آوازک

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

۲۹ مطلب با موضوع «تاریخ» ثبت شده است

اخبار غیبیِ پیامبراکرم(ص) از بهشت و جهنم

ashk | دوشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ۰۴:۳۱ ب.ظ | ۱ نظر

أبان بن ابی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی و او از سلمان و مقداد و ابوذر نقل می کند که: تعدادی از منافقین جمع شدند و گفتند: محمد ص از بهشت و نعمت های بهشتی که خداوند برای اولیاء و اهل اطاعتش فراهم کرده به ما خبر می دهد و ما را از آتش جهنم و گرفتاری ها و سختی هایی که خداوند برای دشمنان و اهل معصیتش مهیّا نموده مطلع می کند. اگر او درباره پدران و مادران و جاهایمان در بهشت و جهنم خبر می داد، اموری که در دنیا و آخرت بدان نیاز داریم می شناختیم.

این موضوع به گوش رسول خدا ص رسید. حضرت ص به بلال دستور داد تا مردم را برای جماعت خبر کند. مردم جمع شدند به طوری که مسجد پُر شد و بر اهلش تنگ گردید.

  • ashk

مناظرة عبدالله بن جعفربن ابیطالب با معاویه

ashk | يكشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ۰۵:۲۱ ب.ظ | ۰ نظر

أبان بن ابی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: عبد الله بن جعفر بن ابیطالب برایم نقل کرد و گفت: من نزد معاویه بودم و امام حسن ع و امام حسین ع نیز با من بودند و عبد الله بن عباس نیز با معاویه بود.

معاویه روبه من کرد و گفت: ای ابا عبد الله چقدر تو به حسن ع و حسین ع احترام می گذاری در حالی که آن دو بهتر از تو نیستند و پدرشان نیز بهتر از پدر تو نیست و اگر فاطمه س دختر رسول خدا ص نبود میگفتم مادرت اسماء بنت عمیس هم کمتر از او نیست.

من گفتم: به خدا سوگند علم و معرفت تو نسبت به این دو بزرگوار (امام حسن ع و امام حسین ع) و پدر و مادرشان بسیار اندک است. آنچه گفتی درست نیست، بلکه به خدا قسم این دو بهتر از من هستند و پدر و مادرشان بهتر از پدر و مادر من هستند.

ای معاویه تو از آنچه که من از رسول خدا ص در مورد این دو و پدر و مادرشان شنیده­ ام بی خبری، من همه آن را حفظ کرده و در قلب خود جای داده­ ام و برای دیگران نقل کرده­ ام.

  • ashk

ده خصلت حضرت على(ع) در رابطه با رسول خدا(ص)

ashk | جمعه, ۲۰ مهر ۱۳۹۷، ۰۶:۱۸ ب.ظ | ۰ نظر

 

أبان بن ابی عیّاش از قول سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: شنیدم که حضرت علی ع می­ فرمود: من در ارتباط با رسول خدا ص ده خصلت دارم که تمام آنچه که خورشید بر آن طلوع و غروب می کند به اندازه یکی از آنها مرا خوشحال و شادمان نمی­ کند.

عرض شد: ای امیرالمؤمنین ع آنها را برای ما معرفی کن.

حضرت ع فرمودند: رسول خدا ص به من فرمود: ای علی، تو برادر، دوست، وصیّ، وزیر، خلیفه و جانشین من در اهل و مالم در هر غیبتی که برایم پیش آید هستی و منزلت تو نزد من مانند منزلت من نزد پروردگارم است و نیز تو جانشین در امّت من هستی، دوست تو دوست من و دشمن تو دشمن من است و تو امیرمؤمنان و آقا و سرور مسلمانان بعد از من هستی.

  • ashk

جریان غدیرخم از زبان ابوسعید خدری

ashk | جمعه, ۲۰ مهر ۱۳۹۷، ۰۴:۴۳ ب.ظ | ۰ نظر

أبان بن ابی عیّاش از قول سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: از ابو سعید خدری شنیدم که می گفت: رسول خدا ص مردم را در غدیر خم فراخواند و دستور داد هر چه خار زیر درخت بود کنده شد. آن روز پنج شنبه بود و رسول خدا ص مردم را به سوی خود دعوت کرد و سپس دست علی بن ابیطالب ع را گرفت و آن را بالا برد، تا جایی که من سفیدیِ زیر بغل رسول خدا ص را دیدم.

سپس حضرت ص فرمود: هر کس که من مولای او هستم علی ع مولای اوست، پروردگارا با هرکس که او را دوست دارد دوست باش و با هرکس که دشمن اوست دشمن باش و هر کس را که او را یاری کند یاری کن و هرکه را که او را تنها و بی یاور بگذارد خوار و ذلیلش بگردان.

ابوسعید خدری می گوید: هنوز رسول خدا ص از جایگاه خود پایین نیامده بود که این آیه نازل شد:

  • ashk

سخنان اصحاب صحیفه ملعونه هنگام مرگ

ashk | پنجشنبه, ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ۱۰:۲۴ ب.ظ | ۲ نظر

مراد از صحیفه ملعونه، پیمان نامه ای است که منافقین آن را نوشته و امضا کردند که هرگاه پیامبر خدا (ص) از دنیا رفت، هرگز نگذارند خلافت به على بن ابى طالب(ع) منتقل شود. سپس آن نامه را مهر کردند و به دست ابى عبیده جرّاح سپردند تا آن را در کعبه بگذارد. در این نوشته ترتیب افرادى که پس از پیامبراکرم(ص) بر مسند خلافت مى‏آمدند را مشخص کرده و به همان ترتیب هم یکى پس از دیگرى عمل شد.

سخن معاذبن جبل هنگام مرگ

أبان بن ابی عیّاش می گوید شنیدم که سلیم بن قیس هلالی می گفت: از عبدالرحمن بن غنم أزدی ثمالی، پدر زن معاذ بن جبل -که دخترش همسر معاذ بود.- یعنی فقیه ترین و پرتلاش ترین فرد اهل شام شنیدم که گفت: معاذ بن جبل از مرض طاعون مُرد و من هنگام مرگش نزد او بودم. آن روز مردم درگیر بیماری طاعون بودند.

  • ashk

أبان می گوید: سلیم گفت: روزی گذر امیرالمؤمنین ع بر جماعتی از لشکریان شام که ولید بن عقبة بن أبی معیط هم در میان آنان بود افتاد. آنان مشغول ناسزاگویی به آن حضرت ع بودند. وقتی این خبر به گوش حضرت ع رسید، در میان یاران خود که به جنگ شامیان آمده بودند ایستاد و به آنان فرمود:

  • ashk

أبان می گوید: در طی سؤالاتی که از سلیم کردیم، از او روایتی شنیدم که اینگونه آغاز شد. از او پرسیدم: آیا در صفّین حاضر بودی؟

گفت: آری.

گفتم: آیا در روز هریر[1] نیز آنجا بودی؟

گفت: آری.

گفتم: آن موقع چند سال داشتی؟

گفت: چهل سال.[2]

گفتم: خدا تو را بیامرزد جریان را برایم نقل کن!

  • ashk

مهمترین شنیده ابن عباس از حضرت علی(ع)

ashk | چهارشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۴۳ ب.ظ | ۰ نظر

أبان می گوید سلیم بن قیس گفت: به ابن عباس گفتم: به من بگو که مهمترین چیزی که از حضرت على ع شنیده­اید چه مطلبی است؟

سلیم در ادامه می گوید: او در جواب روایتی را به من گفت که خودم آن را از حضرت علی ع شنیده بودم.

  • ashk

حدیث سلونی قبل أن تفقدونی

ashk | چهارشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۱۷ ب.ظ | ۰ نظر

أبان از قول سلیم نقل می کند که او گفت: در مسجد کوفه در خدمت حضرت على ع نشسته بودم در حالی که مردم نیز در اطراف آن حضرت ع بودند. در این هنگام حضرت ع فرمود: بپرسید از من، پیش از آن که مرا از دست بدهید.

از من درباره کتاب خدا سؤال کنید که به خدا سوگند هیچ آیه ای از کتاب خداوند متعال نازل نشد مگر اینکه رسول خدا ص آن را برای من قرائت نمود و تأویل و تفسیر آن را به من آموخت.

  • ashk

أبان می گوید سلیم به من گفت: هنگامی که حضرت علی ع در روز جنگ جمل با لشکر بصره (سپاه جمل) برخورد نمود، زبیر را صدا کرده و فرمود: ای اباعبدالله[1] به سوی من بیا.

یاران حضرت ع به او گفتند: ای امیرالمؤمنین ع آیا به سوی زبیر که بیعت خود را شکسته است می روی آنهم در حالی که او سوار بر اسب و غرق سلاح است و تو سوار بر قاطر و بدون سلاحی؟

حضرت على ع فرمود: سپری از جانب خداوند مرا محافظت می کند، ضمن اینکه هیچ کس نمی تواند از أجل خود فرار کند، من نمی میرم و کشته نمی شوم مگر به دست شقی ترین فرد این امت، همان طور که شتر و ناقه خدا را شقی ترین فرد قوم ثمود پی کرد و کشت. زبیر به نزد حضرت على ع رسید. حضرت ع فرمود: طلحه کجاست؟ او نیز باید بیاید.

  • ashk

مشاهدات سلیم بن قیس هلالی از جنگ جمل

ashk | چهارشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۴:۳۷ ب.ظ | ۰ نظر

أبان بن ابی عیّاش می گوید: از سلیم بن قیس هلالی شنیدم که می گفت: در روز جنگ جمل من در کنار حضرت على ع حاضر بودم. ما (یاران حضرت ع) دوازده هزار نفر بودیم و اصحاب جمل، بیش از صد و بیست هزار نفر می شدند. در کنار حضرت على ع حدود چهار هزار نفر از مهاجرین و انصار قرار داشتند که در بدر و حدیبیه و جاهای دیگر که رسول خدا ص حضور داشت همراه آن حضرت ص بوده اند، بقیه یاران حضرت على ع اهل کوفه بودند، البته به جز اندکی از آنان که از اهالی بصره و حجاز بودند و در هجرت مسلمانان از مکه به مدینه حضور نداشتند، بلکه بعد از فتح مکه مسلمان شده بودند، بیشتر چهار هزار نفر یاد شده از انصار بودند.

  • ashk

أبان بن أبی عیاش از سلیم بن قیس نقل می کند که گفت:[1] من در خانه عبدالله بن عباس نزد وی بودم و گروهی از شیعیان نیز نزد او بودند که از رسول خدا ص و جریان رحلت آن حضرت ص یاد کردند.

ابن عباس از شنیدن این مطلب به گریه افتاد و گفت: رسول خدا ص در روز دوشنبه یعنی همان روزی که رحلت نمود، در حالی که اهل بیتش ع به همراه سی تن از اصحابش در اطراف او حاضر بودند، فرمود: کتفی برایم بیاورید تا نوشته ای برایتان بنویسم که بعد از من هرگز گمراه نشوید و دچار اختلاف نگردید.

  • ashk

أبان از سلیم و عمربن أبی سلمه - که حدیث هر دو نفر یکی است - نقل می کند که آن دو گفتند: معاویه در زمان حکومتش پس از اینکه بعد از شهادت امیرالمؤمنین علی ع با امام حسن ع صلح کرد، به عنوان سفر حج وارد شهر مدینه شد و گروهی از مردم مدینه به استقبالش رفتند. پس از کمی دقت دید تعداد افرادی که از قریش به استقبال او آمده اند بیشتر از انصار است. دلیل آن را پرسید. در جوابش گفتند: آنها فقیرند و چهارپایی ندارند.

  • ashk

 

پیام معاویه در خونخواهی عثمان

ابان از سلیم نقل می کند و ابوهارون عبدی نیز گمان می کند که آن را از عمر بن ابی سلمه شنیده است که سلیم گفت: ما همراه امیرالمؤمنین علی ع در صفین بودیم که معاویه، ابودرداء و ابوهریره را به نزد خود فراخواند و به آنها گفت: نزد على ع بروید و از طرف من به او سلام برسانید و بگویید:

به خدا سوگند که من می دانم تو شایسته ترین مردم برای خلافت هستی و در این امر از من سزاوارتری. زیرا تو از اولین مهاجران هستی و من از آزادشدگان هستم. من سابقه تو را در اسلام و خویشاوندیت با رسول خدا ص و علمت به کتاب خدا و سنت پیامبرش را ندارم. مهاجرین و انصار نیز بعد از سه روز که با هم مشورت نمودند نزد تو آمدند و با اختیار خود و بدون اجبار با تو بیعت کردند. اولین نفراتی هم که با تو بیعت کردند طلحه و زبیر بودند که بعدها بیعت خود را با تو شکستند و بر تو ظلم نمودند و چیزی را که حقشان نبود از تو طلب کردند.

  • ashk

نامه سرّی معاویه به زیاد بن سمیّه

ashk | شنبه, ۱۴ مهر ۱۳۹۷، ۰۵:۰۰ ب.ظ | ۰ نظر

أبان از سلیم نقل می کند که گفت: زیاد بن سمیه نویسنده ای داشت که ادعای شیعه بودن می کرد و با من رفاقت می نمود. روزی نامه ای را که معاویه در جواب نامه زیاد به او نوشته بود برایم خواند. در آن نامه چنین نوشته شده بود:

اما بعد، تو نامه ای برایم نوشته و از من درباره اعراب پرسیده ای که کدامشان را گرامی بدارم و کدام را خوار و ذلیل گردانم؟ چه کسانی را به خود نزدیک سازم و چه کسانی را از خود دور کنم؟ از جانب کدامشان در امان هستم و از کدامشان باید بپرهیزم؟ (در روایت دیگری آمده: به کدامشان أمان بدهم و کدامشان را بترسانم و تهدید کنم؟)

ای برادرم، من آشناترین مردم به اعراب هستم. به بزرگان یمن توجه کن و در ظاهر، آنان را گرامی بدار ولی در خفاء، آنان را تحقیر کن، من نیز با آنان چنین می کنم و در مجالسشان به آنان احترام می کنم، ولی در خلوت به آنان توهین می کنم. از میان مردم، آنان بدترین جایگاه را در نزد من دارند، پس پنهان از دید آنها به دیگران بذل و بخشش نما. به قبیلة ربیعة بن نزار نظر کن و رؤسای آنان را گرامی بدار، ولی به عوام آنها اعتنا نکن، زیرا عوام آنها مطیع اشراف و بزرگان خود هستند.

  • ashk