آوازک

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

اصطلاحات انگلیسی(دعوا کردن)

ashk | يكشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ۰۹:۴۷ ق.ظ | ۰ نظر

برای بزرگنمائی تصویر، روی عکس کلیک کنید

 

  • ashk

 

در فقه اسلامی، به آب‌هایی که برای پاک ‌سازی چاهِ آلوده به شیءِ نجس، از آن خارج می‌شود، «منزوحات بئر» گفته می‌شود.

«بئر» در لغت، به معنای حُفره و چاهی است که از آن آب به دست می‌آوردند.[1]

«نزح»، به معنای خارج کردن تمام آب از چاه است.[2] و در اصطلاح فقهی؛ یعنی خارج کردن مقداری از آب چاه که با برخورد به نجاستى (مثلاً مردار حیوان) نجس شده است.[3]

 

  • ashk

اصطلاحات انگلیسی(رد کردن، نپذیرفتن)

ashk | شنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ۰۹:۵۷ ق.ظ | ۱ نظر

برای بزرگنمائی تصویر، روی عکس کلیک کنید

 

  • ashk

 

120 اصطلاح و جمله پرکاربرد در  زبان عربی با لهجه سعودی

(ویژه حجّاج)

 

دریافت
حجم: 504 کیلوبایت
 

  • ashk

 

در نماز، ذکرهاى واجب و مستحب را باید در حالی گفت که بدن بى‌حرکت باشد، ولی اگر نمازگزار، ذکری مانند «سمع الله لمن حمده» را به نیت مطلق ذکر،[1] در حال حرکت بگوید، اشکال ندارد.

 

پاسخ دفاتر مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:

حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی):

اشکال ندارد.

 

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):

اشکالی ندارد.

 

حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):

مانعی ندارد.

 

حضرت آیت الله هادوی تهرانی (دامت برکاته):

گفتن ذکر «سمع الله لمن حمده» به نیت ذکر مطلق (ذکری که به طور خاص در آن قسمت از نماز وارد نشده است) در حال حرکت اشکال ندارد.

 


[1] - یعنی گفتن ذکر به این نیت که به طور خاص در قسمتی از نماز سفارش نشده است.

  • ashk

در یک تقسیم کلی، احکام دینی به دو دسته تقسیم میشوند:

  • تکلیفی: احکامی است که تکلیف و وظیفه انسان را نسبت به اعمال و رفتار وی مشخص میکند؛ مانند واجب بودن نماز و حرام بودن ظلم.
  • وضعی: احکامی است که وضعیت و کیفیت اشیاء را در ارتباط با اعمال انسان مشخص میکند؛ مانند صحیح بودن نماز یا باطل بودن روزه، طهارت برخی اشیاء و نجاست برخی دیگر.

احکام وضعى محصور در تعداد خاصى نیست، بلکه آنچه که به استقلال یا به تبع، مجعول به جعل تشریعى باشد و از احکام پنج گانۀ تکلیفى به شمار نرود، حکم وضعى است. هرچند برخى، احکام وضعى را به سه چیز؛ سببیت، شرطیت و مانعیت؛ برخى دیگر، به پنج چیز به اضافۀ علّیت و علامت و برخى به نه چیز به اضافۀ صحت، فساد، رخصت و عزیمت محصور کرده‌اند.[1]

احکام تکلیفی دارای پنج قسم هستند:

  • واجب: عملی که انجام دادنش لازم است و ترک آن عذاب دارد؛ مانند خواندن نماز
  • حرام: عملی که ترک آن لازم است و ارتکابش عذاب دارد؛ مانند دروغ
  • مستحب: عملی که انجام دادنش بهتر است و ثواب دارد ولی ترک آن عذاب ندارد؛ مانند خواندن نماز شب
  • مکروه: عملی که ترک آن از انجام دادنش بهتر است، ولی ارتکابش عذاب ندارد؛ مانند پوشیدن لباس سیاه در نماز.[2]
  • مباح: عملی که ترک و انجام دادن آن مساوی است که نه عذابی دارد نه ثوابی، مانند بسیاری از اعمال روزمرّه

 


[1] -  الاصول العامة للفقه المقارن، حکیم، سید محمد تقی، ج۱، ص۶۸ و۶۹ /  منتهی الاصول، روحانی، محمدحسین، ج۲،ص۳۹۶

[2] کراهت در عبادت گاهی به معنای ثواب کمتر داشتن است.

  • ashk

اصطلاحات انگلیسی(تمام شدن، پایان یافتن)

ashk | جمعه, ۹ شهریور ۱۳۹۷، ۰۵:۲۶ ب.ظ | ۰ نظر

  • ashk

 

در آن دوران که اعراب جاهلی شبه جزیره عربستان در تاریکی و ظلمت محض به پرستش بت ها مشغول بودند و جنگ و خون ریزی بین قبایل همه جا را فرا گرفته بود، خداوند کامل‌ترین دین را به دست خاتم رسولان و پیامبر رحمت بر مردم عرضه داشت.

بعد از تلاش بی وقفه آن حضرت(ص) آرام آرام بین مردم بدوی و صحرانشین آن روزگار الفت و همدلی و برابری و برادری ایجاد، و مدینه تبدیل به مدینه فاضله گشت، و همه مردم، مهاجر و انصار به عنوان مسلمان گرد پیامبر جمع شدند، و امّت اسلامی را در آن زمان بوجود آوردند، و گرچه عده ای منافق بودند، ولی با وجود پیامبر اکرم(ص) جرأت اظهار نیّات پلید خویش را نداشتند.

ولی بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) همه چیز دگرگون شد و اتفاقاتی رخ داد که پایه و اساس اختلاف در امّت اسلام و در اقلّیت قرار گرفتن اهلبیت عصمت و طهارت(ع) پدید آمد، از مهمترین اتفاقات مسأله رهبری و جانشینی پیامبر اکرم(ص) بود.

امّا از آنجا که پیامبر اکرم(ص) این آینده شوم را می دید از همان آغاز بعثت بارها و بارها علی(ع) را به عنوان شایسته ترین فرد، و منتخب از جانب خداوند برای امر امامت معرّفی نمودند. شاهد این ادّعا احادیث فراوانی است که از آن حضرت(ص) در این زمینه رسیده است از جمله: حدیث یوم الدّار؛[1] حدیث منزلت؛[2] حدیث معروف ثقلین، و حدیث غدیر که در ضمن خطبه غدیریّه آن حضرت(ص) آمده است.

آنچه پیش رو دارید نگاهی است گذرا به خطبه غدیر و مطالبی که درباره امیرمؤمنان در آن آمده است:

 

  • ashk

آمار لحظه ای

ashk | پنجشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۷، ۱۲:۴۸ ب.ظ | ۱ نظر

برای مشاهده آمار لحظه ای جهانی در موضوعات مختلف

روی عکس زیر کلیک کنید.

 

  • ashk

مترجم آنلاین متن

ashk | پنجشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۷، ۱۲:۰۶ ب.ظ | ۰ نظر

توسط این سایت میتونید متن (جمله یا کلمه) مورد نظرتون و از هر زبانی به هر زبانی ترجمه کنید.

برای ورود به سایت مترجم، روی عکس زیر کلیک کنید.

 


 

  • ashk

تفاوت احتیاط واجب با احتیاط مستحب چیست؟

ashk | پنجشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۷، ۱۱:۰۳ ق.ظ | ۰ نظر

تمام احتیاط ­هایی که در رساله ها آمده، یا وجوبی است یا استحبابی و تفاوت بین آنها از دو جهت است: یکی در مقام شناخت و تشخیص، که احتیاط از کدام قسم است و دیگری در مقام عمل، که وظیفه مکلّف، نسبت به هریک از آنها چیست؟

تفاوت اول: احتیاط واجب، احتیاط بدون فتواست و احتیاط مستحب، احتیاط همراه با فتواست.

اگر مجتهد در مساله ای فتوا داده و احتیاط نیز داشته باشد، این احتیاط، مستحب است. و اگر مجتهد در مسأله­ ای فتوا نداده و از ابتدا احتیاط کرده باشد، احتیاط واجب است که به آن «احتیاط مطلق» نیز می گویند.[1]

مثالِ احتیاط مستحب: «در غسل ارتماسی، اگر به نیت غسل ارتماسی، به تدریج در آب فرو رود تا تمام بدن زیر آب قرار گیرد، غسل او صحیح است و احتیاط آن است که یک دفعه زیر آب رود».[2]

مثال احتیاط واجب: «اگر نذر کند که به فقیر معینی صدقه بدهد، نمی تواند آن را به فقیر دیگری بدهد و اگر آن فقیر بمیرد، بنابر احتیاط باید به ورثه او بپردازد.»[3]

تفاوت دوم: در احتیاط مستحب ، مقلّد باید به همان احتیاط عمل کند، یا به فتوای همراه آن و نمی تواند در آن مساله به مجتهد دیگر رجوع کند.[4]

اما در احتیاط واجب، مقلّد می تواند به همان احتیاط عمل کند، یا به فتوای مجتهد دیگری که پس از آن مجتهد، از دیگران اعلم است مراجعه کند.

 


[1] - العروة الوثقی، ج 1، فی التقلید، ص 23، م 64

[2] - توضیح المسائل، م 367

[3] - توضیح المسائل، م 2659

[4] - همان، م 7

  • ashk

عدول از مجتهدی به مجتهد دیگر یا تغییر مرجع تقلید در برخی از موارد جایز یا واجب است و در برخی موارد جایز نیست که به طور مختصر به آنها اشاره می شود:

  • عدول از غیراعلم به اعلم، بنابر احتیاط، واجب است.
  • عدول از مجتهد زنده به زنده مساوی، جایز نیست.[1]
  • عدول از اعلم به غیر اعلم، جایز نیست.
  • عدول از مجتهدی که مدتی از او تقلید می کرده و اکنون معلوم شده که اهلیت[2] فتوا نداشته، به مجتهد جامع الشرایط واجب است.
  • عدول از مجتهدی که یکی از شرایط مرجعیت را از دست داده؛ مثلا دیوانه شده یا فراموشی به او دست داده، به مجتهد جامع الشرائط ، واجب است.
  • عدول از مجتهدی که تاکنون از او تقلید می کرده و اکنون از دنیا رفته به مجتهد زنده، جایز، بلکه احتیاط مستحب است.[3]
  • عدول از مجتهد زنده به مجتهد مرده بنابر احتیاط واجب، جایز نیست. هرچند قبلاً از او تقلید می کرده و پس از مرگِ وی به مجتهد زنده رجوع کرده است.[4]

 


[1] - به فتوای برخی از فقها، عدول از مجتهد زنده به مساوی جایز است. توضیح: در برخی از چاپ های کتاب تحریر الوسیله، تعبیر « یجوز العدول ...» آمده است، ولی بارها از اعضای محترم شورای استفتای امام خمینی(ره) سؤال شد و فرمودند: به فتوای ایشان عدول در فتوا به مجتهد مساوی جایز نیست.

[2] - یعنی شایستگی و شرائط فتوا دادن را از نظر علمی ندارد.

[3] - به نظر عده ای از فقها، در صورتی که مجتهد از دنیا رفته اعلم باشد، عدول از تقلید او به تقلید مجتهد زنده جائز نیست.

[4] - تحریرالوسیله، ج 1، فی فروع التقلید، صص 6 الی 8، مسائل 4 و 5 و 12 و 13 و 18/ العروة الوثقی، ج 1، فی التقلید، صص 12 و 13، مسائل 33 و 37

  • ashk

کسی که بر تقلید میت باقی مانده است، در مسایلی که میت فتوا نداده و همچنین در مسایل جدید باید از مجتهد زنده تقلید کند.

  • ashk

آیا می توان بر تقلید میت، باقی ماند؟

ashk | پنجشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۷، ۱۱:۰۰ ق.ظ | ۰ نظر

بقای بر تقلید میت باید با اجازه مجتهد زنده باشد؛ یعنی چنانچه به فتوای مجتهد زنده، بقای برتقلید میت جایز باشد می تواند همچنان از او تقلید کند.[1]

 


[1] - تحریرالوسیله، ج 1، فی التقلید، ص 16، م 47

  • ashk

اگر دو مجتهد، هریک در بخشی از احکام اعلم باشند، مثلاً یکی در احکام عبادات اعلم است و دیگری در معاملات، مکلّف باید بنابر احتیاط واجب، در هر بخش، از اعلم مربوط به خودش تقلید کند.[1]

 


[1] - العروة الوثقی، ج1، ص 16، م 47

  • ashk