آوازک

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

۹۰ مطلب با موضوع «روایات و احادیث» ثبت شده است

نگاه به عورت همسر چه حکمی دارد؟

ashk | پنجشنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ۰۱:۲۳ ق.ظ | ۰ نظر

پاسخ:

رفتارهای زناشویی، پاسخ به یک نیاز طبیعی و غریزی است و در اسلام برای آن آدابی بیان شده است، که چه بسا رعایت نکردن آن، موجب زیان‌هایی برای آنان یا فرزندشان می‌شود.

برخی از این آداب، مربوط به محدوده نگاه است که در ذیل، به بررسی این موضوع با استفاده از روایات می‌پردازیم:

از نظر اسلام، نگاه کردن زوجین به تمام بدن یکدیگر، جایز شمرده شده است. در روایتی، از امام صادق ع درباره مردی سؤال شد که به همسر عریانش نگاه می‌کند، حضرت ع فرمودند: اشکالی ندارد و آیا لذت، غیر از این است؟![1]

  • ashk

 

پاسخ:

قبل از پرداختن به موضوع پرسش باید گفت؛ اگر کعبه در هر جای دیگری به غیر از مکه نیز بنا می‌شد، همین پرسش مطرح بود که چرا در آن مکان بنا شده است؛ و بر این اساس، حتی اگر سرزمین حجاز از هیچ ویژگی خاصّی برخوردار هم نبود، نمی‌توانستیم به انتخاب پروردگارمان اعتراضی داشته باشیم.

با این وجود خداوند بر اساس مصالحی این مکان را انتخاب نمود. امام علی(ع) در همین زمینه می‌فرماید:

  • ashk

امام رضا(ع) درباره ربا و علت تحریم آن چه می‌فرماید؟

ashk | چهارشنبه, ۹ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۵۸ ب.ظ | ۰ نظر

 

چندین روایت از امام رضا(ع) در موضوع ربا نقل شده است. یکی از این روایات که در بیان علت و حکمت حرام بودن ربا است را در ذیل به آن اشاره می‌کنیم:

  • ashk

 

پاسخ:[1]

واژه «جانماز» به معنای حصیر و هر نوع زیراندازی است که بر روی آن نماز خوانده و سر به سجده می‌گذارند، که به صورت‌های مختلفی مورد استفاده قرار می‌گیرد. معادل آن در زبان عربی واژه «سجّاده» و «خمره» است،[2] که به حصیر و یا سجاده کوچکی که از شاخه درخت خرما بافته و دوخته شده باشد، گفته می‌شود.[3]

در برخی روایات اشاره شده است که اهل‌بیت(ع) از سجّاده بزرگ و جانماز کوچک برای خواندن نماز استفاده می‌کردند:

  • ashk

حرارت ابدی...

ashk | پنجشنبه, ۳ آبان ۱۳۹۷، ۰۱:۱۶ ق.ظ | ۰ نظر

 

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) :

إنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةٌ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَنْ تَبْرُدَ أَبَداً   

همانا شهادت حسین(علیه السلام) حرارتی در دلهای مومنین ایجاد میکند که هیچ گاه خاموش نخواهد شد.

                                                                                                                                           مستدرک الوسائل، ج 10ص 318

  • ashk

شهید مطهری(ره) می­ فرمایند:

« ما دو زید امامزاده داریم: یکی زید بن علیّ بن الحسین برادر حضرت باقر ع و یکی هم زید بن موسی بن جعفر برادر حضرت رضا ع که به او «زید النّار» هم می­ گویند و در مدینه قیام کرد و قیامش سرکوب شد و مأمون به خاطر حضرت رضا ع او را بخشید.

از این دو زید، زید بن علیّ بن الحسین جلیل القدر است، اوست که پیشوای زیدیّه است. شیعیان یمن بعد از حضرت امام زین العابدین ع، زید را پیشوا می ­دانند.

زید به حسب اعتقادِ ما شیعیان، یعنی به حسب آنچه که از ائمه اطهار ع رسیده است، بسیار مرد جلیل القدری بوده و هیچ مدّعی امامت نبوده است و این ادّعا را بعد، به او نسبت داده اند. ولی زیدالنّار این جور نیست.

  • ashk

در برخی منابع روایی کهن گزارش شده که گرگی نزد امام باقر ع آمده و از ‌ایشان تقاضای کمک کرد:

«محمد بن مسلم  می‌گوید که در راه مکه و مدینه همراه امام باقر ع بودم که ناگهان گرگى از سر کوه پایین آمد و نزد امام ع آمد و بعد از ادای احترام، سخنی را با ایشان در میان گذاشت. امام ع به او فرمود که من خواسته‌ات را انجام دادم و گرگ آنجا را ترک کرد. من از امام ع پرسیدم که درخواست این گرگ چه بود؟

  • ashk

فضائل حضرت علی(ع) از زبان خورشید

ashk | جمعه, ۲۷ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۰۳ ب.ظ | ۰ نظر

 

سلیم بن قیس هلالی می­گوید: از ابوذر، یعنی جُندَب بن جُنادَه غفاری شنیدم که گفت: شبی سرورم حضرت محمد ص را دیدم که به امیرالمؤمنین ع چنین فرمود: فردا که از راه رسید به سوی کوه­های بقیع برو و در قسمت بلندی از زمین بایست و هنگامی که خورشید طلوع نمود بر او سلام کن که خداوند متعال به او فرمان داده جواب تو را با بیان اوصافی که در تو هست بدهد.

روز بعد که فرا رسید امیرالمؤمنین ع در حالی که ابوبکر و عمر و گروهی از مهاجر و انصار، او را همراهی می­کردند از شهر خارج شد تا اینکه به بقیع رسید و در جای بلندی از زمین ایستاد. هنگامی که خورشید پرتو افشانی­اش را آغاز کرد، حضرت على ع فرمودند: سلام بر تو ای مخلوق جدید[1] و مطیع خدا!

  • ashk

صاحبان حقیقیِ ولایت از زبان رسول خدا(ص)

ashk | پنجشنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۵۷ ب.ظ | ۰ نظر

 

سلیم بن قیس هلالی از قول عبدالله بن جعفر طیّار نقل می کند که گفت: من و امام حسن ع و امام حسین ع و عبدالله بن عباس وعمر بن أبی سلمه و أسامة بن زید، پیش معاویه بودیم. بین من و معاویه سخنانی مطرح شد و من به او گفتم: از رسول خدا ص شنیدم که می­ فرمود: من سزاوارترین مردم در سرپرستیِ مؤمنان هستم، حتی از خود آنان صاحب اختیارترم و بعد از من برادرم علیّ بن ابیطالب ع از خود مؤمنان سزاوارتر بر سرپرستیِ آنان است و بعد از شهادت حضرت علی ع، فرزندش حسن ع سزاوارتر از مؤمنان در ولایت بر آنان است و بعد از شهادتِ او، حسین بن علی ع شایسته ترین مؤمنان برای ولایت است و هرگاه او به شهادت برسد فرزندش علی بن الحسین ع برای ولایت بر مؤمنان از خود آنان صاحب اختیاتر است و پس از او فرزندش محمد بن علی ع برای ولایت بر مؤمنان از خود آنان صاحب اختیارتر است.

  • ashk

دعایی برای راحتیِ وضعِ حمل و زایمان

ashk | پنجشنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۷، ۰۴:۵۸ ب.ظ | ۰ نظر

 

سلیم بن قیس هلالی می­گوید امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: من دو آیه از کتاب مُنزَل خدا را می­ شناسم برای راحتیِ زنی که وضع حملش سخت شده است. این دعا را بر روی پوست آهو می ­نویسند و آن را به کمر[1] او می بندند و آن چنین است:[2]

  • ashk

شراکتِ شیطان در نطفه

ashk | چهارشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۷، ۱۰:۵۹ ب.ظ | ۰ نظر

 

سلیم بن قیس هلالی از امیرالمؤمنین(ع) نقل می­ کند که رسول خدا(ص) فرمودند: خداوند متعال بهشت را بر هر دشنامگویِ کم حیا که باکی ندارد از اینکه چه می­ گوید و یا به او چه می­ گویند حرام کرده است و اگر در مورد چنین شخصی تحقیق کنی می­فهمی که او یا ولدالزّنا است و یا شیطان در نطفه او شریک است.

از آن حضرت(ع) سؤال شد: ای رسول خدا(ص) آیا در میان مردم کسی هست که شیطان در نطفه او شریک باشد؟

  • ashk

اقسام دانشمندان در کلام رسول خدا(ص)

ashk | چهارشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۷، ۱۰:۳۰ ب.ظ | ۰ نظر

 

سلیم بن قیس هلالی از امیرالمؤمنین(ع) نقل می­ کند که رسول خدا(ص) در میان یکی از سخنان خود چنین فرمودند: عالمان دو گونه ­اند؛ یکی عالمی است که به علم خود عمل می ­کند پس او نجات می­ یابد. یکی هم عالمی است که به علم خود عمل نمی ­کند در نتیجه هلاک می­ شود. همانا اهل جهنم از بوی عالمِ بی عمل اذیت می­ شوند.

  • ashk

کم گویی از نشانه های علم و دانش

ashk | چهارشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۷، ۰۵:۱۱ ب.ظ | ۰ نظر

 

سلیم بن قیس هلالی از حضرت علیّ بن ابیطالب(ع) نقل می ­کند که رسول­ خدا(ص) فرمودند:

یکی از نشانه های علم و دانشِ مرد این است که در مورد چیزهایی که معنا و مفهومی ندارد کم تر سخن می ­گوید.[1]

 


[1] - بحارالانوار، ج 1، باب صفات علماء و نوشته هایشان با سند به نقل از أمالی شیخ طوسی(ره)

کتاب الفبای شیعه اسرار آل محمد(ص)، سلیم بن قیس هلالی، نشر آرام دل،  ترجمه محمد اسکندری، حدیث شصتم، ص 354

  • ashk

خطبه امام حسن(ع) در دفاع از حقِّ ولایت

ashk | چهارشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۷، ۰۱:۲۸ ب.ظ | ۰ نظر

 

سلیم بن قیس هلالی می­گوید: در آن هنگام که امام حسن مجتبی ع با معاویه در جایی اجتماع کردند، آن حضرت ع به منبر رفته و پس از حمد و ثنای پروردگار فرمودند: ای مردم! معاویه گمان می کند که من او را شایسته خلافت می­دانم و خودم را شایسته خلافت نمی­دانم، ولی او دروغ می گوید. من بر اساس کتاب خدا و سخنان رسول خدا ص برترین مردم برای خلافت بر آنان هستم.

به خدا سوگند می­خورم اگر مردم با من بیعت کرده و از من اطاعت می­کردند و یاریم می ­نمودند، آسمان، قطرات بارانش را و زمین برکتش را بر آنان ارزانی می­ داشت و تو ای معاویه در خلافت طمع نمی­ کردی.

  • ashk

صحیفه حضرت على(ع) و خبر از شهادت ائمه اطهار(ع)

ashk | چهارشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۷، ۰۱:۰۷ ب.ظ | ۰ نظر

سلیم بن قیس هلالی می­گوید: هنگامی که حضرت حسین بن علی ع به شهادت رسید، ابن عباس گریه شدیدی کرد و گفت: این چه کاری بود که از این امّت بعد از وفات پیامبرشان دیدم؟ خداوندا تو را شاهد می گیرم که من دوست علیّ بن ابی طالب ع و فرزندان او و دشمن دشمنان او هستم و از دشمن فرزندان او بیزارم و تسلیم فرامین آنان(اهلبیت ع) هستم. من در ذی قار خدمت پسر عموی رسول خدا ص [على ع] رسیدم. حضرت ع کتابی را به من نشان داد و فرمود: ای ابن عباس، این نوشته ای است که رسول خدا ص آن را املاء کرده و من با دست خود آن را نوشته ام. سپس کتاب را به من نشان داد.

  • ashk

فرقه های امّت اسلام و یهود و نصاری

ashk | چهارشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۷، ۱۱:۱۹ ق.ظ | ۰ نظر

 

سلیم بن قیس هلالی می گوید: وارد مسجد کوفه شدم و به محضر حضرت علیّ بن ابی طالب ع رسیدم. مردم گِرد آن حضرت ع را گرفته بودند که رئیس یهودیان و رئیس مسیحیان وارد مسجد شده و سلام کردند و نشستند.

گروهی از مردم به آن حضرت ع گفتند: ای مولای ما، تو را به خدا سؤالی از آنها بپرس تا بدانند که چه اشتباهی می کنند.

حضرت ع از رئیس یهودیان سؤال کرد: ای برادر یهودیان! امّت پیامبرتان به چند دسته تقسیم شده اند؟

او جواب داد: آنها را در کتابی که نزد خود دارم، نوشته ام.

حضرت علی ع فرمود: خدا بکُشد آن قومی را که بزرگشان تویی و در حالی که از امور دین او می پرسند می­گوید: آن را در کتابی که نزد خود دارم نوشته ام.

  • ashk

برترین فضیلت حضرت على(ع) از زبان خودشان

ashk | چهارشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۷، ۱۰:۲۴ ق.ظ | ۰ نظر

 

سلیم بن قیس هلالی می گوید: مردی از علی بن ابیطالب ع سؤالی کرد و در حالی که من نیز می شنیدم به آن حضرت ع عرض کرد: مرا از برترین فضیلت خودت آگاه کن.

حضرت على ع فرمودند: همان که خداوند در کتابش در مورد من نازل کرده است. آن مرد گفت: خداوند در مورد تو چه آیه­ای نازل کرده است؟

حضرت ع فرمود: آیه

أَفَمَنْ کَانَ عَلَى بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَیَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ؛ آیا کسی که از جانب پروردگار خویش دلیلی دارد و شاهدی از خودش در پی دارد...»[1]

من شاهد رسول خدا ص هستم؛ و این آیه:

  • ashk

فضائل امام حسین(ع) از زبان پیامبراکرم(ص)

ashk | چهارشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۷، ۱۰:۰۰ ق.ظ | ۰ نظر

 

سلیم بن قیس هلالی از سلمان فارسی نقل می کند که گفت: به محضر رسول خدا(ص) رسیدم و دیدم که امام حسین(ع) روی زانوان حضرت(ص) نشسته است و پیامبراکرم(ص) او را می بوسد و می فرماید: تو آقا و سید، پسر آقا و سیدی، تو امامی و پسر امام هستی. تو پدر امامان هستی. تو حجت خدا و فرزند حجت خدایی و پدر نُه امام و حجت الهی از صُلب خودت هستی که نهمین آنان قائمِ[1] آنان است.[2]

 


[1] - حضرت مهدی(عج)

[2] - بحارالانوار، ج ۹، باب اشارات پیامبراکرم(ص) بر امامت ائمه اطهار(ع) به نقل از عیون اخبار الرضا(ع) و اکمال الدین و خصال شیخ صدوق.

کتاب الفبای شیعه اسرار آل محمد(ص)، سلیم بن قیس هلالی، نشر آرام دل،  ترجمه محمد اسکندری، حدیث پنجاه و پنجم، ص 343

  • ashk

همراهی قرآن با اهل بیت(ع) و بالعکس

ashk | چهارشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۴۴ ق.ظ | ۰ نظر

 

سلیم بن قیس هلالی از حضرت علی(ع) نقل می کند که حضرت(ع) فرمودند: خداوند عزّوجل ما اهل بیت(ع) را پاک و معصوم و شاهد بر خلق خود و حجت در زمین قرار داد و چنان ما را با قرآن و قرآن را با ما قرین نمود که نه ما از قرآن جدا می شویم و نه قرآن از ما جدا می شود.[1]

 


[1] - بحارالانوار، ج 7، باب جوامع مناقب و فضائل اهل بیت(ع) به نقل از اکمال الدین

کتاب الفبای شیعه اسرار آل محمد(ص)، سلیم بن قیس هلالی، نشر آرام دل،  ترجمه محمد اسکندری، حدیث چهارم، ص 342

  • ashk

بهشت مشتاق چهار نفر است

ashk | سه شنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۵۵ ب.ظ | ۰ نظر

 

سلیم بن قیس هلالی می گوید: پس از بازگشت از جنگ صفین و یک روز قبل از نهروان، در مسجد کوفه نشسته بودیم که حضرت امیرالمؤمنین علی ع وارد مسجد شد و نشست، ما هم اطراف او را گرفتیم.

مردی به آن حضرت ع عرض کرد: ای امیرالمؤمنین ع، ما را از اصحاب و یاران خود آگاه کن.

حضرت على ع فرمودند: بپرس. سپس داستانی طولانی بیان کرده و فرمودند: در میان سخنانی طولانی از رسول خدا ص شنیدم که فرمودند: خدا به من امر کرده که چهار مرد از اصحاب خود را دوست داشته باشم و به من خبر داد که او نیز آنان را دوست دارد و بهشت مشتاق آنان است. سؤال شد: ای رسول خدا ص آنان کیانند؟

  • ashk

وجوبِ اطاعت از اهل بیتِ عصمت و طهارت(ع)

ashk | سه شنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۳۱ ب.ظ | ۰ نظر

 

سلیم بن قیس هلالی می­ گوید: شنیدم که حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: طاعت و بندگی مخصوص خداوند عزّوجلّ و پیامبر او و صاحبان امر از خودِ مردم است. از آنجایی که صاحبان امر (اهل بیت ع) معصوم و پاکیزه ­اند و مردم را به سوی گناه و معصیتِ پروردگار نمی کشانند، خداوند متعال دستور داده که مردم از آنان اطاعت کنند.[1]

 


[1] - بحارالانوار، ج 7، باب لزوم عصمت امام(ع) به نقل از علل الشرایع.

کتاب الفبای شیعه اسرار آل محمد(ص)، سلیم بن قیس هلالی، نشر آرام دل،  ترجمه محمد اسکندری، حدیث پنجاه و دوم، ص 339

  • ashk

حضرت على(ع) راسخِ در علم و جامعِ علوم

ashk | سه شنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۱۶ ب.ظ | ۰ نظر

 

سلیم بن قیس هلالی می­گوید: در مسجد کوفه بودیم که حضرت علی بن ابیطالب ع وارد شدند. وقتی او را در میان گرفتیم، فرمودند: بپرسید از من پیش از آن که مرا از دست بدهید. از من درباره آیات قرآن بپرسید که علوم اولین و آخرین در آن آمده است و برای کسی هیچ حرفی باقی نگذاشته است و تأویل و تفسیر آن را کسی نمی­داند مگر خداوند و آنان که راسخ در علم هستند. راسخ در علم فقط یک نفر نیست و رسول خدا ص یکی از آنان است.

  • ashk

حدیث کشتی نوح(ع) از زبان ابوذر در کنار کعبه

ashk | سه شنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۵۱ ب.ظ | ۰ نظر

 

سلیم بن قیس هلالی می گوید: من و حنش بن معتبر در ایام حج در مکه بودیم که ابوذر از جا برخاست و حلقه درب کعبه را گرفت و با صدای بلندی فریاد زد: ای مردم، هرکس مرا می شناسد که هیچ و هرکس که مرا نمی­شناسد بداند که من جندب هستم. من ابوذرم.

ای مردم! شنیدم که پیامبرتان می فرمود: مَثَل اهل بیتِ من در میان امتم مَثَل کشتی نوح ع است در میان قوم او، هر کس سوار آن شود نجات می یابد و هر کس به آن پشت کند هلاک خواهد شد و نیز مَثَلِ اهل بیتم مَثَلِ باب حطّه[1] است در میان بنی اسرائیل.

  • ashk

مُردن به مرگ جاهلیت

ashk | سه شنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۷، ۰۴:۳۴ ب.ظ | ۰ نظر

أبان بن ابی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: از سلمان و مقداد و ابوذر شنیدم که رسول خدا(ص) فرموده است: هرکس بمیرد و امامی نداشته باشد به مرگ جاهلیت مرده است.

این روایت را نزد جابر و ابن عیاش نقل کردم، آن دو گفتند: سلمان و مقداد و ابوذر راست گفته­ اند. ما حاضر بودیم و شنیدیم که سلمان به رسول خدا ص عرض کرد: ای رسول خدا(ص) شما فرمودید که هرکس بمیرد و امامی نداشته باشد به مرگ جاهلیت مرده است.

بفرمایید این امام کیست؟

رسول خدا(ص) فرمودند: ای سلمان، او از جانشیان من است. هر کدام از افراد امّت من که از دنیا برود و یکی از جانشینان مرا به عنوان امامِ خویش نشناسد به مرگ جاهلیت مُرده است. اگر او را نشناسد و با او دشمنی کند مشرک خواهد بود و اگر او را نشناسد و با او دشمنی نکند و با دشمن او دوستی نکند فقط جاهل است و مشرک نیست.[1]

 


[1] - بحارالانوار، ج 7، باب شناخت امام به نقل از اکمال الدین و اتمام النعمة

کتاب الفبای شیعه اسرار آل محمد(ص)، سلیم بن قیس هلالی، نشر آرام دل،  ترجمه محمد اسکندری، حدیث چهل و نهم، ص 335

کتاب اسرار آل محمد(ص)، سلیم بن قیس هلالی، تحقیق محمد باقر انصاری زنجانی، نشر الهادی، چاپ اول 1387، حدیث هفتاد و یکم، ص 243

  • ashk

أبان بن أبی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: نزد عبدالله ابن عباس در خانه اش نشسته بودم. گروهی از شیعیان علی ع نیز همراه ما بودند و ابن عباس برایمان حدیث نقل می کرد. یکی از روایاتی که نقل کرد این بود که گفت:

ای برادران من! روزی که رسول خدا ص از دنیا رفت، هنوز دفن نشده بود که مردم پیمان شکنی کرده و از دین برگشتند و بنای مخالفت با ولایت علی ع گذاشتند و این در حالی بود که علی بن ابیطالب ع مشغول رسیدگی به امور پیامبراکرم ص بود، تا اینکه از غسل و کفن و حنوط و دفن آن حضرت ص فارغ شد و پس از آن رو به گردآوری و تألیف قرآن آورد و مشغول انجام وصیت رسول خدا ص شد و همّت خود را صرف به دست آوردن خلافت نکرد، زیرا پیامبر اکرم ص او را از حال این قوم باخبر کرده بود.

  • ashk

ولایت حضرت علی(ع) معیار ایمان و کفر

ashk | دوشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ۱۰:۳۴ ب.ظ | ۰ نظر

 

أبان بن ابی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: از سلمان فارسی(ره) شنیدم که می­گفت: همانا حضرت على(ع) دری است که خداوند آن را گشوده است. هرکس از آن داخل شود مؤمن و هرکس از آن خارج شود کافر است.[1]

 


[1] - کتاب اسرار آل محمد(ص)، سلیم بن قیس هلالی، تحقیق محمد باقر انصاری زنجانی، نشر الهادی، چاپ اول 1387، حدیث چهل و هفتم، ص 384

کتاب الفبای شیعه اسرار آل محمد(ص)، سلیم بن قیس هلالی، نشر آرام دل،  ترجمه محمد اسکندری، حدیث چهل و هفتم، ص 319

  • ashk

 

أبان بن ابی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: به ابوذر گفتم: خدا تو را بیامرزد! عجیب ترین سخنی که از رسول خدا ص درباره علی بن ابیطالب ع شنیده ای برایم نقل کن.

ابوذر گفت: شنیدم که رسول خدا ص فرمود: در اطراف عرش نود (در برخی نسخه ها آمده نود هزار) فرشته وجود دارد که هیچ تسبیح و عبادتی ندارند مگر طاعت علیّ بن ابیطالب ع و برائت از دشمنان او و طلب مغفرت برای شیعیانش.

سلیم می­گوید: گفتم: جز این چه شنیده ای خدا تو را رحمت کند؟ ابوذر گفت: شنیدم که رسول خدا ص فرمودند: خداوند متعال پیوسته در میان هر امّتی که پیامبر مُرسلی داشت به وسیله حضرت على ع حجت می آورد و هر کدام که معرفتشان نسبت به حضرت علی ع بیشتر بود نزد خدا از درجه بالاتری برخوردار بود.

  • ashk

اهانت به رسول خدا(ص) و اهل بیت او(ع)

ashk | دوشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۰۷ ب.ظ | ۰ نظر

أبان بن ابی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: یکی از عادات قریش این بود که هرگاه در مجالس و محافل خود می نشستند و سخن می گفتند همین که یکی از اهل بیت(ع) را می دیدند سخن خود را قطع می کردند. در یکی از همین جلسات، مردی از آنان چنین گفت: مَثَلِ محمد ص در میان اهل بیتش مانند درخت نخلی است که در زباله دانی رشد کرده باشد.

این سخن به گوش رسول خدا ص رسید. حضرت ص خشمگین شد و از خانه بیرون آمد و بالای منبر رفت و روی آن نشست تا مردم جمع شدند. آنگاه برخاست و پس از حمد و ثنای پروردگار چنین فرمود: ای مردم من کیستم؟

  • ashk

اخبار غیبیِ پیامبراکرم(ص) از بهشت و جهنم

ashk | دوشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ۰۴:۳۱ ب.ظ | ۱ نظر

أبان بن ابی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی و او از سلمان و مقداد و ابوذر نقل می کند که: تعدادی از منافقین جمع شدند و گفتند: محمد ص از بهشت و نعمت های بهشتی که خداوند برای اولیاء و اهل اطاعتش فراهم کرده به ما خبر می دهد و ما را از آتش جهنم و گرفتاری ها و سختی هایی که خداوند برای دشمنان و اهل معصیتش مهیّا نموده مطلع می کند. اگر او درباره پدران و مادران و جاهایمان در بهشت و جهنم خبر می داد، اموری که در دنیا و آخرت بدان نیاز داریم می شناختیم.

این موضوع به گوش رسول خدا ص رسید. حضرت ص به بلال دستور داد تا مردم را برای جماعت خبر کند. مردم جمع شدند به طوری که مسجد پُر شد و بر اهلش تنگ گردید.

  • ashk

 

أبان بن أبی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: مردی از اصحاب امیرالمؤمنین ع که به او همّام می گفتند و مردی عابد و پرتلاش بود از جا برخاست و گفت: ای امیرالمؤمنین ع، مؤمنان را چنان برایم وصف کن که گویی آنان را می بینم.

امام ع ابتدا در پاسخ او تعلّل نمود و سپس فرمود: ای همّام پرهیزکار و نیکوکار باش، چرا که خداوند با پرهیزکاران و نیکوکاران است.

همّام عرض کرد: به حق کسی که تو را گرامی داشت و مخصوص گردانید و به تو عطا نمود و با چیزهایی که به تو داد تو را فضیلت و برتری بخشید قَسَمت می دهم که مؤمنان را برایم وصف کنی.

  • ashk

مناظرة عبدالله بن جعفربن ابیطالب با معاویه

ashk | يكشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ۰۵:۲۱ ب.ظ | ۰ نظر

أبان بن ابی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: عبد الله بن جعفر بن ابیطالب برایم نقل کرد و گفت: من نزد معاویه بودم و امام حسن ع و امام حسین ع نیز با من بودند و عبد الله بن عباس نیز با معاویه بود.

معاویه روبه من کرد و گفت: ای ابا عبد الله چقدر تو به حسن ع و حسین ع احترام می گذاری در حالی که آن دو بهتر از تو نیستند و پدرشان نیز بهتر از پدر تو نیست و اگر فاطمه س دختر رسول خدا ص نبود میگفتم مادرت اسماء بنت عمیس هم کمتر از او نیست.

من گفتم: به خدا سوگند علم و معرفت تو نسبت به این دو بزرگوار (امام حسن ع و امام حسین ع) و پدر و مادرشان بسیار اندک است. آنچه گفتی درست نیست، بلکه به خدا قسم این دو بهتر از من هستند و پدر و مادرشان بهتر از پدر و مادر من هستند.

ای معاویه تو از آنچه که من از رسول خدا ص در مورد این دو و پدر و مادرشان شنیده­ ام بی خبری، من همه آن را حفظ کرده و در قلب خود جای داده­ ام و برای دیگران نقل کرده­ ام.

  • ashk

آخرین عهد رسول خدا(ص) با امیرالمؤمنین علی(ع)

ashk | جمعه, ۲۰ مهر ۱۳۹۷، ۰۷:۰۸ ب.ظ | ۰ نظر

أبان بن ابی عیّاش از قول سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: شنیدم که حضرت علی ع می­ فرمود: رسول خدا ص در روزی که وفات نمود با من عهدی کرد و آن هنگامی بود که من آن حضرت ص را در آغوش گرفته بودم و سر مبارک حضرت ص نزدیک گوش ­های من بود و آن دو زن[1] هم گوش می­دادند تا سخنان حضرت ص را بشنوند.

حضرت ص فرمود: خدایا گوش­ های آنان را ببند. سپس به من فرمود: ای علی ع این قول خداوند تبارک و تعالی را دیده ای که می فرماید:

  • ashk

ده خصلت حضرت على(ع) در رابطه با رسول خدا(ص)

ashk | جمعه, ۲۰ مهر ۱۳۹۷، ۰۶:۱۸ ب.ظ | ۰ نظر

 

أبان بن ابی عیّاش از قول سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: شنیدم که حضرت علی ع می­ فرمود: من در ارتباط با رسول خدا ص ده خصلت دارم که تمام آنچه که خورشید بر آن طلوع و غروب می کند به اندازه یکی از آنها مرا خوشحال و شادمان نمی­ کند.

عرض شد: ای امیرالمؤمنین ع آنها را برای ما معرفی کن.

حضرت ع فرمودند: رسول خدا ص به من فرمود: ای علی، تو برادر، دوست، وصیّ، وزیر، خلیفه و جانشین من در اهل و مالم در هر غیبتی که برایم پیش آید هستی و منزلت تو نزد من مانند منزلت من نزد پروردگارم است و نیز تو جانشین در امّت من هستی، دوست تو دوست من و دشمن تو دشمن من است و تو امیرمؤمنان و آقا و سرور مسلمانان بعد از من هستی.

  • ashk

جریان غدیرخم از زبان ابوسعید خدری

ashk | جمعه, ۲۰ مهر ۱۳۹۷، ۰۴:۴۳ ب.ظ | ۰ نظر

أبان بن ابی عیّاش از قول سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: از ابو سعید خدری شنیدم که می گفت: رسول خدا ص مردم را در غدیر خم فراخواند و دستور داد هر چه خار زیر درخت بود کنده شد. آن روز پنج شنبه بود و رسول خدا ص مردم را به سوی خود دعوت کرد و سپس دست علی بن ابیطالب ع را گرفت و آن را بالا برد، تا جایی که من سفیدیِ زیر بغل رسول خدا ص را دیدم.

سپس حضرت ص فرمود: هر کس که من مولای او هستم علی ع مولای اوست، پروردگارا با هرکس که او را دوست دارد دوست باش و با هرکس که دشمن اوست دشمن باش و هر کس را که او را یاری کند یاری کن و هرکه را که او را تنها و بی یاور بگذارد خوار و ذلیلش بگردان.

ابوسعید خدری می گوید: هنوز رسول خدا ص از جایگاه خود پایین نیامده بود که این آیه نازل شد:

  • ashk

أبان بن ابی عیاش از سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: از ابوذر و سلمان و مقدا شنیدم که می گفتند: ما نزد رسول خدا ص نشسته بودیم و جز ما کسی آنجا نبود. سه نفر از مهاجرین که همگی از اهل بدر بودند[1] به حضور حضرت ص وارد شدند.

در این هنگام رسول خدا ص فرمودند: امّتم بعد از من به سه فرقه تقسیم می شوند؛ فرقه ای که بر حق ­اند و مَثَل آنان مَثَل طلای سرخ است که هرگاه آن را با آتش قالب بگیری بر خلوص و عیار آن افزوده می گردد و امامشان یکی از این سه نفر(یعنی امام علی ع) است.

  • ashk

سخنان اصحاب صحیفه ملعونه هنگام مرگ

ashk | پنجشنبه, ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ۱۰:۲۴ ب.ظ | ۲ نظر

مراد از صحیفه ملعونه، پیمان نامه ای است که منافقین آن را نوشته و امضا کردند که هرگاه پیامبر خدا (ص) از دنیا رفت، هرگز نگذارند خلافت به على بن ابى طالب(ع) منتقل شود. سپس آن نامه را مهر کردند و به دست ابى عبیده جرّاح سپردند تا آن را در کعبه بگذارد. در این نوشته ترتیب افرادى که پس از پیامبراکرم(ص) بر مسند خلافت مى‏آمدند را مشخص کرده و به همان ترتیب هم یکى پس از دیگرى عمل شد.

سخن معاذبن جبل هنگام مرگ

أبان بن ابی عیّاش می گوید شنیدم که سلیم بن قیس هلالی می گفت: از عبدالرحمن بن غنم أزدی ثمالی، پدر زن معاذ بن جبل -که دخترش همسر معاذ بود.- یعنی فقیه ترین و پرتلاش ترین فرد اهل شام شنیدم که گفت: معاذ بن جبل از مرض طاعون مُرد و من هنگام مرگش نزد او بودم. آن روز مردم درگیر بیماری طاعون بودند.

  • ashk

أبان می گوید: سلیم گفت: روزی گذر امیرالمؤمنین ع بر جماعتی از لشکریان شام که ولید بن عقبة بن أبی معیط هم در میان آنان بود افتاد. آنان مشغول ناسزاگویی به آن حضرت ع بودند. وقتی این خبر به گوش حضرت ع رسید، در میان یاران خود که به جنگ شامیان آمده بودند ایستاد و به آنان فرمود:

  • ashk

أبان می گوید: در طی سؤالاتی که از سلیم کردیم، از او روایتی شنیدم که اینگونه آغاز شد. از او پرسیدم: آیا در صفّین حاضر بودی؟

گفت: آری.

گفتم: آیا در روز هریر[1] نیز آنجا بودی؟

گفت: آری.

گفتم: آن موقع چند سال داشتی؟

گفت: چهل سال.[2]

گفتم: خدا تو را بیامرزد جریان را برایم نقل کن!

  • ashk

مهمترین شنیده ابن عباس از حضرت علی(ع)

ashk | چهارشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۴۳ ب.ظ | ۰ نظر

أبان می گوید سلیم بن قیس گفت: به ابن عباس گفتم: به من بگو که مهمترین چیزی که از حضرت على ع شنیده­اید چه مطلبی است؟

سلیم در ادامه می گوید: او در جواب روایتی را به من گفت که خودم آن را از حضرت علی ع شنیده بودم.

  • ashk

أبان می گوید سلیم گفت: شنیدم که حضرت على ع از رئیس یهودیان سؤال فرمود: شما به چند فرقه تقسیم شده ­اید؟ او گفت: بر فلان تعداد و فلان گروه.

حضرت علی ع فرمود: دروغ گفتی. آنگاه رو به مردم کرده و فرمود: اگر شرایط حکومت برای من مهیا می شد، بین اهل تورات با توراتشان و بین اهل انجیل با انجیلشان و بین اهل قرآن با قرآنشان قضاوت می کردم.

  • ashk

حدیث سلونی قبل أن تفقدونی

ashk | چهارشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۱۷ ب.ظ | ۰ نظر

أبان از قول سلیم نقل می کند که او گفت: در مسجد کوفه در خدمت حضرت على ع نشسته بودم در حالی که مردم نیز در اطراف آن حضرت ع بودند. در این هنگام حضرت ع فرمود: بپرسید از من، پیش از آن که مرا از دست بدهید.

از من درباره کتاب خدا سؤال کنید که به خدا سوگند هیچ آیه ای از کتاب خداوند متعال نازل نشد مگر اینکه رسول خدا ص آن را برای من قرائت نمود و تأویل و تفسیر آن را به من آموخت.

  • ashk

نمونه ای از هزاران باب علم حضرت على(ع)

ashk | چهارشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۵:۱۴ ب.ظ | ۰ نظر

أبان می گوید سلیم گفت: شنیدم که ابن عباس می گفت: حدیثی از حضرت علی ع شنیدم که تفسیر آن را نفهمیدم. حضرت ع فرمود: رسول خدا ص در آن بیماری اش که به واسطه آن به شهادت رسید، کلید هزار باب از علم را مخفیانه به من آموخت که از هر باب آن، هزار باب دیگر باز می شد.

من در ذی قار، داخل خیمه حضرت علی ع نشسته بودم. آن حضرت ع، امام حسن ع و عمار را برای دعوت مردم به جنگ، فرستاده بود. در این مورد، حضرت على ع رو به من کرده و فرمود: ای ابن عباس، حسن ع در حالی که یک یا دو نفر(1) کمتر از یازده هزار نفر همراه اویند بر تو وارد خواهد شد.

  • ashk

أبان می گوید سلیم به من گفت: هنگامی که حضرت علی ع در روز جنگ جمل با لشکر بصره (سپاه جمل) برخورد نمود، زبیر را صدا کرده و فرمود: ای اباعبدالله[1] به سوی من بیا.

یاران حضرت ع به او گفتند: ای امیرالمؤمنین ع آیا به سوی زبیر که بیعت خود را شکسته است می روی آنهم در حالی که او سوار بر اسب و غرق سلاح است و تو سوار بر قاطر و بدون سلاحی؟

حضرت على ع فرمود: سپری از جانب خداوند مرا محافظت می کند، ضمن اینکه هیچ کس نمی تواند از أجل خود فرار کند، من نمی میرم و کشته نمی شوم مگر به دست شقی ترین فرد این امت، همان طور که شتر و ناقه خدا را شقی ترین فرد قوم ثمود پی کرد و کشت. زبیر به نزد حضرت على ع رسید. حضرت ع فرمود: طلحه کجاست؟ او نیز باید بیاید.

  • ashk

مشاهدات سلیم بن قیس هلالی از جنگ جمل

ashk | چهارشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۴:۳۷ ب.ظ | ۰ نظر

أبان بن ابی عیّاش می گوید: از سلیم بن قیس هلالی شنیدم که می گفت: در روز جنگ جمل من در کنار حضرت على ع حاضر بودم. ما (یاران حضرت ع) دوازده هزار نفر بودیم و اصحاب جمل، بیش از صد و بیست هزار نفر می شدند. در کنار حضرت على ع حدود چهار هزار نفر از مهاجرین و انصار قرار داشتند که در بدر و حدیبیه و جاهای دیگر که رسول خدا ص حضور داشت همراه آن حضرت ص بوده اند، بقیه یاران حضرت على ع اهل کوفه بودند، البته به جز اندکی از آنان که از اهالی بصره و حجاز بودند و در هجرت مسلمانان از مکه به مدینه حضور نداشتند، بلکه بعد از فتح مکه مسلمان شده بودند، بیشتر چهار هزار نفر یاد شده از انصار بودند.

  • ashk

أبان بن أبی عیاش از سلیم بن قیس نقل می کند که گفت:[1] من در خانه عبدالله بن عباس نزد وی بودم و گروهی از شیعیان نیز نزد او بودند که از رسول خدا ص و جریان رحلت آن حضرت ص یاد کردند.

ابن عباس از شنیدن این مطلب به گریه افتاد و گفت: رسول خدا ص در روز دوشنبه یعنی همان روزی که رحلت نمود، در حالی که اهل بیتش ع به همراه سی تن از اصحابش در اطراف او حاضر بودند، فرمود: کتفی برایم بیاورید تا نوشته ای برایتان بنویسم که بعد از من هرگز گمراه نشوید و دچار اختلاف نگردید.

  • ashk

أبان از سلیم و عمربن أبی سلمه - که حدیث هر دو نفر یکی است - نقل می کند که آن دو گفتند: معاویه در زمان حکومتش پس از اینکه بعد از شهادت امیرالمؤمنین علی ع با امام حسن ع صلح کرد، به عنوان سفر حج وارد شهر مدینه شد و گروهی از مردم مدینه به استقبالش رفتند. پس از کمی دقت دید تعداد افرادی که از قریش به استقبال او آمده اند بیشتر از انصار است. دلیل آن را پرسید. در جوابش گفتند: آنها فقیرند و چهارپایی ندارند.

  • ashk

 

پیام معاویه در خونخواهی عثمان

ابان از سلیم نقل می کند و ابوهارون عبدی نیز گمان می کند که آن را از عمر بن ابی سلمه شنیده است که سلیم گفت: ما همراه امیرالمؤمنین علی ع در صفین بودیم که معاویه، ابودرداء و ابوهریره را به نزد خود فراخواند و به آنها گفت: نزد على ع بروید و از طرف من به او سلام برسانید و بگویید:

به خدا سوگند که من می دانم تو شایسته ترین مردم برای خلافت هستی و در این امر از من سزاوارتری. زیرا تو از اولین مهاجران هستی و من از آزادشدگان هستم. من سابقه تو را در اسلام و خویشاوندیت با رسول خدا ص و علمت به کتاب خدا و سنت پیامبرش را ندارم. مهاجرین و انصار نیز بعد از سه روز که با هم مشورت نمودند نزد تو آمدند و با اختیار خود و بدون اجبار با تو بیعت کردند. اولین نفراتی هم که با تو بیعت کردند طلحه و زبیر بودند که بعدها بیعت خود را با تو شکستند و بر تو ظلم نمودند و چیزی را که حقشان نبود از تو طلب کردند.

  • ashk

روایت چغندر و یهود

ashk | يكشنبه, ۱۵ مهر ۱۳۹۷، ۰۷:۰۹ ق.ظ | ۰ نظر

 

پرسش:

آیا در روایات به خواص چغندر اشاره شده است؟ آیا خداوند، جذام را با خوردن برگ چغندر و کندن رگ‌ها توسط یهود از آنها دور کرد؟

 

پاسخ:

الف. چغندر به عربی، یکی از معانی «السِّلْق»[1]‏ است. در طب سنتی، استفاده از برگ آن برای بهبود بیماری سفارش شده است، اما خوردن خود چغندر به جهت طبع سودایی توصیه نشده است، و باید توجه کرد روایاتی که در آنها به صورت مطلق از چغندر تعریف شده، با روایتی که تنها توصیه به خوردن برگ آن شده،  مقیّد می شود.

  • ashk

أبان از سلیم نقل می کند که گفت: از سلمان و ابوذر و مقداد سخنی شنیدم و درباره آن از علی بن ابیطالب ع سؤال کردم. حضرت ع فرمودند: راست گفته اند.

آنها چنین گفته بودند: روزی حضرت علی ع به محضر رسول خدا ص وارد شد در حالی که عایشه پشت سر پیامبراکرم ص نشسته بود و خانه پر از اصحاب رسول خدا ص بود. پنج نفر اصحاب صحیفه و پنج نفر اعضای شورا هم در میان آنان بودند. حضرت علی ع جایی برای نشستن پیدا نکرد.

  • ashk

خطبة عمرو عاص در شام بر ضد حضرت علی(ع)

ashk | شنبه, ۱۴ مهر ۱۳۹۷، ۰۳:۳۷ ب.ظ | ۱ نظر

أبان از سلیم نقل می کند که گفت: به امیرالمؤمنین خبر دادند که عمرو عاص در خطبه ای به اهل شام چنین گفته است: رسول خدا ص مرا به عنوان فرمانده لشکر خود که ابوبکر و عمر نیز در آن بودند انتخاب نمود و من گمان کردم این به خاطر منزلتی است که نزد آن حضرت ص دارم. برای همین وقتی نزد او رفتم، گفتم: ای رسول خدا ص کدامیک از مردم نزد تو محبوب تر است؟

فرمود: عایشه. گفتم: از مردان چه کسی؟ فرمود: پدرش(ابوبکر).

ای مردم، علی ع به ابوبکر و عمر و عثمان اهانت می کند و بر آنان طعنه می زند، در حالی که من از رسول خدا ص شنیدم که می فرمود: خداوند حق را بر قلب و زبان عمر زده است و درباره عثمان فرمود: فرشتگان از عثمان حیاء می کنند.

و از علی ع شنیدم -کر شوم اگر دروغ بگویم-[1] که در زمان عمر چنین می گفت: روزی پیامبر اکرم ص به ابوبکر و عمر که به سوی او می آمدند نگاه کرده و فرمود: ای علی! این دو نفر سرور پیران اهل بهشت از اولین تا آخرین هستند به جز پیامبران و انبیاء الهی، این مطلب را به آن دو نگو که هلاک می شوند.

  • ashk

امام حسن ع هنگامی که رسول خدا ص بالای منبر بود و برای مردم خطبه ای ایراد می فرمود، نزد آن حضرت ص آمد و از منبر بالا رفت و بر گردن حضرت ص سوار شد و پاهایش را روی سینه آن حضرت ص انداخت، به گونه­ای که برق خلخال­هایی که در پا داشت نمایان بود و در عین حال رسول خدا ص به خطبه خود ادامه می داد و او را همانطور نگه می داشت تا اینکه خطبه اش به پایان می رسید.[1]

 


[1] - کتاب الفبای شیعه اسرار آل محمد(ص)، سلیم بن قیس هلالی، نشر آرام دل،  ترجمه محمد اسکندری، حدیث بیست و یکم، ص 201

  • ashk

امام حسین(ع) سوار بر پشت پیامبراکرم(ص)

ashk | جمعه, ۱۳ مهر ۱۳۹۷، ۱۰:۰۵ ب.ظ | ۰ نظر

راوی می گوید: حسین ع به سوی رسول خدا ص که در سجده بود می آمد و از بین صفوف می­ گذشت تا به رسول خدا ص می رسید و بر پشت آن حضرت ص سوار می شد. پس رسول خدا ص از جا بر می خواست و یک دست خود را بر پشت حسین ع و دست دیگرش را در هنگام رکوع بر زانوی مبارکش می گذاشت تا اینکه نمازش به پایان می رسید.[1]

 


[1] - کتاب الفبای شیعه اسرار آل محمد(ص)، سلیم بن قیس هلالی، نشر آرام دل،  ترجمه محمد اسکندری، حدیث بیست و یکم، ص 201

  • ashk

فضائل ائمه(ع) از زبان رسول خدا(ص)

ashk | جمعه, ۱۳ مهر ۱۳۹۷، ۱۰:۰۳ ب.ظ | ۰ نظر

روزی رسول خدا ص به امام حسن ع و امام حسین ع که به سوی آن حضرت ص می آمدند نظر کرده و فرمود: به خدا سوگند این دو نفر، سرور جوانان اهل بهشتند و پدرشان بهتر از آنان است.

همانا بهترین و محبوبترین و گرامی ترین مردم در نزد من، پدر شما و سپس مادرتان است و در نزد خدا هیچ کس با فضیلت تر از من و برادرم و وزیرم و خلیفه ام در میان امتم و ولیّ هر مؤمنی بعد از من، علیّ بن ابیطالب ع نیست.

بدانید که او دوست من و وزیر و وصیّ من و جانشین من بعد از من و ولیّ هر مرد و زن مؤمنی بعد از من است و پس از مرگ او پسرم حسن ع ولیّ مؤمنان است و بعد از او پسرم حسین ع است و سپس نُه امام از نسل حسین ع هستند[1] که هدایت شدگانی هدایت کننده هستند.

آنان با حق و حق با آنان است و تا روز قیامت نه آنها از حق جدا می شوند و نه حق از آنها جدا می شود. آنان قِوام زمین هستند و زمین به سبب آنان سکون و آرامش می یابد. آنان ریسمان محکم و دستگیره مستحکم خدایند که پاره شدن ندارد و نیز آنان حجت های خدا در زمین و شاهدان او بر خلقش و خزانه علمش و معادن حکمتش می باشند. آنها به منزله کشتی نوح هستند که هر کس بر آن سوار شود نجات یابد و هرکس آن را ترک کند غرق شود و نیز آنها مانند باب حطّه در بنی اسرائیل هستند که هر کس از آن داخل شود مؤمن و هر کس از آن خارج شود کافر است.

خداوند در کتاب خود اطاعت آنان را واجب ساخته و فرمان به ولایت آنان داده است. هرکس از آنان اطاعت کند خدا را اطاعت کرده و هرکس نافرمانی آنان را کند از خدا نافرمانی کرده است.[2]

 

[1] - در روایت دیگری آمده: و پس از او نُه امام از فرزندان او (یعنی امام حسین ع) هستند که...

[2] - کتاب الفبای شیعه اسرار آل محمد(ص)، سلیم بن قیس هلالی، نشر آرام دل،  ترجمه محمد اسکندری، حدیث بیست و یکم، ص 200

  • ashk

راوی می گوید: روزی رسول خدا ص با امام حسن ع و امام حسین ع که در حال بازی بودند، برخورد نمود. سپس آنها را گرفت و بر دوش خود سوار کرد و هر کدام را روی یک دوش خود قرار داد.

مردی جلو رفته و گفت: نوجوانان عزیز، چه مرکب خوبی سوار شده اید؟[1]

 رسول خدا ص فرمود: این دو چه سواران خوبی هستند، این دو پسر نوجوان، دو ریحانه من از دنیا هستند. راوی می گوید: وقتی رسول خدا ص آن دو را به منزل فاطمه س رسانید، از آنان خواست که با هم کشتی بگیرند و رسول خدا در حال کشتی پیوسته می فرمود: هِیْ یا حسن.[2]

حضرت فاطمه س عرض کرد: ای رسول خدا ص آیا می گویی هِیْ یا حسن در حالی که او بزرگتر است؟[3]

رسول خدا ص فرمودند: این جبرئیل ع است که می گوید: هِیْ یا حسین. در این هنگام حسین ع، حسن ع را بر زمین زد.[4]

 


[1] - در روایت دیگری چنین آمده: یکی از آنها را بر دوش راست و دیگری را بر دوش چپ خود سوار نمود و با

آنها به راه افتاد، در این هنگام ابوبکر جلو رفته و گفت: چه مرکب خوبی هستی تو!

[2] - هِیْ کلمه ای است که در فارسی و عربی برای تشویق به کار می رود.

[3] - به این معنا که حسین که کوچکتر است را چرا تشویق نمی کنی؟

[4] - کتاب الفبای شیعه اسرار آل محمد(ص)، سلیم بن قیس هلالی، نشر آرام دل،  ترجمه محمد اسکندری، حدیث بیست و یکم، ص 199

  • ashk

أبان از سلیم نقل می کند که گفت: حدیثی را علی بن ابیطالب ع و سلمان و ابوذر و مقداد برایم نقل کردند که ابوجحاف، داود بن أبی عوف عوفی نیز آن را از أبی سعید خدری نقل نمود و گفت: رسول خدا ص به منزل دخترش فاطمه س وارد شد در حالی که حضرت فاطمه س زیر دیگی آتش روشن کرده بود و برای خانواده اش غذا می­پخت و حضرت علی ع در گوشه ای از خانه خوابیده بود و امام حسن ع و امام حسین ع نیز در کنار او در خواب بودند.

  • ashk

وصیت ابوذر به حضرت علی (ع) در زمان عثمان

ashk | چهارشنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۷، ۰۴:۲۰ ب.ظ | ۰ نظر

سلیم بن قیس می گوید: زمانی که عثمان ابوذر را به ربذه تبعید نمود، من به ملاقاتش رفتم. او به حضرت علی ع درباره خانواده و اموالش وصیت نمود.

مردی به او گفت: ای کاش به امیرالمؤمنین عثمان وصیت می کردی.

ابوذر جواب داد: من به امیرالمؤمنینِ حقیقی وصیت کردم، یعنی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب ع، چرا که در زمان رسول خدا ص و به فرمان آن حضرت ص به عنوان امیرالمؤمنین بر حضرت على ع سلام کرده بودیم.

رسول خدا ص به ما فرمودند: به برادرم و وزیرم و جانشینم و خلیفه ام در میان امتم و ولیِّ تمام مؤمنان بعد از من به عنوان امیرالمؤمنین سلام دهید، زیرا او قِوام زمین است و زمین به سبب او آرامش می یابد، اگر او را از دست بدهید زمین و اهلش را زشت خواهید یافت و من گوساله و سامریِّ این امّت را دیدم که به نزد رسول خدا ص رفتند و گفتند: آیا این حقّی از جانب خدا و رسول او است؟

رسول خدا ص خشمگین شده و فرمودند: این حقّی از جانب خدا و رسول اوست و خداوند به من چنین فرمان داده است.

  • ashk

 

در منابع روائی و تاریخی، اسناد زیادی است که خلفای قبل از حضرت علی ع بدعت گذار بودند. از جمله روایتی که حضرت علی ع برای سلیم بن قیس هلالی(ره) نقل می کند که ابتدا در باب مراتب علماء سخن می­گوید و سپس به بدعت گذاری خلفاء اشاره می کند.

حدیث به شرح زیر است:

سلیم بن قیس می گوید: حضرت امیرالمؤمنین علی ع برایم حدیث نقل می کرد و می فرمود:

پیامبر اکرم ص فرمودند: دو حریص هستند که هرگز سیر نمی شوند، حریص در دنیا که از آن سیر نمی شود و حریص در علم که او نیز از علم سیر نمی شود، پس هرکس بر آنچه که خداوند از دنیا برای او حلال کرده اکتفاء کند سالم می ماند و هرکس از راه غیرحلال مال دنیا را بدست آورد هلاک می شود، مگر اینکه توبه کرده و بازگردد.

هرکس علم را از اهلش یاد بگیرد و به آن عمل کند نجات می یابد و هرکس هدفش از علم، تحصیل دنیا باشد نابود می شود و بهره او از علم فقط دنیا خواهد بود.

  • ashk

 

پرسش:

در آیه 31 سوره نور از افرادی نام برده شده است که نیازی نیست بانوان در برابر آنان حجاب داشته باشند. پرسش‌ آن است که آیا آزاد بودن در برابر شوهر مانند آزادی در برابر برادر زاده و خواهرزاده و دیگر محارم است؟

 

پاسخ:

همان ‌گونه که می‌دانید، قرآن کتابی است که حکم قانون اساسی را دارد که در آن کلیات احکام بیان شده، و جزئیات آن به عهده مفسران وحی، یعنی پیامبر اسلام ص و ائمه اطهار ع است؛ لذا برای تبیین موارد جزئی باید به سراغ روایات رفت.

یکی از موارد تبیین و تفسیر قرآن، بیان حدّ و حدودی است که زنان در پوشش آن آزادند؛ یعنی پوشش آن مواضع بر زنان واجب نیست. بنابر این یکی از روایاتی که به تبیین بخشی از احکام پوشش زنان در آیه مورد نظر(آیه 31 سوره نور) پرداخته، این روایت است:

  • ashk

أبان از سلیم بن قیس نقل می کند که گفت: امیر المؤمنین ع بالای منبر رفت و بعد از حمد و ثنای الهی فرمود:[1] ای مردم، من کسی هستم که چشم فتنه را کور کرد، در حالی که هیچ کس جرأت چنین کاری را نداشت. به خدا سوگند اگر من در میان شما نبودم با اهل جمل و صفین و نهروان مقابله نمی شد. به خدا سوگند اگر چنین نبود که شما فقط سخن می گویید و عمل را ترک کرده اید از آنچه که خداوند بر زبان پیامبرش مقدّر نموده به شما خبر می دادم که چه ثواب هایی برای کسانی که با آنان (اهل جمل و صفین و نهروان) می جنگند و بر ضلالت و گمراهی آنان واقف بوده و بر هدایتی که ما (اهل بیت ع) در آن هستیم معرفت دارند، در نظر گرفته است.

  • ashk

أبان از سلیم نقل می کنند که گفت: با امیرالمؤمنین ع از صفین باز می گشتیم که لشکر نزدیک دِیْر یک راهب مسیحی اُطراق نمود. در آن هنگام پیر مردی سالخورده و زیبا با چهره ای نیکو و سیمایی جذاب و خوش رو در حالی که کتابی در دست داشت از دیر خارج شد و به سوی ما آمد تا اینکه به نزد امیرالمؤمنین ع رسید و با عنوان خلافت بر آن حضرت ع سلام نمود. حضرت علی ع به او فرمود: مرحبا ای برادرم شمعون بن حمون، حالت چطور است، خدا تو را رحمت کند؟

او گفت: خوب است ای امیر مؤمنان و ای سرور مسلمانان و وصیّ پیامبر پروردگار عالمیان، من از نسل حواریون برادرت عیسی بن مریم ع هستم، من از نسل شمعون بن یوحنّا هستم که در میان دوازده حواری حضرت عیسی بن مریم ع برترین آنان بود و نزد آن حضرت ع محبوب تر و مقدم تر از بقیه قرار داشت و حضرت ع به او وصیت نمود و کتاب و علم و حکمتش را به او سپرد و اهل بیتش نیز پیوسته بر دین او بوده اند و بر آیین او عمل می نمودند و هیچگاه کفر نورزیده و در دین خود تبدیل و تغییر بوجود نیاوردند و این نوشته هایی که در نزد من است إملاء عیسی بن مریم ع است که پدر ما با دست خط خویش نوشته است و تمام کارهایی که مردم بعد از آن حضرت ع انجام می دهند از قبیل حکومت پادشاهان و مدت پادشاهی و وسعت حکومت آنان و اتفاقاتی که در زمان هر کدام از پادشاهانشان می افتد، در آن آمده است.

  • ashk

خطبه امیرالمؤمنین (ع) قبل از جنگ صفّین

ashk | شنبه, ۷ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۲۲ ب.ظ | ۰ نظر

أبان از سلیم نقل می کند که گفت: شنیدم که علی بن ابیطالب ع قبل از جنگ صفین چنین می فرمود: همانا این قوم (لشکر معاویه) به حق دست نمی یابند و به سخنی که بین ما و آنان مشترک باشد نمی رسند تا اینکه سپاه، پشت سپاه آنان را هدف قرار دهد و لشکر پشت لشکر با آنان روبرو شود و گروه گروه لشگریان به سرزمین آن ها کشیده شوند و اسب ها در اطراف زمین هایشان بچرند و دشمنانشان به انبار سلاح هایشان بریزند و از هر سوراخی آنان را غارت نمایند و نیز با سپاهیانی صادق و صبور مواجه شوند که هلاکت هلاک شوندگان از کسانی که در راه خدا می کشند و به قتل می رسانند چیزی جز جدّیّت در اطاعت خداوند بر آنان نمی افزاید.

به خدا سوگند ما را به همراه رسول خدا ص می دیدی که پدران و فرزندان و دایی ها و عموها و اقوام و خویشان خود را (در جنگ با مشرکان و کفار) می کشتیم و این کار چیزی جز ایمان و تسلیم در مقابل خدا و جدیت در اطاعت او و قدرت بر مبارزه با دشمنان بر ما نمی افزود.

هرگاه مردی از ما بر مردی از دشمن مانند دو نر (پهلوان) به هم هجوم می بردند، هر یک جان خود را از دیگری حفظ می کرد تا کدام بتواند جام مرگ را به رفیقش بخوراند. یکبار ما از دست دشمن می خوردیم و یکبار دشمن از دست ما می خورد و هنگامی که خداوند ما را صادق و صبور دید در مدح نیکی ما و ابراز رضایت از ما آیه نازل کرد و پیروزی نصیب ما گردانید. من نمی گویم همه کسانی که با رسول خدا ص بودند چنین بودند ولی قسمت اعظم و اکثرشان و عموم آنان اینگونه بودند.

  • ashk

 

روایاتی با مضمونی نسبتاً مشابه وجود دارد که توصیه به آن می‌کند که از سوار شدن زنان بر روی زین ‌ها جلوگیری شود:

1. امام صادق(ع): «نَهَى رَسُولُ اللهِ(ص) أَنْ یُرْکَبَ سَّرْجُ بِفَرْج‏»؛[1] پیامبر(ص) از نشستن زنان بر روی زین نهى کردند.

2. امام علی(ع)‏: «لَا تَحْمِلُوا الْفُرُوجَ عَلَى السُّرُوجِ فَتُهَیِّجُوهُنَّ لِلْفُجُور»؛[2] زنان را بر زین سوار نکنید؛ زیرا منجر به آن خواهد شد که غریزه جنسی آنان را زیاد کنید.

3. در برخی از روایات سوار شدن زنان بر مرکب نشانه‌ای از نشانه‌های آخر‌الزمان دانسته شده است.[3]

در ارتباط با این روایات، بیان چند نکته ضروری است:

  • ashk

بدعت ها و اعتراضات ابوبکر و عمر

ashk | جمعه, ۶ مهر ۱۳۹۷، ۰۲:۳۴ ب.ظ | ۰ نظر

أبان از قول سلیم نقل می کند که گفت: در مسجد رسول خدا ص به حلقه ای از جمعیت رسیدم که همه آنان از بنی هاشم بودند به جز سلمان و ابوذر و مقداد و محمد بن ابی بکر و عمر بن أبی سلمة و قیس بن سعد بن أبی عبادة.

عباس به حضرت علی ع گفت: چرا هنگامی که عمر از تمام کارگزاران خود غرامت می گرفت، قنفذ را از پرداخت غرامت منع کرد؟

حضرت علی ع نگاهی به اطرافیان خود نمود. در این هنگام بغض گلویش را گرفت و اشک از چشمان مبارکش جاری شد و در جواب فرمودند: به عنوان تشکر از قنفذ که چنان ضربه ای با تازیانه به فاطمه علیهاالسلام زده بود که وقتی آن حضرت علیهاالسلام از دنیا رفت اثر آن ضربه مانند دستبندی بر بازوی او باقی بود.

سپس حضرت ع فرمودند: جای تعجب است که چگونه دل های این امت، محبت این مرد (عمر) و رفیقش (ابوبکر) را که قبل از او بود در خود جای داده و در برابر تمام بدعت های او تسلیم شده است. اگر کارگزاران او (عمر) خیانتکار بوده اند و مالی که در دستشان بوده از راه خیانت کسب کرده بودند بر او جایز و حلال نبود که آن را رها کند، بلکه باید تمام اموال را می گرفت، زیرا آن مال غنیمت مسلمانان است. چرا باید نصفش را بگیرد و نصفش را رها کند؟

  • ashk

بنابر روایات و دیدگاه فقیهان؛ نماز خواندن در «وادی الشُقره»، مکروه است:[1]

از امام صادق(ع) نقل شده است: «لَا یُصَلَّى فِی وَادِی الشُّقْرَة فَإِنَّ فِیهِ مَنَازِلَ الْجِنِّ؛ در بیابان شقره نماز خوانده نشود؛ زیرا در آن‌جا منازل جنّ است.»[2]

در روایت دیگری آمده است: «لَا یُصَلَّى فِی وَادِی الشُّقْرَة».[3]

همچنین روایت شده است: «لَا یُصَلَّى فِی الْبَیْدَاءِ وَ لَا ذَاتِ الصَّلَاصِلِ وَ لَا فِی وادی الشُّقْرَةِ وَ لَا فِی وَادِی ضَجْنَان؛ ‏در این مکان‌ها نماز خوانده نشود: بیداء، ذات الصّلاصل (زمینی که گِل سرخ‌رنگ آمیخته با ریگ است)، وادى الشّقرة و وادى ضجنان.‏»[4]

درباره این ‌که مقصود از «وادی شقره» چیست، احتمالاتی در کتاب‌های شرح حدیث و فقهی داده شده است:

1. مراد، گیاه «شقائق نعمان» است؛[5] یعنی هر جایی که در آن، چنین گیاهى بروید، نماز در آن مکروه است. این گیاه، شقایقی به رنگ زیباى سرخ است.[6]

2. «وادی شقره»، نام مکان مشخصی در میان راه مدینه به مکّه است[7] که روایات بالا ناظر به آن است و در این صورت، تفاوتی نمی‌کند که در آن مکان، گیاه شقایق نعمان روییده باشد یا خیر.[8]

 


[1] - حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج ‏5، ص 157 - 158، قم، مؤسسة آل البیت(ع)، چاپ اول، 1409ق؛ حلّى، حسن بن یوسف، نهایة الإحکام فی معرفة الأحکام، ج ‌1، ص 347، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، 1419ق؛ نجفى، محمد حسن، مجمع الرسائل (محشّٰى صاحب جواهر)، ص 203، مشهد، مؤسسه صاحب الزمان(ع)، چاپ اول، 1415ق.

[2] - برقى، احمد بن محمد، المحاسن، ج ‏2، ص 366، قم، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1371ق؛ ابن ادریس، محمد بن احمد، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ج ‏3، ص 644، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ دوم، 1410ق.

[3] - کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ‏3، ص 390، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.

[4] - صدوق، محمد بن على، من لا یحضره الفقیه، ج ‏1، ص 242، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ دوم، 1413ق.

[5] - حسینی عاملی، سید جواد بن محمد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، ج ‌6، ص 202، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ اول‌، 1419ق؛ مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، ج ‏80، ص 312، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ دوم‏، 1403ق.

[6] -  بستانی، فؤاد افرام، فرهنگ ابجدی عربی - فارسی، مترجم، مهیار، رضا، ص 532، تهران، انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1375ش؛ ر. ک: راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن‏، ص 460، بیروت، دار القلم‏، چاپ اول، 1412ق؛ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ‏10، ص 181 – 182، بیروت، دار صادر، چاپ سوم، 1414ق.

[7] - مجلسى، محمدتقى‏، روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج ‏2، ص 113، قم، مؤسسه فرهنگى اسلامى کوشانبور، چاپ دوم‏، 1406ق؛  حلّى، حسن بن یوسف، منتهى المطلب فی تحقیق المذهب، ج ‌4، ص 348، مشهد، مجمع البحوث الإسلامیة‌، چاپ اول‌، 1412ق؛ فیض کاشانی، محمد محسن، مفاتیح الشرائع، ج ‌1، ص 102، قم، کتابخانه آیة الله مرعشى نجفى، چاپ اول‌، بی‌تا؛ جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، ج ‌8، ص 350؛ طریحی، فخر الدین بن محمد، مجمع البحرین‏، ج 3، ص 352 – 353، تهران، مرتضوى‏، چاپ سوم‏، 1375ش.

[8] - مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، ج ‌6، ص 202.

  • ashk

 

شخصی بنام «سهل بن حسن خراسانی» خدمت امام صادق(ع) رسید، سلام کرده و نشست. عرض کرد: یابن رسول الله(ص) شما رئوف و مهربان هستید، چرا از حق خود دفاع نمی‌کنید؟ چه چیزی مانع این امر است؟ در صورتی‌که بیش از صدهزار شیعه‌ی شمشیرزن دارید!

حضرت(ع) فرمودند: ای مرد خراسانی بنشین!.

 سپس حضرت(ع) امرکردند، تا تنور را روشن کنند، وقتی تنور برافروخته شد، حضرت(ع) رو به مرد خراسانی نموده و فرمود: بلند شو و داخل تنور شو.

در این هنگام مرد خراسانی ترسید و عرض کرد: یابن رسول الله(ص) آیا می‌خواهی مرا با آتش بسوزانی؟ و از حضرت(ع) خواست که از او درگذرد.....

حضرت(ع) فرمودند: تو را بخشیدم.

 در این هنگام یکی از اصحاب امام صادق(ع) بنام «هارون مکّی» وارد شد، در حالی‌که یک کفش خود را با انگشت گرفته بود. خدمت آن ‌حضرت(ع) رسید و سلام کرد.

امام(ع) جواب سلام او را داد و فرمود: نعلین را از دست خود بینداز و داخل تنور شو!....

هارون مکی، نعلین را انداخت و داخل تنور شد. امام(ع) شروع کرد با مرد خراسانی صحبت کردن و از اوضاع خراسان از او می‌پرسید و سپس گفت: ای خراسانی برو و داخل تنور را نگاه کن.

مرد خراسانی به طرف تنور رفت و دید که «هارون مکی» چهار زانو در تنور نشسته است. امام(ع) از مرد خراسانی سئوال کرد: از این ‌ها در خراسان چند نفر پیدا می‌شود؟

مرد خراسانی عرض کرد: به خدا قسم یک‌ نفر هم نیست.

امام(ع) فرمودند: ما تا زمانی که پنج نفر یاور این چنینی نداشته باشیم، قیام نخواهیم کرد. ما خودمان موقعیت مناسب را بهتر می‌دانیم.[1]

 


[1] - بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏47، ص 124

  • ashk

اگرچه زیبایی و سفیدروییِ ظاهری نمی‌تواند معیار اصلی برای ازدواج باشد، اما طبیعی است که داشتن همسری که علاوه بر دارا بودن ایمان و اخلاق و معیارهای معنوی برای ازدواج، زیبارو نیز باشد، امتیازی برای یک مرد به شمار می‌آید.

با ذکر این مقدمه، به بررسی روایت منقول از امام رضا(ع) می‌پردازیم:

«عِدَّةٌ مِنْ أَصْحابِنا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیادٍ عَنْ بَکْرِ بْنِ صالِحٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحابِهِ عَنْ أَبی الْحَسَن(ع): مِنْ سَعَادَةِ الرَّجُلِ أَنْ یَکْشِفَ الثَّوْبَ عَنِ امْرَأَةٍ بَیْضَاءَ».[1]

از لحاظ سندی، با آن ‌که این روایت در کتاب معتبری نقل شده است، اما به دلیل مجهول بودن نام برخی از راویان آن،[2] و نیز اختلاف ‌نظر درباره توثیق دیگر راویان،[3] روایتی ضعیف ارزیابی می‌شود.

اما با چشم‌پوشی از ضعف سند، با توجه به مقدمه یادشده، محتوای آن می‌تواند قابل پذیرش باشد، علاوه بر آن ‌که «امْرَأَةٍ بَیْضاء»، غیر از زیبایی صورت، دارای معانی دیگری نیز می‌باشد که شاید روایت ناظر به آنها باشد:

1. پاک بودن از عیوب: در زبان عرب، ‌هنگامی که گفته می‌شود فلانی سفید است، یک معنایش آن است که دامن او از عیب‌ها و ناپاکی‌ها مبرّا و پاک است.

2. صاحب فضل و کرم بودن: در این زبان، برای توصیف افرادی که دارای فضل و کرم باشند نیز از تعبیر «سفید» استفاده می‌شود.[4]

3. پاک بودن از حیض: از آن‌جا که در حدیث حائض «یُمْسِکُ عَنْها زَوْجُها حَتَّى تَرَى الْبَیاض‏»،[5] «سفیدی» به معنای «پاک بودن از حیض» است،[6] ممکن است که منظور از سفیدی در این روایت نیز آن باشد که در شب زفاف، همسرش پاک از حیض باشد.

 


[1] - کلینى، محمد بن یعقوب‏، کافی، ج ‏5، ص 335، قم، دار الحدیث‏، چاپ اول، 1429ق.

[2] - «بَعْضِ أَصْحَابِهِ» بکر بن صالح رازی که در روایت آمده، مشخص نشده‌ که چه کسانی هستند.

[3] - درباره بکر بن صالح رازی اختلاف نظر وجود دارد و برخی از عالمان رجال او را ضعیف دانسته‌اند. ر. ک: غضائری، احمد بن حسین، کتاب الضعفاء، ج 1، ص 44، قم، مؤسسه اسماعیلیان، 1364ق؛ حلّی، حسن بن یوسف، خلاصة الاقوال، ص 208، نجف اشرف، منشورات المطبعة الحیدریة، چاپ دوم، 1381ق.

[4] - مصطفوى، حسن‏، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم‏، ج ‏1، ص 362، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‏، چاپ اول، 1368ش‏.

[5] - کافی، ج ‏5، ص 261.

[6] - طریحی، فخر الدین بن محمد، مجمع البحرین، ج‏ 4، ص 198، تهران، مرتضوى‏، چاپ سوم، 1375ش‏.

  • ashk

ساز عود یا بربط

ashk | سه شنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۷، ۱۱:۳۷ ق.ظ | ۰ نظر

ساز عود یا بربط

أَبو داود مُسْتَرِق می‌گوید:‏ «هرکس چهل روز در خانه‌اش بربط نواخته شود، خداوند شیطانى به نام «قَفَندر» را بر وى مسلط می‌کند؛ پس هیچ عضوى از اعضاى بدنش را باقى نمی‌گذارد مگر آن ‌که روى آن می‌نشیند. هنگامى که این اتفاق افتاد، شرم و حیا و غیرت از او گرفته می‌شود و از آنچه می‌گوید و آنچه به او گفته می‌شود، هیچ باکى ندارد».[1]

شبیه این روایت با سند دیگری از امام صادق(ع) نیز نقل شده است.[2]

 

[1] - کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 6، ص 434، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.

[2] - همان، ج ‏5، ص 536.

  • ashk

شستن پاهای عروس توسط داماد در شب زفاف

ashk | دوشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ۱۲:۱۷ ب.ظ | ۰ نظر

از رسول خدا(ص) در آداب شب زفاف آمده است:

 

«أَوْصَى رَسُولُ اللَّهِ ص عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ ع فَقَالَ یَا عَلِیُّ إِذَا دَخَلَتِ الْعَرُوسُ بَیْتَکَ فَاخْلَعْ خُفَّهَا حِینَ تَجْلِسُ وَ اغْسِلْ رِجْلَیْهَا وَ صُبَ‏ الْمَاءَ مِنْ بَابِ‏ دَارِکَ إِلَى أَقْصَى دَارِکَ فَإِنَّکَ إِذَا فَعَلْتَ ذَلِکَ أَخْرَجَ اللَّهُ مِنْ دَارِکَ‏ سَبْعِینَ لَوْناً مِنَ الْفَقْرِ...»؛[1]

 

یا على، هنگامی که عروس به خانه‌ات وارد شد و هنگامی که ‌خواست بنشیند کفشش را درآور و هر دو پایش را بشو، و آب حاصل از شستشو را در جای جای خانه‌ات بپاش که اگر چنین کنى خدا از خانه‌‏ات هفتاد رنگ فقر را ببرد، و هفتاد رنگ برکت در آن درآورد، و هفتاد رحمت بر تو فرو فرستد که ابتدا بر سر عروس بچرخد و سپس به هر گوشه خانه‌‏ات برسد.

 


[1] - شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج ‏3، ص 551، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1413ق.

  • ashk

 

در آن دوران که اعراب جاهلی شبه جزیره عربستان در تاریکی و ظلمت محض به پرستش بت ها مشغول بودند و جنگ و خون ریزی بین قبایل همه جا را فرا گرفته بود، خداوند کامل‌ترین دین را به دست خاتم رسولان و پیامبر رحمت بر مردم عرضه داشت.

بعد از تلاش بی وقفه آن حضرت(ص) آرام آرام بین مردم بدوی و صحرانشین آن روزگار الفت و همدلی و برابری و برادری ایجاد، و مدینه تبدیل به مدینه فاضله گشت، و همه مردم، مهاجر و انصار به عنوان مسلمان گرد پیامبر جمع شدند، و امّت اسلامی را در آن زمان بوجود آوردند، و گرچه عده ای منافق بودند، ولی با وجود پیامبر اکرم(ص) جرأت اظهار نیّات پلید خویش را نداشتند.

ولی بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) همه چیز دگرگون شد و اتفاقاتی رخ داد که پایه و اساس اختلاف در امّت اسلام و در اقلّیت قرار گرفتن اهلبیت عصمت و طهارت(ع) پدید آمد، از مهمترین اتفاقات مسأله رهبری و جانشینی پیامبر اکرم(ص) بود.

امّا از آنجا که پیامبر اکرم(ص) این آینده شوم را می دید از همان آغاز بعثت بارها و بارها علی(ع) را به عنوان شایسته ترین فرد، و منتخب از جانب خداوند برای امر امامت معرّفی نمودند. شاهد این ادّعا احادیث فراوانی است که از آن حضرت(ص) در این زمینه رسیده است از جمله: حدیث یوم الدّار؛[1] حدیث منزلت؛[2] حدیث معروف ثقلین، و حدیث غدیر که در ضمن خطبه غدیریّه آن حضرت(ص) آمده است.

آنچه پیش رو دارید نگاهی است گذرا به خطبه غدیر و مطالبی که درباره امیرمؤمنان در آن آمده است:

 

  • ashk

مهربانی با همسر

ashk | شنبه, ۳ شهریور ۱۳۹۷، ۰۱:۰۵ ب.ظ | ۰ نظر

پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:

ان الرجل لیؤجر فی رفع اللقمة الی فی امراته

مرد در برابر لقمه ای که در دهان زنش می گذارد پاداش می برد .

  • ashk

برای وضعیت آخرتی مرد و زنی که در دنیا همسر هم بوده اند چند فرض را می توان بیان کرد:

 

1 ـ زن و مرد هر دو بهشتی باشند.

2 ـ زن، بهشتی و مرد، جهنّمی باشد.

3 ـ مرد، بهشتی و زن، جهنّمی باشد.

4 ـ زن و مرد هر دو جهنّمی باشند.

5 ـ زن با شوهران خود، هر دو گروه، بهشتی باشند.

6 ـ مرد با زنانش، هر دو گروه، بهشتی باشند.

و...

 

در مورد اول، اگر هر دو همدیگر را انتخاب کنند؛ یعنی، اگر مرد رتبه ی بالاتر داشته باشد و زن را انتخاب کند و یا اگر زن رتبه ی بالاتر داشته باشد و مرد را انتخاب کند، در این صورت به هم می رسند. این مطلب در ضمن روایتی از امام صادق(ع) رسیده است که فرمود: «اگر در بهشت، مرد از زن بالاتر بود و او را انتخاب کرد، زن یکی از همسران مرد می شود و اگر زن بالاتر بود و مرد را انتخاب کرد، زن همسر مرد می شود.»[1]

 

در فرض دوم، سوم و چهارم هم بالاخره یا هر دو یا یکی از آنان در جهنم است و شخصی که در بهشت نباشد نمی تواند با زن و یا مرد بهشتی اش در کنار هم باشند. در فرض ششم هم با توجه به همین روایت، اگر مرد بالاتر باشد می تواند همسرانش را انتخاب کند.

 

فرض پنجم و ششم که مورد سؤال است، خوشبختانه در روایات ما آمده آست. مثل همین سؤال را امّ سلمه، همسر گرامی پیامبر اسلام از ایشان پرسید که اگر زنی در دنیا چند همسر داشته است و در روز قیامت همگی وارد بهشت شوند، زن همسر کدام یک از مردان می شود؟ پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «ای ام سلمه، بهترین آنها را از نظر خلق و خوی انتخاب کن. شخصی را برگزین که برای خانواده اش از همه بهتر بوده، چرا که حسن خلق، خیر دنیا و آخرت را به همراه دارد.»[2] یعنی زن، در این صورت هر کدام از مردان را که بخواهد می تواند انتخاب کند.

  • ashk

بی احترامی به زن

ashk | جمعه, ۲ شهریور ۱۳۹۷، ۰۴:۴۷ ب.ظ | ۱ نظر

 

 

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) می‏ فرمایند:


فای رجل لطم امراته لطمه، امرالله عزوجل مالک خازن النیران فیلطمه علی حر وجهه سبعین لطمه فی نار جهنم؛

هر کس به صورتِ زنش سیلی بزند، خداوند متعال به آتشبانِ جهنم دستور می ‏دهد تا در آتشِ جهنم، هفتاد سیلی بر صورت او بزند.

 

مستدرک الوسائل، ج‏۱۴، ص‏۲۵۰

  • ashk

سبک شمردن نماز

ashk | يكشنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۴۴ ب.ظ | ۱ نظر

روزی حضرت زهرا(سلام الله علیها) کنار رسول خدا(ص) نشسته بودند. حضرت فاطمه(س) از پدر بزرگوارش پرسید: پدر جان، یا رسول الله! زنان و مردانى که نسبت به نماز بى‌‌اعتنا هستند و نماز را سبک مى‌‌شمارند، چه عواقبى را در پیش دارند؟

رسول خدا(ص) فرمود: فاطمه جان! هر کسى از مردان و زنان نمازش را سبک بشمارد، خداوند او را به پانزده بلا مبتلا مى‌‌سازد:

شش مورد در دنیا، سه مورد در وقت مرگ، و سه مورد آنها در قبر و سه مورد در قیامت زمانى که از قبر خارج شود.

یَرْفَعُ اللّهُ الْبَرَکَةَ مِنْ عُمْرِهِ، وَ یَرْفَعُ اللّهُ الْبَرَکَةَ مِنْ رِزْقِهِ، وَ یَمْحُوا اللّهُ عَزَّوَجَلَّ سیماءَ الصّالِحینَ مِنْ وَجْهِهِ، وَکُلُّ عَمَل یَعْمَلُهُ لا یُوجَرُ عَلَیْهِ، وَ لا یَرْتَفِعُ دُعاؤُهُ إِلىَ السَّماءِ، وَ لَیْسَ لَهُ حَظٌّ فى دُعاءِ الصّالِحینَ، وَ أَنّهُ یَمُوتُ ذَلیلاً، وَ یَمُوتُ جائِعًا، وَ یَمُوتُ عَطْشانًا، فَلَوْ سُقِىَ مِنْ أَنْهارِ الدُّنْیا لَمْ یُرْوَ عَطَشُهُ، وَ یُوَکِّلُ اللّهُ مَلَکًا یَزْعَجُهُ فى قَبْرِهِ، وَ یَضیقُ عَلَیْهِ قَبْرُهُ ، وَ تَکُونُ الظُّلْمَةُ فى قَبْرِهِ، وَ یُوَکِّلُ اللّهُ بِهِ مَلَکًا یَسْحَبُهُ عَلى وَجْهِهِ،  وَ الْخَلائِقُ یَنْظُرُونَ إِلَیْهِ، وَ یُحاسَبُ حِسابًا شَدیدًا، وَ لا یَنْظُرُ اللّهُ إِلَیْهِ وَ لا یُزَکّیهِ وَ لَهُ عَذابٌ أَلیمٌ.»[1]

الف) اما آن شش بلایى که در دنیا دامنگیرش مى‌‌شود:

1- خداوند برکت را از عمرش مى‌‌برد.

2- خداوند برکت را از رزقش مى‌‌برد.

3- خداوند عزوجل سیماى صالحین را از چهره‌‌اش محو مى‌‌کند.

4- هر عملى که انجام مى‌‌دهد پاداش داده نمى‌‌شود.

5- دعایش به آسمان نمى‌‌رود.

6- بهره‌‌اى از صالحین براى او نیست.

 

ب) اما آن سه بلایى که هنگام مرگ گرفتارش خواهد شد:

1- ذلیل از دنیا مى‌‌رود.

2- هنگام مرگ در حال گرسنگى خواهد بود.

3- تشنه از دنیا خواهد رفت، اگر چه آب نهرهاى دنیا را به او بدهند.

 

ج) اما آن سه بلایى که در قبر دامنگیرش مى‌‌شود:

1- خداوند ملکى در قبر براى او مى‌‌گمارد تا او را زجر دهد.

2- قبرش براى او تنگ خواهد شد.

3- گرفتار ظلمت و تاریکى قبر خواهد شد.

 

د) اما آن سه بلایى که در روز قیامت گرفتارش خواهد شد:

1- خداوند ملکى را موکل مى‌‌سازد تا او را با صورت بر زمین بکشد، در حالى که خلایق تماشا مى‌‌کنند.

2- محاسبه اعمالش به سختى انجام مى‌‌شود.

3- خدا به نظر لطف به او نمى‌‌نگرد و براى اوست عذاب همیشگى. (منبع: فلاح السائل : 22)

 


[1] - (مسند فاطمه الزهراء، ص 235).

  • ashk

آیا آروغ زدن در میان جمع کراهت دارد؟

ashk | شنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۰۲ ب.ظ | ۰ نظر

به بادی که از معده به سمت دهان خارج ‌شده، آروغ گفته می‌شود؛[1] در طب قدیم، دلیلش را چیره شدن بلغم،[2] سرد مزاجی، ضعف حرارت معده، زیادی غذا و یا رطوبت زیاد معده دانسته‌اند.[3]

اگر آروغ زدن ناشی از بیماری و غیر قابل پیشگیری و کنترل باشد، نمی‌تواند سرزنشی را درپی داشته باشد؛ چون امر غیر اختیاری قابلیت توصیف به استحباب و کراهت را ندارد، اما آروغ ناشی از پرخوری و نیز خودداری از پایین آوردن صدای آروغ در روایات مورد سرزنش واقع شده است که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

امام علی(ع) فرمودند:

ابو جحیفه(وهب بن عبد اللَّه سوائیّ) خدمت رسول خدا(ص) رسید و آروغ می ‌زد. پیامبر(ص) به او فرمود: جلوى آروغت را بگیر، (یعنى کمتر بخور)، زیرا بیشتر آنان که در دنیا پر می‌خورند در قیامت گرسنگى می‌کشند، امام(ع) فرمود: ابو جحیفه پس از آن هیچ‌گاه از طعام سیر نخورد تا به خدا پیوست.[4]

پیامبر(ص) فرمودند: «وقتی آروغ می‌زنید، صدایش را به آسمان نرسانید».[5]

بر اساس این روایات و روایات دیگر، فقها حکم به ناپسندی بلند کردن صدای آروغ داده‌اند: «و یکره ... رفع الجشأ الى السماء».[6]

 


[1] - أزدى، عبدالله بن محمد، کتاب الماء، محقق اصفهانى، محمد مهدى‏، ج 1، ص 253، تهران، مؤسسه مطالعات تاریخ پزشکی، طب اسلامی و مکمل- دانشگاه علوم پزشکی ایران‏، چاپ اول، 1387ش‏.

[2] - منسوب به امام رضا(ع)، طبّ الرضا(ع)، ترجمه، امیر صادقى‏، نصیرالدین، ص 194، تهران، معراجى‏، چاپ ششم، 1381ش‏.

[3] - کتاب الماء‏، ج 1، ص 253 – 254.

[4] - ابن بابویه، محمد بن على‏، عیون أخبار الرضا(ع)، محقق، مصحح، لاجوردى، مهدى‏، ج 2، ص 38، تهران، نشر جهان‏، چاپ اول، 1378ق.

[5] - مجلسى، محمد باقر‏، بحار الأنوار، ج 63، ص 338، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ دوم، 1403ق‏.

[6] - حلى، یحیى بن سعید، الجامع للشرائع‏، ص 391، قم، مؤسسة سید الشهداء العلمیة، چاپ اول، 1405ق؛ شهید اول، محمد بن مکى عاملى‏، الدروس الشرعیة فی فقه الإمامیة، ج 3، ص 26، قم، دفتر انتشارات اسلامى،، چاپ دوم، 1417ق‏.

http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa77589

  • ashk

بخل، درختی در آتش

ashk | جمعه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۷، ۰۶:۴۶ ب.ظ | ۰ نظر

فاطمةُ علیهاالسلام : قالَ لی أبی رَسولُ اللّهِ صلى الله‌ علیه‌ و‌ آله: إیّاکِ وَالبُخلَ ؛ فَإِنَّهُ عاهَةٌ لا تَکونُ فی کَریمٍ. إیّاکِ وَالبُخلَ ؛ فَإِنَّهُ شَجَرَةٌ فِی النّارِ وأغصانُها فِی الدُّنیا، فَمَن تَعَلَّقَ بِغُصنٍ مِن أغصانِها أدخَلَهُ النّارَ.[1]

حضرت فاطمه علیهاالسلام: پدرم رسول خدا صلى‌الله‌علیه‌ و‌آله به من فرمود:

«مبادا بخل بورزى ؛ چون بخل آفت است و این آفت در بزرگوار نیست ! مبادا بخل بورزى ؛ چرا که بخل، درختى است در آتش [دوزخ] که شاخه‌هایش در دنیا هستند و هر کس به شاخه‌اى از شاخه‌هاى آن از آن در آویزد، او را به آتش، وارد سازد.

 


[1] - دلائل الإمامة : ص ۷۱ ح ۹ عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم‏السلام.

  • ashk

در فرازهای متعدّدی از منابع اسلامی به این نکته اشاره شده است که مردم آن زمان، حضرت علی ع را تنها گذاشته و یاری نمی کردند و حضرت ع بارها آنها را به یاری طلبیده و برایشان روشنگری کرده است ولی آنها ممانعت می­کردند، لذا حضرت ع بسیار از رفتارهای آنان ناراحت بود.

به یکی از نقل هائی که بیانگر و نشاندهنده این مطلب است اشاره می شود:

أبان بن ابی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: ما در اطراف امیرالمؤمنین ع نشسته بودیم در حالی که گروهی از اصحاب آن حضرت ع اطراف او را گرفته بودند. شخصی به آن حضرت ع عرض کرد: یا امیرالمؤمنین ع چه خوب بود اگر مردم را تشویق به جنگ می کردید.

حضرت ع از جا برخاست و در ضمن خطبه­ ای[1] چنین فرمودند: من شما را تشویق به جنگیدن نمودم، ولی شما نرفتید و شما را فراخواندم ولی گوش نکردید، پس شما حاضرانی مانند غایبان و زندگانی مانند مردگان و کَرهایی صاحب گوش هستید.

  • ashk

رجب به چه معنا است و نام چه چیزی است؟

ashk | پنجشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۲۷ ق.ظ | ۰ نظر

«رجب»؛ نام نهمین ماه از ماه‌های قمری است. بر اساس آنچه در کتب لغوی آمده، این ریشه در موارد «بزرگ‌داشت چیزی از روی هیبت آن» مورد استفاده قرار می‌گیرد. و این ماه را نیز از آن رو رجب نامیده‌اند که در دوران جاهلیت، آن‌ را بزرگ شمرده و جنگ در آن‌ را ممنوع و حرام می‌شمردند،[1] که پس از اسلام نیز این سنت ادامه یافت.

شایان ذکر است، در منابع حدیثی هم از این ماه به عنوان ماهی با عظمت و پر فضیلت یاد شده و بر انجام عبادات و اعمال نیک در آن بیشتر سفارش شده است.

در روایتی، از امام صادق(ع) نقل شده است که ماه رجب را «أصب» (ریزش زیاد) نامیده‌اند؛ زیرا در این ماه، رحمت الهی بر بندگانش بیشتر سرازیر می‌گردد.[2]

همچنین در حدیثی دیگر، امام کاظم(ع) فرمودند: «رجب نام نهرى در بهشت است که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‌تر است، پس کسى که یک روز از رجب را روزه بدارد، خدا از آن نهر به او مى‌نوشاند».[3]

 


[1] - ر. ک: جوهرى، اسماعیل بن حماد، الصحاح - تاج اللغة و صحاح العربیة، ج ‌1، ص 133، بیروت، لبنان، دار العلم للملایین، چاپ اول، 1410‍ق؛ ابو الحسین، احمد بن فارس بن زکریا، معجم مقائیس اللغة، ج ‌2، ص 496، قم، دفتر تبلیغات اسلامى، چاپ اول، 1404ق.

[2] - قمّى اشعرى، احمد بن محمد بن عیسى، النوادر، ص 18، قم، مدرسه امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف، چاپ اول، 1408ق.

[3] - صدوق، محمّد بن على بن بابویه، من لا یحضره الفقیه، ج ‌2، ص 92، ح 1821، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ دوم، 1413ق.

http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa88029

  • ashk

روایتی از رسول خدا(ص) نقل شده که حضرتشان فرمودند: «هر‌گاه که انسان می‌خوابد، شیطان، سه گِره در سر او ایجاد می‌کند که هر گِرِهی از آنها به شخصِ خفته چنین القا می‌کند که شبِ درازی در پیش داری! بگیر و بخواب! حال اگر انسان اعتنایی نکرد و از جایش برخاست و یاد خدا کرد، یک گره باز می‌شود. سپس اگر وضو ساخت، گرهی دیگر باز شده و اگر نماز گزارد، آخرین گره نیز گشوده خواهد شد و او با نشاط و خاطری خوش، صبح را آغاز خواهد کرد وگرنه صبح او با کسالت و خاطری آشفته آغاز خواهد شد».

 

این روایت در صحیح بخاری[1] و نیز برخی دیگر از کتابهای مورد استناد اهل سنت[2] وجود دارد، اما در منابع اولیه شیعی عین این روایت مشاهده نشده و منابع متأخّرِ شیعی نیز آن را از کتب اهل سنت نقل کرده‌اند. به عنوان نمونه محدّث نوری (م 1320ق) آن را از ابن أبی جمهور احسائی در «دُرَر اللآلی» نقل کرده است.[3]

 

با این وجود، مشابه این محتوا و با الفاظی دیگر در منابع کهن شیعی نیز وجود داشته و از این رو محتوای این روایت مورد تأیید فریقین(شیعه و سنی) است.

در روایتی؛ از امام پنجم یا ششم(ع) می‌خوانیم: «هیچ بنده‌ای نیست مگر شبی یک یا چند بار از خواب بیدار می‌شود، پس اگر برای عبادت و شب زنده‌داری از بستر برخاست که به مطلوب رسیده است، وگرنه شیطان در گوش او ادرار می‌کند»

آن‌گاه حضرت(ع) ادامه داد: «آیا احساس نکرده‌اید که شبی را که به عبادت نپرداخته‌اید، با سستی و کسالت و سنگینی از خواب برمی‌خیزید».[4]

 


[1] - «حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ یُوسُفَ، قَالَ: أَخْبَرَنَا مَالِکٌ، عَنْ أَبِی الزِّنَادِ، عَنِ الأَعْرَجِ، عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ: «یَعْقِدُ الشَّیْطَانُ عَلَى قَافِیَةِ رَأْسِ أَحَدِکُمْ إِذَا هُوَ نَامَ ثَلاَثَ عُقَدٍ یَضْرِبُ کُلَّ عُقْدَةٍ عَلَیْکَ لَیْلٌ طَوِیلٌ، فَارْقُدْ فَإِنِ اسْتَیْقَظَ فَذَکَرَ اللَّهَ، انْحَلَّتْ عُقْدَةٌ، فَإِنْ تَوَضَّأَ انْحَلَّتْ عُقْدَةٌ، فَإِنْ صَلَّى انْحَلَّتْ عُقْدَةٌ، فَأَصْبَحَ نَشِیطًا طَیِّبَ النَّفْسِ وَ إِلَّا أَصْبَحَ خَبِیثَ النَّفْسِ کَسْلاَنَ»؛ بخاری، محمد بن إسماعیل، صحیح البخاری (الجامع المسند الصحیح المختصر من أمور رسول الله و سننه و أیامه)، «باب عقد الشیطان...»، ج 2، ص 52، بیروت، دار طوق النجاة، چاپ اول، 1422ق.

[2] - مانند: أبو داود سجستانی، سلیمان بن أشعث، سنن أبی داود، ج 2، ص 32، بیروت، المکتبة العصریة، بی‌تا؛ قشیری نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم (المسند الصحیح المختصر بنقل العدل عن العدل إلى رسول الله)، ج 1، ص 538، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، بی‌تا؛ أبوبکر بیهقی، أحمد بن حسین، السنن الصغیر، ج 1، ص 287، کراتشی، جامعة الدراسات الإسلامیة، چاپ اول، 1410ق.

[3] - نورى، حسین بن محمد تقى‏، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج ‏6، ص 340، قم، مؤسسة آل البیت(ع)‏، چاپ اول‏، 1408ق.

[4] - صدوق، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه‏، ج ‏1، ص 478 – 479، قم، دفتر انتشارات اسلامى‏، چاپ دوم‏، 1413ق؛ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، ج 2، ص 334، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.

http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa85810

  • ashk

حضرت امیرالمؤمنین(ع) در تمام عمر شریفشان به خاطر رسالتی که از جانب خداوند متعال و پیامبر اکرم(ص) به عهده داشتند، همیشه در صدد هدایت جامعه بشری و روشنگری آنها بودند. لذا در وقائع و حوادثی که رقم خورد برای غصب خلافتْ توسط معاندین و مخالفین اولیای الهی، حضرت امیرالمؤمنین(ع) بارها با دلائل کافی و قانع کننده سعی در روشنگری جامعه و برگشت آنها از راه ضلالت به راه هدایت کرده بودند که اگرچه در سخن، مخالفینْ اقرار می کردند که از حقیقت دور افتاده اند و حق با حضرت علی(ع) است، ولی در مقام عمل، باز به راه ضلالت خود ادامه می دادند.

 

از جمله دفاعیات حضرت(ع) از حقوق غصب شده خودشان، روایت زیر است:

 

  • ashk

علت اختلاف احادیث از زبان حضرت امیرالمؤمنین(ع)

ashk | شنبه, ۱۳ مرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۴۴ ب.ظ | ۰ نظر

أبان بن أبی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: عرض کردم: یا امیرالمؤمنین(ع) من از سلمان و مقداد و ابوذر مطالبی در تفسیر قرآن و روایاتی از قول رسول خدا(ص) شنیدم که بعدها شما آنچه را از آنان شنیده بودم تصدیق فرمودید. و نیز دست مردم مطالب بسیاری در تفسیر قرآن و احادیثی از رسول خدا(ص) دیدم که با آنچه از شما شنیده بودم مخالف بود و شما آن ها را باطل می دانید. آیا شما می فرمایید آنان عمداً به رسول خدا(ص) دروغ نسبت می دهند و قرآن را تفسیر به رأی می کنند؟

 

حضرت على(ع) رو به من کرده و فرمود: ای سلیم سؤال کردی پس جوابش را بفهم، آنچه در دست مردم است، حق و باطل، راست و دروغ، ناسخ و منسوخ، خاص و عام، محکم و متشابه و حفظ و وهم، همه را با هم شامل می شود و همانا مردم در زمان خود پیامبر اکرم(ص) به او دروغ نسبت دادند تا جایی که حضرت(ص) برای خطبه قیام کرده و چنین فرمود: ای مردم نسبت دهنده دروغ به من زیاد شده است، هرکس از روی عمد دروغی را به من نسبت دهد جایگاهش را از آتش ساخته است.

 

  • ashk

خطبه امیرالمؤمنین(ع) درباره اسلام و ایمان

ashk | شنبه, ۱۳ مرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۲۹ ب.ظ | ۰ نظر

خطبه امیرالمؤمنین(ع) درباره اسلام و ایمان[1]

أبان بن ابی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که مردی نزد امیرالمؤمنین(ع) آمده و درباره اسلام پرسید. آن حضرت(ع) در جواب فرمودند: خداوند تبارک و تعالی قوانین اسلام را وضع نمود و احکام و دستورات آن را برای کسی که وارد آن می شود سهل و آسان قرار داد و ارکان آن را در برابر کسانی که با آن سر جنگ دارند محکم و استوار ساخت و آن را چنین قرار داد:

 

عزیز، برای پیروان آن، صلح و سلامتی برای وارد شوندگان به آن، امام و راهنما برای اقتدا کنندگان به آن، زینت برای زیورکنندگان به آن، ذخیره برای کسی که آن را دین خود سازد، دستگیره محکم برای کسی که آن را دستاویز خود سازد. طنابی برای آنکه به آن چنگ زند. دلیلی محکم برای کسی که آن را بیاموزد.

 

  • ashk

انقسام اُمّت به هفتاد و سه فرقه

ashk | پنجشنبه, ۱۱ مرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۰۲ ب.ظ | ۰ نظر

 

انقسام اُمّت به هفتاد و سه فرقه

أبان می گوید: سلیم گفت از علی بن ابی طالب(ع) شنیدم که می فرمود: امتِ اسلام به هفتاد و سه فرقه تقسیم می شوند که هفتاد و دو فرقه آنان اهل آتشند و فقط یک فرقه اهل بهشتند، سیزده فرقه از این هفتاد و سه فرقه ادّعای محبت ما اهل بیتD را دارند که فقط یک فرقه از آنان اهل بهشتند و دوازده فرقه دیگر اهل آتش اند.

  • ashk

روایتی از امام صادق(ع)  وجود دارد:

«هر بنده‌ای در شب، یک، دو و یا چندبار بیدار می‌شود؛ اگر برخیزد [و نماز بگزارد چه بهتر]، وگرنه، شیطان دو پای خود را می‌گشاید و در گوش او ادرار می کند. آیا نمی‌بینى که برخى از شما که این کار را کرده است از خواب خود سنگین و خسته برمی‌خیزد».[1]

این روایت از جهت سندی صحیح است.[2]

  • ashk

گرچه شخصیت بعضی از افراد در تاریخ به طور دقیق قابل شناسائی نیست و در مورد آنها اختلاف نظر وجود دارد، ولی از نقل تاریخیِ زیر به دست می آید که حسن بصری شیعه و محبّ اهل بیت(ع) بوده است و به ناچار به خاطر موقعیت خاصّی که زندگی می کرد راه تقیه را در پیش گرفته بود:

سلیم می گوید: ابوذر و سلمان و مقداد حدیثی برایم نقل کردند که بعداً آن را از حضرت علی(ع) شنیدم. آنها گفتند: مردی بر علی بن ابی طالب(ع) فخر نمود، در این هنگام رسول خدا(ص) به علی(ع) فرمود: ای برادرم، تو بر عرب فخر نما، چرا که تو از جهت پسر عمو و پدر و برادر و خودت و نسب و همسر و فرزندانت و عمویت از همه آنان گرامی تر هستی و در مبارزه با نفس و مالت از همه عظیم تر و در صبر و شکیبایی کامل تر و در علم از همه آنان داناتری.

  • ashk

جایگاه ابلیس و بنیانگذار سقیفه در روز قیامت

ashk | چهارشنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۵۵ ق.ظ | ۴ نظر

أبان بن أبی عیاش از سلیم بن قیس نقل می کند که گفت: شنیدم که سلمان فارسی می گفت: روز قیامت که برپا می شود إبلیس را در حالی که با یک افسار آتشین لجام شده است می آورند، ولی زُفَر[1] را با دو افسار آتشین وارد می کنند. پس ابلیس به سراغ او می رود و فریادزنان می گوید: مادرت به عزایت بنشیند تو کیستی؟ من که اولین و آخرین را گمراه کرده ام با یک افسار آتشین لجام شده ام، ولی تو با دو افسار آتشین؟

زُفَر می گوید: من کسی هستم که فرمان دادم و اطاعتم کردند در مقابل خدا که فرمان داد ولی از او سرپیچی کردند.[2]

 

[1] - در روایات، کنایه از عمر است. رجوع شود به بحار ج22 ص 223 و ج 37 ص 119/ کتاب عربی سلیم بن قیس هلالی، اسرار آل محمد،محمد باقر انصاری زنجانی، پاورقی ص 165 / کتاب الفبای شیعه  اسرار آل محمد(ص)، سلیم بن قیس هلالی، نشر آرام دل، چاپ چهارم 1390، فیپا:1-51-8930-964-978، حدیث چهارم، ص 93

[2] - منظور عمر این است که او بدعت گذاشت و ولایت را از جایگاه خود منحرف کرد و مردم پذیرفتند و فرمان خدا را در این مورد فراموش کردند. / کتاب الفبای شیعه  اسرار آل محمد(ص)، سلیم بن قیس هلالی، نشر آرام دل، چاپ چهارم 1390، فیپا:1-51-8930-964-978، حدیث چهارم، ص 93

  • ashk

أبان بن أبی عیاش از سلیم بن قیس نقل می کند که گفت: از سلمان فارسی شنیدم که می گفت: وقتی که رسول خدا(ص) از دنیا رفت و مردم آنچه می خواستند انجام دادند، ابوبکر و عمر و ابو عبیدة بن حرّاج پیش انصار رفته و با دلایل حضرت علی(ع) با آنان مخاصمه کرده و آن ها را مغلوب ساختند و گفتند: ای گروه انصار، قریش بر أمر خلافت از شما مستحق ترند، زیرا رسول خدا(ص) از قریش است و مهاجرین از شما بهترند، چرا که خداوند در کتابش آنان را نام برده و به آنان فضیلت داده و رسول خدا(ص) در مورد آنان فرموده: «ائمه از قریش هستند».

سلمان گفت: من به نزد حضرت علی(ع) رفتم در حالی که او مشغول غسل رسول خدا(ص) بود، رسول خدا(ص) به حضرت على(ع) وصیت کرده بود که کسی غیر از او، آن حضرت(ص) را غسل ندهد و حضرت علی(ع) پرسیده بود: «چه کسی مرا در این کار یاری می کند؟»؛ پیامبر اکرم(ص) فرموده بود: «جبرئیل(ع)».

بنابراین حضرت على(ع) غسل هیچ عضوی را اراده نمی کرد، مگر آنکه برایش می گرداندند. هنگامی که حضرت علی(ع) غسل و حنوط و تکفین پیامبراکرم(ص) را به پایان برد، من و ابوذر و مقداد و حضرت زهرا(س) و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را به کنار بدن مطهّر رسول خدا(ص) وارد کرد و آنگاه خودش جلو ایستاد و ما در پشت سر او صف کشیدیم و بر پیامبراکرم(ص) نماز خواندیم.

  • ashk

بشارت باغ های بهشتی برای حضرت علی(ع)

ashk | دوشنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۳۹ ق.ظ | ۱ نظر

سلیم می­گوید: علیّ بن ابیطالب(ع) برای من تعریف کرد که همراه رسول خدا(ص) در یکی از راه­ های مدینه می­رفتیم که به باغی رسیدیم.

من عرض کردم: ای رسول خدا(ص) چه باغ قشنگی!

رسول خدا(ص) فرمودند: واقعاً زیباست، ولی برای تو در بهشت باغی زیباتر و قشنگ­تر از آن هست، بعد به راه خود ادامه دادیم تا اینکه به باغ دیگری رسیدیم.

من باز عرض کردم: چه باغ زیبایی است یا رسول الله(ص)؟

آن حضرت(ص) فرمودند: زیباست، ولی برای تو در بهشت از آن زیباتر هست، و همین طور تا هفت باغ رسیدیم و من هربار می­گفتم: یا رسول الله(ص) چه باغ زیبایی؛ و آن حضرت(ص) هم می ­فرمودند: برای تو در بهشت از آن زیباتر هست.[1]

 

[1] - کتاب الفبای شیعه  اسرار آل محمد(ص)، سلیم بن قیس هلالی، نشر آرام دل، چاپ چهارم 1390، فیپا:1-51-8930-964-978، حدیث دوم، ص 65

  • ashk

رسول خدا(ص) نظری به فاطمه(س) و امام علی(ع) و فرزندان آنان کرده و فرمودند: «ای سلمان، خدا را شاهد می­گیرم که من با دشمن آنان دشمن و با دوست آنان دوست هستم و بدانید که آنان در بهشت در کنار من هستند.»

و بعد رو به حضرت علی(ع) کرده و فرمودند:

«ای علی(ع)، تو به زودی با قریش به گونه ای مواجه خواهی شد که به شدّت بر علیه تو متّحد شده و بر تو ظلم خواهند کرد. پس اگر یاورانی نیافتی، صبر کن و دست نگهدار و خود را با دست خویش به هلاکت نیفکن، زیرا تو نسبت به من مانند هارون نسبت به موسی(ع) هستی و هارون برای تو الگوی نیکویی است، آن هنگام که به برادرش موسی(ع) گفت:

«إنَّ الْقَوْمَ اِسْتَضْعَفونی وَ کادُوا یَقْتُلُونَنِی؛[1] این قوم مرا تضعیف کرده و نزدیک بود که مرا به قتل برسانند.»[2]

 

[1] - سوره مبارکه اعراف، آیه شریفه 150

[2] - کتاب الفبای شیعه  اسرار آل محمد(ص)، سلیم بن قیس هلالی، نشر آرام دل، چاپ چهارم 1390، فیپا:1-51-8930-964-978، حدیث اول، ص 64/ این روایت به طور کامل در بحارالانوار ج 28 ص 54 و در اکمال الدین و اتمام النعمة ج 1 ص 262 با مختصر تفاوتی نقل شده است.

  • ashk

آیا اهل بیت(ع) دارای درجات متفاوتی هستند؟

ashk | يكشنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۴۰ ق.ظ | ۰ نظر

اهل بیت عصمت و طهارت(ع) همگی از نور واحد و صاحب ولایت و دارای بالاترین مقام نسبت به دیگران نزد خداوند متعال هستند. با این وجود در بعضی از روایات، به تفاوتِ درجات و مقامات اهل بیت(ع) نسبت به خودشان اشاره می­کند که در اینجا به ذکر یک روایت اکتفاء می­شود:

حضرت زهرا(س) عرض کرد: ای رسول خدا(ص)، کدامیک از اینهائی که نام بردی، برترند؟

رسول خدا(ص) فرمودند: برادرم على(ع) برترین افراد امتم بعد از من است؛

و پس از او، تو و فرزندان و نوه ­هایم حسن(ع) و حسین(ع)؛

و بعد جانشینان من از نسل این پسرم - در این هنگام رسول خدا(ص) به امام حسین(ع) اشاره نمود- هستند و حضرت مهدی(عج) از نسل امام حسین(ع) است و هر امامی که قبل از آن حضرت (امام مهدی عج) قرار دارد، افضل از اوست و امام قبلی برتر از امام بعدی است، زیرا اولی امامِ دومی است و دومی جانشین او محسوب می­شود، ما اهل بیتی هستیم که خداوند آخرت را به جای دنیا برای ما برگزیده است.[1]

 

[1] - کتاب الفبای شیعه  اسرار آل محمد(ص)، سلیم بن قیس هلالی، نشر آرام دل، چاپ چهارم 1390، فیپا:1-51-8930-964-978، حدیث اول، ص 63

  • ashk

فضائل اختصاصی اهل بیت عصمت و طهارت(ع)

ashk | يكشنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۰۱ ق.ظ | ۰ نظر

پیامبر اکرم(ص) خطاب به حضرت زهرا(س) فرمودند:

دخترم! خداوند متعال هفت خصلت به ما اهل بیت(ع) عطا نموده که آن را به احدی از اولین و آخرین غیر از ما نداده است، من سرور پیامبران و فرستادگان خدا و بهترین آنان هستم و جانشینم همسر توست که بهترین جانشینان و وزیر من است و شهید ما بهترین شهیدان است.

حضرت زهرا(س) عرض کرد: ای رسول خدا(ص) آیا او سرور شهیدانی است که در کنار تو به شهادت رسیده اند؟

پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «نه، بلکه سرور و آقای تمام شهیدان از اولین و آخرین است، بجز انبیاء و اوصیاء و جعفر بن ابیطالب که دو هجرت داشت و صاحب دو بال است که با آنها به همراه ملائک در بهشت پرواز می­کند و به غیر از حسن(ع) و حسین(ع) که سبط­های امتم و سرور جوانان بهشتند، سوگند به آنکه جانم در دست اوست، مهدیِ این امت که خداوند به سبب او زمین را همانگونه که پر از ظلم و جور بوده پر از عدل و داد می کند، از ماست.[1]

 

[1] - کتاب الفبای شیعه  اسرار آل محمد(ص)، سلیم بن قیس هلالی، نشر آرام دل، چاپ چهارم 1390، فیپا:1-51-8930-964-978، حدیث اول، ص 63

  • ashk