آوازک

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

به سوی حقیقت

نیاز نیست دنبال روشنائیِ حقیقت باشی، فقط کافیه از تاریکیِ جهل دربیای تا روشنائیِ حقیقت خودشو بهت نشون بده

۵۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «روایت» ثبت شده است

اگرچه زیبایی و سفیدروییِ ظاهری نمی‌تواند معیار اصلی برای ازدواج باشد، اما طبیعی است که داشتن همسری که علاوه بر دارا بودن ایمان و اخلاق و معیارهای معنوی برای ازدواج، زیبارو نیز باشد، امتیازی برای یک مرد به شمار می‌آید.

با ذکر این مقدمه، به بررسی روایت منقول از امام رضا(ع) می‌پردازیم:

«عِدَّةٌ مِنْ أَصْحابِنا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیادٍ عَنْ بَکْرِ بْنِ صالِحٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحابِهِ عَنْ أَبی الْحَسَن(ع): مِنْ سَعَادَةِ الرَّجُلِ أَنْ یَکْشِفَ الثَّوْبَ عَنِ امْرَأَةٍ بَیْضَاءَ».[1]

از لحاظ سندی، با آن ‌که این روایت در کتاب معتبری نقل شده است، اما به دلیل مجهول بودن نام برخی از راویان آن،[2] و نیز اختلاف ‌نظر درباره توثیق دیگر راویان،[3] روایتی ضعیف ارزیابی می‌شود.

اما با چشم‌پوشی از ضعف سند، با توجه به مقدمه یادشده، محتوای آن می‌تواند قابل پذیرش باشد، علاوه بر آن ‌که «امْرَأَةٍ بَیْضاء»، غیر از زیبایی صورت، دارای معانی دیگری نیز می‌باشد که شاید روایت ناظر به آنها باشد:

1. پاک بودن از عیوب: در زبان عرب، ‌هنگامی که گفته می‌شود فلانی سفید است، یک معنایش آن است که دامن او از عیب‌ها و ناپاکی‌ها مبرّا و پاک است.

2. صاحب فضل و کرم بودن: در این زبان، برای توصیف افرادی که دارای فضل و کرم باشند نیز از تعبیر «سفید» استفاده می‌شود.[4]

3. پاک بودن از حیض: از آن‌جا که در حدیث حائض «یُمْسِکُ عَنْها زَوْجُها حَتَّى تَرَى الْبَیاض‏»،[5] «سفیدی» به معنای «پاک بودن از حیض» است،[6] ممکن است که منظور از سفیدی در این روایت نیز آن باشد که در شب زفاف، همسرش پاک از حیض باشد.

 


[1] - کلینى، محمد بن یعقوب‏، کافی، ج ‏5، ص 335، قم، دار الحدیث‏، چاپ اول، 1429ق.

[2] - «بَعْضِ أَصْحَابِهِ» بکر بن صالح رازی که در روایت آمده، مشخص نشده‌ که چه کسانی هستند.

[3] - درباره بکر بن صالح رازی اختلاف نظر وجود دارد و برخی از عالمان رجال او را ضعیف دانسته‌اند. ر. ک: غضائری، احمد بن حسین، کتاب الضعفاء، ج 1، ص 44، قم، مؤسسه اسماعیلیان، 1364ق؛ حلّی، حسن بن یوسف، خلاصة الاقوال، ص 208، نجف اشرف، منشورات المطبعة الحیدریة، چاپ دوم، 1381ق.

[4] - مصطفوى، حسن‏، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم‏، ج ‏1، ص 362، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‏، چاپ اول، 1368ش‏.

[5] - کافی، ج ‏5، ص 261.

[6] - طریحی، فخر الدین بن محمد، مجمع البحرین، ج‏ 4، ص 198، تهران، مرتضوى‏، چاپ سوم، 1375ش‏.

  • ashk

ساز عود یا بربط

ashk | سه شنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۷، ۱۱:۳۷ ق.ظ | ۰ نظر

ساز عود یا بربط

أَبو داود مُسْتَرِق می‌گوید:‏ «هرکس چهل روز در خانه‌اش بربط نواخته شود، خداوند شیطانى به نام «قَفَندر» را بر وى مسلط می‌کند؛ پس هیچ عضوى از اعضاى بدنش را باقى نمی‌گذارد مگر آن ‌که روى آن می‌نشیند. هنگامى که این اتفاق افتاد، شرم و حیا و غیرت از او گرفته می‌شود و از آنچه می‌گوید و آنچه به او گفته می‌شود، هیچ باکى ندارد».[1]

شبیه این روایت با سند دیگری از امام صادق(ع) نیز نقل شده است.[2]

 

[1] - کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 6، ص 434، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.

[2] - همان، ج ‏5، ص 536.

  • ashk

شستن پاهای عروس توسط داماد در شب زفاف

ashk | دوشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ۱۲:۱۷ ب.ظ | ۰ نظر

از رسول خدا(ص) در آداب شب زفاف آمده است:

 

«أَوْصَى رَسُولُ اللَّهِ ص عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ ع فَقَالَ یَا عَلِیُّ إِذَا دَخَلَتِ الْعَرُوسُ بَیْتَکَ فَاخْلَعْ خُفَّهَا حِینَ تَجْلِسُ وَ اغْسِلْ رِجْلَیْهَا وَ صُبَ‏ الْمَاءَ مِنْ بَابِ‏ دَارِکَ إِلَى أَقْصَى دَارِکَ فَإِنَّکَ إِذَا فَعَلْتَ ذَلِکَ أَخْرَجَ اللَّهُ مِنْ دَارِکَ‏ سَبْعِینَ لَوْناً مِنَ الْفَقْرِ...»؛[1]

 

یا على، هنگامی که عروس به خانه‌ات وارد شد و هنگامی که ‌خواست بنشیند کفشش را درآور و هر دو پایش را بشو، و آب حاصل از شستشو را در جای جای خانه‌ات بپاش که اگر چنین کنى خدا از خانه‌‏ات هفتاد رنگ فقر را ببرد، و هفتاد رنگ برکت در آن درآورد، و هفتاد رحمت بر تو فرو فرستد که ابتدا بر سر عروس بچرخد و سپس به هر گوشه خانه‌‏ات برسد.

 


[1] - شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج ‏3، ص 551، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1413ق.

  • ashk

 

در آن دوران که اعراب جاهلی شبه جزیره عربستان در تاریکی و ظلمت محض به پرستش بت ها مشغول بودند و جنگ و خون ریزی بین قبایل همه جا را فرا گرفته بود، خداوند کامل‌ترین دین را به دست خاتم رسولان و پیامبر رحمت بر مردم عرضه داشت.

بعد از تلاش بی وقفه آن حضرت(ص) آرام آرام بین مردم بدوی و صحرانشین آن روزگار الفت و همدلی و برابری و برادری ایجاد، و مدینه تبدیل به مدینه فاضله گشت، و همه مردم، مهاجر و انصار به عنوان مسلمان گرد پیامبر جمع شدند، و امّت اسلامی را در آن زمان بوجود آوردند، و گرچه عده ای منافق بودند، ولی با وجود پیامبر اکرم(ص) جرأت اظهار نیّات پلید خویش را نداشتند.

ولی بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) همه چیز دگرگون شد و اتفاقاتی رخ داد که پایه و اساس اختلاف در امّت اسلام و در اقلّیت قرار گرفتن اهلبیت عصمت و طهارت(ع) پدید آمد، از مهمترین اتفاقات مسأله رهبری و جانشینی پیامبر اکرم(ص) بود.

امّا از آنجا که پیامبر اکرم(ص) این آینده شوم را می دید از همان آغاز بعثت بارها و بارها علی(ع) را به عنوان شایسته ترین فرد، و منتخب از جانب خداوند برای امر امامت معرّفی نمودند. شاهد این ادّعا احادیث فراوانی است که از آن حضرت(ص) در این زمینه رسیده است از جمله: حدیث یوم الدّار؛[1] حدیث منزلت؛[2] حدیث معروف ثقلین، و حدیث غدیر که در ضمن خطبه غدیریّه آن حضرت(ص) آمده است.

آنچه پیش رو دارید نگاهی است گذرا به خطبه غدیر و مطالبی که درباره امیرمؤمنان در آن آمده است:

 

  • ashk

مهربانی با همسر

ashk | شنبه, ۳ شهریور ۱۳۹۷، ۰۱:۰۵ ب.ظ | ۰ نظر

پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:

ان الرجل لیؤجر فی رفع اللقمة الی فی امراته

مرد در برابر لقمه ای که در دهان زنش می گذارد پاداش می برد .

  • ashk

بی احترامی به زن

ashk | جمعه, ۲ شهریور ۱۳۹۷، ۰۴:۴۷ ب.ظ | ۱ نظر

 

 

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) می‏ فرمایند:


فای رجل لطم امراته لطمه، امرالله عزوجل مالک خازن النیران فیلطمه علی حر وجهه سبعین لطمه فی نار جهنم؛

هر کس به صورتِ زنش سیلی بزند، خداوند متعال به آتشبانِ جهنم دستور می ‏دهد تا در آتشِ جهنم، هفتاد سیلی بر صورت او بزند.

 

مستدرک الوسائل، ج‏۱۴، ص‏۲۵۰

  • ashk

سبک شمردن نماز

ashk | يكشنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۴۴ ب.ظ | ۱ نظر

روزی حضرت زهرا(سلام الله علیها) کنار رسول خدا(ص) نشسته بودند. حضرت فاطمه(س) از پدر بزرگوارش پرسید: پدر جان، یا رسول الله! زنان و مردانى که نسبت به نماز بى‌‌اعتنا هستند و نماز را سبک مى‌‌شمارند، چه عواقبى را در پیش دارند؟

رسول خدا(ص) فرمود: فاطمه جان! هر کسى از مردان و زنان نمازش را سبک بشمارد، خداوند او را به پانزده بلا مبتلا مى‌‌سازد:

شش مورد در دنیا، سه مورد در وقت مرگ، و سه مورد آنها در قبر و سه مورد در قیامت زمانى که از قبر خارج شود.

یَرْفَعُ اللّهُ الْبَرَکَةَ مِنْ عُمْرِهِ، وَ یَرْفَعُ اللّهُ الْبَرَکَةَ مِنْ رِزْقِهِ، وَ یَمْحُوا اللّهُ عَزَّوَجَلَّ سیماءَ الصّالِحینَ مِنْ وَجْهِهِ، وَکُلُّ عَمَل یَعْمَلُهُ لا یُوجَرُ عَلَیْهِ، وَ لا یَرْتَفِعُ دُعاؤُهُ إِلىَ السَّماءِ، وَ لَیْسَ لَهُ حَظٌّ فى دُعاءِ الصّالِحینَ، وَ أَنّهُ یَمُوتُ ذَلیلاً، وَ یَمُوتُ جائِعًا، وَ یَمُوتُ عَطْشانًا، فَلَوْ سُقِىَ مِنْ أَنْهارِ الدُّنْیا لَمْ یُرْوَ عَطَشُهُ، وَ یُوَکِّلُ اللّهُ مَلَکًا یَزْعَجُهُ فى قَبْرِهِ، وَ یَضیقُ عَلَیْهِ قَبْرُهُ ، وَ تَکُونُ الظُّلْمَةُ فى قَبْرِهِ، وَ یُوَکِّلُ اللّهُ بِهِ مَلَکًا یَسْحَبُهُ عَلى وَجْهِهِ،  وَ الْخَلائِقُ یَنْظُرُونَ إِلَیْهِ، وَ یُحاسَبُ حِسابًا شَدیدًا، وَ لا یَنْظُرُ اللّهُ إِلَیْهِ وَ لا یُزَکّیهِ وَ لَهُ عَذابٌ أَلیمٌ.»[1]

الف) اما آن شش بلایى که در دنیا دامنگیرش مى‌‌شود:

1- خداوند برکت را از عمرش مى‌‌برد.

2- خداوند برکت را از رزقش مى‌‌برد.

3- خداوند عزوجل سیماى صالحین را از چهره‌‌اش محو مى‌‌کند.

4- هر عملى که انجام مى‌‌دهد پاداش داده نمى‌‌شود.

5- دعایش به آسمان نمى‌‌رود.

6- بهره‌‌اى از صالحین براى او نیست.

 

ب) اما آن سه بلایى که هنگام مرگ گرفتارش خواهد شد:

1- ذلیل از دنیا مى‌‌رود.

2- هنگام مرگ در حال گرسنگى خواهد بود.

3- تشنه از دنیا خواهد رفت، اگر چه آب نهرهاى دنیا را به او بدهند.

 

ج) اما آن سه بلایى که در قبر دامنگیرش مى‌‌شود:

1- خداوند ملکى در قبر براى او مى‌‌گمارد تا او را زجر دهد.

2- قبرش براى او تنگ خواهد شد.

3- گرفتار ظلمت و تاریکى قبر خواهد شد.

 

د) اما آن سه بلایى که در روز قیامت گرفتارش خواهد شد:

1- خداوند ملکى را موکل مى‌‌سازد تا او را با صورت بر زمین بکشد، در حالى که خلایق تماشا مى‌‌کنند.

2- محاسبه اعمالش به سختى انجام مى‌‌شود.

3- خدا به نظر لطف به او نمى‌‌نگرد و براى اوست عذاب همیشگى. (منبع: فلاح السائل : 22)

 


[1] - (مسند فاطمه الزهراء، ص 235).

  • ashk

آیا آروغ زدن در میان جمع کراهت دارد؟

ashk | شنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۰۲ ب.ظ | ۰ نظر

به بادی که از معده به سمت دهان خارج ‌شده، آروغ گفته می‌شود؛[1] در طب قدیم، دلیلش را چیره شدن بلغم،[2] سرد مزاجی، ضعف حرارت معده، زیادی غذا و یا رطوبت زیاد معده دانسته‌اند.[3]

اگر آروغ زدن ناشی از بیماری و غیر قابل پیشگیری و کنترل باشد، نمی‌تواند سرزنشی را درپی داشته باشد؛ چون امر غیر اختیاری قابلیت توصیف به استحباب و کراهت را ندارد، اما آروغ ناشی از پرخوری و نیز خودداری از پایین آوردن صدای آروغ در روایات مورد سرزنش واقع شده است که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

امام علی(ع) فرمودند:

ابو جحیفه(وهب بن عبد اللَّه سوائیّ) خدمت رسول خدا(ص) رسید و آروغ می ‌زد. پیامبر(ص) به او فرمود: جلوى آروغت را بگیر، (یعنى کمتر بخور)، زیرا بیشتر آنان که در دنیا پر می‌خورند در قیامت گرسنگى می‌کشند، امام(ع) فرمود: ابو جحیفه پس از آن هیچ‌گاه از طعام سیر نخورد تا به خدا پیوست.[4]

پیامبر(ص) فرمودند: «وقتی آروغ می‌زنید، صدایش را به آسمان نرسانید».[5]

بر اساس این روایات و روایات دیگر، فقها حکم به ناپسندی بلند کردن صدای آروغ داده‌اند: «و یکره ... رفع الجشأ الى السماء».[6]

 


[1] - أزدى، عبدالله بن محمد، کتاب الماء، محقق اصفهانى، محمد مهدى‏، ج 1، ص 253، تهران، مؤسسه مطالعات تاریخ پزشکی، طب اسلامی و مکمل- دانشگاه علوم پزشکی ایران‏، چاپ اول، 1387ش‏.

[2] - منسوب به امام رضا(ع)، طبّ الرضا(ع)، ترجمه، امیر صادقى‏، نصیرالدین، ص 194، تهران، معراجى‏، چاپ ششم، 1381ش‏.

[3] - کتاب الماء‏، ج 1، ص 253 – 254.

[4] - ابن بابویه، محمد بن على‏، عیون أخبار الرضا(ع)، محقق، مصحح، لاجوردى، مهدى‏، ج 2، ص 38، تهران، نشر جهان‏، چاپ اول، 1378ق.

[5] - مجلسى، محمد باقر‏، بحار الأنوار، ج 63، ص 338، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ دوم، 1403ق‏.

[6] - حلى، یحیى بن سعید، الجامع للشرائع‏، ص 391، قم، مؤسسة سید الشهداء العلمیة، چاپ اول، 1405ق؛ شهید اول، محمد بن مکى عاملى‏، الدروس الشرعیة فی فقه الإمامیة، ج 3، ص 26، قم، دفتر انتشارات اسلامى،، چاپ دوم، 1417ق‏.

http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa77589

  • ashk

آیا بلند گذاشتن مو برای زنان مستحب است؟

ashk | شنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۵۳ ب.ظ | ۰ نظر

یکی از زیبایی‌های زن آن است که موی زیبایی داشته باشد؛ پیامبراکرم(ص) در این‌باره فرمودند: «هرگاه یکى از شما تصمیم گرفت که همسری اختیار کند، همانگونه که زیبایی صورتش برای او مهم است، خوب است در مورد موى او نیز تحقیق کند [از اصلِ داشتن مو یا حجم و رنگ آن ».[1]

اهمیت موی زن تا اندازه‌ای است که اگر شخصی موی زنی را از بین ببرد، حتی اگر دوباره بروید، باید مهر المثل (مهرى که مردم از روى عادت برای مثل این زن قرار می‌دهند[2]) را به عنوان کیفرِ کارش به او بپردازد؛ و اگر موی او را بگونه‌ای از بین ُبرد که دیگر نرویید، دیه کامل یک انسان از او گرفته شده و به آن زن پرداخت می‌شود.[3]

در مورد مقدار اندازه موی زن باید گفت؛ اگر کوتاه کردن موی زن، باعث آن شود که او  شبیه مردان شود، نباید این کار را بکند[4] و حتی شوهر هم نمی‌تواند همسرش را به این کار وادار کند.[5] در غیر این صورت و با رعایت آنکه شبیه مرد نشود، زن آزاد است که اندازه مویش را به هر اندازه‌ای تنظیم کند که خودش می‌پسندد و در منابع فقهی تصریح به استحباب بلند نگه‌داشتن موی سر برای او نشده است.[6]

 


[1] - مجلسى، محمدتقى‏، روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج ‏8، ص 100، قم، مؤسسه فرهنگى اسلامى کوشانبور، چاپ دوم‏، 1406ق. / صدوق، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه‏، ج 3، ص 388، قم، دفتر انتشارات اسلامى‏، چاپ دوم، 1413ق‏.

[2] - مروج، حسین‏، اصطلاحات فقهى، ص 520، قم، بخشایش‏، چاپ اول، 1379ش.

[3] - ر. ک: شهید ثانى، زین الدین بن على، مسالک الأفهام إلى تنقیح شرائع الإسلام‌، ج 15، ص 399 – 400، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة‌، چاپ اول، 1413ق‌؛ نجفى، محمد حسن بن باقر، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام‏، ج ‌43، ص 174 – 175، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ هفتم‏، بی‌تا؛ خمینی، سید روح الله، تحریر الوسیلة، ج ‌2، ص 570، قم، مؤسسه مطبوعات دار العلم‌، چاپ اول‌؛ وحید خراسانی، حسین، منهاج الصالحین، ج ‌3، ص 562، قم، مدرسه امام باقر(ع)، چاپ پنجم‌، 1428ق.

[4] - فاضل لنکرانى، محمد‌، جامع المسائل، ج 2، ص 404، قم، امیر قلم‌.

[5] - بهجت، محمد تقى‌، استفتاءات‌، ج 4، ص 206،  قم، دفتر حضرت آیة الله بهجت‌، چاپ اول‌، 1428ق.

[6] - http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa66763

  • ashk

آیا دعایی برای آشتی کردن زن و شوهر وجود دارد؟

ashk | جمعه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۲۲ ب.ظ | ۱ نظر

گرچه انسان هر خواسته‌ای که منطبق بر آموزه‌های دینی بوده را می‌تواند از خدا بخواهد، اما دعای خاصی برای رفع کدورت بین زن و مرد، در منابع دیده نشده است  و آنچه در فضای مجازی به عنوان چنین دعاهایی مطرح می‌شود، منبع معتبری برای آنها نیافتیم.

با این وجود، در برخی دعاها، فرازهایی وجود دارد که در آنها از خدا خواسته می‌شود تا روابط انسان با افراد دیگر بهتر شود که روابط زن و شوهر هم می‌تواند از مصادیق آن باشد. برای نمونه؛ در بخشی از دعای «مکارم الاخلاق» امام سجاد(ع) می‌خوانیم:

  • ashk

رجب به چه معنا است و نام چه چیزی است؟

ashk | پنجشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۲۷ ق.ظ | ۰ نظر

«رجب»؛ نام نهمین ماه از ماه‌های قمری است. بر اساس آنچه در کتب لغوی آمده، این ریشه در موارد «بزرگ‌داشت چیزی از روی هیبت آن» مورد استفاده قرار می‌گیرد. و این ماه را نیز از آن رو رجب نامیده‌اند که در دوران جاهلیت، آن‌ را بزرگ شمرده و جنگ در آن‌ را ممنوع و حرام می‌شمردند،[1] که پس از اسلام نیز این سنت ادامه یافت.

شایان ذکر است، در منابع حدیثی هم از این ماه به عنوان ماهی با عظمت و پر فضیلت یاد شده و بر انجام عبادات و اعمال نیک در آن بیشتر سفارش شده است.

در روایتی، از امام صادق(ع) نقل شده است که ماه رجب را «أصب» (ریزش زیاد) نامیده‌اند؛ زیرا در این ماه، رحمت الهی بر بندگانش بیشتر سرازیر می‌گردد.[2]

همچنین در حدیثی دیگر، امام کاظم(ع) فرمودند: «رجب نام نهرى در بهشت است که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‌تر است، پس کسى که یک روز از رجب را روزه بدارد، خدا از آن نهر به او مى‌نوشاند».[3]

 


[1] - ر. ک: جوهرى، اسماعیل بن حماد، الصحاح - تاج اللغة و صحاح العربیة، ج ‌1، ص 133، بیروت، لبنان، دار العلم للملایین، چاپ اول، 1410‍ق؛ ابو الحسین، احمد بن فارس بن زکریا، معجم مقائیس اللغة، ج ‌2، ص 496، قم، دفتر تبلیغات اسلامى، چاپ اول، 1404ق.

[2] - قمّى اشعرى، احمد بن محمد بن عیسى، النوادر، ص 18، قم، مدرسه امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف، چاپ اول، 1408ق.

[3] - صدوق، محمّد بن على بن بابویه، من لا یحضره الفقیه، ج ‌2، ص 92، ح 1821، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ دوم، 1413ق.

http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa88029

  • ashk

روایتی از رسول خدا(ص) نقل شده که حضرتشان فرمودند: «هر‌گاه که انسان می‌خوابد، شیطان، سه گِره در سر او ایجاد می‌کند که هر گِرِهی از آنها به شخصِ خفته چنین القا می‌کند که شبِ درازی در پیش داری! بگیر و بخواب! حال اگر انسان اعتنایی نکرد و از جایش برخاست و یاد خدا کرد، یک گره باز می‌شود. سپس اگر وضو ساخت، گرهی دیگر باز شده و اگر نماز گزارد، آخرین گره نیز گشوده خواهد شد و او با نشاط و خاطری خوش، صبح را آغاز خواهد کرد وگرنه صبح او با کسالت و خاطری آشفته آغاز خواهد شد».

 

این روایت در صحیح بخاری[1] و نیز برخی دیگر از کتابهای مورد استناد اهل سنت[2] وجود دارد، اما در منابع اولیه شیعی عین این روایت مشاهده نشده و منابع متأخّرِ شیعی نیز آن را از کتب اهل سنت نقل کرده‌اند. به عنوان نمونه محدّث نوری (م 1320ق) آن را از ابن أبی جمهور احسائی در «دُرَر اللآلی» نقل کرده است.[3]

 

با این وجود، مشابه این محتوا و با الفاظی دیگر در منابع کهن شیعی نیز وجود داشته و از این رو محتوای این روایت مورد تأیید فریقین(شیعه و سنی) است.

در روایتی؛ از امام پنجم یا ششم(ع) می‌خوانیم: «هیچ بنده‌ای نیست مگر شبی یک یا چند بار از خواب بیدار می‌شود، پس اگر برای عبادت و شب زنده‌داری از بستر برخاست که به مطلوب رسیده است، وگرنه شیطان در گوش او ادرار می‌کند»

آن‌گاه حضرت(ع) ادامه داد: «آیا احساس نکرده‌اید که شبی را که به عبادت نپرداخته‌اید، با سستی و کسالت و سنگینی از خواب برمی‌خیزید».[4]

 


[1] - «حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ یُوسُفَ، قَالَ: أَخْبَرَنَا مَالِکٌ، عَنْ أَبِی الزِّنَادِ، عَنِ الأَعْرَجِ، عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ: «یَعْقِدُ الشَّیْطَانُ عَلَى قَافِیَةِ رَأْسِ أَحَدِکُمْ إِذَا هُوَ نَامَ ثَلاَثَ عُقَدٍ یَضْرِبُ کُلَّ عُقْدَةٍ عَلَیْکَ لَیْلٌ طَوِیلٌ، فَارْقُدْ فَإِنِ اسْتَیْقَظَ فَذَکَرَ اللَّهَ، انْحَلَّتْ عُقْدَةٌ، فَإِنْ تَوَضَّأَ انْحَلَّتْ عُقْدَةٌ، فَإِنْ صَلَّى انْحَلَّتْ عُقْدَةٌ، فَأَصْبَحَ نَشِیطًا طَیِّبَ النَّفْسِ وَ إِلَّا أَصْبَحَ خَبِیثَ النَّفْسِ کَسْلاَنَ»؛ بخاری، محمد بن إسماعیل، صحیح البخاری (الجامع المسند الصحیح المختصر من أمور رسول الله و سننه و أیامه)، «باب عقد الشیطان...»، ج 2، ص 52، بیروت، دار طوق النجاة، چاپ اول، 1422ق.

[2] - مانند: أبو داود سجستانی، سلیمان بن أشعث، سنن أبی داود، ج 2، ص 32، بیروت، المکتبة العصریة، بی‌تا؛ قشیری نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم (المسند الصحیح المختصر بنقل العدل عن العدل إلى رسول الله)، ج 1، ص 538، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، بی‌تا؛ أبوبکر بیهقی، أحمد بن حسین، السنن الصغیر، ج 1، ص 287، کراتشی، جامعة الدراسات الإسلامیة، چاپ اول، 1410ق.

[3] - نورى، حسین بن محمد تقى‏، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج ‏6، ص 340، قم، مؤسسة آل البیت(ع)‏، چاپ اول‏، 1408ق.

[4] - صدوق، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه‏، ج ‏1، ص 478 – 479، قم، دفتر انتشارات اسلامى‏، چاپ دوم‏، 1413ق؛ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، ج 2، ص 334، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.

http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa85810

  • ashk

روایتی که چنین توصیه ­ای بکند یافت نشد، اما روایاتی وجود دارند که بیانگر یک واقعیت هستند که بسیاری و یا بیشتر انسان ‌ها، چنین رفتاری را انجام می‌دهند و پروردگار این ویژگی را در انسانها به وجود آورده تا آنان را از حرام و تکبّر دور کند:

1. عیص بن أبی ‌مهینه می‌گوید: نزد امام صادق ع بودم که عمرو بن عبید از حضرتشان پرسید: چرا مردم هنگام قضای حاجت، به زیر پای خود و آنچه از آنان خارج می ‌شود، می‌ نگرند؟! امام ع فرمودند: «در بیشتر موارد این ‌کار به اختیار شخص نیست، بلکه خداوند متعال فرشته‌ای را مأمور ساخته و گردن شخص ‌را گرفته و او را مجبور به نگاه کردن می ‌نماید تا به آنچه از او خارج می ‌شود، بنگرد تا بیندیشد که آیا آنها را از حلال به دست آورده و یا از حرام!».[1]

2. سکونی می‌گوید: از امام باقر ع پرسیدم به چه علت خداوند مدفوع را از انسان پدید آورد؟ حضرت ع در پاسخ فرمودند: «به خاطر کوچک نمودن انسان بوده تا به این مسئله توجه نماید که فردی که چنین آلودگی ‌ها و کثافاتی را به همراه دارد، به دیگران بزرگی نفروشد».[2]

 


[1] - صدوق، محمد بن على‏، علل الشرائع، ص 275، قم، کتاب فروشی داوری، چاپ اول، 1385ش.

[2] - همان

  • ashk

نماز دارای آداب باطنی بسیاری است که یکی از آداب آن توجه دائمی به نماز است؛ اگر نمازگزار توجهی به خدا نداشته باشد، خداوند از او روی برمی‌گرداند.

امام صادق(ع) در این ‌باره فرمودند: «هنگامى که بنده به نماز می‌ایستد، خداوند به او رو می‌کند و همواره به او توجّه دارد تا آن‌ که بنده سه بار به چیز دیگرى توجّه کند و از خدا غافل شود. پس از این سه بار بی ‌توجهی است که خداوند از او روى بر می‌گرداند».[1]

ناگفته نماند؛ اگرچه این نماز شایسته اجر و پاداش نیست، اما با این وجود، قضای آن نیز واجب نخواهد بود؛[2] زیرا سخنی در این مورد در روایات وجود ندارد. راه جبران این کاستی‌ ها در نماز، توجه بیشتر در نمازهای آینده و نیز خواندن نوافل(نمازهای مستحبی یومیه) است که از سوی معصومان(ع)، جبران‌ کننده کوتاهی ‌های موجود در نمازهای واجب اعلام شده است.[3]

 


[1] - برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق، محدث، جلال الدین،‏ ج 1، ص 81، قم، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1371ق.

[2] - بهجت، محمد تقی، استفتاءات، ج ‌2، ص 207، قم، دفتر حضرت آیة الله بهجت‌، چاپ اول‌، 1428ق.

  • ashk

حضرت امیرالمؤمنین(ع) در تمام عمر شریفشان به خاطر رسالتی که از جانب خداوند متعال و پیامبر اکرم(ص) به عهده داشتند، همیشه در صدد هدایت جامعه بشری و روشنگری آنها بودند. لذا در وقائع و حوادثی که رقم خورد برای غصب خلافتْ توسط معاندین و مخالفین اولیای الهی، حضرت امیرالمؤمنین(ع) بارها با دلائل کافی و قانع کننده سعی در روشنگری جامعه و برگشت آنها از راه ضلالت به راه هدایت کرده بودند که اگرچه در سخن، مخالفینْ اقرار می کردند که از حقیقت دور افتاده اند و حق با حضرت علی(ع) است، ولی در مقام عمل، باز به راه ضلالت خود ادامه می دادند.

 

از جمله دفاعیات حضرت(ع) از حقوق غصب شده خودشان، روایت زیر است:

 

  • ashk