آوازک

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

۲۵ مطلب با موضوع «تاریخ :: تاریخ زندگی چهارده معصوم ع» ثبت شده است

شهید مطهری(ره) می­ فرمایند:

« ما دو زید امامزاده داریم: یکی زید بن علیّ بن الحسین برادر حضرت باقر ع و یکی هم زید بن موسی بن جعفر برادر حضرت رضا ع که به او «زید النّار» هم می­ گویند و در مدینه قیام کرد و قیامش سرکوب شد و مأمون به خاطر حضرت رضا ع او را بخشید.

از این دو زید، زید بن علیّ بن الحسین جلیل القدر است، اوست که پیشوای زیدیّه است. شیعیان یمن بعد از حضرت امام زین العابدین ع، زید را پیشوا می ­دانند.

زید به حسب اعتقادِ ما شیعیان، یعنی به حسب آنچه که از ائمه اطهار ع رسیده است، بسیار مرد جلیل القدری بوده و هیچ مدّعی امامت نبوده است و این ادّعا را بعد، به او نسبت داده اند. ولی زیدالنّار این جور نیست.

  • ashk

نظر شهید مطهری(ره):

«وقتی که مأمون عبّاسی، حضرت رضا(ع) را احضار کرده و می­ خواست ولایتعهدی را به ایشان واگذارد، حضرت(ره) نمی پذیرفتند و بالاخره بالاجبار یک قبول ظاهری کردند که هرکس دقّت می­ کرد، می­ فهمید که در واقع قبول نکرده ­اند و مثلِ یک آدمِ معترض بودند و اصلاً در هیچ کاری تصرّف نمی­ کردند.»[1]

 


[1] - کتاب احیای تفکر اسلامی، شهید مطهری(ره)، چاپ نوزدهم، ص 41

  • ashk

خطبه امام حسن(ع) در دفاع از حقِّ ولایت

ashk | چهارشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۷، ۰۱:۲۸ ب.ظ | ۰ نظر

 

سلیم بن قیس هلالی می­گوید: در آن هنگام که امام حسن مجتبی ع با معاویه در جایی اجتماع کردند، آن حضرت ع به منبر رفته و پس از حمد و ثنای پروردگار فرمودند: ای مردم! معاویه گمان می کند که من او را شایسته خلافت می­دانم و خودم را شایسته خلافت نمی­دانم، ولی او دروغ می گوید. من بر اساس کتاب خدا و سخنان رسول خدا ص برترین مردم برای خلافت بر آنان هستم.

به خدا سوگند می­خورم اگر مردم با من بیعت کرده و از من اطاعت می­کردند و یاریم می ­نمودند، آسمان، قطرات بارانش را و زمین برکتش را بر آنان ارزانی می­ داشت و تو ای معاویه در خلافت طمع نمی­ کردی.

  • ashk

صحیفه حضرت على(ع) و خبر از شهادت ائمه اطهار(ع)

ashk | چهارشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۷، ۰۱:۰۷ ب.ظ | ۰ نظر

سلیم بن قیس هلالی می­گوید: هنگامی که حضرت حسین بن علی ع به شهادت رسید، ابن عباس گریه شدیدی کرد و گفت: این چه کاری بود که از این امّت بعد از وفات پیامبرشان دیدم؟ خداوندا تو را شاهد می گیرم که من دوست علیّ بن ابی طالب ع و فرزندان او و دشمن دشمنان او هستم و از دشمن فرزندان او بیزارم و تسلیم فرامین آنان(اهلبیت ع) هستم. من در ذی قار خدمت پسر عموی رسول خدا ص [على ع] رسیدم. حضرت ع کتابی را به من نشان داد و فرمود: ای ابن عباس، این نوشته ای است که رسول خدا ص آن را املاء کرده و من با دست خود آن را نوشته ام. سپس کتاب را به من نشان داد.

  • ashk

حضرت على(ع) راسخِ در علم و جامعِ علوم

ashk | سه شنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۱۶ ب.ظ | ۰ نظر

 

سلیم بن قیس هلالی می­گوید: در مسجد کوفه بودیم که حضرت علی بن ابیطالب ع وارد شدند. وقتی او را در میان گرفتیم، فرمودند: بپرسید از من پیش از آن که مرا از دست بدهید. از من درباره آیات قرآن بپرسید که علوم اولین و آخرین در آن آمده است و برای کسی هیچ حرفی باقی نگذاشته است و تأویل و تفسیر آن را کسی نمی­داند مگر خداوند و آنان که راسخ در علم هستند. راسخ در علم فقط یک نفر نیست و رسول خدا ص یکی از آنان است.

  • ashk

أبان بن أبی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: نزد عبدالله ابن عباس در خانه اش نشسته بودم. گروهی از شیعیان علی ع نیز همراه ما بودند و ابن عباس برایمان حدیث نقل می کرد. یکی از روایاتی که نقل کرد این بود که گفت:

ای برادران من! روزی که رسول خدا ص از دنیا رفت، هنوز دفن نشده بود که مردم پیمان شکنی کرده و از دین برگشتند و بنای مخالفت با ولایت علی ع گذاشتند و این در حالی بود که علی بن ابیطالب ع مشغول رسیدگی به امور پیامبراکرم ص بود، تا اینکه از غسل و کفن و حنوط و دفن آن حضرت ص فارغ شد و پس از آن رو به گردآوری و تألیف قرآن آورد و مشغول انجام وصیت رسول خدا ص شد و همّت خود را صرف به دست آوردن خلافت نکرد، زیرا پیامبر اکرم ص او را از حال این قوم باخبر کرده بود.

  • ashk

اخبار غیبیِ پیامبراکرم(ص) از بهشت و جهنم

ashk | دوشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ۰۴:۳۱ ب.ظ | ۱ نظر

أبان بن ابی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی و او از سلمان و مقداد و ابوذر نقل می کند که: تعدادی از منافقین جمع شدند و گفتند: محمد ص از بهشت و نعمت های بهشتی که خداوند برای اولیاء و اهل اطاعتش فراهم کرده به ما خبر می دهد و ما را از آتش جهنم و گرفتاری ها و سختی هایی که خداوند برای دشمنان و اهل معصیتش مهیّا نموده مطلع می کند. اگر او درباره پدران و مادران و جاهایمان در بهشت و جهنم خبر می داد، اموری که در دنیا و آخرت بدان نیاز داریم می شناختیم.

این موضوع به گوش رسول خدا ص رسید. حضرت ص به بلال دستور داد تا مردم را برای جماعت خبر کند. مردم جمع شدند به طوری که مسجد پُر شد و بر اهلش تنگ گردید.

  • ashk

مناظرة عبدالله بن جعفربن ابیطالب با معاویه

ashk | يكشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ۰۵:۲۱ ب.ظ | ۰ نظر

أبان بن ابی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: عبد الله بن جعفر بن ابیطالب برایم نقل کرد و گفت: من نزد معاویه بودم و امام حسن ع و امام حسین ع نیز با من بودند و عبد الله بن عباس نیز با معاویه بود.

معاویه روبه من کرد و گفت: ای ابا عبد الله چقدر تو به حسن ع و حسین ع احترام می گذاری در حالی که آن دو بهتر از تو نیستند و پدرشان نیز بهتر از پدر تو نیست و اگر فاطمه س دختر رسول خدا ص نبود میگفتم مادرت اسماء بنت عمیس هم کمتر از او نیست.

من گفتم: به خدا سوگند علم و معرفت تو نسبت به این دو بزرگوار (امام حسن ع و امام حسین ع) و پدر و مادرشان بسیار اندک است. آنچه گفتی درست نیست، بلکه به خدا قسم این دو بهتر از من هستند و پدر و مادرشان بهتر از پدر و مادر من هستند.

ای معاویه تو از آنچه که من از رسول خدا ص در مورد این دو و پدر و مادرشان شنیده­ ام بی خبری، من همه آن را حفظ کرده و در قلب خود جای داده­ ام و برای دیگران نقل کرده­ ام.

  • ashk

ده خصلت حضرت على(ع) در رابطه با رسول خدا(ص)

ashk | جمعه, ۲۰ مهر ۱۳۹۷، ۰۶:۱۸ ب.ظ | ۰ نظر

 

أبان بن ابی عیّاش از قول سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: شنیدم که حضرت علی ع می­ فرمود: من در ارتباط با رسول خدا ص ده خصلت دارم که تمام آنچه که خورشید بر آن طلوع و غروب می کند به اندازه یکی از آنها مرا خوشحال و شادمان نمی­ کند.

عرض شد: ای امیرالمؤمنین ع آنها را برای ما معرفی کن.

حضرت ع فرمودند: رسول خدا ص به من فرمود: ای علی، تو برادر، دوست، وصیّ، وزیر، خلیفه و جانشین من در اهل و مالم در هر غیبتی که برایم پیش آید هستی و منزلت تو نزد من مانند منزلت من نزد پروردگارم است و نیز تو جانشین در امّت من هستی، دوست تو دوست من و دشمن تو دشمن من است و تو امیرمؤمنان و آقا و سرور مسلمانان بعد از من هستی.

  • ashk

جریان غدیرخم از زبان ابوسعید خدری

ashk | جمعه, ۲۰ مهر ۱۳۹۷، ۰۴:۴۳ ب.ظ | ۰ نظر

أبان بن ابی عیّاش از قول سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: از ابو سعید خدری شنیدم که می گفت: رسول خدا ص مردم را در غدیر خم فراخواند و دستور داد هر چه خار زیر درخت بود کنده شد. آن روز پنج شنبه بود و رسول خدا ص مردم را به سوی خود دعوت کرد و سپس دست علی بن ابیطالب ع را گرفت و آن را بالا برد، تا جایی که من سفیدیِ زیر بغل رسول خدا ص را دیدم.

سپس حضرت ص فرمود: هر کس که من مولای او هستم علی ع مولای اوست، پروردگارا با هرکس که او را دوست دارد دوست باش و با هرکس که دشمن اوست دشمن باش و هر کس را که او را یاری کند یاری کن و هرکه را که او را تنها و بی یاور بگذارد خوار و ذلیلش بگردان.

ابوسعید خدری می گوید: هنوز رسول خدا ص از جایگاه خود پایین نیامده بود که این آیه نازل شد:

  • ashk

أبان می گوید: سلیم گفت: روزی گذر امیرالمؤمنین ع بر جماعتی از لشکریان شام که ولید بن عقبة بن أبی معیط هم در میان آنان بود افتاد. آنان مشغول ناسزاگویی به آن حضرت ع بودند. وقتی این خبر به گوش حضرت ع رسید، در میان یاران خود که به جنگ شامیان آمده بودند ایستاد و به آنان فرمود:

  • ashk

أبان می گوید: در طی سؤالاتی که از سلیم کردیم، از او روایتی شنیدم که اینگونه آغاز شد. از او پرسیدم: آیا در صفّین حاضر بودی؟

گفت: آری.

گفتم: آیا در روز هریر[1] نیز آنجا بودی؟

گفت: آری.

گفتم: آن موقع چند سال داشتی؟

گفت: چهل سال.[2]

گفتم: خدا تو را بیامرزد جریان را برایم نقل کن!

  • ashk

مهمترین شنیده ابن عباس از حضرت علی(ع)

ashk | چهارشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۴۳ ب.ظ | ۰ نظر

أبان می گوید سلیم بن قیس گفت: به ابن عباس گفتم: به من بگو که مهمترین چیزی که از حضرت على ع شنیده­اید چه مطلبی است؟

سلیم در ادامه می گوید: او در جواب روایتی را به من گفت که خودم آن را از حضرت علی ع شنیده بودم.

  • ashk

حدیث سلونی قبل أن تفقدونی

ashk | چهارشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۱۷ ب.ظ | ۰ نظر

أبان از قول سلیم نقل می کند که او گفت: در مسجد کوفه در خدمت حضرت على ع نشسته بودم در حالی که مردم نیز در اطراف آن حضرت ع بودند. در این هنگام حضرت ع فرمود: بپرسید از من، پیش از آن که مرا از دست بدهید.

از من درباره کتاب خدا سؤال کنید که به خدا سوگند هیچ آیه ای از کتاب خداوند متعال نازل نشد مگر اینکه رسول خدا ص آن را برای من قرائت نمود و تأویل و تفسیر آن را به من آموخت.

  • ashk

أبان می گوید سلیم به من گفت: هنگامی که حضرت علی ع در روز جنگ جمل با لشکر بصره (سپاه جمل) برخورد نمود، زبیر را صدا کرده و فرمود: ای اباعبدالله[1] به سوی من بیا.

یاران حضرت ع به او گفتند: ای امیرالمؤمنین ع آیا به سوی زبیر که بیعت خود را شکسته است می روی آنهم در حالی که او سوار بر اسب و غرق سلاح است و تو سوار بر قاطر و بدون سلاحی؟

حضرت على ع فرمود: سپری از جانب خداوند مرا محافظت می کند، ضمن اینکه هیچ کس نمی تواند از أجل خود فرار کند، من نمی میرم و کشته نمی شوم مگر به دست شقی ترین فرد این امت، همان طور که شتر و ناقه خدا را شقی ترین فرد قوم ثمود پی کرد و کشت. زبیر به نزد حضرت على ع رسید. حضرت ع فرمود: طلحه کجاست؟ او نیز باید بیاید.

  • ashk

مشاهدات سلیم بن قیس هلالی از جنگ جمل

ashk | چهارشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۴:۳۷ ب.ظ | ۰ نظر

أبان بن ابی عیّاش می گوید: از سلیم بن قیس هلالی شنیدم که می گفت: در روز جنگ جمل من در کنار حضرت على ع حاضر بودم. ما (یاران حضرت ع) دوازده هزار نفر بودیم و اصحاب جمل، بیش از صد و بیست هزار نفر می شدند. در کنار حضرت على ع حدود چهار هزار نفر از مهاجرین و انصار قرار داشتند که در بدر و حدیبیه و جاهای دیگر که رسول خدا ص حضور داشت همراه آن حضرت ص بوده اند، بقیه یاران حضرت على ع اهل کوفه بودند، البته به جز اندکی از آنان که از اهالی بصره و حجاز بودند و در هجرت مسلمانان از مکه به مدینه حضور نداشتند، بلکه بعد از فتح مکه مسلمان شده بودند، بیشتر چهار هزار نفر یاد شده از انصار بودند.

  • ashk

أبان بن أبی عیاش از سلیم بن قیس نقل می کند که گفت:[1] من در خانه عبدالله بن عباس نزد وی بودم و گروهی از شیعیان نیز نزد او بودند که از رسول خدا ص و جریان رحلت آن حضرت ص یاد کردند.

ابن عباس از شنیدن این مطلب به گریه افتاد و گفت: رسول خدا ص در روز دوشنبه یعنی همان روزی که رحلت نمود، در حالی که اهل بیتش ع به همراه سی تن از اصحابش در اطراف او حاضر بودند، فرمود: کتفی برایم بیاورید تا نوشته ای برایتان بنویسم که بعد از من هرگز گمراه نشوید و دچار اختلاف نگردید.

  • ashk

أبان از سلیم و عمربن أبی سلمه - که حدیث هر دو نفر یکی است - نقل می کند که آن دو گفتند: معاویه در زمان حکومتش پس از اینکه بعد از شهادت امیرالمؤمنین علی ع با امام حسن ع صلح کرد، به عنوان سفر حج وارد شهر مدینه شد و گروهی از مردم مدینه به استقبالش رفتند. پس از کمی دقت دید تعداد افرادی که از قریش به استقبال او آمده اند بیشتر از انصار است. دلیل آن را پرسید. در جوابش گفتند: آنها فقیرند و چهارپایی ندارند.

  • ashk

 

پیام معاویه در خونخواهی عثمان

ابان از سلیم نقل می کند و ابوهارون عبدی نیز گمان می کند که آن را از عمر بن ابی سلمه شنیده است که سلیم گفت: ما همراه امیرالمؤمنین علی ع در صفین بودیم که معاویه، ابودرداء و ابوهریره را به نزد خود فراخواند و به آنها گفت: نزد على ع بروید و از طرف من به او سلام برسانید و بگویید:

به خدا سوگند که من می دانم تو شایسته ترین مردم برای خلافت هستی و در این امر از من سزاوارتری. زیرا تو از اولین مهاجران هستی و من از آزادشدگان هستم. من سابقه تو را در اسلام و خویشاوندیت با رسول خدا ص و علمت به کتاب خدا و سنت پیامبرش را ندارم. مهاجرین و انصار نیز بعد از سه روز که با هم مشورت نمودند نزد تو آمدند و با اختیار خود و بدون اجبار با تو بیعت کردند. اولین نفراتی هم که با تو بیعت کردند طلحه و زبیر بودند که بعدها بیعت خود را با تو شکستند و بر تو ظلم نمودند و چیزی را که حقشان نبود از تو طلب کردند.

  • ashk

وصیت ابوذر(ره) به امیرالمؤمنین حقیقی

ashk | سه شنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۲۷ ب.ظ | ۰ نظر

ابان از سلیم نقل می کند که گفت: در زمان خلافت عمر(خلیفه دوم) به ملاقات ابوذر که بیمار شده بود رفتم، عمر نیز به عیادت او آمد در حالی که امیرالمؤمنین علی ع و سلمان و مقداد نیز آنجا بودند، در این هنگام ابوذر به حضرت على ع وصیت کرد و آن را نوشت و بر آن شاهد گرفت. وقتی عمر از خانه بیرون رفت، مردی از خویشان ابوذر که پسر عموی او و از طایفه بنی غفار بود گفت: چه چیز مانع از این شد که به امیرالمؤمنین عمر وصیت کنی؟

ابوذر گفت: من به امیرالمؤمنین حقیقی وصیت کردم. ما هشتاد مرد از عرب و چهل مرد از عجم بودیم که رسول خدا ص دستور داد به عنوان امیرالمؤمنین بر حضرت على ع سلام نمودیم، در میان ما این مردی که برخاست و رفت(یعنی عمر) و تو او را امیرالمؤمنین خواندی نیز حضور داشت. هیچ کس از عرب و عجم در این مورد به رسول خدا ص اعتراض نکرد، مگر همین مرد و رفیق حقیرش که او را جانشین خود قرار داد. آن دو به رسول خدا ص گفتند: آیا این حقّی از جانب خدا و رسول اوست؟

  • ashk

نامگذاری شبهای دهه اول محرم

ashk | دوشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ۱۱:۱۶ ب.ظ | ۰ نظر

 

هر یک از شب های محرم به نام یکی از شهدا یا شخصیت ها یا وقایعی مرتبط با جریان کربلا نام گذاری شده است. مداحان در دهه محرم روضه و نوحه مرتبط با نامگذاری آن شب را می خوانند.

شب اول: مسلم بن عقیل

مسلم، نخستین شهید واقعه کربلاست. شهادت او کمی پیش‌تر از حادثه کربلا رخ داده است و شب نخست ماه محرم به پاس فداکاری و جان فشانی‌های این سفیر شهید راه سرخ، شب حضرت مسلم بن عقیل نام نهاده شده است. مسلم الگوی محبت و وفاست. او عاشقی دل باخته بود که تا آخرین لحظه از عشق پاک خود به حسین(ع) دست بر نداشت و در اوج بی وفایی کوفیان به مولایش وفادار ماند.

شب دوم: ورود به کربلا

امام حسین(ع) روز دوم محرم سال ۶۱ ه ق به سرزمین کربلا وارد شد. به خاطر همین روز دوم محرم، روز ورود به کربلا نام گذاری شده است. روز دوم، نماد پایداری است. اباعبدالله الحسین(ع) از همان آغاز حرکت با حوادث گوناگونی روبه رو شد. از بی‌وفایی کوفیان گرفته تا تعقیب شدن از سوی سپاهیان دشمن. با این حال از ادامه راه منصرف نشد و هم چنان استواری ورزید. حسین(ع) آموزگار بزرگ پایداری است.

  • ashk

 

در آن دوران که اعراب جاهلی شبه جزیره عربستان در تاریکی و ظلمت محض به پرستش بت ها مشغول بودند و جنگ و خون ریزی بین قبایل همه جا را فرا گرفته بود، خداوند کامل‌ترین دین را به دست خاتم رسولان و پیامبر رحمت بر مردم عرضه داشت.

بعد از تلاش بی وقفه آن حضرت(ص) آرام آرام بین مردم بدوی و صحرانشین آن روزگار الفت و همدلی و برابری و برادری ایجاد، و مدینه تبدیل به مدینه فاضله گشت، و همه مردم، مهاجر و انصار به عنوان مسلمان گرد پیامبر جمع شدند، و امّت اسلامی را در آن زمان بوجود آوردند، و گرچه عده ای منافق بودند، ولی با وجود پیامبر اکرم(ص) جرأت اظهار نیّات پلید خویش را نداشتند.

ولی بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) همه چیز دگرگون شد و اتفاقاتی رخ داد که پایه و اساس اختلاف در امّت اسلام و در اقلّیت قرار گرفتن اهلبیت عصمت و طهارت(ع) پدید آمد، از مهمترین اتفاقات مسأله رهبری و جانشینی پیامبر اکرم(ص) بود.

امّا از آنجا که پیامبر اکرم(ص) این آینده شوم را می دید از همان آغاز بعثت بارها و بارها علی(ع) را به عنوان شایسته ترین فرد، و منتخب از جانب خداوند برای امر امامت معرّفی نمودند. شاهد این ادّعا احادیث فراوانی است که از آن حضرت(ص) در این زمینه رسیده است از جمله: حدیث یوم الدّار؛[1] حدیث منزلت؛[2] حدیث معروف ثقلین، و حدیث غدیر که در ضمن خطبه غدیریّه آن حضرت(ص) آمده است.

آنچه پیش رو دارید نگاهی است گذرا به خطبه غدیر و مطالبی که درباره امیرمؤمنان در آن آمده است:

 

  • ashk

در فرازهای متعدّدی از منابع اسلامی به این نکته اشاره شده است که مردم آن زمان، حضرت علی ع را تنها گذاشته و یاری نمی کردند و حضرت ع بارها آنها را به یاری طلبیده و برایشان روشنگری کرده است ولی آنها ممانعت می­کردند، لذا حضرت ع بسیار از رفتارهای آنان ناراحت بود.

به یکی از نقل هائی که بیانگر و نشاندهنده این مطلب است اشاره می شود:

أبان بن ابی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: ما در اطراف امیرالمؤمنین ع نشسته بودیم در حالی که گروهی از اصحاب آن حضرت ع اطراف او را گرفته بودند. شخصی به آن حضرت ع عرض کرد: یا امیرالمؤمنین ع چه خوب بود اگر مردم را تشویق به جنگ می کردید.

حضرت ع از جا برخاست و در ضمن خطبه­ ای[1] چنین فرمودند: من شما را تشویق به جنگیدن نمودم، ولی شما نرفتید و شما را فراخواندم ولی گوش نکردید، پس شما حاضرانی مانند غایبان و زندگانی مانند مردگان و کَرهایی صاحب گوش هستید.

  • ashk

حضرت امیرالمؤمنین(ع) در تمام عمر شریفشان به خاطر رسالتی که از جانب خداوند متعال و پیامبر اکرم(ص) به عهده داشتند، همیشه در صدد هدایت جامعه بشری و روشنگری آنها بودند. لذا در وقائع و حوادثی که رقم خورد برای غصب خلافتْ توسط معاندین و مخالفین اولیای الهی، حضرت امیرالمؤمنین(ع) بارها با دلائل کافی و قانع کننده سعی در روشنگری جامعه و برگشت آنها از راه ضلالت به راه هدایت کرده بودند که اگرچه در سخن، مخالفینْ اقرار می کردند که از حقیقت دور افتاده اند و حق با حضرت علی(ع) است، ولی در مقام عمل، باز به راه ضلالت خود ادامه می دادند.

 

از جمله دفاعیات حضرت(ع) از حقوق غصب شده خودشان، روایت زیر است:

 

  • ashk

أبان بن أبی عیاش از سلیم بن قیس نقل می کند که گفت: از سلمان فارسی شنیدم که می گفت: وقتی که رسول خدا(ص) از دنیا رفت و مردم آنچه می خواستند انجام دادند، ابوبکر و عمر و ابو عبیدة بن حرّاج پیش انصار رفته و با دلایل حضرت علی(ع) با آنان مخاصمه کرده و آن ها را مغلوب ساختند و گفتند: ای گروه انصار، قریش بر أمر خلافت از شما مستحق ترند، زیرا رسول خدا(ص) از قریش است و مهاجرین از شما بهترند، چرا که خداوند در کتابش آنان را نام برده و به آنان فضیلت داده و رسول خدا(ص) در مورد آنان فرموده: «ائمه از قریش هستند».

سلمان گفت: من به نزد حضرت علی(ع) رفتم در حالی که او مشغول غسل رسول خدا(ص) بود، رسول خدا(ص) به حضرت على(ع) وصیت کرده بود که کسی غیر از او، آن حضرت(ص) را غسل ندهد و حضرت علی(ع) پرسیده بود: «چه کسی مرا در این کار یاری می کند؟»؛ پیامبر اکرم(ص) فرموده بود: «جبرئیل(ع)».

بنابراین حضرت على(ع) غسل هیچ عضوی را اراده نمی کرد، مگر آنکه برایش می گرداندند. هنگامی که حضرت علی(ع) غسل و حنوط و تکفین پیامبراکرم(ص) را به پایان برد، من و ابوذر و مقداد و حضرت زهرا(س) و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را به کنار بدن مطهّر رسول خدا(ص) وارد کرد و آنگاه خودش جلو ایستاد و ما در پشت سر او صف کشیدیم و بر پیامبراکرم(ص) نماز خواندیم.

  • ashk