آوازک

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

۸ مطلب با موضوع «پاسخ به شبهات :: پاسخ به شبهات روائی و حدیثی» ثبت شده است

اگرچه زیبایی و سفیدروییِ ظاهری نمی‌تواند معیار اصلی برای ازدواج باشد، اما طبیعی است که داشتن همسری که علاوه بر دارا بودن ایمان و اخلاق و معیارهای معنوی برای ازدواج، زیبارو نیز باشد، امتیازی برای یک مرد به شمار می‌آید.

با ذکر این مقدمه، به بررسی روایت منقول از امام رضا(ع) می‌پردازیم:

«عِدَّةٌ مِنْ أَصْحابِنا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیادٍ عَنْ بَکْرِ بْنِ صالِحٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحابِهِ عَنْ أَبی الْحَسَن(ع): مِنْ سَعَادَةِ الرَّجُلِ أَنْ یَکْشِفَ الثَّوْبَ عَنِ امْرَأَةٍ بَیْضَاءَ».[1]

از لحاظ سندی، با آن ‌که این روایت در کتاب معتبری نقل شده است، اما به دلیل مجهول بودن نام برخی از راویان آن،[2] و نیز اختلاف ‌نظر درباره توثیق دیگر راویان،[3] روایتی ضعیف ارزیابی می‌شود.

اما با چشم‌پوشی از ضعف سند، با توجه به مقدمه یادشده، محتوای آن می‌تواند قابل پذیرش باشد، علاوه بر آن ‌که «امْرَأَةٍ بَیْضاء»، غیر از زیبایی صورت، دارای معانی دیگری نیز می‌باشد که شاید روایت ناظر به آنها باشد:

1. پاک بودن از عیوب: در زبان عرب، ‌هنگامی که گفته می‌شود فلانی سفید است، یک معنایش آن است که دامن او از عیب‌ها و ناپاکی‌ها مبرّا و پاک است.

2. صاحب فضل و کرم بودن: در این زبان، برای توصیف افرادی که دارای فضل و کرم باشند نیز از تعبیر «سفید» استفاده می‌شود.[4]

3. پاک بودن از حیض: از آن‌جا که در حدیث حائض «یُمْسِکُ عَنْها زَوْجُها حَتَّى تَرَى الْبَیاض‏»،[5] «سفیدی» به معنای «پاک بودن از حیض» است،[6] ممکن است که منظور از سفیدی در این روایت نیز آن باشد که در شب زفاف، همسرش پاک از حیض باشد.

 


[1] - کلینى، محمد بن یعقوب‏، کافی، ج ‏5، ص 335، قم، دار الحدیث‏، چاپ اول، 1429ق.

[2] - «بَعْضِ أَصْحَابِهِ» بکر بن صالح رازی که در روایت آمده، مشخص نشده‌ که چه کسانی هستند.

[3] - درباره بکر بن صالح رازی اختلاف نظر وجود دارد و برخی از عالمان رجال او را ضعیف دانسته‌اند. ر. ک: غضائری، احمد بن حسین، کتاب الضعفاء، ج 1، ص 44، قم، مؤسسه اسماعیلیان، 1364ق؛ حلّی، حسن بن یوسف، خلاصة الاقوال، ص 208، نجف اشرف، منشورات المطبعة الحیدریة، چاپ دوم، 1381ق.

[4] - مصطفوى، حسن‏، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم‏، ج ‏1، ص 362، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‏، چاپ اول، 1368ش‏.

[5] - کافی، ج ‏5، ص 261.

[6] - طریحی، فخر الدین بن محمد، مجمع البحرین، ج‏ 4، ص 198، تهران، مرتضوى‏، چاپ سوم، 1375ش‏.

  • ashk

آیا دعایی برای آشتی کردن زن و شوهر وجود دارد؟

ashk | جمعه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۲۲ ب.ظ | ۱ نظر

گرچه انسان هر خواسته‌ای که منطبق بر آموزه‌های دینی بوده را می‌تواند از خدا بخواهد، اما دعای خاصی برای رفع کدورت بین زن و مرد، در منابع دیده نشده است  و آنچه در فضای مجازی به عنوان چنین دعاهایی مطرح می‌شود، منبع معتبری برای آنها نیافتیم.

با این وجود، در برخی دعاها، فرازهایی وجود دارد که در آنها از خدا خواسته می‌شود تا روابط انسان با افراد دیگر بهتر شود که روابط زن و شوهر هم می‌تواند از مصادیق آن باشد. برای نمونه؛ در بخشی از دعای «مکارم الاخلاق» امام سجاد(ع) می‌خوانیم:

  • ashk

رجب به چه معنا است و نام چه چیزی است؟

ashk | پنجشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۲۷ ق.ظ | ۰ نظر

«رجب»؛ نام نهمین ماه از ماه‌های قمری است. بر اساس آنچه در کتب لغوی آمده، این ریشه در موارد «بزرگ‌داشت چیزی از روی هیبت آن» مورد استفاده قرار می‌گیرد. و این ماه را نیز از آن رو رجب نامیده‌اند که در دوران جاهلیت، آن‌ را بزرگ شمرده و جنگ در آن‌ را ممنوع و حرام می‌شمردند،[1] که پس از اسلام نیز این سنت ادامه یافت.

شایان ذکر است، در منابع حدیثی هم از این ماه به عنوان ماهی با عظمت و پر فضیلت یاد شده و بر انجام عبادات و اعمال نیک در آن بیشتر سفارش شده است.

در روایتی، از امام صادق(ع) نقل شده است که ماه رجب را «أصب» (ریزش زیاد) نامیده‌اند؛ زیرا در این ماه، رحمت الهی بر بندگانش بیشتر سرازیر می‌گردد.[2]

همچنین در حدیثی دیگر، امام کاظم(ع) فرمودند: «رجب نام نهرى در بهشت است که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‌تر است، پس کسى که یک روز از رجب را روزه بدارد، خدا از آن نهر به او مى‌نوشاند».[3]

 


[1] - ر. ک: جوهرى، اسماعیل بن حماد، الصحاح - تاج اللغة و صحاح العربیة، ج ‌1، ص 133، بیروت، لبنان، دار العلم للملایین، چاپ اول، 1410‍ق؛ ابو الحسین، احمد بن فارس بن زکریا، معجم مقائیس اللغة، ج ‌2، ص 496، قم، دفتر تبلیغات اسلامى، چاپ اول، 1404ق.

[2] - قمّى اشعرى، احمد بن محمد بن عیسى، النوادر، ص 18، قم، مدرسه امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف، چاپ اول، 1408ق.

[3] - صدوق، محمّد بن على بن بابویه، من لا یحضره الفقیه، ج ‌2، ص 92، ح 1821، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ دوم، 1413ق.

http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa88029

  • ashk

روایتی از رسول خدا(ص) نقل شده که حضرتشان فرمودند: «هر‌گاه که انسان می‌خوابد، شیطان، سه گِره در سر او ایجاد می‌کند که هر گِرِهی از آنها به شخصِ خفته چنین القا می‌کند که شبِ درازی در پیش داری! بگیر و بخواب! حال اگر انسان اعتنایی نکرد و از جایش برخاست و یاد خدا کرد، یک گره باز می‌شود. سپس اگر وضو ساخت، گرهی دیگر باز شده و اگر نماز گزارد، آخرین گره نیز گشوده خواهد شد و او با نشاط و خاطری خوش، صبح را آغاز خواهد کرد وگرنه صبح او با کسالت و خاطری آشفته آغاز خواهد شد».

 

این روایت در صحیح بخاری[1] و نیز برخی دیگر از کتابهای مورد استناد اهل سنت[2] وجود دارد، اما در منابع اولیه شیعی عین این روایت مشاهده نشده و منابع متأخّرِ شیعی نیز آن را از کتب اهل سنت نقل کرده‌اند. به عنوان نمونه محدّث نوری (م 1320ق) آن را از ابن أبی جمهور احسائی در «دُرَر اللآلی» نقل کرده است.[3]

 

با این وجود، مشابه این محتوا و با الفاظی دیگر در منابع کهن شیعی نیز وجود داشته و از این رو محتوای این روایت مورد تأیید فریقین(شیعه و سنی) است.

در روایتی؛ از امام پنجم یا ششم(ع) می‌خوانیم: «هیچ بنده‌ای نیست مگر شبی یک یا چند بار از خواب بیدار می‌شود، پس اگر برای عبادت و شب زنده‌داری از بستر برخاست که به مطلوب رسیده است، وگرنه شیطان در گوش او ادرار می‌کند»

آن‌گاه حضرت(ع) ادامه داد: «آیا احساس نکرده‌اید که شبی را که به عبادت نپرداخته‌اید، با سستی و کسالت و سنگینی از خواب برمی‌خیزید».[4]

 


[1] - «حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ یُوسُفَ، قَالَ: أَخْبَرَنَا مَالِکٌ، عَنْ أَبِی الزِّنَادِ، عَنِ الأَعْرَجِ، عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ: «یَعْقِدُ الشَّیْطَانُ عَلَى قَافِیَةِ رَأْسِ أَحَدِکُمْ إِذَا هُوَ نَامَ ثَلاَثَ عُقَدٍ یَضْرِبُ کُلَّ عُقْدَةٍ عَلَیْکَ لَیْلٌ طَوِیلٌ، فَارْقُدْ فَإِنِ اسْتَیْقَظَ فَذَکَرَ اللَّهَ، انْحَلَّتْ عُقْدَةٌ، فَإِنْ تَوَضَّأَ انْحَلَّتْ عُقْدَةٌ، فَإِنْ صَلَّى انْحَلَّتْ عُقْدَةٌ، فَأَصْبَحَ نَشِیطًا طَیِّبَ النَّفْسِ وَ إِلَّا أَصْبَحَ خَبِیثَ النَّفْسِ کَسْلاَنَ»؛ بخاری، محمد بن إسماعیل، صحیح البخاری (الجامع المسند الصحیح المختصر من أمور رسول الله و سننه و أیامه)، «باب عقد الشیطان...»، ج 2، ص 52، بیروت، دار طوق النجاة، چاپ اول، 1422ق.

[2] - مانند: أبو داود سجستانی، سلیمان بن أشعث، سنن أبی داود، ج 2، ص 32، بیروت، المکتبة العصریة، بی‌تا؛ قشیری نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم (المسند الصحیح المختصر بنقل العدل عن العدل إلى رسول الله)، ج 1، ص 538، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، بی‌تا؛ أبوبکر بیهقی، أحمد بن حسین، السنن الصغیر، ج 1، ص 287، کراتشی، جامعة الدراسات الإسلامیة، چاپ اول، 1410ق.

[3] - نورى، حسین بن محمد تقى‏، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج ‏6، ص 340، قم، مؤسسة آل البیت(ع)‏، چاپ اول‏، 1408ق.

[4] - صدوق، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه‏، ج ‏1، ص 478 – 479، قم، دفتر انتشارات اسلامى‏، چاپ دوم‏، 1413ق؛ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، ج 2، ص 334، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.

http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa85810

  • ashk

روایتی که چنین توصیه ­ای بکند یافت نشد، اما روایاتی وجود دارند که بیانگر یک واقعیت هستند که بسیاری و یا بیشتر انسان ‌ها، چنین رفتاری را انجام می‌دهند و پروردگار این ویژگی را در انسانها به وجود آورده تا آنان را از حرام و تکبّر دور کند:

1. عیص بن أبی ‌مهینه می‌گوید: نزد امام صادق ع بودم که عمرو بن عبید از حضرتشان پرسید: چرا مردم هنگام قضای حاجت، به زیر پای خود و آنچه از آنان خارج می ‌شود، می‌ نگرند؟! امام ع فرمودند: «در بیشتر موارد این ‌کار به اختیار شخص نیست، بلکه خداوند متعال فرشته‌ای را مأمور ساخته و گردن شخص ‌را گرفته و او را مجبور به نگاه کردن می ‌نماید تا به آنچه از او خارج می ‌شود، بنگرد تا بیندیشد که آیا آنها را از حلال به دست آورده و یا از حرام!».[1]

2. سکونی می‌گوید: از امام باقر ع پرسیدم به چه علت خداوند مدفوع را از انسان پدید آورد؟ حضرت ع در پاسخ فرمودند: «به خاطر کوچک نمودن انسان بوده تا به این مسئله توجه نماید که فردی که چنین آلودگی ‌ها و کثافاتی را به همراه دارد، به دیگران بزرگی نفروشد».[2]

 


[1] - صدوق، محمد بن على‏، علل الشرائع، ص 275، قم، کتاب فروشی داوری، چاپ اول، 1385ش.

[2] - همان

  • ashk

نماز دارای آداب باطنی بسیاری است که یکی از آداب آن توجه دائمی به نماز است؛ اگر نمازگزار توجهی به خدا نداشته باشد، خداوند از او روی برمی‌گرداند.

امام صادق(ع) در این ‌باره فرمودند: «هنگامى که بنده به نماز می‌ایستد، خداوند به او رو می‌کند و همواره به او توجّه دارد تا آن‌ که بنده سه بار به چیز دیگرى توجّه کند و از خدا غافل شود. پس از این سه بار بی ‌توجهی است که خداوند از او روى بر می‌گرداند».[1]

ناگفته نماند؛ اگرچه این نماز شایسته اجر و پاداش نیست، اما با این وجود، قضای آن نیز واجب نخواهد بود؛[2] زیرا سخنی در این مورد در روایات وجود ندارد. راه جبران این کاستی‌ ها در نماز، توجه بیشتر در نمازهای آینده و نیز خواندن نوافل(نمازهای مستحبی یومیه) است که از سوی معصومان(ع)، جبران‌ کننده کوتاهی ‌های موجود در نمازهای واجب اعلام شده است.[3]

 


[1] - برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق، محدث، جلال الدین،‏ ج 1، ص 81، قم، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1371ق.

[2] - بهجت، محمد تقی، استفتاءات، ج ‌2، ص 207، قم، دفتر حضرت آیة الله بهجت‌، چاپ اول‌، 1428ق.

  • ashk

علت اختلاف احادیث از زبان حضرت امیرالمؤمنین(ع)

ashk | شنبه, ۱۳ مرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۴۴ ب.ظ | ۰ نظر

أبان بن أبی عیّاش از سلیم بن قیس هلالی نقل می کند که گفت: عرض کردم: یا امیرالمؤمنین(ع) من از سلمان و مقداد و ابوذر مطالبی در تفسیر قرآن و روایاتی از قول رسول خدا(ص) شنیدم که بعدها شما آنچه را از آنان شنیده بودم تصدیق فرمودید. و نیز دست مردم مطالب بسیاری در تفسیر قرآن و احادیثی از رسول خدا(ص) دیدم که با آنچه از شما شنیده بودم مخالف بود و شما آن ها را باطل می دانید. آیا شما می فرمایید آنان عمداً به رسول خدا(ص) دروغ نسبت می دهند و قرآن را تفسیر به رأی می کنند؟

 

حضرت على(ع) رو به من کرده و فرمود: ای سلیم سؤال کردی پس جوابش را بفهم، آنچه در دست مردم است، حق و باطل، راست و دروغ، ناسخ و منسوخ، خاص و عام، محکم و متشابه و حفظ و وهم، همه را با هم شامل می شود و همانا مردم در زمان خود پیامبر اکرم(ص) به او دروغ نسبت دادند تا جایی که حضرت(ص) برای خطبه قیام کرده و چنین فرمود: ای مردم نسبت دهنده دروغ به من زیاد شده است، هرکس از روی عمد دروغی را به من نسبت دهد جایگاهش را از آتش ساخته است.

 

  • ashk

روایتی از امام صادق(ع)  وجود دارد:

«هر بنده‌ای در شب، یک، دو و یا چندبار بیدار می‌شود؛ اگر برخیزد [و نماز بگزارد چه بهتر]، وگرنه، شیطان دو پای خود را می‌گشاید و در گوش او ادرار می کند. آیا نمی‌بینى که برخى از شما که این کار را کرده است از خواب خود سنگین و خسته برمی‌خیزد».[1]

این روایت از جهت سندی صحیح است.[2]

  • ashk