آوازک

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

۳۱ مطلب با موضوع «روایات و احادیث :: روایات در مورد امام علی(ع)» ثبت شده است

أبان بن أبی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: نزد عبدالله ابن عباس در خانه اش نشسته بودم. گروهی از شیعیان علی ع نیز همراه ما بودند و ابن عباس برایمان حدیث نقل می کرد. یکی از روایاتی که نقل کرد این بود که گفت:

ای برادران من! روزی که رسول خدا ص از دنیا رفت، هنوز دفن نشده بود که مردم پیمان شکنی کرده و از دین برگشتند و بنای مخالفت با ولایت علی ع گذاشتند و این در حالی بود که علی بن ابیطالب ع مشغول رسیدگی به امور پیامبراکرم ص بود، تا اینکه از غسل و کفن و حنوط و دفن آن حضرت ص فارغ شد و پس از آن رو به گردآوری و تألیف قرآن آورد و مشغول انجام وصیت رسول خدا ص شد و همّت خود را صرف به دست آوردن خلافت نکرد، زیرا پیامبر اکرم ص او را از حال این قوم باخبر کرده بود.

  • ashk

ولایت حضرت علی(ع) معیار ایمان و کفر

ashk | دوشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ۱۰:۳۴ ب.ظ | ۰ نظر

 

أبان بن ابی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: از سلمان فارسی(ره) شنیدم که می­گفت: همانا حضرت على(ع) دری است که خداوند آن را گشوده است. هرکس از آن داخل شود مؤمن و هرکس از آن خارج شود کافر است.[1]

 


[1] - کتاب اسرار آل محمد(ص)، سلیم بن قیس هلالی، تحقیق محمد باقر انصاری زنجانی، نشر الهادی، چاپ اول 1387، حدیث چهل و هفتم، ص 384

کتاب الفبای شیعه اسرار آل محمد(ص)، سلیم بن قیس هلالی، نشر آرام دل،  ترجمه محمد اسکندری، حدیث چهل و هفتم، ص 319

  • ashk

 

أبان بن ابی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: به ابوذر گفتم: خدا تو را بیامرزد! عجیب ترین سخنی که از رسول خدا ص درباره علی بن ابیطالب ع شنیده ای برایم نقل کن.

ابوذر گفت: شنیدم که رسول خدا ص فرمود: در اطراف عرش نود (در برخی نسخه ها آمده نود هزار) فرشته وجود دارد که هیچ تسبیح و عبادتی ندارند مگر طاعت علیّ بن ابیطالب ع و برائت از دشمنان او و طلب مغفرت برای شیعیانش.

سلیم می­گوید: گفتم: جز این چه شنیده ای خدا تو را رحمت کند؟ ابوذر گفت: شنیدم که رسول خدا ص فرمودند: خداوند متعال پیوسته در میان هر امّتی که پیامبر مُرسلی داشت به وسیله حضرت على ع حجت می آورد و هر کدام که معرفتشان نسبت به حضرت علی ع بیشتر بود نزد خدا از درجه بالاتری برخوردار بود.

  • ashk

اهانت به رسول خدا(ص) و اهل بیت او(ع)

ashk | دوشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۰۷ ب.ظ | ۰ نظر

أبان بن ابی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: یکی از عادات قریش این بود که هرگاه در مجالس و محافل خود می نشستند و سخن می گفتند همین که یکی از اهل بیت(ع) را می دیدند سخن خود را قطع می کردند. در یکی از همین جلسات، مردی از آنان چنین گفت: مَثَلِ محمد ص در میان اهل بیتش مانند درخت نخلی است که در زباله دانی رشد کرده باشد.

این سخن به گوش رسول خدا ص رسید. حضرت ص خشمگین شد و از خانه بیرون آمد و بالای منبر رفت و روی آن نشست تا مردم جمع شدند. آنگاه برخاست و پس از حمد و ثنای پروردگار چنین فرمود: ای مردم من کیستم؟

  • ashk

مناظرة عبدالله بن جعفربن ابیطالب با معاویه

ashk | يكشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ۰۵:۲۱ ب.ظ | ۰ نظر

أبان بن ابی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: عبد الله بن جعفر بن ابیطالب برایم نقل کرد و گفت: من نزد معاویه بودم و امام حسن ع و امام حسین ع نیز با من بودند و عبد الله بن عباس نیز با معاویه بود.

معاویه روبه من کرد و گفت: ای ابا عبد الله چقدر تو به حسن ع و حسین ع احترام می گذاری در حالی که آن دو بهتر از تو نیستند و پدرشان نیز بهتر از پدر تو نیست و اگر فاطمه س دختر رسول خدا ص نبود میگفتم مادرت اسماء بنت عمیس هم کمتر از او نیست.

من گفتم: به خدا سوگند علم و معرفت تو نسبت به این دو بزرگوار (امام حسن ع و امام حسین ع) و پدر و مادرشان بسیار اندک است. آنچه گفتی درست نیست، بلکه به خدا قسم این دو بهتر از من هستند و پدر و مادرشان بهتر از پدر و مادر من هستند.

ای معاویه تو از آنچه که من از رسول خدا ص در مورد این دو و پدر و مادرشان شنیده­ ام بی خبری، من همه آن را حفظ کرده و در قلب خود جای داده­ ام و برای دیگران نقل کرده­ ام.

  • ashk

آخرین عهد رسول خدا(ص) با امیرالمؤمنین علی(ع)

ashk | جمعه, ۲۰ مهر ۱۳۹۷، ۰۷:۰۸ ب.ظ | ۰ نظر

أبان بن ابی عیّاش از قول سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: شنیدم که حضرت علی ع می­ فرمود: رسول خدا ص در روزی که وفات نمود با من عهدی کرد و آن هنگامی بود که من آن حضرت ص را در آغوش گرفته بودم و سر مبارک حضرت ص نزدیک گوش ­های من بود و آن دو زن[1] هم گوش می­دادند تا سخنان حضرت ص را بشنوند.

حضرت ص فرمود: خدایا گوش­ های آنان را ببند. سپس به من فرمود: ای علی ع این قول خداوند تبارک و تعالی را دیده ای که می فرماید:

  • ashk

ده خصلت حضرت على(ع) در رابطه با رسول خدا(ص)

ashk | جمعه, ۲۰ مهر ۱۳۹۷، ۰۶:۱۸ ب.ظ | ۰ نظر

 

أبان بن ابی عیّاش از قول سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: شنیدم که حضرت علی ع می­ فرمود: من در ارتباط با رسول خدا ص ده خصلت دارم که تمام آنچه که خورشید بر آن طلوع و غروب می کند به اندازه یکی از آنها مرا خوشحال و شادمان نمی­ کند.

عرض شد: ای امیرالمؤمنین ع آنها را برای ما معرفی کن.

حضرت ع فرمودند: رسول خدا ص به من فرمود: ای علی، تو برادر، دوست، وصیّ، وزیر، خلیفه و جانشین من در اهل و مالم در هر غیبتی که برایم پیش آید هستی و منزلت تو نزد من مانند منزلت من نزد پروردگارم است و نیز تو جانشین در امّت من هستی، دوست تو دوست من و دشمن تو دشمن من است و تو امیرمؤمنان و آقا و سرور مسلمانان بعد از من هستی.

  • ashk

جریان غدیرخم از زبان ابوسعید خدری

ashk | جمعه, ۲۰ مهر ۱۳۹۷، ۰۴:۴۳ ب.ظ | ۰ نظر

أبان بن ابی عیّاش از قول سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: از ابو سعید خدری شنیدم که می گفت: رسول خدا ص مردم را در غدیر خم فراخواند و دستور داد هر چه خار زیر درخت بود کنده شد. آن روز پنج شنبه بود و رسول خدا ص مردم را به سوی خود دعوت کرد و سپس دست علی بن ابیطالب ع را گرفت و آن را بالا برد، تا جایی که من سفیدیِ زیر بغل رسول خدا ص را دیدم.

سپس حضرت ص فرمود: هر کس که من مولای او هستم علی ع مولای اوست، پروردگارا با هرکس که او را دوست دارد دوست باش و با هرکس که دشمن اوست دشمن باش و هر کس را که او را یاری کند یاری کن و هرکه را که او را تنها و بی یاور بگذارد خوار و ذلیلش بگردان.

ابوسعید خدری می گوید: هنوز رسول خدا ص از جایگاه خود پایین نیامده بود که این آیه نازل شد:

  • ashk

أبان می گوید: سلیم گفت: روزی گذر امیرالمؤمنین ع بر جماعتی از لشکریان شام که ولید بن عقبة بن أبی معیط هم در میان آنان بود افتاد. آنان مشغول ناسزاگویی به آن حضرت ع بودند. وقتی این خبر به گوش حضرت ع رسید، در میان یاران خود که به جنگ شامیان آمده بودند ایستاد و به آنان فرمود:

  • ashk

أبان می گوید: در طی سؤالاتی که از سلیم کردیم، از او روایتی شنیدم که اینگونه آغاز شد. از او پرسیدم: آیا در صفّین حاضر بودی؟

گفت: آری.

گفتم: آیا در روز هریر[1] نیز آنجا بودی؟

گفت: آری.

گفتم: آن موقع چند سال داشتی؟

گفت: چهل سال.[2]

گفتم: خدا تو را بیامرزد جریان را برایم نقل کن!

  • ashk

مهمترین شنیده ابن عباس از حضرت علی(ع)

ashk | چهارشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۴۳ ب.ظ | ۰ نظر

أبان می گوید سلیم بن قیس گفت: به ابن عباس گفتم: به من بگو که مهمترین چیزی که از حضرت على ع شنیده­اید چه مطلبی است؟

سلیم در ادامه می گوید: او در جواب روایتی را به من گفت که خودم آن را از حضرت علی ع شنیده بودم.

  • ashk

أبان می گوید سلیم گفت: شنیدم که حضرت على ع از رئیس یهودیان سؤال فرمود: شما به چند فرقه تقسیم شده ­اید؟ او گفت: بر فلان تعداد و فلان گروه.

حضرت علی ع فرمود: دروغ گفتی. آنگاه رو به مردم کرده و فرمود: اگر شرایط حکومت برای من مهیا می شد، بین اهل تورات با توراتشان و بین اهل انجیل با انجیلشان و بین اهل قرآن با قرآنشان قضاوت می کردم.

  • ashk

حدیث سلونی قبل أن تفقدونی

ashk | چهارشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۱۷ ب.ظ | ۰ نظر

أبان از قول سلیم نقل می کند که او گفت: در مسجد کوفه در خدمت حضرت على ع نشسته بودم در حالی که مردم نیز در اطراف آن حضرت ع بودند. در این هنگام حضرت ع فرمود: بپرسید از من، پیش از آن که مرا از دست بدهید.

از من درباره کتاب خدا سؤال کنید که به خدا سوگند هیچ آیه ای از کتاب خداوند متعال نازل نشد مگر اینکه رسول خدا ص آن را برای من قرائت نمود و تأویل و تفسیر آن را به من آموخت.

  • ashk

نمونه ای از هزاران باب علم حضرت على(ع)

ashk | چهارشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۵:۱۴ ب.ظ | ۰ نظر

أبان می گوید سلیم گفت: شنیدم که ابن عباس می گفت: حدیثی از حضرت علی ع شنیدم که تفسیر آن را نفهمیدم. حضرت ع فرمود: رسول خدا ص در آن بیماری اش که به واسطه آن به شهادت رسید، کلید هزار باب از علم را مخفیانه به من آموخت که از هر باب آن، هزار باب دیگر باز می شد.

من در ذی قار، داخل خیمه حضرت علی ع نشسته بودم. آن حضرت ع، امام حسن ع و عمار را برای دعوت مردم به جنگ، فرستاده بود. در این مورد، حضرت على ع رو به من کرده و فرمود: ای ابن عباس، حسن ع در حالی که یک یا دو نفر(1) کمتر از یازده هزار نفر همراه اویند بر تو وارد خواهد شد.

  • ashk

أبان می گوید سلیم به من گفت: هنگامی که حضرت علی ع در روز جنگ جمل با لشکر بصره (سپاه جمل) برخورد نمود، زبیر را صدا کرده و فرمود: ای اباعبدالله[1] به سوی من بیا.

یاران حضرت ع به او گفتند: ای امیرالمؤمنین ع آیا به سوی زبیر که بیعت خود را شکسته است می روی آنهم در حالی که او سوار بر اسب و غرق سلاح است و تو سوار بر قاطر و بدون سلاحی؟

حضرت على ع فرمود: سپری از جانب خداوند مرا محافظت می کند، ضمن اینکه هیچ کس نمی تواند از أجل خود فرار کند، من نمی میرم و کشته نمی شوم مگر به دست شقی ترین فرد این امت، همان طور که شتر و ناقه خدا را شقی ترین فرد قوم ثمود پی کرد و کشت. زبیر به نزد حضرت على ع رسید. حضرت ع فرمود: طلحه کجاست؟ او نیز باید بیاید.

  • ashk