آوازک

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

۲ مطلب با موضوع «اصول فقه :: عام و خاص» ثبت شده است

یکی از مسائل مطرح در علم اصول و در مبحث «عام و خاص»، مسئله «شک در تخصیص» است؛ به این معنا که فرد شک می‌کند و نمی‌داند حکم عامی که وارد شده، آیا تخصیص خورده است یا نه؟ این شک، گاهی در مفهوم و معنای یک چیز می‌باشد و منشأ آن «اجمال مفهوم» است، که به آن «شبهه مفهومیه» می‌گویند و گاهی معنا مشخص است اما تردید در مصداق پدید آمده و منشأ آن «شک در تشخیص مصداق» است که آیا این مورد خاص، مصداقی از آن معنای شناخته شده می‌باشد یا خیر؟، که به آن «شبهه مصداقیه» می‌گویند.[1]

مثال معروف برای شبهه مفهومیه «اکرم العلماء و لا تکرم الفساق منهم» است، در این عبارت توصیه شده که تمام دانشمندان جز فاسقان از آنها مورد احترام قرار گیرند. با این وجود ما معناى دقیق «فاسق» را نمى‌دانیم که آیا خصوص «مرتکب گناه کبیره» است، که در نتیجه، «مرتکب صغیره» داخل در حکم اکرام باشد؟ یا این‌که اعم از مرتکب کبیره و صغیره است، که در نتیجه مرتکب صغیره هم از حکم اکرام خارج شود؟

  • ashk

عام در اصول فقه چند قسم دارد؟

ashk | پنجشنبه, ۵ مهر ۱۳۹۷، ۱۱:۵۸ ق.ظ | ۰ نظر

«عام»، لفظى است که بدون حصر، تمام افرادى که صلاحیت آن ‌را دارند فرا می‌گیرد. الفاظ عموم: الفاظى؛ مانند «کلّ»، «جمیع»، «تمام»، «أَىُّ» و «دائماً» دلالت بر عموم می‌کنند. همچنین برخى هیئت‌هاى لفظى؛ نظیر «نکره در سیاق نفى یا نهى» و یا «اسم جنس با الف و لام» نیز مفید عموم‌‏اند.[1]

در علم اصول فقه، عام بر سه قسم است:

1. عام استغراقى(عام افرادى): «عام استغراقى» یا «عام افرادى»، عامی است که در آن، حکمْ شامل همه افراد عام به صورت مستقل می‌شود؛ یعنی فرد فرد مصادیق و افراد موضوعِ حکم را شامل می‌شود، به گونه‌ای که هر فرد به تنهایی موضوع برای حکم مزبور است، و به ازای هر حکم، عصیان یا امتثال خاص منظور می‌شود.

  • ashk