به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائی حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکی جهل دربیای تا روشنائی حقیقت خودشو بهت نشون بده

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائی حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکی جهل دربیای تا روشنائی حقیقت خودشو بهت نشون بده

۶ مطلب با موضوع «تاریخ» ثبت شده است

أبان از سلیم نقل می کند که گفت: ابو مختار بن أبی صعق این ابیات را در اعتراض به کارگزاران عمر به عمربن خطاب نوشت:

بدانید که پیامی برای امیرالمؤمنین (عمر) می فرستم، پس تو ای (عمر) امیر خدا در مال و حکومت هستی.

تو امین خدا در میان ما هستی و سینه من تسلیم کسی است که امین خدای مردم باشد.

اهل روستاها و بخش ها را  آزاد نگذار تا مال خدا (بیت المال) را با مصرف غذاهای سرخ رنگ مورد خیانت قرار دهند.

کسانی را به سوی نعمان و ابن معقل و حزم و بشر.

  • ashk

در فرازهای متعدّدی از منابع اسلامی به این نکته اشاره شده است که مردم آن زمان، حضرت علی ع را تنها گذاشته و یاری نمی کردند و حضرت ع بارها آنها را به یاری طلبیده و برایشان روشنگری کرده است ولی آنها ممانعت می­کردند، لذا حضرت ع بسیار از رفتارهای آنان ناراحت بود.

به یکی از نقل هائی که بیانگر و نشاندهنده این مطلب است اشاره می شود:

أبان بن ابی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: ما در اطراف امیرالمؤمنین ع نشسته بودیم در حالی که گروهی از اصحاب آن حضرت ع اطراف او را گرفته بودند. شخصی به آن حضرت ع عرض کرد: یا امیرالمؤمنین ع چه خوب بود اگر مردم را تشویق به جنگ می کردید.

حضرت ع از جا برخاست و در ضمن خطبه­ ای[1] چنین فرمودند: من شما را تشویق به جنگیدن نمودم، ولی شما نرفتید و شما را فراخواندم ولی گوش نکردید، پس شما حاضرانی مانند غایبان و زندگانی مانند مردگان و کَرهایی صاحب گوش هستید.

  • ashk

مناسبت های امروز (پست ثابت)

ashk | چهارشنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۷، ۰۶:۰۴ ق.ظ | ۰ نظر
  • ashk

حضرت امیرالمؤمنین(ع) در تمام عمر شریفشان به خاطر رسالتی که از جانب خداوند متعال و پیامبر اکرم(ص) به عهده داشتند، همیشه در صدد هدایت جامعه بشری و روشنگری آنها بودند. لذا در وقائع و حوادثی که رقم خورد برای غصب خلافتْ توسط معاندین و مخالفین اولیای الهی، حضرت امیرالمؤمنین(ع) بارها با دلائل کافی و قانع کننده سعی در روشنگری جامعه و برگشت آنها از راه ضلالت به راه هدایت کرده بودند که اگرچه در سخن، مخالفینْ اقرار می کردند که از حقیقت دور افتاده اند و حق با حضرت علی(ع) است، ولی در مقام عمل، باز به راه ضلالت خود ادامه می دادند.

 

از جمله دفاعیات حضرت(ع) از حقوق غصب شده خودشان، روایت زیر است:

 

  • ashk

گرچه شخصیت بعضی از افراد در تاریخ به طور دقیق قابل شناسائی نیست و در مورد آنها اختلاف نظر وجود دارد، ولی از نقل تاریخیِ زیر به دست می آید که حسن بصری شیعه و محبّ اهل بیت(ع) بوده است و به ناچار به خاطر موقعیت خاصّی که زندگی می کرد راه تقیه را در پیش گرفته بود:

سلیم می گوید: ابوذر و سلمان و مقداد حدیثی برایم نقل کردند که بعداً آن را از حضرت علی(ع) شنیدم. آنها گفتند: مردی بر علی بن ابی طالب(ع) فخر نمود، در این هنگام رسول خدا(ص) به علی(ع) فرمود: ای برادرم، تو بر عرب فخر نما، چرا که تو از جهت پسر عمو و پدر و برادر و خودت و نسب و همسر و فرزندانت و عمویت از همه آنان گرامی تر هستی و در مبارزه با نفس و مالت از همه عظیم تر و در صبر و شکیبایی کامل تر و در علم از همه آنان داناتری.

  • ashk

أبان بن أبی عیاش از سلیم بن قیس نقل می کند که گفت: از سلمان فارسی شنیدم که می گفت: وقتی که رسول خدا(ص) از دنیا رفت و مردم آنچه می خواستند انجام دادند، ابوبکر و عمر و ابو عبیدة بن حرّاج پیش انصار رفته و با دلایل حضرت علی(ع) با آنان مخاصمه کرده و آن ها را مغلوب ساختند و گفتند: ای گروه انصار، قریش بر أمر خلافت از شما مستحق ترند، زیرا رسول خدا(ص) از قریش است و مهاجرین از شما بهترند، چرا که خداوند در کتابش آنان را نام برده و به آنان فضیلت داده و رسول خدا(ص) در مورد آنان فرموده: «ائمه از قریش هستند».

سلمان گفت: من به نزد حضرت علی(ع) رفتم در حالی که او مشغول غسل رسول خدا(ص) بود، رسول خدا(ص) به حضرت على(ع) وصیت کرده بود که کسی غیر از او، آن حضرت(ص) را غسل ندهد و حضرت علی(ع) پرسیده بود: «چه کسی مرا در این کار یاری می کند؟»؛ پیامبر اکرم(ص) فرموده بود: «جبرئیل(ع)».

بنابراین حضرت على(ع) غسل هیچ عضوی را اراده نمی کرد، مگر آنکه برایش می گرداندند. هنگامی که حضرت علی(ع) غسل و حنوط و تکفین پیامبراکرم(ص) را به پایان برد، من و ابوذر و مقداد و حضرت زهرا(س) و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را به کنار بدن مطهّر رسول خدا(ص) وارد کرد و آنگاه خودش جلو ایستاد و ما در پشت سر او صف کشیدیم و بر پیامبراکرم(ص) نماز خواندیم.

  • ashk