد از ضعف عقل مردان کوفه و بصره شکایت کرده و در سرزنش و نکوهش آنان مطالبی بیان فرموده است، به عنوان نمونه آن حضرت ع در خطبه چهاردهم نهج‏البلاغه می فرماید: «عقل‏ های شما سبک و افکارتان سفیهانه است.»[9]

در خطبه سی و چهارم فرمودند: «اف بر شما (مردان)...شما عقل خود را بکار نمی اندازید.»[10]

در خطبه نود و هفتم فرمودند: «ای گروهی که بدنهایشان (اجسامشان) حاضر و عقل هایشان غایب است (عقل ندارند)....»[11]

در خطبه 131 آمده است: «ای جانهای دارای اختلاف و ای قلبهای پراکنده، ای که بدنهایشان حاضر و عقلهایشان غایب(تعطیل) است....»[12]

 

در این موارد امام علی ع به روشنی برخی از مردان را مذمّت می‏کند و آنان را کم خرد و سبک اندیش معرفی می‏کند، در حالیکه از کوفه و بصره مردان عالم و دانشمند دینی فراوانی به جهان اسلام تقدیم شده است.

به عبارت دیگر قضایا و حوادث تاریخی در یک مقطع خاص ممکن است، زمینه ستایش را فراهم کند و در مقطع دیگر زمینه نکوهش و مذمت را[13] و پس از گذشت زمان هم زمینه مدح منتفی می­شود و هم زمینه مذمت و نکوهش،[14] و از این جهت نکوهش­های نهج البلاغه درباره زنان یا مردان کوفه و بصره، یک قضیه شخصیه است.[15]

شاهد دیگر آنست که در مواردی؛ امام ع نقص عقل را به بسیاری از انسان‏های دیگر نیز نسبت داده است. در سخنی حضرت علی ع می‏فرمایند: «خودبینی، نشانه ضعف و کمی و نقصان خرد اوست.»[16]

در این حدیث و احادیث دیگری[17]، مواردی چون؛ خودبینی، شهوت، تابع هوای نفس بودن و... از عوامل نقص عقل شمرده شده است. بنابراین بعید نیست که نسبت نقص عقل به زنان نیز، از همین قبیل باشد و منظور از آن وجود عواملی عارضی به ویژه در آن زمان بوده که باعث نقصان عقلشان شمرده شده است. این عوامل چون ذاتی و در سرشت زن نیستند با تربیت و تهذیب قابل زدایش‏اند.

و در واقع این گونه سرزنش های زنان، به اصل ذات و گوهر زنان بر نمی­گردد، همانطوری که سرزنش­های مردان، به اصل ذات آنها بر نمی­گردد.

به علاوه، این گونه روایات غالباً جنبه تربیتی و تحذیری دارد. یعنی هشداری به مردها برای عدم سرسپاری در برابر دستورات و خواسته‏های رنگارنگ زنان است که چه بسا آنان را گرفتار آفات و آسیب‏های متعددی می‏سازد و متضمّن آن است که تا حدودی باید مردان روحیه استقلال خویش را حفظ نمایند، به ویژه آن که در شرایطی مانند جنگ و ناملایمات که پیروی از هواها و افکار زنان موجب رکود و سستی می‏شود و این مطلب با شرایط زمانی امیرالمومنین ع رابطه تنگاتنگی دارد.[18]

 

ب) به یک اعتبار می توان گفت؛ عقل بر دو نوع است:

  • عقل حسابگر یا عقل اجتماعی.
  • عقل ارزشی.

ممکن است ک مراد حضرت علی ع از برتری عقل مردان بر زنان در عقل حسابگر باشد نه عقل ارزشی.

بعبارت دیگر؛ برتری ناشی از تفاوت­های موجود در زن و مرد، تنها در عقل حسابگر است، اما عقل ارزشی که موجب تقرّب به خدا می­شود و بهشت به وسیله آن تحصیل می شود،[19] در چنین عقلی مردان بر زنان برتری ندارند.[20]

ج) ما هر چه را که انکار کنیم این حقیقت را نمى‏توانیم انکار نمائیم که بین این دو جنس هم از نظر جسمى و هم از نظر روحى تفاوت­های زیادى است که ذکر آنها در کتب مختلف، ما را از تکرار آنها بى نیاز مى‏سازد و خلاصه همه آنها این است که چون زن پایگاه وجود و پیدایش انسان است و رشد نونهالان در دامن او انجام مى‏پذیرد همانطور که جسماً متناسب با حمل و پرورش و تربیت نسلهاى بعد آفریده شده، از نظر روحى هم سهم بیشترى از عواطف و احساسات دارد.

و لذا مقام مادری و تربیت فرزند و تقسیم مهر و محبت بین افراد خانواده، به زن واگذار شده است.[21] بعبارت دیگر؛ اگرچه همانطوریکه در مقدمه بیان شد زن و مرد در هویت و ارزشهای انسانی با همدیگر تفاوتی ندارند، اما به مقتضیات جنسی خود به طور متفاوت عمل می کنند. خداوند متعال موجودات را بر اساس حکمت و به تناسب موقعیت و مسئولیتی که باید عهده دارِ آن باشد، آفریده است.

زن و مرد نیز از این قانون مستثنا نیستند. زن و مرد از جهاتی مانند جسم، روان، احساسات و عواطف، با هم فرق دارند. علاقه زن به خانواده و توجه ناآگاهانه او به کانون خانوادگی بیش از مردان است. زن از مرد رقیق القلب­تر است. و کلام حضرت علی ع ناظر به این تفاوتهای روانی و جسمی زنان با مردان است. یعنی خواسته است بفرماید: احساسات زن بر عقل او غلبه دارد که اگر این نبود زن نمی­توانست به وظایف مادری خود عمل کند و از این جهت مرد در نقطه مقابل زن است و عقل مرد بر احساس او غلبه دارد و این تفاوتها در نظام خلقت بر طبق حکمت الهی است و وجود این تفاوتها هم ضروری است.

پس حضرت ع در مقام ارزش گذاری یکی بر دیگری نیست، بلکه در صدد گزارش از یک واقعیت تکوینی است و اینکه احساسات و عواطف اگرچه در جای خود مطلوب است، اما در تصمیم گیری­های سرنوشت ساز نباید حرف اوّل را بزند.

 


[1] - صحیفه ی نور، ج14، ص 200.

[2] - سوره نساء، آیه شریفه 1

[3] - سوره مبارکه اعراف، آیه شریفه 189

[4] - جوادی آملی، عبدالله، زن در آیینه جلال و جمال، ص 76.

[5] - احزاب، 35 - آل عمران، 195

[6] - سوره روم، آیه 21

[7] - صحیفه ی نور، ج3، ص 49.

[8] -  معادیخواه، خورشید بی غروب (ترجمه نهج البلاغه)، خطبه 79.

[9] -  "خفّت عقولکم و سفهت حلومکم...".

[10] -  "افّ لکم... فأنتم لا تعقلون...".

[11] -  "أیها القوم الشاهدة أبدانهم الغائبة عنهم عقولهم...".

[12] - "أیتها النفوس المختلفة و القلوب المتشتته الشاهدة أبدانهم و الغائبة عنهم عقولهم..."

[13] -  یعنی ستایش ها و یا نکوهش ها در برخی موارد معلول شرایط و حوادث خاص است.

[14] -  جوادی آملی، عبدالله، زن در آیینه جلال و جمال، ص 368، 369.

[15] - معادیخواه، عبدالمجید، خورشید بی غروب، خ 14و 13.

[16] -  "اعجاب المرء بنفسه دلیل علی ضعف عقله". الکافی،ج‏1، ص 27، ح31،کتاب العقل و الجهل ....

[17] - مثل؛«اعجاب المرءِ بنفسه حمق» شرح غرر الحکم و دررالحکم، ج 1، ص 311.

[18] -  زن در آیینه جلال و جمال آیت الله جوادی آملی.

[19] - اصول کافی، ج1، کتاب عقل و جهل، باب 1، حدیث 3، ص 11. «العقل ما عبد به الرحمن و الکتب به الجنان».

[20] - جوادی آملی، عبدالله، زن در آیینه جلال و جمال، ص 268، 369.

[21] -  تفسیر نمونه، ج‏2، ص: 164.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی