آوازک

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

۵۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اشک» ثبت شده است

روضه حضرت زینب(س) و امام حسین(ع)

ashk | يكشنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۷، ۱۱:۲۵ ب.ظ | ۰ نظر

ایستادم بـه بلنـدی بدنــم لرزان شـــد

زیر ِخروار ِنی و سنــگْ تنت پنهان شـــد

بسکـه مبــهوتِ جـــمالِ اَحَدیّت بــودی

کــه در آوردنِ پیراهــنِ تو آســان شـد

چِقَدَر نیزه فــرو رفته به جسمت ، گــوئی

گودیِ قتلگهتْ تنــگ تر از زنــدان شـد

نعلِ تازه به سُم ِ اسبْ زدن فـکر که بـود؟

که سـراپایِ تو با سطحِ زمیـن یکسان شـد

آنقَدَر زیــور و خلخــالْ ربـودند ز مـــا

که به بــازار ِ طلا نــرخ طــلا ارزان شـد

  • ashk

زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها

ashk | دوشنبه, ۳ شهریور ۱۳۹۳، ۱۲:۳۶ ق.ظ | ۰ نظر

 

در کتب مزارات کیفیت زیارت حضرت معصومه (علیهاالسلام) را چنین نقل نموده‌اند که چون به نزدیک قبر مطهر رسیدی بایست در بالای سر حضرت رو به قبله. پس ذکر "الله اکبر" را 34 مرتبه و ذکر "سبحان الله" را 33 مرتبه و ذکر "الحمدلله" را 33 مرتبه بگو . پس اتمام این اذکار، زیارتنامه را بخوان:

  • ashk

آهوی گریان !!!

ashk | دوشنبه, ۳ شهریور ۱۳۹۳، ۱۲:۲۰ ق.ظ | ۰ نظر

  • ashk

عشق یار...

ashk | چهارشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۳، ۰۲:۱۷ ب.ظ | ۰ نظر

 

هـرگز تـو هـم مــانـنــد مـــن آزار دیــدی؟

یــار خــودت را از خــودت بــیــزار دیــدی؟

آیــا تـو هـم ،هر پــرده ای را تا گشودی؟

از چــار چــوب پـنـجـــره، دیـــــوار دیــدی؟

اصـلا بـبـیـنـم تـا بـه حـالا صـخــره بودی؟

از زیـــر امــــواج، آســـمـان را تــار دیدی؟

نـام کـسی را در قـنـوتت گـــریـه کـردی؟

از «آتـنـا» گـفـتن «عــذابَ النـّار» دیدی؟

در پـشـت دیـوار ِحیاطی شعـر خوانـدی؟

دل کـنـدن از یــک خــانه را دشـوار دیدی؟

آیا تو هم با چشم ِ بـاز و خیس ِ از اشک

خواب کسی را روز و شب بـیـدار دیدی؟

رفتی مطب بی نسخه برگردی به خانه؟

بیـمار بـودی مثل ِمن ؟ ، بیمار دیــدی؟؟

حقـا که بـا مـن فــرق داری ــ لا اقـل تـو

او را که می خواهی خودت یک بـار دیدی

  • ashk

حرم....

ashk | چهارشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۳، ۱۲:۴۳ ق.ظ | ۱ نظر

  • ashk

لبیک یا اباعبدالله.....

ashk | چهارشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۳، ۱۲:۱۰ ق.ظ | ۰ نظر

  • ashk

غم بی مادری.....

ashk | سه شنبه, ۳ تیر ۱۳۹۳، ۱۱:۵۶ ب.ظ | ۱ نظر

  • ashk

وفای غم...

ashk | سه شنبه, ۳ تیر ۱۳۹۳، ۱۱:۵۴ ب.ظ | ۱۸ نظر

  • ashk

آرزوها!!!!

ashk | يكشنبه, ۱ تیر ۱۳۹۳، ۱۲:۰۰ ق.ظ | ۰ نظر

 

روزگـار میخندی ؟

 

کـمی حرمـت نگـه دار بی حیا !؟

 

مگـر نمی بینی سیـاه پــوش آرزو هـا شـده ام ...؟

  • ashk

بوی ماندن...

ashk | جمعه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۳، ۰۹:۵۰ ب.ظ | ۱ نظر

 

گــنـاه تــــو رفــتـن نـیستـــــ ...!
گـــنـاه تــــو ایــن اسـتــــ ؛
کــــه حــــرفـهـــایـتــــ ... ،
بــوی مـــانــدن مــــی داد... !
  • ashk

تنهاتر از تنها

ashk | جمعه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۳، ۰۱:۴۰ ب.ظ | ۳ نظر

ذهن را درگیر باعشقی خیالی کرد و رفت

جمله های واضح دل را سوالی کرد و رفت

چون رمیدن های آهو، ناز کردن های او

دشت چشمان مرا حالی به حالی کرد و رفت

کهنه ای بودم  برای دست های این و آن

هرکسی ما را به نوعی دستمالی کرد و رفت

ابرهم در بارشش قصد فداکاری نداشت

عقده در دل داشت روی خاک خالی کردو رفت

  • ashk

سوختم...

ashk | پنجشنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۳، ۰۶:۴۵ ب.ظ | ۰ نظر

  • ashk

رفت.....

ashk | سه شنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۹۳، ۱۱:۳۳ ب.ظ | ۰ نظر

  • ashk

عکس قلب

ashk | دوشنبه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۳، ۱۰:۰۰ ب.ظ | ۰ نظر
  • ashk

گریه

ashk | دوشنبه, ۵ خرداد ۱۳۹۳، ۱۱:۲۸ ب.ظ | ۰ نظر

  • ashk

بغض

ashk | پنجشنبه, ۷ فروردين ۱۳۹۳، ۱۰:۰۶ ب.ظ | ۲ نظر

  • ashk

تنهای تنها

ashk | يكشنبه, ۳ فروردين ۱۳۹۳، ۰۹:۲۱ ب.ظ | ۱ نظر

  • ashk

بوی تو جان من است

ashk | سه شنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۲، ۰۹:۱۴ ب.ظ | ۰ نظر

  • ashk

قهر تا قیامت

ashk | سه شنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۲، ۰۹:۰۵ ب.ظ | ۰ نظر

  • ashk

عشق فقط حسسسسسین (ع)

ashk | سه شنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۲، ۰۸:۴۳ ب.ظ | ۰ نظر

  • ashk

کودکی

ashk | يكشنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۲، ۰۸:۵۸ ب.ظ | ۰ نظر

  • ashk

اربعین

ashk | سه شنبه, ۲۶ آذر ۱۳۹۲، ۰۸:۰۹ ب.ظ | ۰ نظر

 

آنچه از من خواستی با کاروان آورده ام    یک گلستان گل به رسم ارمغان آورده ام

از در و دیوار عالم فتنه می بارید و من    بی پناهان را بدین دارالامان آورده ام

اندرین ره از جرس هم بانگ یاری برنخاست       کاروان را تا بدین جا با فغان آورده ام

تا نگویی زین سفر با دست خالی آمدم      یک جهان درد و غم و سوز نهان آورده ام

قصه ویرانه شام ار نپرسی خوش تر است           چون از آن گلزار، پیغام خزان آورده ام

دیده بودم تشنگی از دل قرارت برده بود         ازبرایت دامنی اشک روان آورده ام

تا به دشت نینوا بهرت عزاداری کنم        یک نیستان ناله و آه و فغان آورده ام

تا نثارت سازم و گردم بلا گردان تو        در کف خود از برایت نقد جان آورده ام

تا دل مهرآفرینت را نرنجانم ز درد          گوشه ای از درد دل را بر زبان آورده ام

 

محمدعلی مجاهدی (پروانه)

  • ashk

شادی یا اشک

ashk | سه شنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۲، ۰۹:۲۶ ب.ظ | ۱ نظر

  • ashk

درد بی درمان عشق

ashk | سه شنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۲، ۰۹:۲۳ ب.ظ | ۰ نظر

  • ashk

چشم به راه

ashk | دوشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۲، ۱۲:۲۸ ب.ظ | ۰ نظر

  • ashk

منو دل کندن از دلبر محاله

ashk | پنجشنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۲، ۰۲:۰۱ ب.ظ | ۰ نظر

 

دانلود کلیپ بسیار زیبای "منو دل کندن از دلبر محاله..."

با نوای حاج عبدالرضا هلالی

  • ashk

کلیپ بسیار زیبا از حمید علیمی

ashk | پنجشنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۲، ۰۱:۵۱ ب.ظ | ۱ نظر

 

دانلود کلیپ مداحی بسیار زیبا و به یاد ماندنی از

مداح دلسوز "کربلائی حمید علیمی"

 

  • ashk

مادر شهید

ashk | شنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۲، ۰۶:۵۰ ب.ظ | ۰ نظر

  • ashk

یا زهرا

ashk | سه شنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۲، ۱۱:۵۴ ب.ظ | ۰ نظر

 

 

 

در وسط کوچه تو را می زدند

کاش بجای تو مرا می زدند

 

 

  • ashk

غم تنهائی

ashk | جمعه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۲، ۱۰:۴۸ ب.ظ | ۰ نظر

 

  • ashk

بهانه

ashk | پنجشنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۲، ۱۱:۰۵ ب.ظ | ۰ نظر

  • ashk

باران

ashk | پنجشنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۲، ۱۱:۰۳ ب.ظ | ۰ نظر

  • ashk

وفای شمع

ashk | چهارشنبه, ۲ مرداد ۱۳۹۲، ۰۳:۳۷ ب.ظ | ۰ نظر

 

مردم از درد نمی‌آیی به بالینم هنوز 
مرگ خود می‌بینم و رویت نمی‌بینم هنوز 

بر لب آمد جان و رفتند آشنایان از سرم 
شمع را نازم که می‌گرید به بالینم هنوز 

  • ashk

درد بی درمان

ashk | چهارشنبه, ۲ مرداد ۱۳۹۲، ۰۳:۲۰ ب.ظ | ۰ نظر

 

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کند
هر دلی را روزگاری عشق ویران می‌کند

  • ashk

تنهائی

ashk | چهارشنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۲، ۱۱:۵۶ ب.ظ | ۰ نظر

 

برای بعضی از درد ها نه می توان گریه کرد! نه فریاد زد !

                               فقط می توان نگاه کرد و بیصدا شکست ....

..........................................

بیادتم حتی اگر قرار باشد شبی بی چراغ برای یافتنت

                                      تمام کوچه ها را قدم بزنم ، میزنم.....

..........................................

من اینجا ! ...تو آنجا ! .... نیمکت های دنیا را چه بد چیده اند !....

..........................................

دل کندن اگر حادثه ای آسان بود.... فرهاد بجای بیستون دل می کند !...

 

  • ashk

خون

ashk | يكشنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۲، ۱۱:۵۸ ق.ظ | ۱ نظر

 

کلیپ بسیارجالب و عجیب ازدختری که بجای اشک ،

خون ازچشماش میاد !!!!!!!!!!!!

  • ashk

لیلی و مجنون

ashk | شنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۲، ۰۴:۳۷ ب.ظ | ۱ نظر

 

بی شک بارها نام لیلی مجنون را شنیده ومی خواهید بدانید داستان دلدادگی این دو چیست.

لیلی ومجنون نام یکی از منظومه های نظا می گنجوی شاعر بزرگ ایران است .

  • ashk

اشک خون

ashk | شنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۲، ۱۱:۲۹ ق.ظ | ۰ نظر

 

مانده ام با غم هجران نگارم چـه کنـم

عمر بگذشت و ندیدم رخ یارم چه کنم

چشم  آلوده  کجـا دیــدن  دلـدار کجـا

چشم  دیـدار رخ  یار ندارم چــه  کنم

با  نگاهی  بگشـا عقده  دیریــن  مرا

کز فراغت گره  افتاده  به کارم چه کنم

جلوه ای کن  که دمی روی نکویت نگرم

گرچه  لایق نبود  دیده  تارم  چه کنم

اشک می ریزم و با غصــه دل همراهـم

که ز هجران تومن اشک نریزم  چه کنم

طوق بر گردن  من رشتـه عشــق تو بود

تا  کشاند  به سـر چوبه  دارم  چه کنم

  • ashk

کعبه عاشقان

ashk | دوشنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۹۲، ۱۲:۰۵ ق.ظ | ۰ نظر

 

 

سرورم،مولا،رئیسم،دوستت دارم حسین

باغم عشقت انیسم،دوستت دارم حسین

خوب میدانی دلم تخته سیاهی از گناست

باز رویش مینویسم،دوستت دارم حسین

  • ashk

اشک بی دلیل

ashk | سه شنبه, ۱۴ خرداد ۱۳۹۲، ۰۱:۲۴ ب.ظ | ۳ نظر

 

یک پسر کوچک از مادرش پرسید : چرا گریه می کنی؟

مادرش به او گفت : زیرا من یک زن هستم . پسر بچه گفت :من نمیفهمم

مادرش او را در آغوش گرفت و گفت : تو هیچگاه نخواهی فهمید.

  • ashk

لیاقت

ashk | شنبه, ۱۰ فروردين ۱۳۹۲، ۰۱:۵۵ ب.ظ | ۰ نظر

 

دیگر آن مجنون سابق نیستم
آن بیابان گردعاشق نیستم

 

اینک از اهل نسیم و سایه ام
با تب صحرا موافق نیستم

 

با سلامی با خیالی دل خوشم
در تکاپوی حقایق نیستم

 

بس کنید اصرار را، بی فایده ست
من برای عشق لایق نیستم

  • ashk

مدرسه عشق

ashk | جمعه, ۹ فروردين ۱۳۹۲، ۰۶:۵۱ ب.ظ | ۰ نظر

 

در مدرسه ی کربلا ، کودکان به چشم خود دیدند که بابا دو بخــــش است:

بخشی در صحـــــرا ، بخشـــی بر بالایٍ نیــــزه ...

اما اینکـــه عمــــو چند بخش است را فقـط بــابـــا می دانــد ...

  • ashk

عشق

ashk | پنجشنبه, ۸ فروردين ۱۳۹۲، ۱۱:۲۷ ب.ظ | ۰ نظر

 

به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد
و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد

دفتر قلب مرا وا کن و نامی بنویس
سند عشق، به امضا شدنش می ارزد

گر چه من تجربه ای از نرسیدن هایم
کوشش رود به دریا شدنش می ارزد

کیستم؟ باز همان آتش سردی که هنوز
حتم دارد که به اِحیا شدنش می ارزد

با دو دستِ تو فرو ریختنِ دم به دمم
به همان لحظه برپا شدنش می ارزد

دل من در سبدی، عشق به نیل تو سپرد
نگهش دار، به موسی شدنش می ارزد

سالها ... گر چه که در پیله بمانَد غزلم
صبرِ این کرم به زیبا شدنش می ارزد

 

 

                                            "علی اصغر داوری"

  • ashk

عزاداری

ashk | دوشنبه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۱، ۰۹:۵۱ ب.ظ | ۱ نظر

تعریف عزادارى

واژه عزادارى و سوگوارى مانند واژه هاى صلات، حج و زکات اصطلاحى

شرعى نیست که شناخت آن نیاز به تعریف شارع مقدس داشته باشد بلکه واژه اى

است آیینى که نشان دهنده رفتار و مراسم خاصى است که در مواقعى بخصوص

توسط اقوام و ملل گوناگون انجام مى شود. البته در روایات و دیگر منابع تاریخى

الفاظى وجود دارد که مى توان آنها را با معناى عزادارى برابر دانست ـ مانند

عزا، ماتم، نوحه یا نائحه، تسلى، رثا و مرثیه ـ و ما در ابتدا سعى خواهیم کرد

آنها را با استفاده از عرف و لغت بررسى کنیم.

  • ashk

اقسام عزاداری

ashk | شنبه, ۵ اسفند ۱۳۹۱، ۱۰:۴۱ ب.ظ | ۰ نظر

اقسام عزادارى

امروزه عزادارى در میان مسلمانان و بویژه شیعیان به شیوه هاى مختلفى برگزار مى گردد که برخى از آنها عبارت اند از:

1. برگزارى و برپایى جلسات و اجتماعاتى به نام عزادارى، روضه خوانى و یا سال گشت. در این اجتماعات چند مطلب اساسى که در واقع دربرگیرنده اهداف برپایى این جلسات است به چشم مى خورد.

  • ashk

اشک

ashk | جمعه, ۴ اسفند ۱۳۹۱، ۱۰:۳۷ ب.ظ | ۰ نظر

میگن پشت سر مسافر آب بریزی بر می گرده !

اشک که از آب زلالتره چرا مسافر من بر نمی گرده ؟؟؟

 


دلت که گرفته باشد صدای ترانه که هیچ ! با صدای دست فروش دوره گرد هم

گریه میکنی . .

  • ashk

ترکیب بند محتشم

ashk | جمعه, ۴ اسفند ۱۳۹۱، ۱۰:۱۶ ب.ظ | ۰ نظر

یکی از مهمترین و معروفترین شعرای دوره صفوی، محتشم کاشانی، شاعر

دربار شاه طهماسب بود. گر چه این شاعر به روزگار جوانی شعر می گفت،

غزل سرایی می نمود و حتی به مدیحه گفتن نیز اهتمام کرد، ولی بعد به ملاحضه

تمایل دینی و احساسات شیعی دربار صفوی، موضوع تازه ای پیش آورد و

اشعاری در رثای امامان شیعه سرود و در این سبک شهرت یافت، به طوری که

می توان او را معروفترین شاعر مرثیه گوی ایران دانست، گر چه شعرای

معدودی قبل از او و تعداد زیادی هم بعد از او در این سبک سخن سرایی کرده اند.

وفات او را به سال ۹۹۶ هجری قمری به سن ۹۱ سالگی اتفاق افتاد.

  • ashk

عشق خدا

ashk | جمعه, ۴ اسفند ۱۳۹۱، ۱۰:۱۱ ب.ظ | ۰ نظر
 
 دیوارهای خالی اتاقم را
از تصویرهای خیالی او پر می کنم....
خدای من زیباست...

  • ashk

غم ناب

ashk | جمعه, ۴ اسفند ۱۳۹۱، ۰۹:۵۳ ب.ظ | ۰ نظر

 

 اصلاً حسین جنس غمش فرق می کند

این راه عشق پیچ و خمش فرق می کند

اینجا  گدا  همیشه  طلبکار می شود

اینجا که آمدی کرمش فرق می کند

شاعر شدم  برای سرودن  برایشان

این خانواده ، محتشمش فرق می کند

  • ashk

تنهاترین

ashk | جمعه, ۴ اسفند ۱۳۹۱، ۱۲:۳۸ ق.ظ | ۰ نظر

 

قانون تو تنهایی من است

 و تنهایی من قانون عشق

 عشق ارمغان دلدادگیست

 و این سرنوشت سادگیست

 

من ندانم که کیم

من فقط می دانم

که توئی،

شاه بیت غزل زندگیم

  • ashk

عشق

ashk | جمعه, ۴ اسفند ۱۳۹۱، ۱۲:۳۴ ق.ظ | ۰ نظر

 

صد بار به سنگ کینه بستند مرا         از خویش غریبانه  گسستند مرا

گفتند همیشه بی ریا  باید  زیست         آئینه شدم  باز شکستند  مرا

 در عشق اگرعذاب دنیا  بکشی         با اشک به دیده نقش دریا بکشی

تا خلوت من هزارغربت باقیست        تنها  نشدی که درد  تنها بکشی

تا عشق توخون به این دلم میریزد     چشمم همه اشک آتشین میریزد

هجران تو را اگر شبی آه  کشم          خاکستر ماه بر زمین  میریزد

 

  • ashk

خدا

ashk | جمعه, ۴ اسفند ۱۳۹۱، ۱۲:۲۵ ق.ظ | ۰ نظر

کسی که در برابر خداوند زانو می زند

می تواند در برابر هر کسی ایستادگی کند  . . .

 

از تصادف جان سالم بدر برده بود

و می گفت زندگی خود را مدیون ماشین مدل بالایش است

و خدا همچنان لبخند می زد . . .

  • ashk

قفس

ashk | سه شنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۱، ۱۰:۲۸ ق.ظ | ۰ نظر

 

هیچکس تنهاییم را حس نکرد
هیچکس
ویرانیم را حس نکرد
وسعت تنهاییم را حس نکرد
در میان خنده های تلخ  من

  • ashk

عشق

ashk | دوشنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۱، ۱۱:۲۸ ب.ظ | ۰ نظر

مردم  از درد و نمی آیی به  بالینم هنوز

مرگ خود می‌بینم و رویت نمی بینم هنوز

بر لب آمد جان  و رفتند  آشنایان از سرم

شمع  را نازم  که می گرید  به  بالینم هنوز

آرزومردوجوانی رفت وعشق ازدل گریخت

غم  نمی گردد جدا از جان  مسکینم  هنوز

روزگاری  پا  کشید  آن تازه  گل از دامنم

گل  بدامن  میفشا ند اشک  خونینم  هنوز

گرچه سرتا پای من مشت غباری بیش نیست

در هوایش چون  نسیم از پای  ننشینم  هنوز

  • ashk