آوازک

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

۴۹ مطلب با موضوع «پاسخ به شبهات» ثبت شده است

نماز غفیله به دو رکعت نمازی گفته می‌شود که با آیات و قنوت خاص بعد از نماز مغرب خوانده می‌شود. این نماز به نام‌های «غفیله»، «دو رکعتِ غفلت» و «دو رکعتِ زمانِ غفلت» مشهور شده است.

علت این نام‌گذاری این است که نماز غفیله بین نماز مغرب و عشاء که به آن، زمان غفلت گفته می‌شود خوانده می‌شود. همان‌گونه که از امام باقر(ع) نقل شده که فرمودند:

  • ashk

 

پیش از پرداختن به اصل سؤال، توجه به نکاتی سودمند است:

1-نقش بی بدیل و تعیین کننده زنان در جایگاه تربیت و رشد انسانیِ جامعه به عنوان مادر و یا همسر و همراه و شریک شیرینی ‏ها و تلخی ‏های زندگی، از مسائل انکار ناپذیر است تا جایی که قرآن مجید اطاعت از والدین را بعد از اطاعت خداوند قرار داده است بدون اینکه بین زن و مرد (پدر و مادر) فرقی بگذارد.

رسول خدا ص نیز نسبت به حضرت خدیجه س و حضرت فاطمه س احترام زیادی قائل بودند. این همان حقیقتی است که امام خمینی بنیان گذار جمهوری اسلامی بر آن تأکید می ­کند و می فرماید: «تاریخ اسلام گواه احترامات بی حدِّ رسول خدا ص به این مولود شریف [حضرت فاطمه س] است، تا نشان دهد که زن، بزرگیِ ویژه­ای در جامعه دارد که اگر برتر از مرد نباشد، کمتر نیست.»[1]

2- اندیشه یکسانی و یگانگیِ ماهویِ زن و مرد اندیشه‏ای قرآنی است که از آیات الهی به روشنی به دست می ‏آید. زن در نگاه قرآن، در بُعدِ روحی و جسمی از همان گوهری آفریده شده که مرد آفریده شده است و هر دو جنس در گوهر و ماهیت یکسانند.

  • ashk

نسخ و مقتضیات زمان و دین خاتم

ashk | سه شنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۷، ۰۳:۴۲ ب.ظ | ۰ نظر

سوال:

هر شریعتی که آمد، به خاطر مقتضیات زمان، شریعت قبل از خود را نسخ کرد، و از آنجا که زمان متوقف نمی­شود و مقتضیات زمان هر لحظه در حال تغییر است، بنابراین آیا درست است که بگوئیم هیچ شریعتی نباید شریعت خاتم باشد؟

و نکته دیگر اینکه، یکی از جهات احتیاج به شریعت جدید، اصلاح و احیای تعلیمات پیغمبر گذشته است که به دست مردم تحریف شده است. دین خاتم نیز از این مسأله مستثنا نیست و در طول زمان دخل و تصرف­هائی در آن شده است و می­شودف زیرا طبیعت بشر که تحریف کننده است عوض نشده است. لذا آیا ضرورت ندارد که شریعت جدید و پیغمبر جدیدی بیاید تا دین اسلام را اصلاح کند و بدعتها را از بین ببرد؟

پاسخ:

شهید مطهری در کتاب اسلام و نیازهای زمان آورده ­اند:[1]

  • ashk

شهید مطهری در کتاب اسلام و نیازهای زمان آورده­ اند:[1]

«یکى از مسائلى که در اطراف آن، خرافه به وجود آمده است خود مسئله احیاى دین است. من یک وقتى در انجمن ماهانه دینى یک سخنرانى کردم تحت عنوان «احیاى فکر دینى». آنجا گفتم براى دین مانند هر حقیقت دیگر عوارضى پیدا مى‏شود. در همین شبهاى اول سخنرانى در اینجا عرض کردم دین مانند آبى است که در سرچشمه صاف است، بعد که در بستر قرار مى‏ گیرد آلودگى پیدا مى‏ کند و باید این آلودگیها را پاک کرد. ولى متأسفانه در همین زمینه، افکار کج و معوجى پیدا شده است. خوشبختانه از خصوصیات دین خاتم است که مقیاسى در دست ما هست که اینها را بفهمیم و تشخیص بدهیم.

  • ashk

شهید مطهری(ره) در کتاب اسلام و نیازهای زمان آورده­ اند:[1]

جمله‏ اى اخیراً به مولاى متقیان منسوب شده است به این عبارت: لاتُؤَدِّبوا اوْلادَکُمْ بِاخْلاقِکُمْ لِا نَّهُمْ خُلِقوا لِزَمانٍ غَیْرِ زَمانِکُمْ. معناى این جمله این است که فرزندان خودتان را به اخلاق خودتان تربیت نکنید، براى اینکه آنها براى زمانى غیر از زمان شما آفریده شده‏اند؛ یعنى شما متعلق به یک زمان هستید و فرزندان شما متعلق به زمان آینده. اخلاقى که شما خودتان دارید خوب است ولى متعلق به زمان شماست، اما اخلاقى که آنها باید داشته باشند اخلاقى است که باید در زمان آینده خوب باشد.

در اینجا دو مطلب است: یکى اینکه آیا این جمله را حضرت على(ع) فرموده است؟ یعنى سند این گفتار چیست و از کجاست؟ بحث دوم این است که قطع نظر از اینکه گوینده این کلام چه کسى باشد، آیا این جمله ممکن است مفهوم درستى داشته باشد یا نه؟

  • ashk

 

شهید مطهری(ره) در این زمینه می ­فرمایند:[1]

یک جریانهاى فکرى در دنیاى اسلام پیش آمده است که باید نامشان را افراط یا جهالت گذاشت، جریانهایى که یک نوع افراطکارى‏ ها و دخل و تصرف‏هاى بیجا در امور دینى بوده است. مثالهایى براى این موضوع ذکر کردیم و عرض شد که متقابلًا جریانهاى فکرى دیگرى در دنیاى اسلام پیش آمده است که تفریط و کندروى و جمود بوده است. براى این هم مثالهایى ذکر کردیم. ولى همه مربوط به گذشته بود و این بحثهاى راجع به گذشته مقدمه ‏اى بود براى اینکه وظیفه خودمان را در زمان حاضر به دست آوریم.

و یادمان نرود که اصل این بحث مسئله انطباق با مقتضیات زمان بود، و چون در این مسئله دو نحو و دو گونه مى‏توان فکر کرد، یکى افراط و تندروى و جهالت و دیگر جمود و تقشّر، مسلمان باید به تعلیم قرآن معتقد باشد و جریان معتدلى را طى کند. ما امروز باید وظیفه خودمان را در میان جمودها و جهالتها به دست آوریم؛ یعنى از جهت اینکه مسلمان هستیم، از نظر مقتضیات زمان نه باید جاهل و مفرط و تندرو باشیم و نه باید جامد و متقشّر باشیم.

  • ashk

شهید مطهری(ره) در این زمینه می ­فرمایند:[1]

ما اتیکُمُ الرَّسولُ فَخُذوهُ وَ ما نَهیکُمْ عَنْهُ فَانْتَهوا...[2]

سه شأن و سه مقام مختلف است که هرسه از مختصات رسول اکرم ص است، به این معنى که از رسول اکرم ص است و از ناحیه او به دیگران مى ‏رسد و رسیده است؛ یعنى پیغمبراکرم ص در آنِ واحد از طرف پروردگار داراى سه مقام بود. یک مقام همان مقام پیغمبرى یا رسالت است، مقام ابلاغ احکام الهى؛ یعنى از طرف خداوند احکام و معارف الهى به او وحى مى‏ شد و او مأمور بود که آنچه را که به او ابلاغ مى‏ شد، آنچه را که به او وحى مى ‏شد به دیگران اعلان بکند. از این نظر، او رسول و پیغمبر بود که در آیه‏اى مى‏ فرماید: «ما عَلَى الرَّسولِ الَّا الْبَلاغُ»[3]

 بر یک نفر فرستاده، نیست جز رساندن به مردم. یعنى به او وحى مى‏شد احکام و دستورها که این‏طور نماز بخوانید، این‏طور روزه بگیرید، این‏طور زکات بدهید، این‏طور حج بروید، این‏طور معاملات انجام بدهید و او هم آنها را به مردم ابلاغ مى‏ کرد. مردم هم در قبال او از این نظر وظیفه دارند آنچه را که او ابلاغ مى‏کند بگیرند.

  • ashk

 

شهید مطهری(ره) می ­فرمایند:[1]

همانطوری که آبی که از چشمه ای بیرون می ­آید در ابتدا صاف و پاک است، نه آلودگی محسوس و نه آلودگی نامحسوس دارد، ولی تدریجاً که در بسترهائی قرار میگیرد ممکن است آلودگی هائی پیدا کند، و نیز آب این خاصیت را دارد که ممکن است توسط وسائلی آن را تصفیه کرد و آلودگی ها را از آن گرفت، همینطور دین مقدس اسلام در ابتدا، هم صاف بوده و هم پاک، ولی خواه ناخواه در طول چهارده قرن که در بستر افکار مردم قرار گرفته آلودگی­هائی در آن پیدا شده است.

ولی آنچه که مایه خوشوقتی است این است که دستگاه تصفیه برای پاک کردن این آلودگی ها وجود دارد. دستگاه تصفیه در درجه اول خودِ قرآن است که مصون و محفوظ از هرگونه تغییری در دست است.

دستگاه تصفیه دیگر، سنّت قطعی پیغمبراکرم(ص) است که از آن هم به مقدار کافی در دست داریم. دستگاه سوم عقل است که دین مقدّس اسلام، عقل را حجت و معتبر شناخته است. ما اگر این سه مقیاس را به کار ببریم، می توانیم خودمان را از هرگونه لغزش و غلطی مصون بداریم و انحرافات و اشتباهاتی را که پیدا شده است از میان ببریم.

 


[1] - اسلام و نیازهای زمان، شهید مطهری(ره)، جلد اول، چاپ نوزدهم، ص 87

  • ashk

خدای متعال در قرآن کریم در ارتباط با یکی از احکام مساجد می‌فرماید: «ما کانَ لِلْمُشْرِکینَ أَنْ یَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ شاهِدینَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ بِالْکُفْرِ أُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ وَ فِی النَّارِ هُمْ خالِدُونَ؛ مشرکان حق ندارند مساجد خدا را آباد کنند، در حالى‌که به کفر خویش گواهى می‌دهند! آنها اعمالشان نابود (و بی‌ارزش) شده و در آتش (دوزخ)، جاودانه خواهند ماند!»[1]

برای روشن شدن این حکمی که در آیه آمده است، باید گفت:

  • ashk

 

شهید مطهری(ره) می­ فرمایند:[1]

بعضی از مواقع، بعضی از افراد هستند که برای انطباق خودشان با مقتضیات زمان، به خاطر جهالتی که دارند دست به تغییر و یا مبارزه علیه شریعت و احکام دین می زنند، به خیال اینکه تصور می کنند احکام دین و مقتضیات زمان قابل جمع نیستند. ما اسم این نوع تصرفات و رعایت مقتضیات زمان را افراط کارى یا به عبارت دیگر جهالت مى‏ گذاریم، چون این ناشى از حساب نکردن است، ناشى از این است که حساب، ناقص است.

حبیب بورقیبه[2]- که نمى‏ دانم این شخص چه موجودى است!- هرسال یک بار علیه روزه قیام مى ‏کند، مى‏گوید: مردم روزه نگیرند براى اینکه از نیروى کار کارگر کاسته مى ‏شود. البته به این موضوع، جنبه اسلامى هم مى‏ دهد به این عنوان که اسلام به کار اهمیت مى‏ دهد، کار در اسلام محترم است، پس روزه نگیرید براى اینکه باید کار بکنید؛ وقتى که بشر باید کار بکند پس هر چیزى که از نیروى کار مى ‏کاهد خوب نیست. نقطه مقابل این سخن این است: هرچیز که نیروى کار را تقویت مى‏ کند خوب است. مثلًا اگر فرض کنیم ویسکى و شراب نیروى کار را اضافه مى‏ کند، پس کارگرها نباید روزه بگیرند و باید روزى یک بطرى ویسکى بیاشامند تا کار بکنند.

  • ashk

 

پاسخ:

در قرآن و روایات به موارد گوناگون قسم و سوگند اشاره و یا تصریح شده است. در این نوشتار به برخی از آنها اشاره می‌شود.

الف. لزوم شهادت دادن در قرآن

خداوند متعال در طولانی‌ترین آیه قرآن (آیه 282 سوره بقره) و نیز آیه بعدی آن براى معاملات با تمام جزئیات و در تمام مراحل آن و برای امور اقتصادى مسلمانان و نظم کار آنها توجه عمیقى دارد.[1] خداوند متعال در این آیه شریفه می‌فرماید براى این‌که جلب اطمینان بیشترى شود، و قرارداد از مداخلات احتمالى طرفین سالم بماند، باید قرارداد نوشته شود[2] و به وسیله شخص سومى که عادل است، تنظیم گردد.[3]

سپس برای محکم‌تر کردن قرارداد اضافه می‌کند: علاوه بر نوشتن، از مردان دو نفر را به عنوان شاهد انتخاب کنید که مسلمان[4] و مورد رضایت و اطمینان شما باشند[5] و اگر دو مرد نباشند، یک مرد و دو زن شهادت دهند کافى است.[6]

  • ashk

 

پاسخ:

قبل از پرداختن به موضوع پرسش باید گفت؛ اگر کعبه در هر جای دیگری به غیر از مکه نیز بنا می‌شد، همین پرسش مطرح بود که چرا در آن مکان بنا شده است؛ و بر این اساس، حتی اگر سرزمین حجاز از هیچ ویژگی خاصّی برخوردار هم نبود، نمی‌توانستیم به انتخاب پروردگارمان اعتراضی داشته باشیم.

با این وجود خداوند بر اساس مصالحی این مکان را انتخاب نمود. امام علی(ع) در همین زمینه می‌فرماید:

  • ashk
  • ashk

پاسخ:[1]

ابتدا باید گفت روایاتی وجود دارد که در آنها نسبت به برخی ویژگی‌های ظاهری در انتخاب همسر توصیه شده است. در ارتباط با این نوع توصیه‌ها باید گفت؛

اولاً: زیبایی امری نسبی بوده و در دوران‌ها و جوامع و سلایق مختلف، متفاوت است.

  • ashk

 

پاسخ:[1]

واژه «جانماز» به معنای حصیر و هر نوع زیراندازی است که بر روی آن نماز خوانده و سر به سجده می‌گذارند، که به صورت‌های مختلفی مورد استفاده قرار می‌گیرد. معادل آن در زبان عربی واژه «سجّاده» و «خمره» است،[2] که به حصیر و یا سجاده کوچکی که از شاخه درخت خرما بافته و دوخته شده باشد، گفته می‌شود.[3]

در برخی روایات اشاره شده است که اهل‌بیت(ع) از سجّاده بزرگ و جانماز کوچک برای خواندن نماز استفاده می‌کردند:

  • ashk

 

پاسخ:[1]

الف. «أمّ صبیان» در طب قدیم، نام نوعی بیماری مخصوص کودکان (صرع؛ یعنی غش) است.[2] همچنین گفته‌اند ام صبیان، نام جنّ یا شیطانی است که دشمن کودکان و نوزادان و آزار دهنده آنها است.[3]

صرعِ‌ کودکان‌ در جوامع‌‌ اسلامى‌ به‌ نام‌های‌ گوناگون‌ دیگری‌ نیز شناخته‌ مى‌شده‌ است‌. از آن‌ جمله‌ است‌: «ریح‌ الصبیان»‌، «امّ الشیطان»، «فزع‌ اطفال» و «کُخ‌ کودکان». این‌ نام‌ها به‌ احتمال‌ زیاد برگرفته‌ از مجموعه واژگان‌ و مصطلحات‌ رایج‌ در فرهنگ‌ عامه مردم‌ بوده؛ چون‌ مردم‌ با نوع‌ این‌ بیماری‌ و علت‌ بروز آن‌ آشنایى‌ نداشتند و عامل‌ آن‌ را جنّ‌ یا شیطان‌ یا دیوباد می‌پنداشتند؛ از این ‌رو، چنین‌ نام ‌هایى‌ بر این‌ بیماری‌ نهاده‌ بودند.[4]

  • ashk

شهید مطهری(ره) می­ فرمایند:

« ما دو زید امامزاده داریم: یکی زید بن علیّ بن الحسین برادر حضرت باقر ع و یکی هم زید بن موسی بن جعفر برادر حضرت رضا ع که به او «زید النّار» هم می­ گویند و در مدینه قیام کرد و قیامش سرکوب شد و مأمون به خاطر حضرت رضا ع او را بخشید.

از این دو زید، زید بن علیّ بن الحسین جلیل القدر است، اوست که پیشوای زیدیّه است. شیعیان یمن بعد از حضرت امام زین العابدین ع، زید را پیشوا می ­دانند.

زید به حسب اعتقادِ ما شیعیان، یعنی به حسب آنچه که از ائمه اطهار ع رسیده است، بسیار مرد جلیل القدری بوده و هیچ مدّعی امامت نبوده است و این ادّعا را بعد، به او نسبت داده اند. ولی زیدالنّار این جور نیست.

  • ashk

آیا بهشت را به بهاء می دهند یا به بهانه؟

ashk | يكشنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۷، ۰۲:۳۴ ب.ظ | ۰ نظر

 

ضرب المثلی در جامعه معروف است که هر شخصی بنابر اعتقادی که دارد آن را به سلیقه خود بیان می­ کند. بعضی از افرادی که اعتقاد دارند ایمان و عمل در کنار هم باعث سعادت انسان می ­شوند می ­گویند: «بهشت را به بهاء می­ دهند نه به بهانه»؛ و بعضی دیگر که معتقدند آن چیزی که مهم است ایمان و دلِ آدمی است و عمل از اهمیت چندانی برخوردار نیست، می­ گویند: «بهشت را به بهانه می­ دهند نه به بهاء».

با توجه به منابع اسلامی و همچنین اندکی تفکر و تعقل، انسان درمی­یابد که سعادت ابدی و پیشرفت واقعی در پرتو ایمان و عمل درست با هم است و بیانِ درست اینگونه است که: «بهشت را به بهاء می­دهند نه به بهانه.»

  • ashk

پاسخ:[1]

از دیدگاه شیعه، حاکمان جور و امامان جمعه و جماعت منصوب از طرف آنها مشروعیت نداشته و نمی‌توان به امامت آنان نماز خواند. با این حال، براساس برخی گزارش‌ها، ائمه اطهار(ع) در نماز جمعه خلفا و حاکمان از باب تقیه یا به دلایلی دیگر شرکت می‌کردند؛ مانند این‌که درباره امام سجاد(ع) نقل شده است که؛ «آن‌حضرت در نماز جمعه که به امامت پیشوایان ظالم برگزار می‌شد، از روی تقیه، شرکت می‌کرد ولی به آن اعتنا نمی‌کرد و نماز ظهر را خود می‌خواند».[2]

همچنین عمیر بن اسحاق نقل می‌کند: مروان بن حکم، هر جمعه در منبرش علی(ع) را دشنام می‌داد. به امام حسن(ع) گفتند: مگر نمی‌شنوی که چه می‌گوید؟ امام اعتنا نمی‌کرد. آن‌حضرت روز جمعه به مسجد می‌آمد و به درون حجره پیامبر(ص) می‌رفت و همان‌جا می‌نشست، پس از اتمام خطبه نماز جمعه بیرون می‌آمد و نمازش را می‌خواند و به منزلش برمی‌گشت».[3]

 


[2] - ابن حیون مغربی، نعمان بن محمد، دعائم الإسلام‏، قم، مؤسسة آل البیت(ع)‏، چاپ دوم‏، 1385ق.

[3] - ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، ج 5، ص 231، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ دوم، 1409ق؛ نیز نک: «سیر نماز جمعه در زمان ائمة معصومین(ع)»، نامه جامعه، آذر و دی‌ماه 1392، شماره 107.

  • ashk

 

پاسخ:

از اموری ‌که در روح انسان اثر تربیتی دارد، نوع کار و محیط کاری است که در طول زمان، آثار تخریبی و یا سازنده خود را بر روی نفس، خواهد گذاشت. به همین دلیل، در آموزه‌های دینی نکوهش‌ها و یا ستایش‌هایی نسبت به برخی از شغل‌ها مشاهده ‌می‌شود. در همین راستا، قصابی نیز از شغل‌های مکروه قلمداد شده و در مواردی به دلیل این کراهت نیز اشاره شده است:

پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: «…وَ أَمَّا الْقَصَّابُ‏ فَإِنَّهُ یَذْبَحُ حَتَّى تَذْهَبَ الرَّحْمَةُ مِنْ قَلْبِه‏»؛[1] قصّاب آن‌قدر ذبح می‌کند تا مهر و عطوفت از دلش می‌رود.

  • ashk

پاسخ:

بیشتر مراجع تقلید چنین کاری را جایز شمرده‌اند، ولی برخی فقهاء[1] آن ‌را تنها با رضایت مَجْنی علیه(کسی که به او جنایت شده) یا حاکم شرع (حکم دادگاه) جایز شمرده و برخی[2] نیز، در مورد حدّ، آن ‌را جایز نمی‌دانند.

پاسخ دفاتر مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[3]

  • ashk

روایت چغندر و یهود

ashk | يكشنبه, ۱۵ مهر ۱۳۹۷، ۰۷:۰۹ ق.ظ | ۰ نظر

 

پرسش:

آیا در روایات به خواص چغندر اشاره شده است؟ آیا خداوند، جذام را با خوردن برگ چغندر و کندن رگ‌ها توسط یهود از آنها دور کرد؟

 

پاسخ:

الف. چغندر به عربی، یکی از معانی «السِّلْق»[1]‏ است. در طب سنتی، استفاده از برگ آن برای بهبود بیماری سفارش شده است، اما خوردن خود چغندر به جهت طبع سودایی توصیه نشده است، و باید توجه کرد روایاتی که در آنها به صورت مطلق از چغندر تعریف شده، با روایتی که تنها توصیه به خوردن برگ آن شده،  مقیّد می شود.

  • ashk

 

اعتکاف، مستحبی مؤکد است و پیامبر اسلام ص و ائمه اطهار(ع) بارها آن ‌را انجام داده‌اند که تنها گزارش برخی از این موارد به دست ما رسیده است:

1. پیامبر اکرم ص: اعتکاف نزد پیامبراکرم ص اهمیت زیادی داشت، تا آن‌جا که در سالی که به دلیل جنگ بدر، موفق به انجامش نشدند، قضای آن ‌را در سال بعد به جا آوردند؛ در همین زمینه، امام صادق ع می‌فرمایند: «جنگ بدر در ماه رمضان واقع شد و پیامبراکرم ص موفق به اعتکاف نشد؛ از این‌ رو، در سال بعد از آن، 20 روز اعتکاف نمود، 10 روز برای همان سال و 10 روز برای قضای سال قبل».[1]

همچنین امام صادق ع در مورد زمان اعتکاف پیامبراکرم ص فرمود: «حضرتشان ابتدا در دهه اول ماه رمضان در مسجد معتکف ‌شد و سال بعد در دهه دوم، ولى پس از آن همیشه در دهه سوم ماه رمضان اعتکاف می‌نمود».[2]

  • ashk

یک فرسخ شرعی چند کیلومتر است؟

ashk | جمعه, ۱۳ مهر ۱۳۹۷، ۰۳:۲۱ ب.ظ | ۰ نظر

پاسخ:

فرسخ؛ یکی از  واحدهای اندازه‌گیری مسافت است. هر فرسخ، سه مِیل و هر میل، - بنابر نظر مشهور فقهاء - چهار هزار ذراع و طول هر ذراع نیز 24 انگشت یا دو وجب شخص معمولى است. بنابراین، فرسخ، بر حسب ذراع دوازده هزار ذراع خواهد بود که مقدار آن بر حسب کیلومتر، به طور تقریبى بین پنج تا پنج و نیم کیلومتر محاسبه شده است.

شایان ذکر است؛ فقها از احکام مرتبط با فرسخ، در باب‌هایى؛ نظیر نماز، حج و تجارت سخن گفته‌‏اند.[1]

 


[1] - هاشمى شاهرودى، محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)، ج ‏5، ص 681، قم، موسسه دائرة المعارف فقه اسلامى، مرکز پژوهشهاى فارسى الغدیر، چاپ اول، 1426 ق.

  • ashk

 

پرسش

در داستانی چنین آمده است: «وقتی اسیران ایرانی را نزد عمر(خلیفه دوم) آوردند، عمر آنها را دست‌بسته دید و پرسید: چرا چنین کرده‌اید؟ گفتند: رسم ما ایرانیان این است که در برابر پادشاهانمان چنین می‌ایستیم. عمر بن خطاب از این حالت خوشش آمد و دستور داد از این پس در نماز چنین بایستند و مردم هم مطابق دستور عمل کردند و به این ترتیب، تکتف، سنت شد»؛ آیا این مطلب صحیح است؟ و بدعتی از ایرانی‌ها بوده است؟

 

پاسخ

شواهدی در روایات اهل‌بیت(ع) یافت می‌شود که دست روی دست گذاشتن از آدابی است که در میان زرتشتیان رواج داشته و مسلمانان نباید در نماز خود، مشابه رفتار آنان را انجام دهند.[1]

  • ashk

باید توجه داشت که تهمتها و افتراها بر علیه شیعه بسیار زیاد است. به طوری که هر روز شاهد نوع جدیدی از آنها هستیم. این به معنای عدم توانایی تهمت زنندگان در مقابل فکر و منطق و برهان شیعی و عجز در مقابل مستندات قوی شیعه در اثبات عقائد خود از طریق قرآن و سنت و عقل می­باشد و به همین بخاطر دشمنان شیعه دست به افتراء و تهمت می زنند.

از جمله این تهمتها، متهم کردن شیعه به این است که شیعه قائل به این شده که جبرئیل (ع) از طرف خداوند مامور ابلاغ رسالت به علی بن ابیطالب(ع) شده ولی هنگام نزول چون حضرت علی(ع) را هنگامی که خواب بود در کنار پیامبر یافت، به مجرّد بیدار شدن پیامبر(ص) جبرئیل(ع) در امانت خیانت کرد و رسالت را به محمد(ص) تسلیم کرد!!

و لذا شیعه در آخر نمازشان سه مرتبه می گویند: «خان الامین» یعنی جبرئیل امین خیانت کرد!!

این شبهه حتی استحقاق جواب و ردّ ندارد ولیکن از باب پاسخ دادن به سئوال مورد نظر می­گوئیم:

  • ashk

«طَمْث‏» به معنای خون حیض،[1] و خون بکارت(دوشیزگى)[2]‏ است. «طامث»؛ یعنی حائض.[3] «طَمَثَتْ المرأة»؛ یعنى زن حائض شد.[4]

آنچه از این ریشه در دو آیه قرآن آمده، کنایه‌ای از باکره ‌بودن حوریان بهشتی است: «لَمْ یَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَان‏؛ دست هیچ انس و جنّى پیش از ایشان به آنها نرسیده است.»[5]

در برخی روایات، از خون حیض نیز تعبیر به «طمث» شده است،[6] زیرا «طمث» علاوه بر خون بکارت، نام دیگر خونى است که پس از بلوغ، به صورت عادت ماهانه، در ایامى خاص از رحم زن بیرون می‌آید.[7]

در بیشتر موارد، کتب فقهی نیز از مشتقات «طمث»، همان معنای حیض را اراده می‌کنند.

 


[1] - ازهرى، محمد بن احمد، تهذیب اللغة، ج 13، ص 216، بیروت، دار احیاء التراث العربی‏، چاپ اول‏، 1421ق؛ راغب اصفهانى، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن‏، ص 524، بیروت، دار القلم‏، چاپ اول‏، 1412ق.

[2] - مفردات ألفاظ القرآن‏، ص 524.

[3] - همان؛ صاحب، اسماعیل بن عباد، المحیط فی اللغة، بیروت، عالم الکتب‏، چاپ اول‏، 1414ق.

[4] - طریحى، فخر الدین بن محمد، مجمع البحرین‏، ج 2، ص 258، تهران، مرتضوی‏، چاپ سوم‏، 1375ش.

[5] - سوره مبارکه رحمن، آیات شریفه 56 و 74

[6] - برای نمونه؛ ر.ک: حمیرى، عبدالله بن جعفر، قرب الإسناد، ص 225، قم، مؤسسة آل البیت(ع)، چاپ اول‏، 1413ق؛ کلینى، محمد بن یعقوب‏، کافی، ج ‏3، ص 79، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم‏، 1407ق.

[7] -  ر. ک: جهامى، جیرار، موسوعة مصطلحات ابن سینا، ص 460 و 670، بیروت، مکتبة لبنان ناشرون‏، چاپ اول، 1425ق.

  • ashk

 

در منابع روائی و تاریخی، اسناد زیادی است که خلفای قبل از حضرت علی ع بدعت گذار بودند. از جمله روایتی که حضرت علی ع برای سلیم بن قیس هلالی(ره) نقل می کند که ابتدا در باب مراتب علماء سخن می­گوید و سپس به بدعت گذاری خلفاء اشاره می کند.

حدیث به شرح زیر است:

سلیم بن قیس می گوید: حضرت امیرالمؤمنین علی ع برایم حدیث نقل می کرد و می فرمود:

پیامبر اکرم ص فرمودند: دو حریص هستند که هرگز سیر نمی شوند، حریص در دنیا که از آن سیر نمی شود و حریص در علم که او نیز از علم سیر نمی شود، پس هرکس بر آنچه که خداوند از دنیا برای او حلال کرده اکتفاء کند سالم می ماند و هرکس از راه غیرحلال مال دنیا را بدست آورد هلاک می شود، مگر اینکه توبه کرده و بازگردد.

هرکس علم را از اهلش یاد بگیرد و به آن عمل کند نجات می یابد و هرکس هدفش از علم، تحصیل دنیا باشد نابود می شود و بهره او از علم فقط دنیا خواهد بود.

  • ashk

 

پاسخ:

پس از این‌که شخصی از دنیا می‌رود، نزدیکان او و یا دیگران می‌توانند او را از ثواب و پاداش اعمال خیر؛ مانند خواندن قرآن، بهره‌مند سازند. بدین صورت که با انجام عبادات یا انجام دیگر کارهای خیر و اهدای ثواب آن به فرد مورد نظر، موجب بهره‌مندی او نعمت‌های بیشتر و یا تخفیف‌های در مجازات او شوند. از جمله این موارد می‌توان به خواندن قرآن، نماز، انجام روزه، کمک به دیگران و رفع مشکلات آنان خصوصاً افراد یتیم و بی‌بضاعت و حتی ملاطفت به حیوانان و غذا دادن به آنها اشاره کرد.

در آموزه‌های دینی، درباره غذا دادن به حیوانات و پرندگان و مهربانی با این موجودات سفارش شده است:

  • ashk

 

پرسش:

در آیه 31 سوره نور از افرادی نام برده شده است که نیازی نیست بانوان در برابر آنان حجاب داشته باشند. پرسش‌ آن است که آیا آزاد بودن در برابر شوهر مانند آزادی در برابر برادر زاده و خواهرزاده و دیگر محارم است؟

 

پاسخ:

همان ‌گونه که می‌دانید، قرآن کتابی است که حکم قانون اساسی را دارد که در آن کلیات احکام بیان شده، و جزئیات آن به عهده مفسران وحی، یعنی پیامبر اسلام ص و ائمه اطهار ع است؛ لذا برای تبیین موارد جزئی باید به سراغ روایات رفت.

یکی از موارد تبیین و تفسیر قرآن، بیان حدّ و حدودی است که زنان در پوشش آن آزادند؛ یعنی پوشش آن مواضع بر زنان واجب نیست. بنابر این یکی از روایاتی که به تبیین بخشی از احکام پوشش زنان در آیه مورد نظر(آیه 31 سوره نور) پرداخته، این روایت است:

  • ashk

برای پاسخ به این پارادوکس، کلیپ زیر را مشاهده کنید.

 

 

                                  دریافت
                          مدت زمان: 10 دقیقه 6 ثانیه

  • ashk

اگرچه زیبایی و سفیدروییِ ظاهری نمی‌تواند معیار اصلی برای ازدواج باشد، اما طبیعی است که داشتن همسری که علاوه بر دارا بودن ایمان و اخلاق و معیارهای معنوی برای ازدواج، زیبارو نیز باشد، امتیازی برای یک مرد به شمار می‌آید.

با ذکر این مقدمه، به بررسی روایت منقول از امام رضا(ع) می‌پردازیم:

«عِدَّةٌ مِنْ أَصْحابِنا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیادٍ عَنْ بَکْرِ بْنِ صالِحٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحابِهِ عَنْ أَبی الْحَسَن(ع): مِنْ سَعَادَةِ الرَّجُلِ أَنْ یَکْشِفَ الثَّوْبَ عَنِ امْرَأَةٍ بَیْضَاءَ».[1]

از لحاظ سندی، با آن ‌که این روایت در کتاب معتبری نقل شده است، اما به دلیل مجهول بودن نام برخی از راویان آن،[2] و نیز اختلاف ‌نظر درباره توثیق دیگر راویان،[3] روایتی ضعیف ارزیابی می‌شود.

اما با چشم‌پوشی از ضعف سند، با توجه به مقدمه یادشده، محتوای آن می‌تواند قابل پذیرش باشد، علاوه بر آن ‌که «امْرَأَةٍ بَیْضاء»، غیر از زیبایی صورت، دارای معانی دیگری نیز می‌باشد که شاید روایت ناظر به آنها باشد:

1. پاک بودن از عیوب: در زبان عرب، ‌هنگامی که گفته می‌شود فلانی سفید است، یک معنایش آن است که دامن او از عیب‌ها و ناپاکی‌ها مبرّا و پاک است.

2. صاحب فضل و کرم بودن: در این زبان، برای توصیف افرادی که دارای فضل و کرم باشند نیز از تعبیر «سفید» استفاده می‌شود.[4]

3. پاک بودن از حیض: از آن‌جا که در حدیث حائض «یُمْسِکُ عَنْها زَوْجُها حَتَّى تَرَى الْبَیاض‏»،[5] «سفیدی» به معنای «پاک بودن از حیض» است،[6] ممکن است که منظور از سفیدی در این روایت نیز آن باشد که در شب زفاف، همسرش پاک از حیض باشد.

 


[1] - کلینى، محمد بن یعقوب‏، کافی، ج ‏5، ص 335، قم، دار الحدیث‏، چاپ اول، 1429ق.

[2] - «بَعْضِ أَصْحَابِهِ» بکر بن صالح رازی که در روایت آمده، مشخص نشده‌ که چه کسانی هستند.

[3] - درباره بکر بن صالح رازی اختلاف نظر وجود دارد و برخی از عالمان رجال او را ضعیف دانسته‌اند. ر. ک: غضائری، احمد بن حسین، کتاب الضعفاء، ج 1، ص 44، قم، مؤسسه اسماعیلیان، 1364ق؛ حلّی، حسن بن یوسف، خلاصة الاقوال، ص 208، نجف اشرف، منشورات المطبعة الحیدریة، چاپ دوم، 1381ق.

[4] - مصطفوى، حسن‏، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم‏، ج ‏1، ص 362، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‏، چاپ اول، 1368ش‏.

[5] - کافی، ج ‏5، ص 261.

[6] - طریحی، فخر الدین بن محمد، مجمع البحرین، ج‏ 4، ص 198، تهران، مرتضوى‏، چاپ سوم، 1375ش‏.

  • ashk

منابع فقه و احکام اسلامی چیست؟

ashk | سه شنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۷، ۱۲:۵۴ ب.ظ | ۰ نظر
  • ashk

نامگذاری شبهای دهه اول محرم

ashk | دوشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ۱۱:۱۶ ب.ظ | ۰ نظر

 

هر یک از شب های محرم به نام یکی از شهدا یا شخصیت ها یا وقایعی مرتبط با جریان کربلا نام گذاری شده است. مداحان در دهه محرم روضه و نوحه مرتبط با نامگذاری آن شب را می خوانند.

شب اول: مسلم بن عقیل

مسلم، نخستین شهید واقعه کربلاست. شهادت او کمی پیش‌تر از حادثه کربلا رخ داده است و شب نخست ماه محرم به پاس فداکاری و جان فشانی‌های این سفیر شهید راه سرخ، شب حضرت مسلم بن عقیل نام نهاده شده است. مسلم الگوی محبت و وفاست. او عاشقی دل باخته بود که تا آخرین لحظه از عشق پاک خود به حسین(ع) دست بر نداشت و در اوج بی وفایی کوفیان به مولایش وفادار ماند.

شب دوم: ورود به کربلا

امام حسین(ع) روز دوم محرم سال ۶۱ ه ق به سرزمین کربلا وارد شد. به خاطر همین روز دوم محرم، روز ورود به کربلا نام گذاری شده است. روز دوم، نماد پایداری است. اباعبدالله الحسین(ع) از همان آغاز حرکت با حوادث گوناگونی روبه رو شد. از بی‌وفایی کوفیان گرفته تا تعقیب شدن از سوی سپاهیان دشمن. با این حال از ادامه راه منصرف نشد و هم چنان استواری ورزید. حسین(ع) آموزگار بزرگ پایداری است.

  • ashk

 

معناى لغوى دین، انقیاد، خضوع، پیروى، اطاعت، تسلیم و جزاست و معناى اصطلاحى آن مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتى است که براى امور جامعه انسانى و پرورش انسان‌ها باشد.

گاهى همه این مجموعه، حق و گاهى همه آن باطل و زمانى مخلوطى از حق و باطل است اگر مجموعه حق باشد آن‌را دین حق و در غیر این صورت آن‌را دین باطل و یا التقاطى از حق و باطل می‌نامند.

 

دین حقیقى

از آن‌جا که دین براى اداره امور جامعه انسانى و پرورش انسان‌هاست، هماهنگى قوانین و مقررات آن با نیاز واقعى جامعه و مناسبت آن با تحولات اجتماع و مطابقت آن با سرشت و سیر جوهرى انسان، میزان حق بودن آن است.

قافله انسانیّت جزئى جدا بافته از تافته‌هاى اجزاى جهان نیست، بلکه جزئى از اجزاى منسجم جهان است که به اندازه خود در آن اثر می‌گذارد و از آن اثر می‌پذیرد. از این‌رو؛ کسى می‌تواند انسان را راهبرى کند که او را به خوبى بشناسد و از رابطه او با جهان آفرینش با خبر باشد. کسى که انسان و جهان را نیافرید، نه انسان‌شناسى، راستین و نه جهان‌شناسى اصیل است.

پس تنها آن‌کس که انسان و جهان را آفریده است به انسان و جهان و ربط و پیوند این دو، شناخت و آگاهى تمام داشته و در نتیجه از توان هدایت و راهبرى انسان برخوردار است چنانکه همان مبدأ وحید، تنها مصدر صالح براى هدایت مجموعه جهان و راهنمایى تمام اجزاى آن خواهد بود به گونه‌اى که هیچ‌کدام از هدف خود محروم نشده و مزاحم رهیابى دیگران به هدف نگردد و آن‌کس جز ذات اقدس الهى نیست.

با این مقدمه دانسته می‌شود: دین حق، دینى است که عقاید، اخلاق، قوانین و مقررات آن از طرف خداوند نازل شده و دین باطل، دینى است که از ناحیه غیر خداوند تنظیم و مقرر شده باشد.[1]

 

  • ashk

اسلام دین حقى است، که مورد پذیرش و تأیید عقل سلیم بوده و دینى آسان و در دسترس است که دست یافتن به حقیقت آن امرى ممکن و آسان است و براى دست یافتن به این حقیقت، دو حجت «ظاهر و باطن»؛ یعنى «پیامبران و اولیاى الهى و عقل» به انسان داده شده است.[1]

اسلام با پلورالیزم دینى در تضاد کلى قرار دارد؛ زیرا پلورالیزم مبتنى بر این اصل است که عقاید گوناگون مساوى هستند و مسلمان و هندو و مسیحى و یهودى و... از شأن و منزلت مساوى برخوردارند و دلیلى بر بطلان هیچ عقیده‌اى وجود ندارد؛ زیرا حقیقت دست نیافتنى است و دین هم امرى نسبى است که کاملاً مضمونى شخصى دارد و نه تنها حقیقت و محتواى آن دست نیافتنى است و فقط هر کس برداشت خود را از دین دارد، بلکه حقایق متعدد و راه‌هاى فراوان و درست براى وصول به نجات و رستگارى وجود دارد.

  • ashk

 

در قرآن کریم آمده است: «و قلنا یا آدم اسکن انت و زوجک الجنة»[1]

جنّت به معنای باغ پر درخت، گردشگاه، فردوس و بهشت است[2] و «جنات عدن»[3] که در قرآن آمده؛ یعنی باغ های که محل اقامت دائمی است و چون باغ معمولاً پوشیده از درخت است، به آن جنّت گفته می شود.

و در باره بهشت گفته شده است: بهترین جهان، جایی خوش آب و هوا و فراخ نعمت و آراسته که نیکوکاران پس از مرگ در آن مخلّد(جاودانه) باشند.[4]

در این که منظور از بهشتی که حضرت آدم ع در آن سکونت داشت و بر اثر وسوسه شیطان از آن جا رانده شد، کدام بهشت است، میان مفسّران اختلاف است:

عده ای معتقدند، این بهشت از نوع زمینی و باغی از همین باغ های دنیا بوده است. برخی از دلایل آنان در این مسأله از این قرار است:

  • ashk

برای وضعیت آخرتی مرد و زنی که در دنیا همسر هم بوده اند چند فرض را می توان بیان کرد:

 

1 ـ زن و مرد هر دو بهشتی باشند.

2 ـ زن، بهشتی و مرد، جهنّمی باشد.

3 ـ مرد، بهشتی و زن، جهنّمی باشد.

4 ـ زن و مرد هر دو جهنّمی باشند.

5 ـ زن با شوهران خود، هر دو گروه، بهشتی باشند.

6 ـ مرد با زنانش، هر دو گروه، بهشتی باشند.

و...

 

در مورد اول، اگر هر دو همدیگر را انتخاب کنند؛ یعنی، اگر مرد رتبه ی بالاتر داشته باشد و زن را انتخاب کند و یا اگر زن رتبه ی بالاتر داشته باشد و مرد را انتخاب کند، در این صورت به هم می رسند. این مطلب در ضمن روایتی از امام صادق(ع) رسیده است که فرمود: «اگر در بهشت، مرد از زن بالاتر بود و او را انتخاب کرد، زن یکی از همسران مرد می شود و اگر زن بالاتر بود و مرد را انتخاب کرد، زن همسر مرد می شود.»[1]

 

در فرض دوم، سوم و چهارم هم بالاخره یا هر دو یا یکی از آنان در جهنم است و شخصی که در بهشت نباشد نمی تواند با زن و یا مرد بهشتی اش در کنار هم باشند. در فرض ششم هم با توجه به همین روایت، اگر مرد بالاتر باشد می تواند همسرانش را انتخاب کند.

 

فرض پنجم و ششم که مورد سؤال است، خوشبختانه در روایات ما آمده آست. مثل همین سؤال را امّ سلمه، همسر گرامی پیامبر اسلام از ایشان پرسید که اگر زنی در دنیا چند همسر داشته است و در روز قیامت همگی وارد بهشت شوند، زن همسر کدام یک از مردان می شود؟ پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «ای ام سلمه، بهترین آنها را از نظر خلق و خوی انتخاب کن. شخصی را برگزین که برای خانواده اش از همه بهتر بوده، چرا که حسن خلق، خیر دنیا و آخرت را به همراه دارد.»[2] یعنی زن، در این صورت هر کدام از مردان را که بخواهد می تواند انتخاب کند.

  • ashk

آیا دعایی برای آشتی کردن زن و شوهر وجود دارد؟

ashk | جمعه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۲۲ ب.ظ | ۱ نظر

گرچه انسان هر خواسته‌ای که منطبق بر آموزه‌های دینی بوده را می‌تواند از خدا بخواهد، اما دعای خاصی برای رفع کدورت بین زن و مرد، در منابع دیده نشده است  و آنچه در فضای مجازی به عنوان چنین دعاهایی مطرح می‌شود، منبع معتبری برای آنها نیافتیم.

با این وجود، در برخی دعاها، فرازهایی وجود دارد که در آنها از خدا خواسته می‌شود تا روابط انسان با افراد دیگر بهتر شود که روابط زن و شوهر هم می‌تواند از مصادیق آن باشد. برای نمونه؛ در بخشی از دعای «مکارم الاخلاق» امام سجاد(ع) می‌خوانیم:

  • ashk

در فرازهای متعدّدی از منابع اسلامی به این نکته اشاره شده است که مردم آن زمان، حضرت علی ع را تنها گذاشته و یاری نمی کردند و حضرت ع بارها آنها را به یاری طلبیده و برایشان روشنگری کرده است ولی آنها ممانعت می­کردند، لذا حضرت ع بسیار از رفتارهای آنان ناراحت بود.

به یکی از نقل هائی که بیانگر و نشاندهنده این مطلب است اشاره می شود:

أبان بن ابی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: ما در اطراف امیرالمؤمنین ع نشسته بودیم در حالی که گروهی از اصحاب آن حضرت ع اطراف او را گرفته بودند. شخصی به آن حضرت ع عرض کرد: یا امیرالمؤمنین ع چه خوب بود اگر مردم را تشویق به جنگ می کردید.

حضرت ع از جا برخاست و در ضمن خطبه­ ای[1] چنین فرمودند: من شما را تشویق به جنگیدن نمودم، ولی شما نرفتید و شما را فراخواندم ولی گوش نکردید، پس شما حاضرانی مانند غایبان و زندگانی مانند مردگان و کَرهایی صاحب گوش هستید.

  • ashk

رجب به چه معنا است و نام چه چیزی است؟

ashk | پنجشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۲۷ ق.ظ | ۰ نظر

«رجب»؛ نام نهمین ماه از ماه‌های قمری است. بر اساس آنچه در کتب لغوی آمده، این ریشه در موارد «بزرگ‌داشت چیزی از روی هیبت آن» مورد استفاده قرار می‌گیرد. و این ماه را نیز از آن رو رجب نامیده‌اند که در دوران جاهلیت، آن‌ را بزرگ شمرده و جنگ در آن‌ را ممنوع و حرام می‌شمردند،[1] که پس از اسلام نیز این سنت ادامه یافت.

شایان ذکر است، در منابع حدیثی هم از این ماه به عنوان ماهی با عظمت و پر فضیلت یاد شده و بر انجام عبادات و اعمال نیک در آن بیشتر سفارش شده است.

در روایتی، از امام صادق(ع) نقل شده است که ماه رجب را «أصب» (ریزش زیاد) نامیده‌اند؛ زیرا در این ماه، رحمت الهی بر بندگانش بیشتر سرازیر می‌گردد.[2]

همچنین در حدیثی دیگر، امام کاظم(ع) فرمودند: «رجب نام نهرى در بهشت است که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‌تر است، پس کسى که یک روز از رجب را روزه بدارد، خدا از آن نهر به او مى‌نوشاند».[3]

 


[1] - ر. ک: جوهرى، اسماعیل بن حماد، الصحاح - تاج اللغة و صحاح العربیة، ج ‌1، ص 133، بیروت، لبنان، دار العلم للملایین، چاپ اول، 1410‍ق؛ ابو الحسین، احمد بن فارس بن زکریا، معجم مقائیس اللغة، ج ‌2، ص 496، قم، دفتر تبلیغات اسلامى، چاپ اول، 1404ق.

[2] - قمّى اشعرى، احمد بن محمد بن عیسى، النوادر، ص 18، قم، مدرسه امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف، چاپ اول، 1408ق.

[3] - صدوق، محمّد بن على بن بابویه، من لا یحضره الفقیه، ج ‌2، ص 92، ح 1821، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ دوم، 1413ق.

http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa88029

  • ashk

روایتی از رسول خدا(ص) نقل شده که حضرتشان فرمودند: «هر‌گاه که انسان می‌خوابد، شیطان، سه گِره در سر او ایجاد می‌کند که هر گِرِهی از آنها به شخصِ خفته چنین القا می‌کند که شبِ درازی در پیش داری! بگیر و بخواب! حال اگر انسان اعتنایی نکرد و از جایش برخاست و یاد خدا کرد، یک گره باز می‌شود. سپس اگر وضو ساخت، گرهی دیگر باز شده و اگر نماز گزارد، آخرین گره نیز گشوده خواهد شد و او با نشاط و خاطری خوش، صبح را آغاز خواهد کرد وگرنه صبح او با کسالت و خاطری آشفته آغاز خواهد شد».

 

این روایت در صحیح بخاری[1] و نیز برخی دیگر از کتابهای مورد استناد اهل سنت[2] وجود دارد، اما در منابع اولیه شیعی عین این روایت مشاهده نشده و منابع متأخّرِ شیعی نیز آن را از کتب اهل سنت نقل کرده‌اند. به عنوان نمونه محدّث نوری (م 1320ق) آن را از ابن أبی جمهور احسائی در «دُرَر اللآلی» نقل کرده است.[3]

 

با این وجود، مشابه این محتوا و با الفاظی دیگر در منابع کهن شیعی نیز وجود داشته و از این رو محتوای این روایت مورد تأیید فریقین(شیعه و سنی) است.

در روایتی؛ از امام پنجم یا ششم(ع) می‌خوانیم: «هیچ بنده‌ای نیست مگر شبی یک یا چند بار از خواب بیدار می‌شود، پس اگر برای عبادت و شب زنده‌داری از بستر برخاست که به مطلوب رسیده است، وگرنه شیطان در گوش او ادرار می‌کند»

آن‌گاه حضرت(ع) ادامه داد: «آیا احساس نکرده‌اید که شبی را که به عبادت نپرداخته‌اید، با سستی و کسالت و سنگینی از خواب برمی‌خیزید».[4]

 


[1] - «حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ یُوسُفَ، قَالَ: أَخْبَرَنَا مَالِکٌ، عَنْ أَبِی الزِّنَادِ، عَنِ الأَعْرَجِ، عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ: «یَعْقِدُ الشَّیْطَانُ عَلَى قَافِیَةِ رَأْسِ أَحَدِکُمْ إِذَا هُوَ نَامَ ثَلاَثَ عُقَدٍ یَضْرِبُ کُلَّ عُقْدَةٍ عَلَیْکَ لَیْلٌ طَوِیلٌ، فَارْقُدْ فَإِنِ اسْتَیْقَظَ فَذَکَرَ اللَّهَ، انْحَلَّتْ عُقْدَةٌ، فَإِنْ تَوَضَّأَ انْحَلَّتْ عُقْدَةٌ، فَإِنْ صَلَّى انْحَلَّتْ عُقْدَةٌ، فَأَصْبَحَ نَشِیطًا طَیِّبَ النَّفْسِ وَ إِلَّا أَصْبَحَ خَبِیثَ النَّفْسِ کَسْلاَنَ»؛ بخاری، محمد بن إسماعیل، صحیح البخاری (الجامع المسند الصحیح المختصر من أمور رسول الله و سننه و أیامه)، «باب عقد الشیطان...»، ج 2، ص 52، بیروت، دار طوق النجاة، چاپ اول، 1422ق.

[2] - مانند: أبو داود سجستانی، سلیمان بن أشعث، سنن أبی داود، ج 2، ص 32، بیروت، المکتبة العصریة، بی‌تا؛ قشیری نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم (المسند الصحیح المختصر بنقل العدل عن العدل إلى رسول الله)، ج 1، ص 538، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، بی‌تا؛ أبوبکر بیهقی، أحمد بن حسین، السنن الصغیر، ج 1، ص 287، کراتشی، جامعة الدراسات الإسلامیة، چاپ اول، 1410ق.

[3] - نورى، حسین بن محمد تقى‏، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج ‏6، ص 340، قم، مؤسسة آل البیت(ع)‏، چاپ اول‏، 1408ق.

[4] - صدوق، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه‏، ج ‏1، ص 478 – 479، قم، دفتر انتشارات اسلامى‏، چاپ دوم‏، 1413ق؛ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، ج 2، ص 334، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.

http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa85810

  • ashk

ابتدا باید گفت در قرآن کریم که مهم‌ترین منبع شناخت دین اسلام است، آیه‌ای وجود ندارد که بتوان آنچه در پرسش آمده را با استفاده از آن ثابت کرد.

با این مقدمه باید گفت، از منظر روان‌شناسی، میزان عواطف در زنان به مراتب، بیشتر از مردان است و این موجب می‌شود که در موارد بسیاری، عواطف بر عملکرد و تصمیم‌گیری‌های بانوان تأثیرگذار باشد. از جهتی دیگر، غالب زنانی که در ابتدای ظهور اسلام زندگی می‌کردند، در عرصه سیاست و جنگ‌آوری، چندان ورزیده نبودند تا بتوان از درایت و تخصص آنان بهره برد. به همین دلیل، در برخی روایات توصیه شده تا از قراردادن آنها در رأس هرم حاکمیت خودداری شده و آنان طرف مشورت قرار نگیرند. با این حال، نباید همه زنان را مشمول این حکم دانست.

چرا که در تاریخ زنانی دیده شده است که در درایت و تصمیم‌گیری صحیح از مردان نیز گوی سبقت گرفته بودند. از جمله این موارد می‌توان به بلقیس پادشاه سبا اشاره کرد که با تصمیم مناسب خود که بر خلاف مشورت‌های اطرافیان مرد خود بود، از نابودی قوم خود جلوگیری کرده و واسطه‌ای شد تا آنان به دین الهی بگروند.[1]

همچنین حضرت فاطمه(س) و حضرت زینب(س) با توجه به شرایط خاصی که بعد از رحلت پیامبر(ص) و شهادت امام حسین(ع) ایجاد شد، تلاش‌های چشمگیری در زمینه سیاسی انجام داده و نقش عمده‌ای را در آگاه‌سازی جامعه ایفا کردند.

بنابراین، نمی‌توان به طور مطلق حضور زنان را در عرصه سیاست و مشاوره با آنان را ممنوع دانست. بلکه در مواردی که اطمینان از توانایی آنان در ارائه مشاوره مناسب و حتی اقدام عملی آنان با رعایت ضوابط و شرایط اسلامی داشت، استفاده از این ظرفیت، مطلوب است.

این جمع‌بندی در توصیه‌ای از امام علی(ع) مشاهده می‌شود که در موضوع مشورت با بانوان می‌فرماید:

«إِیَّاکَ وَ مُشَاوَرَةَ النِّسَاءِ إِلَّا مَنْ جَرَّبْتَ بِکَمَالِ عَقْلِهَا»؛[2] از مشورت با زنان خودداری کن مگر با بانوانی که توانایی عقلی آنان را تجربه کرده‌ای![3]

 


[1] - نمل، 34

[2] - کراجکی، محمد بن علی، کنز الفوائد، ج 1، ص 376، قم، دارالذخائر، چاپ اول، 1410ق.

  • ashk

روایتی که چنین توصیه ­ای بکند یافت نشد، اما روایاتی وجود دارند که بیانگر یک واقعیت هستند که بسیاری و یا بیشتر انسان ‌ها، چنین رفتاری را انجام می‌دهند و پروردگار این ویژگی را در انسانها به وجود آورده تا آنان را از حرام و تکبّر دور کند:

1. عیص بن أبی ‌مهینه می‌گوید: نزد امام صادق ع بودم که عمرو بن عبید از حضرتشان پرسید: چرا مردم هنگام قضای حاجت، به زیر پای خود و آنچه از آنان خارج می ‌شود، می‌ نگرند؟! امام ع فرمودند: «در بیشتر موارد این ‌کار به اختیار شخص نیست، بلکه خداوند متعال فرشته‌ای را مأمور ساخته و گردن شخص ‌را گرفته و او را مجبور به نگاه کردن می ‌نماید تا به آنچه از او خارج می ‌شود، بنگرد تا بیندیشد که آیا آنها را از حلال به دست آورده و یا از حرام!».[1]

2. سکونی می‌گوید: از امام باقر ع پرسیدم به چه علت خداوند مدفوع را از انسان پدید آورد؟ حضرت ع در پاسخ فرمودند: «به خاطر کوچک نمودن انسان بوده تا به این مسئله توجه نماید که فردی که چنین آلودگی ‌ها و کثافاتی را به همراه دارد، به دیگران بزرگی نفروشد».[2]

 


[1] - صدوق، محمد بن على‏، علل الشرائع، ص 275، قم، کتاب فروشی داوری، چاپ اول، 1385ش.

[2] - همان

  • ashk

نماز دارای آداب باطنی بسیاری است که یکی از آداب آن توجه دائمی به نماز است؛ اگر نمازگزار توجهی به خدا نداشته باشد، خداوند از او روی برمی‌گرداند.

امام صادق(ع) در این ‌باره فرمودند: «هنگامى که بنده به نماز می‌ایستد، خداوند به او رو می‌کند و همواره به او توجّه دارد تا آن‌ که بنده سه بار به چیز دیگرى توجّه کند و از خدا غافل شود. پس از این سه بار بی ‌توجهی است که خداوند از او روى بر می‌گرداند».[1]

ناگفته نماند؛ اگرچه این نماز شایسته اجر و پاداش نیست، اما با این وجود، قضای آن نیز واجب نخواهد بود؛[2] زیرا سخنی در این مورد در روایات وجود ندارد. راه جبران این کاستی‌ ها در نماز، توجه بیشتر در نمازهای آینده و نیز خواندن نوافل(نمازهای مستحبی یومیه) است که از سوی معصومان(ع)، جبران‌ کننده کوتاهی ‌های موجود در نمازهای واجب اعلام شده است.[3]

 


[1] - برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق، محدث، جلال الدین،‏ ج 1، ص 81، قم، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1371ق.

[2] - بهجت، محمد تقی، استفتاءات، ج ‌2، ص 207، قم، دفتر حضرت آیة الله بهجت‌، چاپ اول‌، 1428ق.

  • ashk

«فاتحة الکتاب» به معنى آغازگر کتاب قرآن است، و از روایات مختلفى که از پیامبراکرم(ص) نقل شده به خوبى استفاده مى‏ شود که این سوره در زمان خود پیامبراکرم(ص) نیز به همین نام شناخته مى ‏شده است.

از اینجا دریچه‏ اى به سوى مساله مهمى از مسائل اسلامى گشوده مى‏ شود و آن اینکه بر خلاف آنچه در میان گروهى مشهور است که قرآن در عصر پیامبراکرم(ص) به صورت پراکنده بود، بعد در زمان ابوبکر یا عمر یا عثمان جمع ‏آورى شد، قرآن در زمان خود پیامبراکرم(ص) به همین صورتِ امروز جمع‏ آورى شده بود، و سرآغازش همین سوره حمد بوده است، و الا نه این سوره نخستین سوره‏ اى بوده‏ است که بر پیامبراکرم(ص) نازل شده، و نه دلیل دیگرى براى انتخاب نام فاتحة الکتاب براى این سوره وجود دارد.

مدارک متعدد دیگرى در دست است که این واقعیت را تایید مى‏ کند که قرآن به صورت مجموعه‏ اى که در دست ماست در عصر پیامبراکرم(ص) و به فرمان او جمع ‏آورى شده بود.

  • ashk

علت اختلاف احادیث از زبان حضرت امیرالمؤمنین(ع)

ashk | شنبه, ۱۳ مرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۴۴ ب.ظ | ۰ نظر

أبان بن أبی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: عرض کردم: یا امیرالمؤمنین(ع) من از سلمان و مقداد و ابوذر مطالبی در تفسیر قرآن و روایاتی از قول رسول خدا(ص) شنیدم که بعدها شما آنچه را از آنان شنیده بودم تصدیق فرمودید. و نیز دست مردم مطالب بسیاری در تفسیر قرآن و احادیثی از رسول خدا(ص) دیدم که با آنچه از شما شنیده بودم مخالف بود و شما آن ها را باطل می دانید. آیا شما می فرمایید آنان عمداً به رسول خدا(ص) دروغ نسبت می دهند و قرآن را تفسیر به رأی می کنند؟

 

حضرت على(ع) رو به من کرده و فرمود: ای سلیم سؤال کردی پس جوابش را بفهم، آنچه در دست مردم است، حق و باطل، راست و دروغ، ناسخ و منسوخ، خاص و عام، محکم و متشابه و حفظ و وهم، همه را با هم شامل می شود و همانا مردم در زمان خود پیامبر اکرم(ص) به او دروغ نسبت دادند تا جایی که حضرت(ص) برای خطبه قیام کرده و چنین فرمود: ای مردم نسبت دهنده دروغ به من زیاد شده است، هرکس از روی عمد دروغی را به من نسبت دهد جایگاهش را از آتش ساخته است.

 

  • ashk

درباره این‌که حضرت عیسی(ع) در چه سنی به نبوّت برگزیده شد، دیدگاه‌های گوناگونی در منابع تفسیری و روایی مشاهده می‌شود:

 

1. حضرتشان از آغاز تولد پیامبر بود، امّا از هفت سالگی به بیان وحی خدا پرداخت:

یزید کناسی می‌گوید: از امام باقر(ع) پرسیدم که عیسی بن مریم(ع) هنگامی که در گهواره سخن گفت، آیا حجت خدا بر مردمِ آن زمان بود؟ امام(ع) فرمودند: «آری، در آن روز نبیّ و حجت خدا بود، اما عهده‌دار رسالت نبود، آیا نشنیده‌ای که هنگام تولد گفت: من بنده خدایم، او کتاب به من داده و مرا پیامبر قرار داده است و مرا وجودی پربرکت قرار داده و تا زمانی که زنده‌ام، مرا به نماز و زکات توصیه کرده است».[1]

 

از امام(ع) پرسیدم: آیا او در گهواره‌اش حجت خدا بر زکریا(ع) بود؟! امام(ع) فرمودند: «عیسی(ع) نشانه خداوند برای مردم بود و نیز رحمتی از خدا برای مریم(س) بود که کودکش در گهواره از او سخن گفت و نیز حجت خدا و پیامبرش بود برای افرادی که در آن زمان، سخنانش را شنیدند، اما عیسی(ع) دیگر تا دو سالگی سخنی نگفت و در این مدت زکریا(ع) حجت خدا بر مردم بوده و بعد از مرگ زکریا(ع) نیز فرزندش یحیی(ع) کتاب و حکمت را در سن کودکی به ارث برد و حجت خدا شد، آیا نشنیده‌ای که خدای عزّ و جلّ می‌فرماید: ای یحیی! کتاب را با قوّت بگیر و ما فرمان نبوّت در کودکی به او دادیم،[2] تا این‌که عیسی(ع) به هفت سالگی رسید و در این موقع عیسی(ع) حجت خدا بر یحیی(ع) و همه مردم جهان شد».[3]

  • ashk

روایتی از امام صادق(ع)  وجود دارد:

«هر بنده‌ای در شب، یک، دو و یا چندبار بیدار می‌شود؛ اگر برخیزد [و نماز بگزارد چه بهتر]، وگرنه، شیطان دو پای خود را می‌گشاید و در گوش او ادرار می کند. آیا نمی‌بینى که برخى از شما که این کار را کرده است از خواب خود سنگین و خسته برمی‌خیزد».[1]

این روایت از جهت سندی صحیح است.[2]

  • ashk