آوازک

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

۴ مطلب با موضوع «روایات و احادیث :: روایات در مورد عثمان(خلیفه سوم)» ثبت شده است

خطبة عمرو عاص در شام بر ضد حضرت علی(ع)

ashk | شنبه, ۱۴ مهر ۱۳۹۷، ۰۳:۳۷ ب.ظ | ۱ نظر

أبان از سلیم نقل می کند که گفت: به امیرالمؤمنین خبر دادند که عمرو عاص در خطبه ای به اهل شام چنین گفته است: رسول خدا ص مرا به عنوان فرمانده لشکر خود که ابوبکر و عمر نیز در آن بودند انتخاب نمود و من گمان کردم این به خاطر منزلتی است که نزد آن حضرت ص دارم. برای همین وقتی نزد او رفتم، گفتم: ای رسول خدا ص کدامیک از مردم نزد تو محبوب تر است؟

فرمود: عایشه. گفتم: از مردان چه کسی؟ فرمود: پدرش(ابوبکر).

ای مردم، علی ع به ابوبکر و عمر و عثمان اهانت می کند و بر آنان طعنه می زند، در حالی که من از رسول خدا ص شنیدم که می فرمود: خداوند حق را بر قلب و زبان عمر زده است و درباره عثمان فرمود: فرشتگان از عثمان حیاء می کنند.

و از علی ع شنیدم -کر شوم اگر دروغ بگویم-[1] که در زمان عمر چنین می گفت: روزی پیامبر اکرم ص به ابوبکر و عمر که به سوی او می آمدند نگاه کرده و فرمود: ای علی! این دو نفر سرور پیران اهل بهشت از اولین تا آخرین هستند به جز پیامبران و انبیاء الهی، این مطلب را به آن دو نگو که هلاک می شوند.

  • ashk

وصیت ابوذر به حضرت علی (ع) در زمان عثمان

ashk | چهارشنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۷، ۰۴:۲۰ ب.ظ | ۰ نظر

سلیم بن قیس می گوید: زمانی که عثمان ابوذر را به ربذه تبعید نمود، من به ملاقاتش رفتم. او به حضرت علی ع درباره خانواده و اموالش وصیت نمود.

مردی به او گفت: ای کاش به امیرالمؤمنین عثمان وصیت می کردی.

ابوذر جواب داد: من به امیرالمؤمنینِ حقیقی وصیت کردم، یعنی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب ع، چرا که در زمان رسول خدا ص و به فرمان آن حضرت ص به عنوان امیرالمؤمنین بر حضرت على ع سلام کرده بودیم.

رسول خدا ص به ما فرمودند: به برادرم و وزیرم و جانشینم و خلیفه ام در میان امتم و ولیِّ تمام مؤمنان بعد از من به عنوان امیرالمؤمنین سلام دهید، زیرا او قِوام زمین است و زمین به سبب او آرامش می یابد، اگر او را از دست بدهید زمین و اهلش را زشت خواهید یافت و من گوساله و سامریِّ این امّت را دیدم که به نزد رسول خدا ص رفتند و گفتند: آیا این حقّی از جانب خدا و رسول او است؟

رسول خدا ص خشمگین شده و فرمودند: این حقّی از جانب خدا و رسول اوست و خداوند به من چنین فرمان داده است.

  • ashk

 

در منابع روائی و تاریخی، اسناد زیادی است که خلفای قبل از حضرت علی ع بدعت گذار بودند. از جمله روایتی که حضرت علی ع برای سلیم بن قیس هلالی(ره) نقل می کند که ابتدا در باب مراتب علماء سخن می­گوید و سپس به بدعت گذاری خلفاء اشاره می کند.

حدیث به شرح زیر است:

سلیم بن قیس می گوید: حضرت امیرالمؤمنین علی ع برایم حدیث نقل می کرد و می فرمود:

پیامبر اکرم ص فرمودند: دو حریص هستند که هرگز سیر نمی شوند، حریص در دنیا که از آن سیر نمی شود و حریص در علم که او نیز از علم سیر نمی شود، پس هرکس بر آنچه که خداوند از دنیا برای او حلال کرده اکتفاء کند سالم می ماند و هرکس از راه غیرحلال مال دنیا را بدست آورد هلاک می شود، مگر اینکه توبه کرده و بازگردد.

هرکس علم را از اهلش یاد بگیرد و به آن عمل کند نجات می یابد و هرکس هدفش از علم، تحصیل دنیا باشد نابود می شود و بهره او از علم فقط دنیا خواهد بود.

  • ashk

بدعت ها و اعتراضات ابوبکر و عمر

ashk | جمعه, ۶ مهر ۱۳۹۷، ۰۲:۳۴ ب.ظ | ۰ نظر

أبان از قول سلیم نقل می کند که گفت: در مسجد رسول خدا ص به حلقه ای از جمعیت رسیدم که همه آنان از بنی هاشم بودند به جز سلمان و ابوذر و مقداد و محمد بن ابی بکر و عمر بن أبی سلمة و قیس بن سعد بن أبی عبادة.

عباس به حضرت علی ع گفت: چرا هنگامی که عمر از تمام کارگزاران خود غرامت می گرفت، قنفذ را از پرداخت غرامت منع کرد؟

حضرت علی ع نگاهی به اطرافیان خود نمود. در این هنگام بغض گلویش را گرفت و اشک از چشمان مبارکش جاری شد و در جواب فرمودند: به عنوان تشکر از قنفذ که چنان ضربه ای با تازیانه به فاطمه علیهاالسلام زده بود که وقتی آن حضرت علیهاالسلام از دنیا رفت اثر آن ضربه مانند دستبندی بر بازوی او باقی بود.

سپس حضرت ع فرمودند: جای تعجب است که چگونه دل های این امت، محبت این مرد (عمر) و رفیقش (ابوبکر) را که قبل از او بود در خود جای داده و در برابر تمام بدعت های او تسلیم شده است. اگر کارگزاران او (عمر) خیانتکار بوده اند و مالی که در دستشان بوده از راه خیانت کسب کرده بودند بر او جایز و حلال نبود که آن را رها کند، بلکه باید تمام اموال را می گرفت، زیرا آن مال غنیمت مسلمانان است. چرا باید نصفش را بگیرد و نصفش را رها کند؟

  • ashk