آوازک

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

۶۳ مطلب با موضوع «روایات و احادیث» ثبت شده است

اهانت به رسول خدا(ص) و اهل بیت او(ع)

ashk | دوشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۰۷ ب.ظ | ۰ نظر

أبان بن ابی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: یکی از عادات قریش این بود که هرگاه در مجالس و محافل خود می نشستند و سخن می گفتند همین که یکی از اهل بیت(ع) را می دیدند سخن خود را قطع می کردند. در یکی از همین جلسات، مردی از آنان چنین گفت: مَثَلِ محمد ص در میان اهل بیتش مانند درخت نخلی است که در زباله دانی رشد کرده باشد.

این سخن به گوش رسول خدا ص رسید. حضرت ص خشمگین شد و از خانه بیرون آمد و بالای منبر رفت و روی آن نشست تا مردم جمع شدند. آنگاه برخاست و پس از حمد و ثنای پروردگار چنین فرمود: ای مردم من کیستم؟

  • ashk

اخبار غیبیِ پیامبراکرم(ص) از بهشت و جهنم

ashk | دوشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ۰۴:۳۱ ب.ظ | ۱ نظر

أبان بن ابی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی و او از سلمان و مقداد و ابوذر نقل می کند که: تعدادی از منافقین جمع شدند و گفتند: محمد ص از بهشت و نعمت های بهشتی که خداوند برای اولیاء و اهل اطاعتش فراهم کرده به ما خبر می دهد و ما را از آتش جهنم و گرفتاری ها و سختی هایی که خداوند برای دشمنان و اهل معصیتش مهیّا نموده مطلع می کند. اگر او درباره پدران و مادران و جاهایمان در بهشت و جهنم خبر می داد، اموری که در دنیا و آخرت بدان نیاز داریم می شناختیم.

این موضوع به گوش رسول خدا ص رسید. حضرت ص به بلال دستور داد تا مردم را برای جماعت خبر کند. مردم جمع شدند به طوری که مسجد پُر شد و بر اهلش تنگ گردید.

  • ashk

 

أبان بن أبی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: مردی از اصحاب امیرالمؤمنین ع که به او همّام می گفتند و مردی عابد و پرتلاش بود از جا برخاست و گفت: ای امیرالمؤمنین ع، مؤمنان را چنان برایم وصف کن که گویی آنان را می بینم.

امام ع ابتدا در پاسخ او تعلّل نمود و سپس فرمود: ای همّام پرهیزکار و نیکوکار باش، چرا که خداوند با پرهیزکاران و نیکوکاران است.

همّام عرض کرد: به حق کسی که تو را گرامی داشت و مخصوص گردانید و به تو عطا نمود و با چیزهایی که به تو داد تو را فضیلت و برتری بخشید قَسَمت می دهم که مؤمنان را برایم وصف کنی.

  • ashk

مناظرة عبدالله بن جعفربن ابیطالب با معاویه

ashk | يكشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ۰۵:۲۱ ب.ظ | ۰ نظر

أبان بن ابی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: عبد الله بن جعفر بن ابیطالب برایم نقل کرد و گفت: من نزد معاویه بودم و امام حسن ع و امام حسین ع نیز با من بودند و عبد الله بن عباس نیز با معاویه بود.

معاویه روبه من کرد و گفت: ای ابا عبد الله چقدر تو به حسن ع و حسین ع احترام می گذاری در حالی که آن دو بهتر از تو نیستند و پدرشان نیز بهتر از پدر تو نیست و اگر فاطمه س دختر رسول خدا ص نبود میگفتم مادرت اسماء بنت عمیس هم کمتر از او نیست.

من گفتم: به خدا سوگند علم و معرفت تو نسبت به این دو بزرگوار (امام حسن ع و امام حسین ع) و پدر و مادرشان بسیار اندک است. آنچه گفتی درست نیست، بلکه به خدا قسم این دو بهتر از من هستند و پدر و مادرشان بهتر از پدر و مادر من هستند.

ای معاویه تو از آنچه که من از رسول خدا ص در مورد این دو و پدر و مادرشان شنیده­ ام بی خبری، من همه آن را حفظ کرده و در قلب خود جای داده­ ام و برای دیگران نقل کرده­ ام.

  • ashk

آخرین عهد رسول خدا(ص) با امیرالمؤمنین علی(ع)

ashk | جمعه, ۲۰ مهر ۱۳۹۷، ۰۷:۰۸ ب.ظ | ۰ نظر

أبان بن ابی عیّاش از قول سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: شنیدم که حضرت علی ع می­ فرمود: رسول خدا ص در روزی که وفات نمود با من عهدی کرد و آن هنگامی بود که من آن حضرت ص را در آغوش گرفته بودم و سر مبارک حضرت ص نزدیک گوش ­های من بود و آن دو زن[1] هم گوش می­دادند تا سخنان حضرت ص را بشنوند.

حضرت ص فرمود: خدایا گوش­ های آنان را ببند. سپس به من فرمود: ای علی ع این قول خداوند تبارک و تعالی را دیده ای که می فرماید:

  • ashk

ده خصلت حضرت على(ع) در رابطه با رسول خدا(ص)

ashk | جمعه, ۲۰ مهر ۱۳۹۷، ۰۶:۱۸ ب.ظ | ۰ نظر

 

أبان بن ابی عیّاش از قول سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: شنیدم که حضرت علی ع می­ فرمود: من در ارتباط با رسول خدا ص ده خصلت دارم که تمام آنچه که خورشید بر آن طلوع و غروب می کند به اندازه یکی از آنها مرا خوشحال و شادمان نمی­ کند.

عرض شد: ای امیرالمؤمنین ع آنها را برای ما معرفی کن.

حضرت ع فرمودند: رسول خدا ص به من فرمود: ای علی، تو برادر، دوست، وصیّ، وزیر، خلیفه و جانشین من در اهل و مالم در هر غیبتی که برایم پیش آید هستی و منزلت تو نزد من مانند منزلت من نزد پروردگارم است و نیز تو جانشین در امّت من هستی، دوست تو دوست من و دشمن تو دشمن من است و تو امیرمؤمنان و آقا و سرور مسلمانان بعد از من هستی.

  • ashk

جریان غدیرخم از زبان ابوسعید خدری

ashk | جمعه, ۲۰ مهر ۱۳۹۷، ۰۴:۴۳ ب.ظ | ۰ نظر

أبان بن ابی عیّاش از قول سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: از ابو سعید خدری شنیدم که می گفت: رسول خدا ص مردم را در غدیر خم فراخواند و دستور داد هر چه خار زیر درخت بود کنده شد. آن روز پنج شنبه بود و رسول خدا ص مردم را به سوی خود دعوت کرد و سپس دست علی بن ابیطالب ع را گرفت و آن را بالا برد، تا جایی که من سفیدیِ زیر بغل رسول خدا ص را دیدم.

سپس حضرت ص فرمود: هر کس که من مولای او هستم علی ع مولای اوست، پروردگارا با هرکس که او را دوست دارد دوست باش و با هرکس که دشمن اوست دشمن باش و هر کس را که او را یاری کند یاری کن و هرکه را که او را تنها و بی یاور بگذارد خوار و ذلیلش بگردان.

ابوسعید خدری می گوید: هنوز رسول خدا ص از جایگاه خود پایین نیامده بود که این آیه نازل شد:

  • ashk

أبان بن ابی عیاش از سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: از ابوذر و سلمان و مقدا شنیدم که می گفتند: ما نزد رسول خدا ص نشسته بودیم و جز ما کسی آنجا نبود. سه نفر از مهاجرین که همگی از اهل بدر بودند[1] به حضور حضرت ص وارد شدند.

در این هنگام رسول خدا ص فرمودند: امّتم بعد از من به سه فرقه تقسیم می شوند؛ فرقه ای که بر حق ­اند و مَثَل آنان مَثَل طلای سرخ است که هرگاه آن را با آتش قالب بگیری بر خلوص و عیار آن افزوده می گردد و امامشان یکی از این سه نفر(یعنی امام علی ع) است.

  • ashk

سخنان اصحاب صحیفه ملعونه هنگام مرگ

ashk | پنجشنبه, ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ۱۰:۲۴ ب.ظ | ۲ نظر

مراد از صحیفه ملعونه، پیمان نامه ای است که منافقین آن را نوشته و امضا کردند که هرگاه پیامبر خدا (ص) از دنیا رفت، هرگز نگذارند خلافت به على بن ابى طالب(ع) منتقل شود. سپس آن نامه را مهر کردند و به دست ابى عبیده جرّاح سپردند تا آن را در کعبه بگذارد. در این نوشته ترتیب افرادى که پس از پیامبراکرم(ص) بر مسند خلافت مى‏آمدند را مشخص کرده و به همان ترتیب هم یکى پس از دیگرى عمل شد.

سخن معاذبن جبل هنگام مرگ

أبان بن ابی عیّاش می گوید شنیدم که سلیم بن قیس هلالی می گفت: از عبدالرحمن بن غنم أزدی ثمالی، پدر زن معاذ بن جبل -که دخترش همسر معاذ بود.- یعنی فقیه ترین و پرتلاش ترین فرد اهل شام شنیدم که گفت: معاذ بن جبل از مرض طاعون مُرد و من هنگام مرگش نزد او بودم. آن روز مردم درگیر بیماری طاعون بودند.

  • ashk

أبان می گوید: سلیم گفت: روزی گذر امیرالمؤمنین ع بر جماعتی از لشکریان شام که ولید بن عقبة بن أبی معیط هم در میان آنان بود افتاد. آنان مشغول ناسزاگویی به آن حضرت ع بودند. وقتی این خبر به گوش حضرت ع رسید، در میان یاران خود که به جنگ شامیان آمده بودند ایستاد و به آنان فرمود:

  • ashk

أبان می گوید: در طی سؤالاتی که از سلیم کردیم، از او روایتی شنیدم که اینگونه آغاز شد. از او پرسیدم: آیا در صفّین حاضر بودی؟

گفت: آری.

گفتم: آیا در روز هریر[1] نیز آنجا بودی؟

گفت: آری.

گفتم: آن موقع چند سال داشتی؟

گفت: چهل سال.[2]

گفتم: خدا تو را بیامرزد جریان را برایم نقل کن!

  • ashk

مهمترین شنیده ابن عباس از حضرت علی(ع)

ashk | چهارشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۴۳ ب.ظ | ۰ نظر

أبان می گوید سلیم بن قیس گفت: به ابن عباس گفتم: به من بگو که مهمترین چیزی که از حضرت على ع شنیده­اید چه مطلبی است؟

سلیم در ادامه می گوید: او در جواب روایتی را به من گفت که خودم آن را از حضرت علی ع شنیده بودم.

  • ashk

أبان می گوید سلیم گفت: شنیدم که حضرت على ع از رئیس یهودیان سؤال فرمود: شما به چند فرقه تقسیم شده ­اید؟ او گفت: بر فلان تعداد و فلان گروه.

حضرت علی ع فرمود: دروغ گفتی. آنگاه رو به مردم کرده و فرمود: اگر شرایط حکومت برای من مهیا می شد، بین اهل تورات با توراتشان و بین اهل انجیل با انجیلشان و بین اهل قرآن با قرآنشان قضاوت می کردم.

  • ashk

حدیث سلونی قبل أن تفقدونی

ashk | چهارشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۱۷ ب.ظ | ۰ نظر

أبان از قول سلیم نقل می کند که او گفت: در مسجد کوفه در خدمت حضرت على ع نشسته بودم در حالی که مردم نیز در اطراف آن حضرت ع بودند. در این هنگام حضرت ع فرمود: بپرسید از من، پیش از آن که مرا از دست بدهید.

از من درباره کتاب خدا سؤال کنید که به خدا سوگند هیچ آیه ای از کتاب خداوند متعال نازل نشد مگر اینکه رسول خدا ص آن را برای من قرائت نمود و تأویل و تفسیر آن را به من آموخت.

  • ashk

نمونه ای از هزاران باب علم حضرت على(ع)

ashk | چهارشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۵:۱۴ ب.ظ | ۰ نظر

أبان می گوید سلیم گفت: شنیدم که ابن عباس می گفت: حدیثی از حضرت علی ع شنیدم که تفسیر آن را نفهمیدم. حضرت ع فرمود: رسول خدا ص در آن بیماری اش که به واسطه آن به شهادت رسید، کلید هزار باب از علم را مخفیانه به من آموخت که از هر باب آن، هزار باب دیگر باز می شد.

من در ذی قار، داخل خیمه حضرت علی ع نشسته بودم. آن حضرت ع، امام حسن ع و عمار را برای دعوت مردم به جنگ، فرستاده بود. در این مورد، حضرت على ع رو به من کرده و فرمود: ای ابن عباس، حسن ع در حالی که یک یا دو نفر(1) کمتر از یازده هزار نفر همراه اویند بر تو وارد خواهد شد.

  • ashk